بیانات امام خمینی در جمع گروهی از بانوان لنگرود و پاسداران انقلاب اسلامی همدان

تاریخ: 1358/04/02

رسالت انبیا، تزکیه نفوس و مهار جهات مادی افسار گسیخته انسان

بسم الله الرحمن الرحیم
من چند کلمه با آقایان و خواهران در مفاد این آیه شریفه که آن خواهر خواند عرض کنم. خدای تبارک و تعالی می فرمایند که من منت گذاشتم بر مردم به اینکه پیغمبر را فرستادم که آیات مرا برای مردم تلاوت کند (ویزکیهم و یعلمهم الکتاب و الحکمه) تزکیه را مقدم ذکر فرموده است از علم، از حکمت. آیات شریفه قرآن در هر ذره از آن نکات هست. جهت اینطور نیست که مثل یک نویسنده باشد که مقدم و مؤخر بودنش ممکن است که در نظر نباشد. تلاوت آیات شریفه، خوب همان رسالت است یعنی رسول آمده است که آیات قرآن را بر مردم تلاوت کند، تلاوت برای چه؟ تلاوت کند و مردم را تزکیه کند، نفوس مردم را تزکیه کند تطهیر کند.
انسان دو جنبه دارد: جنبه معنوی و جنبه ظاهری. جنبه ظاهری همین است که می بینید و همین دنیاست که می بینید و همین مادیات است که مشهود است و جنبه معنوی جنبه دیگری است که ماورای این عالم است، در انسان است. اما انسان مجموعه همه عالم است کانه خدای تبارک و تعالی دو نسخه موجود فرموده اند : یک نسخه تمام عالم، یک نسخه کوچک این است. انسان عصاره همه موجودات عالم است یعنی در انسان همه چیز هست و خدای تبارک و تعالی توجه و عنایت فرموده است و منت گذاشته است بر انسان به اینکه پیغمبرانی فرستاده است برای اینکه هم آن جهت معنویت را که اهم است و تمام نظر به اوست تربیت کند، تزکیه کند مردم را، تهذیب کند مردم را، تعلیم بدهد مردم را، حکمت تعلیم کند، کتاب تعلیم کند و هم این جهات مادی افسار گسیخته را مهار کند. اینها که مادی هستند مادیت را به طور افسار گسیختگی توجه به آن دارند و انبیا آمده اند که همین مادیات را و همین امورات مادی که انسان نسخهای از آن هم هست، عصارهای از آن هم هست و انسان را طوری تربیت کند که مادیات هم در مهار معنویات باشد. اصل اساس، معنویات اوست. اصل اساس این است که هیچ تعلیم و تربیتی در دنیا و هیچ رژیمی در عالم (از تمام رژیم ها که بگیرید) توجه به آن معنویت انسان ندارند. اینکه توهم می شود که فرق ما بین رژیم اسلامی و انسانی با سایر رژیم ها این است که در این عدالت هست، این صحیح است لکن فرق این نیست، فرق ها هست، یکی از فرق هایش قضیه عدالت اجتماعی است. هیچ یک از رژیم دنیا غیر از این رژیم توحیدی انبیا توجهش به معنویات انسان

صحیفه نور جلد 7 صفحه 180

نبوده است، در نظر نداشته است که معنویات را ترقی بدهد. آنها همه در دنبال این بوده اند که این مادیات را استفاده از آن بکنند و یک نظام مادی در عالم ایجاد بشود و انبیا اصلش آمده اند برای تزکیه نفوس انسانی، تعلیم و تربیت کتاب و حکمت و مهارکردن این طبیعت که انسان قبل از مهار کردن طبیعت به دست انبیا به طور اصلاح همه چیز را می خواهد. در انسان کما اینکه یکی از موجودات عالم است که یک حیوانی است منتها حیوان قابل تربیت. هیچ یک از چیزهائی که در انسان، قوائی که در انسان است محدود نیست. انسان شهوتش محدود نیست به اینکه نظام داشته باشد مثل سایر حیوانات، بلکه از سایر حیوانات هم بدتر است. غضب انسان محدود نیست به اینکه در یک موردی اعمال غضب بکند، در یک موردی نکند، غیر محدود است. این مثل این است که سلطه بر سایر کشورها،بر سایر گروه ها محدود نیست که با یک نظمی بر آنها غلبه کند، غیر محدود است. انسان شهوتش همچو غیر محدود است که هیچ مرزی ندارد، هیچ فرقی مابین افراد نیست، اگر غضب کند مرزی ندارد که در آن مرز محدود باشد. مهار تا نشود، تا اشخاصی که باید مهار کنند این قوای انسان را، تا مهار نکنند غیر محدودی و مطلق است. انبیا آمده اند که با تعلیم و تربیت الهی و با تزکیه نفوس مهار کنند این قوه های غیر محدود انسان را.

