فهرست کتاب


عرفان اسلامی جلد 3(شرحی جامع بر صحیفه سجادیه)

آیت الله مکارم شیرازی

1. آیا شیطان از فرشتگان بود؟

ظاهر آیاتى که درباره خوددارى شیطان از سجده بر آدم (علیه السلام) مى باشد این است
514
که شیطان در زمره فرشتگان بوده، زیرا به صورت استثناى متصل بیان شده است؛ مى فرماید: (وَاِذْ قُلْنَا لِلْمَلائِکَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا اِلاَّ اِبْلیسَ أَبى وَاسْتَکْبَرَ وَکانَ مِنَ الْکافِرِینَ)؛ «و یاد کن هنگامى را که به فرشتگان گفتیم: «براى آدم سجده و خضوع کنید!» همگى سجده کردند؛ جز ابلیس که سر باز زد و تکبّر ورزید و به خاطر نافرمانى و تکبّرش از کافران شد».(563)
ولى این گونه تعبیرات درمقابل صراحت آیه 50 سوره کهف ظهور خود را از دست مى دهد، آن جا که مى فرماید: (فَسَجَدُوا اِلاَّ اِبْلیسَ کانَ مِنَ الْجِنِّ فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ رَبِّهِ)؛ «همه فرشتگان سجده کردند، مگر ابلیس که او از طایفه جن بود و از فرمان پروردگارش سرپیچى کرد».
سخنانى که از خود ابلیس نقل شده نیز شاهدى بر این مدعاست، آن جا که مى گوید: (خَلَقْتَنِى مِنْ نارٍ وَخَلَقْتَهُ مِنْ طِینٍ)؛(564 ) «مرا از آتش آفریدى و آدم را از گل (بنابراین من از او برترم و چرا در برابر او سجده کنم!)». به یقین فرشتگان از آتش آفریده نشده اند، بلکه طایفه جن از آتش آفریده شده اند همان گونه که در آیه شریفه: (وَخَلَقَ الْجَانَّ مِنْ مارِجٍ مِنْ نارٍ)؛ «و خداوند جنّ را از شعله هاى آتش خلق کرد» به آن تصریح شده است.(565 )
اضافه بر این، در بعضى از آیات قرآن، شیطان، داراى ذرّیه و فرزندان معرفى شده است: (أَفَتَتَّخِذُونَهُ وَذُرِّیَّتَهُ أَوْلِیاءَ مِنْ دُونِی وَهُمْ لَکُمْ عَدُوٌّ)(566 )، در حالى که چنین چیزى درباره فرشتگان نیامده است.
515

