فهرست کتاب


عرفان اسلامی جلد 3(شرحی جامع بر صحیفه سجادیه)

آیت الله مکارم شیرازی

مرا به غیر خودت نیازمند مکن

در این قسمت امام (علیه السلام) خواسته خود را با چهار عبارت مختلف که همه یک حقیقت را دنبال مى کند بیان مى نماید، عرضه مى دارد: «خداوندا! بر محمد و آلش
325
درود فرست و دعاى مرا اجابت کن!»؛ (اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَآلِهِ، وَکُنْ لِدُعَائِی مُجِیباً).
«و به نداى من نزدیک باش!»؛ (وَمِنْ نِدَائِی قَرِیباً).
«و به تضرع و زارى ام رحم کن!»؛ (وَلِتَضَرُّعِی رَاحِماً).
«و صدایم را بشنو!»؛ (وَلِصَوْتِی سَامِعاً).
منظور از اجابت دعا انجام آن و پاسخ مثبت دادن به درخواست دعاکننده است، همان گونه که خداوند در قرآن مجید وعده داده است: (أُجِیبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ اِذا دَعانِ)؛ «دعاى دعاکننده را، هنگامى که مرا مى خواند، پاسخ مى گویم».
و منظور از ندا سخنى است که از دور گفته مى شود، ولى در این جا امام (علیه السلام) از خداوند تقاضا مى کند که آن را نزدیک بشمارد همان گونه که در قرآن مجید آمده است: (وَاِذا سَأَلَکَ عِبادِی عَنِّى فَاِنِّى قَریبٌ)؛ «و هنگامى که بندگان من، از تو درباره من سؤال کنند، بگو: من نزدیکم».
ممکن است بندگان تصور کنند از خدا دورند، ولى مى دانیم که او از ما به ما نزدیک است.
و منظور از ترحم به تضرع و زارى این است که خداوند بنده اى را که در این حالت مى بیند مشمول رحمت خاص خود قرار دهد.
خداوند در قرآن مجید مى فرماید: (ادْعُوا رَبَّکُمْ تَضَرُّعاً وَخُفْیَةً اِنَّهُ لا یُحِبُّ الْمُعْتَدِینَ * وَلا تُفْسِدُوا فِى الْأَرْضِ بَعْدَ اِصْلاَحِهَا وَادْعُوهُ خَوْفاً وَطَمَعاً اِنَّ رَحْمَتَ اللَّهِ قَریبٌ مِنَ الْمُحْسِنینَ)؛ «پروردگار خود را آشکارا از روى تضرع، و در پنهانى، بخوانید؛ و از تجاوز دست بردارید که او متجاوزان را دوست نمى دارد * ودر زمین پس از اصلاح آن فساد نکنید، و او را با بیم وامید بخوانید (بیم از مسئولیت ها، و امید به رحمتش. و نیکى کنید) زیرا رحمت خدا به نیکوکاران نزدیک است».(404)
326
این که عرضه مى دارد: صداى مرا بشنو، منظور شنیدن عملى است، یعنى به آن ترتیب اثر ده و حاجتم را برآور.
سپس امام (علیه السلام) همان خواسته ها را که در جمله هاى قبل به صورت اثباتى بیان شد به صورت دیگرى به پیشگاه خدا عرضه مى دارد، مى گوید: «(خداوندا!) امید مرا از خود قطع مکن و رشته پیوندم را از خود جدا مفرما و مرا در این حاجت که عرض مى کنم و سایر حاجاتم به غیر خودت متوجه مساز!»؛ (وَلا تَقْطَعْ رَجَائِی عَنْکَ، وَلا تَبُتَّ سَبَبِی مِنْکَ، وَلا تُوَجِّهْنِی فِی حَاجَتِی هَذِهِ وَغَیْرِهَا اِلَى سِوَاکَ).
«رجاء» در اصل از ماده «رَجو» (بر وزن حَجم) به معناى امید داشتن گرفته شده است و هنگامى که به صورت مهموز به کار رود، به معناى تأخیر انداختن و مهلت دادن است. قرآن مجید درباره پیشنهاد درباریان فرعون به او چنین بیان مى کند: (قالُوا أَرْجِهْ(405) وَأَخاهُ وَأَرْسِلْ فِی الْمَدَائِنِ حَاشِرِینَ)؛ «موسى و برادرش را مهلت ده و در همه شهرها بفرست و ساحران را گردآورى کن».(406)
یکى دیگر از معانى «رجاء» ناحیه و اطراف چیزى است و جمع آن ارجاء است، همان گونه که در قرآن مجید آمده است: (وَالْمَلَکُ عَلى أَرْجَائِهَا)؛ «آن روز فرشتگان در اطراف آسمان قرار مى گیرند».(407)
واژه «تَبُتَّ» از ماده «بتّ» (بر وزن خطّ) به معناى قطع کردن گرفته شده و امام (علیه السلام) در این جمله از خدا تقاضا مى کند که رابطه مرا از خود قطع مکن و این که واژه «بتّ» به معناى یقین آمده به خاطر این است که وقتى انسان به چیزى یقین پیدا مى کند از خلاف آن قطع رابطه مى نماید.