بر طبق موازین کتاب و سنت اعمال قدرت کنید

این مقدمه را که من عرض کردم برای این است که ما الان در معرض یک خطر عظیم واقع هستیم که این خطر از خطر رژیم سابق برای ما بیشتر است و آن خطر افسار گسیختگی است. خطر افسار گسیختگی که انسان بعد از اینکه خودش را آزاد دید، بعد از اینکه دیوارهای استبداد را شکسته دید، بعد از اینکه از زندان 35 میلیونی بیرون آمد، حالا افسار گسیخته بشود، هر چه می خواهد بکند، یعنی برخلاف این تعلیماتی که انبیا از صدر عالم تا حالا آورده اند که مهار کنند این قوای انسان را، مهار کنند این قدرت هائی که انسان دارد، مهار کنند این شهواتی که انسان دارد، حالا که ما، ملت ما به واسطه همتی که کردند و به واسطه همتی که کردند و به واسطه آن ایمانی که داشتند خدای تبارک و تعالی آنها را موفق کرد و غالب شده اند بر طاغوت، حالا مهار گسیخته بشود. این خطر، خطر بزرگی است که تعالیم انبیا را به باد می دهد، زحمت های رسول اکرم را به باد می دهد، آبروی اسلام را از بین می برد. الان آبروی اسلام بسته است به اعمال شما مردم ایران که مردم عالم متوجه اند به اینکه ببینند چه می کنید. اینکه الان آزادی به دست شما آمد و از اختناق بیرون رفتید، آیا چه می کنید؟ آیا افسار گسیخته شدید؟ دیگر حدی ندارد کارها؟ مرزی ندارد کارها؟ پاسدارید و تفنگ دارید و قوه دارید و قدرت دارید و به خانه ها می ریزید، مال مردم را می برید، هتک آبروی مردم را می کنید؟ یا نه، تربیت، تربیت اسلامی است، حد و مرز دارد، حدود دارد در اسلام، اگر چنانچه یک کسی با دیگری هم دشمنی داشته باشد (که در اسلام نباید داشته باشد) اگر چنانچه کسی فرزند کسی را کشته باشد، حقی که اسلام به او داده این است که روی موازین آن را قصاص بکنند هیچ حق دیگری ندارد یعنی اگر چنانچه فرزند یک نفر را،