2. چرا شیطان طرد شد؟

مى دانیم که وقتى آدم (علیه السلام) آفریده شد همه فرشتگان و همچنین شیطان (ابلیس) که در میان آن ها بود و خدا را عبادت مى کرد مأمور به سجده شدند. همه سجده کردند جز شیطان که سرپیچى کرد و خود را برتر از آدم شمرد و این تکبر، او را براى همیشه مطرود درگاه خداوند ساخت و خداوند او را چنان لعنتى کرده که مانند آن درباره شخص دیگرى در قرآن دیده نمى شود. در آیه 78 سوره «ص» خطاب به شیطان مى فرماید: (وَاِنَّ عَلَیْکَ لَعْنَتِی اِلى یَوْمِ الدِّینِ)؛ «و به یقین لعنت من بر تو تا روز قیامت خواهد بود».
امیرمؤمنان على (علیه السلام) در خطبه قاصعه که از مهم ترین خطبه هاى نهج البلاغه است و درباره مذمّت کبر و خودبرتربینى سخن مى گوید مى فرماید: «فَاعْتَبِرُوا بِمَا کانَ مِنْ فِعْلِ اللَّهِ بِابْلِیسَ اِذْ أَحْبَطَ عَمَلَهُ الطَّوِیلَ وَجَهْدَهُ الْجَهِیدَ، وَکَانَ قَدْ عَبَدَاللَّهَ سِتَّةَ آلافِ سَنَةٍ، لا یُدْرَى أمِنْ سِنِیِّ الدُّنْیَا أَمْ مِنْ سِنِیِّ الاْخِرَةِ، عَنْ کِبْرِ سَاعَةٍ وَاحِدَةٍ. فَمَنْ ذَا بَعْدَ اِبْلِیسَ یَسْلَمُ عَلَى اللَّهِ بِمِثْلِ مَعْصِیَتِهِ؟ کَلَّا، مَا کانَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ لِیُدْخِلَ الْجَنَّةَ بَشَراً بأَمْرٍ أَخْرَجَ بِهِ مِنْهَا مَلَکاً. اِنَّ حُکْمَهُ فِی أَهْلِ السَّمَاءِ وَأَهْلِ الْأَرْضِ لَوَاحِدٌ. وَمَا بَیْنَ اللَّهِ وَبَیْنَ أَحَدٍ مِنْ خَلْقِهِ هَوَادَةٌ فِی اِبَاحَةِ حِمَىً حَرَّمَهُ عَلَى الْعَالَمِینَ؛ اگر خدا مى خواست، مى توانست آدم را از نورى بیافریند که روشنایى اش دیده ها را برباید و زیبایى و جمالش عقول را مبهوت کند و عطرش شامّه ها را مسخر سازد و اگر چنین مى کرد گردن ها در برابر آدم خاضع مى شد و آزمایش براى فرشتگان بسیار آسان بود؛ ولى خداوند سبحان خلق خود را با امورى مى آزماید که از فلسفه آن آگاهى ندارند تا (مطیعان از عاصیان) ممتاز گردند و تکبّر را از آنان بزداید و آن ها را از کبر و غرور دور سازد، بنابراین، از کارى که خداوند با ابلیس کرد عبرت بگیرید، زیرا اعمال طولانى و کوشش هاى بسیارش را بر باد داد در حالى که خدا را شش هزار سال عبادت کرده بود! سال هایى که معلوم نیست از سال هاى دنیا بود یا
516
آخرت! (آرى) همه آن ها را به سبب ساعتى تکبّر نابود ساخت. چگونه ممکن است کسى بعد از ابلیس همان نافرمانى او را انجام دهد ولى در برابر (خشم) خدا سالم بماند؟ نه، هرگز چنین نخواهد بود هیچ گاه خدا انسانى را با داشتن صفتى وارد بهشت نمى کند که بر اثر همان صفت فرشته اى را (کسى به حسب ظاهر در زمره فرشتگان بود) از بهشت بیرون کرده است. حکم او درباره اهل آسمان و زمین یکسان است و خدا با هیچ یک از خلق خود دوستى خاصى ندارد تا به سبب آن، چیزى را که براى همه جهانیان تحریم کرده است براى وى مباح سازد».
آرى، یکى از سرچشمه هاى مهم انحراف از مسیر حق، تکبّر و خودبرتربینى است و کسانى که داراى چنین صفتى هستند در واقع سرباز لشکر ابلیس مى باشند.

3. چرا به شیطان مهلت داده شد؟

خداوند در قرآن مجید مى فرماید که شیطان براى اغواى انسان ها تقاضاى مهلت تا روز قیامت کرد و به او تا وقت معیّنى مهلت داده شد: (قالَ رَبِّ فَأَنْظِرْنِى اِلَى یَوْمِ یُبْعَثُونَ * قالَ فَاِنَّکَ مِنَ الْمُنْظَرِینَ * اِلى یَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ)؛ «عرض کرد: پروردگار من! مرا تا روزى که انسان ها برانگیخته مى شوند مهلت ده! * فرمود: به تو مهلت داده شد * تا روز و زمان معینى».(567)
اکنون دو سؤال در این جا مطرح است: نخست این که چرا خداوند شیطان را آفرید، با این که او موجود خبیثى است؟ و دیگر این که چرا به او اجازه داده شد که در طول قرن ها زنده بماند و به گمراه ساختن انسان ها بپردازد؟
پاسخ سؤال اول روشن است و آن این که شیطان از آغاز خبیث نبود، بلکه پاک
517
آفریده شد و به همین دلیل هزاران سال در میان فرشتگان مشغول عبادت بود. خباثت او از زمانى شروع شد که دربرابر فرمان خدا تکبّر و سرپیچى کرد و حتى حکمت خدا را زیر سؤال برد که چرا فرمان سجده بر آدم را به او داد. درست مانند سایر انسان هایى که پاک آفریده مى شوند، ولى در مسیر زندگى بر اثر هوى پرستى گمراه مى گردند.
پاسخ سؤال دوم این است که شیطان مى تواند وسیله تکامل براى بندگان خدا گردد، به این صورت که هرقدر از دعوت هاى او بیشتر سرپیچى کنند در درگاه خداوند مقرّب تر مى شوند. معمولاً یک دشمن نیرومند براى افرادى که بیدار و آگاه اند سبب تقویت و توانایى بیشتر مى گردد، همان گونه که یکى از فلاسفه بزرگ تاریخ معاصر«توین بى»مى گوید:«هیچ تمدن درخشانى در جهان پیدا نشد، مگر این که ملتى مورد هجوم یک نیروى خارجى قرار گرفت و بر اثر این تهاجم نبوغ و استعداد خود را به کار انداخت و تمدن درخشانى را پى ریزى کرد».(568)
به هر حال شیطان نه تنها ضررى به اولیاء الله نمى زند، بلکه به عکس، باعث تکامل آن ها نیز مى گردد.