واژه «سبب» در اصل به معناى ریسمانى است که با آن از درختان نخل بالا
327
مى روند، سپس به هرگونه ریسمان اطلاق شده و بعد از آن به هر چیزى که وسیله رسیدن به مطلبى باشد، گفته مى شود، همان گونه که در داستان ذوالقرنین در قرآن مجید در سوره کهف مکرر به این معنا به کار رفته است(408) و در کلام امام (علیه السلام) به معناى امورى است که رابطه انسان را با خدا برقرار مى سازد.
درمجموع امام (علیه السلام) در این بخش از دعا تقاضا دارد که امیدش از الطاف الهى قطع نشود و رابطه اش با او از میان نرود و دست حاجت به سوى غیر خدا دراز نکند و این نهایت اخلاص و ایمان است.
سپس در جمله بیست و سوم این دعا خواسته هاى خود را به صورت کلى چنین مطرح مى کند: «(خداوندا!) رسیدن به مقصودم و برآمدن حاجتم و نائل شدن به خواسته ام را خودت بر عهده گیر (و مرا یارى فرما)، با آسان کردن مشکلاتم و حسن تقدیرت برایم در همه چیز؛ پیش از این که از جاى خود برخیزم»؛ (وَتَوَلَّنِی بِنُجْحِ طَلِبَتِی وَقَضَاءِ حَاجَتِی وَنَیْلِ سُؤْلِی قَبْلَ زَوَالِی عَنْ مَوْقِفِی هَذَا بِتَیْسِیرِکَ لِیَ الْعَسِیرَ وَحُسْنِ تَقْدِیرِکَ لِی فِی جَمِیعِ الاُْمُورِ).
«تولَّنى» از ماده «ولایت»، یعنى خداوندا! ولایت و سرپرستى مرا بر عهده بگیر!
«نُجح» و «نجاح» به معناى پیروزى و رسیدن به مقصود است.
همان گونه که در بالا اشاره شد در این بخش از دعا امام (علیه السلام) تمام خواسته ها را به طور کلى عنوان مى کند و قضاى حاجات را از درگاهش مى طلبد و رسیدن به خواسته ها را به طور عام طلب مى نماید. سپس اشاره مى کند که مشکلات گرچه در نظر ما مهم و مشکل است، ولى همه چیز دربرابر قدرت بى پایان تو سهل و ساده است، اصلاً دربرابر قدرت بى پایان، مشکل آسان یا کوچک و بزرگ مفهومى ندارد و همه یکسان است.
328
این مضمون در دعاهاى مختلف نیز آمده است ازجمله در تعقیبات نافله صبح در مصباح المتهجد آمده است: «وَیَسِّرْ لِی کُلَّ عَسِیرٍ فَاِنَّ تَیْسِیرَ الْعَسِیرِ عَلَیْکَ سَهْلٌ یَسِیرٌ وَأَنْتَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ؛ خداوندا! هر مشکلى را بر من آسان کن زیرا آسان کردن مشکلات براى تو سهل و آسان است».(409)
و در دعاى شب نیمه ماه رجب نیز مى خوانیم: «وَیَا مَنِ الْعَسِیرُ عَلَیْهِ سَهْلٌ یَسِیرٌ».(410) و همچنین در موارد دیگر.
البته نباید فراموش کرد که براى آسان شدن مشکلات نیز مقدماتى از سوى بندگان لازم است و گاه کارى از انسان سرمى زند که مسائل آسان بر او مشکل مى شود، همان گونه که در قرآن مجید آمده است: (فَأَمَّا مَنْ أَعْطَى وَاتَّقَى * وَصَدَّقَ بِالْحُسْنَى * فَسَنُیَسِّرُهُ لِلْیُسْرَى * وَأَمَّا مَنْ بَخِلَ وَاسْتَغْنَى * وَکَذَّبَ بِالْحُسْنَى * فَسَنُیَسِّرُهُ لِلْعُسْرَى)؛ «اما آن کس که (در راه خدا) انفاق کند و پرهیزکارى پیش گیرد * و جزاى نیک (الهى) را تصدیق کند * ما او را در مسیر آسانى قرار مى دهیم * اما کسى که بخل ورزد و از این طریق بى نیازى طلبد * و پاداش نیک (الهى) را تکذیب کند * ما به زودى او را در مسیر دشوارى قرار مى دهیم».(411)
مطابق این آیات، انفاق در راه خدا و تقوا و ایمان به پاداش هاى نیک خداوند سبب مى شود که خدا مشکلات را بر انسان آسان کند و مقدرات نیک براى او فراهم سازد و به عکس، بخل و ترک انفاق و تکذیب پاداش هاى الهى سبب مى شود که خداوند او را گرفتار سختى ها کند.
329
.
330