صحیفه نور جلد 7 صفحه 181

فرزندهای یک نفر را، عشیره یک نفر را، یک نفر قتل عام بکند و همه را بکشد، در اسلام این است که این را باید قصاص کرد بیش از این حقی برای کسی قائل نیست، یک فحش حق ندارد بدهد، یک سیلی حق ندارد بزند.
آیا امروز که قدرت دست مردم آمده است و در مقابل قدرت ها خود مردم هم قدرت پیدا کرده اند، پاسبان ها قدرت دارند، سپاهی ها قدرت دارند، آیا قدرت را روی موازین کتاب و سنت، روی تعلیمات رسول اکرم صلی الله علیه و آله اعمال می کنند، یا هر چه پیش آمده، آمد. حالا که قدرت داشت، هر جا که می تواند این قدرت را اعمال می کند، دنبال این نیست که روی حق باشد، دنبال این نیست که روی عدالت باشد، دنبال این است که اعمال قدرت خودش را بکند، همان افسار گسیختگی که حیوانات دارند، حیوانات افسار گسیخته اند، میزان ندارد کارشان انسان را که انبیا تربیت می خواهند بکنند، می خواهند محدودش کنند به حدودی، روی قوانینی، روی مرز و بومی باشد. آیا امروز که ایران یک مرکزی شده است که چشم های دنیا به این مرکز دوخته شده و همه عالم دارند دانشمندانشان مطالعه می کنند در احوال این مملکت و این ملت، آیا این ملت حالا دنبال این مطلب هست که ما یک کاری بکنیم که حفظ آبروی اسلام بشود؟ما می گوئیم جمهوری اسلامی، آیا رباخورها به جمهوری اسلامی اعتقاد دارند و باز مشغولند؟ آیا آن اشخاصی که ظلم می کردند و حالا قدرت دست یک اشخاص دیگر افتاده و اینها با قدرت هستند، به جمهوری اسلامی معتقد هستند؟اگر معتقد هستند به جمهوری اسلامی، باید حکومت اسلامی مثل حکومت علی ابن ابیطالب سلام الله علیه باشد. مردمی که در این حکومت زندگی می کنند همه اسلامی باشند، تابع باشند. اینطور نباشد که کارهائی بشود که در خارج منعکس بشود که اینها یک مشت وحشی بودند، وقتی که از دام بیرون افتادند خودشان وحشت کردند.

مسؤولیت خطیر روحانیون در حفظ حیثیت اسلام

برادرهای من! خواهرهای من ! امروز آبروی اسلام بسته به اعمال ماها، اعمال شماهاست، امروز آبروی اسلام بسته به اعمال روحانیون است. روحانیون که مربی انسان ها هستند به جای انبیا نشسته اند، مبعوث از طرف انبیا هستند. آبروی اسلام امروز، آبروی اسلام در ایران و امروز بسته به اعمال همه است و خصوصاً روحانیون. اگر خدای نخواسته از این طایفه یک اشتباهی صادر بشود، یک خطایی صادر بشود، این به پای اسلام تمام می شود. متوجه باشید که مسؤولیت بزرگ است، همه مسؤولیم، همه مسؤولید لکن روحانیون بیشتر مسؤولند. مبادا یک وقت اعمالی صادر بشود از این طایفه که همانطور که گفته می شود و اشخاص مغرض گفته اند و می گویند که ما از زیر بار دیکتاتوری رضا خان بیرون آمدیم و زیر بار دیکتاتوری آخوندها واقع شدیم. آخوند دیکتاتور نیست و دیکتاتور آخوند نیست. اگر رسول اکرم، امیرالمومنین (سلام الله علیه) خدای نخواسته دیکتاتور بودند، آخوند هم باید دیکتاتور باشد لکن آنها نبودند، آنها هیچ وقت اعمال قدرت رابر غیر موضعش نمی کردند، آنها

