فهرست کتاب


عرفان اسلامی جلد 3(شرحی جامع بر صحیفه سجادیه)

آیت الله مکارم شیرازی

بخش اول

1. اللَّهُمَّ اِنْ تَشَأْ تَعْفُ عَنَّا فَبِفَضْلِکَ، وَاِنْ تَشَأْ تُعَذِّبْنَا فَبِعَدْلِکَ.
2. فَسَهِّلْ لَنَا عَفْوَکَ بِمَنِّکَ، وَأَجِرْنَا مِنْ عَذَابِکَ بِتَجَاوُزِکَ، فَاِنَّهُ لا طَاقَةَ لَنَا بِعَدْلِکَ، وَلا نَجَاةَ لِأَحَدٍ مِنَّا دُونَ عَفْوِکَ.
ترجمه
1. خداوندا! اگر بخواهى، ما را عفو مى کنى و این مقتضاى فضل توست و اگر بخواهى ما را عذاب مى کنى و این موافق عدل توست.
2. حال که چنین است، مسیر عفوت را که نعمت بزرگ توست، بر ما آسان گردان و با گذشت خویش، ما را از عذابت پناه ده! چراکه ما طاقت عدل تو را نداریم و هیچ کس از ما، جز با عفو تو نجات نخواهد یافت.

شرح و تفسیر

به فضل تو نیازمندیم و از عدل تو هراسان

امام (علیه السلام) نخست عرضه مى دارد: «خداوندا! اگر بخواهى، ما را عفو مى کنى و این مقتضاى فضل توست و اگر بخواهى ما را عذاب مى کنى و این موافق عدل توست»؛ (اللَّهُمَّ اِنْ تَشَأْ تَعْفُ عَنَّا فَبِفَضْلِکَ، وَاِنْ تَشَأْ تُعَذِّبْنَا فَبِعَدْلِکَ).(243 )
177
و جمله بعد درواقع توضیح و تکمیل جمله گذشته است؛ عرض مى کند : «(خداوندا!) حال که چنین است، مسیر عفوت را که نعمت بزرگ توست، بر ما آسان گردان و با گذشت خویش، ما را از عذابت پناه ده، چرا که ما طاقت عدل تو را نداریم و هیچ کس از ما جز با عفو تو نجات نخواهد یافت؛ فَسَهِّلْ لَنَا عَفْوَکَ بِمَنِّکَ، وَأَجِرْنَا مِنْ عَذَابِکَ بِتَجَاوُزِکَ، فَاِنَّهُ لا طَاقَةَ لَنَا بِعَدْلِکَ، وَلا نَجَاةَ لِأَحَدٍ مِنَّا دُونَ عَفْوِکَ».
«اجرنا» از ماده «جور» به گفته مقاییس اللغة، در اصل به معناى انحراف از مسیر است، منتها هنگامى که این واژه با «الى» متعدى مى شود معناى تمایل پیدا کردن به چیزى و پناه دادن به آن را مى دهد و اگر با «عن» یا «على» متعدى شود به معناى اعراض از چیزى و ظلم کردن و تعدّى به آن مى باشد و گاهى با «فى» متعدى مى شود که آن نیز به معناى ظلم و ستم است. گفته مى شود: «جَارَ فِی حُکْمِهِ» یعنى حکم ظالمانه اى داد، و هنگامى که این واژه به باب افعال مى رود به معناى پناه دادن است، همان گونه که در قرآن مجید آمده است: (وَاِنْ أَحَدٌ مِنَ الْمُشْرِکینَ اسْتَجارَکَ فَأَجِرْهُ حَتَّى یَسْمَعَ کَلاَمَ اللَّه)؛ «هرگاه یکى از مشرکان از تو پناه بطلبد او را پناه ده تا سخن خدا را بشنود».(244)
امّا واژه «دون» در کلام امام (علیه السلام) در اصل به معناى پایین درمقابل بالاست ولى در بسیارى از موارد به معناى «غیر» نیز به کار مى رود و در عبارت امام (علیه السلام) به همین معناست. این واژه گاهى به معناى «نزد» یا «نزدیک» نیز مى آید.
در بسیارى از دعاها از خدا تقاضا مى کنیم: با عدل خود با ما رفتار مکن، بلکه با فضل خود رفتار کن، زیرا عدل تو موجب کیفرهاى زیادى خواهد شد، ولى فضل تو همه را مشمول عفو قرار مى دهد.
قرآن مجید مى گوید: (وَلَوْ یُؤاخِذُ اللَّهُ النَّاسَ بِما کَسَبُوا ما تَرَکَ عَلَى ظَهْرِها مِنْ دَابَّةٍ
178
وَلَکِنْ یُؤَخِّرُهُمْ اِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى فَاِذا جاءَ أَجَلُهُمْ فَاِنَّ اللَّهَ کانَ بِعِبادِهِ بَصِیراً)؛ «اگر خداوند مردم را به سبب کارهایى که مرتکب شده اند مجازات کند، جنبنده اى را بر پشت زمین باقى نخواهدگذاشت؛ولى به لطفش آن هاراتا سرآمد معیّنى تأخیر مى اندازد ومهلت اصلاح مى دهد امّا هنگامى که اجل آنان فرا رسد، خداوند هر کس را به مقتضاى عملش جزا مى دهد. به یقین خداوند نسبت به بندگانش بیناست».(245)
امیرمؤمنان على (علیه السلام) در خطبه 227 نهج البلاغه عرضه مى دارد: «اللَّهُمَّ احْمِلْنِی عَلَى عَفْوِکَ وَلا تَحْمِلْنِی عَلَى عَدْلِکَ؛ خداوندا! با عفو و بخشش خود با من رفتار کن و با عدل و دادگرى ات رفتار مکن».
آرى، اگر فضل خدا از ما گرفته شود و معیار، تنها اعمال ما باشد، همگى مشکل خواهیم داشت، همان گونه که در حدیثى از پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله) آمده است که فرمود: «وَالَّذِی نَفْسِی بِیَدِهِ مَا مِنَ النَّاسِ أَحَدٌ یَدْخُلُ الْجَنَّةَ بِعَمَلِهِ، قَالُوا: وَلا أَنْتَ یَا رَسُولَ اللَّهِ؟ قَالَ: وَلا أَنَا اِلاَّ أَنْ یَتَغَمَّدَنِیَ اللَّهُ بِرَحْمَةٍ مِنْهُ وَفَضْلٍ وَوَضَعَ یَدَهُ عَلَى فَوْقِ رَأْسِهِ وَطَوَّلَ بِهَا صَوْتَهُ؛ به خدایى که جان من به دست اوست، هیچ کس به سبب عمل خود وارد بهشت نمى شود! اصحاب عرض کردند: حتى شما اى رسول خدا؟ فرمود: «من هم چنینم، مگر این که خداوند مرا با رحمت و فضلش بپوشاند. هنگامى که پیامبر این سخن را مى گفت، دست بر سر نهاد و صداى خود را بلند و طولانى کرد».(246)
در دعاى نورانى عرفه نیز آمده است که امام حسین (علیه السلام) به پیشگاه خدا عرضه مى دارد: «فَاِنْ تُعَذِّبْنِی فَبِذُنُوبِی یَا مَوْلایَ بَعْدَ حُجَّتِکَ عَلَیَّ وَاِنْ تَعْفُ عَنِّی فَبِحِلْمِکَ وَجُودِکَ وَکَرَمِکَ؛ اگر مرا مجازات کنى، مقتضاى گناهان من است، اى مولاى من!
179
بعد از آن که حجتت بر من تمام شد، و اگر مرا عفو کنى، مقتضاى حلم وجود و کرم توست».(247)
نکته قابل توجه این است که انسان همیشه در معرض لغزش هاست، هر روز که بر او مى گذرد ممکن است دچار لغزش یا لغزش هایى شده باشد و اگر همه آن ها در طول عمر جمع شود، مجازات دردناکى را مى طلبد و آتشى مى افروزد که جز با عفو و فضل و لطف پروردگار خاموش نمى شود.
چه کسى مى تواند بگوید که در تمام عمر و حتى در تمام یک سال، من لغزشى نداشتم؟ بنابراین اگر خدا با عدل خود بخواهد با ما رفتار کند، حساب همه ما روشن است و این جاست که باید پیوسته پناه به عفو و فضل خدا ببریم.
البته توبه راهى براى نجات است، ولى توبه یک شخص، همواره داراى شرایط لازم نیست و همیشه انسان توفیق توبه را پیدا نمى کند.
180