بخش پنجم

24. وَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَآلِهِ، صَلاةً دَائِمَةً نَامِیَةً لاَ انْقِطَاعَ لِأَبَدِهَا وَلا مُنْتَهَى لِأَمَدِهَا، وَاجْعَلْ ذَلِکَ عَوْناً لِی وَسَبَباً لِنَجَاحِ طَلِبَتِی، اِنَّکَ وَاسِعٌ کَرِیمٌ.

25. وَمِنْ حَاجَتِی یَا رَبِّ کَذَا وَکَذَا [وَتَذْکُرُ حَاجَتَکَ ثُمَّ تَسْجُدُ وَتَقُولُ فِی سُجُودِکَ:] فَضْلُکَ آنَسَنِی، وَاِحْسَانُکَ دَلَّنِی، فَأَسْأَلُکَ بِکَ وَبِمُحَمَّدٍ وَآلِهِ، صَلَوَاتُکَ عَلَیْهِمْ، أَن لا تَرُدَّنِی خَائِباً.
ترجمه
24. خداوندا! بر محمد و آلش درود فرست، درودى دائم و فزاینده، درودى که هرگز منقطع نشود و پایانى براى آن نباشد، این درودى را که از هر نظر کامل است کمکى براى من و سبب برآمدن حاجاتم قرار ده چراکه عطاى تو واسع است و تو کریمى!
25. پروردگارا! از حاجتم این و این است (به جاى گفتن کذا و کذا حاجت خود را بیان مى کنى، سپس در سجده چنین مى گویى:) خداوندا! فضل تو مرا با تو مأنوس کرده و احسانت مرا به سوى تو فراخوانده، پس تو را به ذات پاکت و به محمد و آل محمد ـ که درود و رحمتت بر آن ها باد ـ سوگند مى دهم که مرا از درگاه خود محروم بازنگردانى.

شرح و تفسیر