صحیفه نور جلد 7 صفحه 182

بودند که به حسب نقل وقتی که حضرت امیرسلام الله غلبه کرد بر یک دشمن و او تف انداخت به صورت امیرالمومنین، پاک کرد. گفته می شود که آمدند بعد او را از بین بردند و از ایشان سؤال شد، گفت ترسیدم که برای خدا نباشد برای این باشد که او به من اهانت کرده. اهانت را، اهانت به یک موجودی که هر که او را اهانت کند واجب القتل است، هر که به رسول خدا اهانت کند، هر که به ائمه خدا اهانت کند واجب القتل است، در عین حال برای اینکه خودش بوده و حقی برای خودش بوده و می خواسته که خالص باشد این کاری را که می فرماید، تحمل کرد تا اینکه مبادا یک وقت یک خللی در قصد واقع بشود. آقایان علماء اعلام مسؤولیتشان زیاد است چنانچه شغلشان از همه شغل ها شریفتر است. شغل، شغل انبیا است و مسؤولیت انبیاء و همه و همه مسؤول هستیم. همه هستیم که باید با رعایت صحیح رفتار کنیم (کلکم راع) همه باید مراعات حدود بکنیم. مراعات اموری را که باید بکنیم، بکنیم. همه باید بنده خدا باشیم، بنده خدا در احکام، هر چه فرموده است عمل بکنیم، نه هر چه خواستیم. امروز آبروی اسلام بسته به اعمال شما آقایان، شما برادرها، شما خواهرها و بالاتر علما، برای اینکه علما در رأس هستند و اگر در رأس یک خطائی خدای نخواسته واقع بشود سرایت می کند، در رأس علما هستند و اگر در رأس یک خطائی واقع بشود مردم او را پای انبیا دارند و می گویند تعلیم آنهاست، لااقل دشمن های ما می گویند اسلام همین بوده است. الان دشمن ها دنبال این هستند که این نهضت را، این نهضت اسلامی را یک کاری بکنند که لکه دار بشود. شکست مهم نیست، لکه دار شدن مهم است.اگر ما با آبرومندی شکست بخوریم اهمیتی ندارد، انبیا هم شکست خوردند، اگر نهضت ما خدای نخواسته با آبرومندی از بین برود آبرو محفوظ است، در تاریخ محفوظ خواهد ماند. شکست بخوریم، حضرت امیر هم از معاویه شکست خورد، اما اگر شکست معنوی بخوریم، اگر حالا که اسلام دست ما آمده است، امانت است پیش ما، اگر ما به این امانت خیانت بکنیم، اگر خدای نخواسته از حدود تجاوز بکنیم، این نهضت آلوده می شود و در خارج گفته می شود این هم اسلام، پای اسلام حساب می کنند نمی دانند که اسلام این نیست. اگر ما خطا بکنیم، ما خطا کاریم نه اسلام. کاری نکنید و کاری نکنند و علما کاری نکنند و بزرگان قوم کاری نکنند و متفکران کاری نکنند که اسلام لکه دار بشود، که مکتب لکه دار بشود. ما خودمان از بین برویم اشکالی ندارد، نهضتمان هم از بین برود اشکالی ندارد لکن اگر خدای نخواسته مکتبمان از بین برود، مکتب، مکتب توحید است، مکتب اسلام است، مکتب خداست. اگر ما کاری بکنیم که این مکتب لکه دار بشود، در دنیا بگویند که وقتی که کار به دست خود مردم افتاد، وقتی کار به دست پاسداران اسلام افتاد، گفتند ما پاسداران اسلامیم، اگر کار به دست علمای اسلام افتاد، گفتند ما علمای اسلام هستیم، ما جانشین انبیا هستیم، اگر یک وقت خطا واقع بشود، این مسأله از آن خطاهای کوچک نیست، امروز مسائل بزرگ است، امروز خطاها کوچکش هم بزرگ است، امروز اسلام در دست ماست تا ما چه بکنیم، قرآن کریم در دست ماست تا ما چه بکنیم. آیا کاری بکنیم که به ما بگویند که این هم اسلام؟پای اسلام حساب می شود.

صحیفه نور جلد 7 صفحه 182


پاسداران قرآن و اسلام باشید

برادرها! از پاسداری خوب پاسداری کنید. محور اسلام باشید. پاسدار اسلام و قرآن باشید. پاسداری از اسلام بکنید. همین دیروز به من اطلاع دادند که یک پاسداری در قم یک کسی را همینطور کشته است. (یکی از حضار : (برادر ایشان است) برادر هر کس باشد باید کشته بشود باید، بله؟ امام در جواب سخنان یکی از حضار سؤال می فرمایند: برادر مقتول است؟ قصاص می شود، شما حق دارید او را قصاص کنید و به دست شما می دهند و کشته خواهد شد. من امروز گفتم باید کشته بشود. هر که قدرت دستش هست هر کاری می خواهد نباید بکند. موازین دارد، میزان دارد مطلب. کشتن یک مسلمان میزان دارد، بیخود است مگر؟ کشتن یک بشر میزان دارد بی میزان نمی شود کسی را کشت.
من امیدوارم که خداوند ماها را بیدار کند. خداوند ماها را هوشیار کند. خداوند به ما ایمان عنایت کند. خداوند انشاءالله شما را سعادتمند کند. خواهران و برادران من را هر جا هستند سعادتمند کند و از عهده این مسؤولیت بزرگی که بر دوش همه است انشاءالله با توفیق خدای تبارک و تعالی همه از این عهده بیرون بیائیم. خداوند همه را حفظ کند.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته