فهرست کتاب


عرفان اسلامی جلد دوم(شرح جامع بر صحیفه سجادیه)

آیت الله مکارم شیرازی

بخش هفتم

22. وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی دَلَّنَا عَلَى التَّوْبَةِ الَّتِی لَمْ نُفِدْهَا اِلاَّ مِنْ فَضْلِهِ، فَلَوْ لَمْ نَعْتَدِدْ مِنْ فَضْلِهِ اِلاَّ بِهَا لَقَدْ حَسُنَ بَلاَؤُهُ عِنْدَنَا، وَ جَلَّ اِحْسَانُهُ اِلَیْنَا وَجَسُمَ فَضْلُهُ عَلَیْنَا.
23. فَمَا هَکَذَا کَانَتْ سُنَّتُهُ فِی التَّوْبَةِ لِمَنْ کَانَ قَبْلَنَا، لَقَدْ وَضَعَ عَنَّا مَا لاَ طَاقَةَ لَنَا بِهِ، وَ لَمْ یُکَلِّفْنَا اِلاَّ وُسْعاً، وَ لَمْ یُجَشِّمْنَا اِلاَّ یُسْراً، وَ لَمْ یَدَعْ لِأَحَدٍ مِنَّا حُجَّةً وَ لاَ عُذْراً.
24. فَالْهَالِکُ مِنَّا مَنْ هَلَکَ عَلَیْهِ، وَ السَّعِیدُ مِنَّا مَنْ رَغِبَ اِلَیْهِ.

ترجمه
22. حمد و سپاس براى خداوندى است که ما را به توبه (از گناه) راهنمایى کرد؛ توبه اى که جز با فضل وکرم او از آن بهره مند نشده ایم و اگر از فضل او جز این نعمت نصیب ما نشده بود (همان) نعمت بزرگى بود که به ما بخشیده واحسان عظیمى بود که به ما ارزانى داشته و فضل وافرى که به ما عنایت فرموده است.
23. در حالى که سنت او درباره توبه کسانى که پیش از ما بودند این گونه نبوده است (بلکه بر آن ها سخت مى گرفت)؛ آرى خداوند آنچه را که ما توان آن را نداشته ایم از دوش ما برداشته و ما را جز به مقدارى که توان داریم مکلف نفرموده ومشکلات را از ما برگرفته و جز راه آسان براى ما قرار نداده است و (با این کار) هیچ حجّت و عذرى (در ترک توبه) براى احدى از ما باقى نگذاشته است.
24. با این حال، آن کس از ما که برخلاف دستورات او عمل کند سرانجام
107
شقاوتمند خواهد شد و سعادتمند از ما کسى خواهد بود که اشتیاق به طاعت او دارد.

شرح و تفسیر

مهم ترین نعمت الهى

مى دانیم که سراسر این دعا شکر در برابر نعمت هاى گوناگون الهى است. امام (علیه السلام) در این بخش، به آخرین نعمت که از جهتى مهم ترین آن هاست اشاره کرده، عرضه مى دارد: «حمد و سپاس براى خداوندى است که ما را به توبه (از گناه) راهنمایى کرد؛ توبه اى که جز با فضل و کرم او از آن بهره مند نشده ایم و اگر از فضل او جز این نعمت نصیب ما نشده بود (همان) نعمت بزرگى بود که به ما بخشیده و احسان عظیمى بود که به ما ارزانى داشته و فضل وافرى که به ما عنایت فرموده است»؛ (وَالْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی دَلَّنَا عَلَى التَّوْبَةِ الَّتِی لَمْ نُفِدْهَا اِلاَّ مِنْ فَضْلِهِ، فَلَوْ لَمْ نَعْتَدِدْ مِنْ فَضْلِهِ اِلاَّ بِهَا لَقَدْ حَسُنَ بَلاَؤُهُ عِنْدَنَا، وَ جَلَّ اِحْسَانُهُ اِلَیْنَا وَجَسُمَ فَضْلُهُ عَلَیْنَا).
اشاره به این که اگر تنها همین نعمت توبه باشد، مایه نجات و سعادت ما خواهد بود، زیرا بدون توبه چه کسى مى تواند اهل نجات باشد؟
جایى که برق عصیان بر آدم صفى زد******ما را چگونه زیبد دعوى بى گناهى
چه کسى مى تواند ادعاى بى گناهى کند و با وجود گناه چگونه مى تواند به جوار رحمت الهى راه یابد جز این که نخست در آب توبه شسته شود، سپس به بارگاه عظمتش و بهشتى که کانون نعمتش مى باشد راه یابد؟
اگر توبه نبود چگونه آلودگى هاى گناه شستشو مى شد؟ چرا که اگر کسى هر روز یا حتى هر هفته یک گناه کند در عمرش عدد بزرگى ایجاد مى شود که سراسر وجود او را احاطه مى کند. آرى، این توبه است که بندگان را به خدا نزدیک مى سازد و از شیطان و آتش دوزخ دور مى کند.
108
به علاوه، اگر باب توبه بسته مى شد و انسان یقین مى کرد که اهل نجات نیست دیگر اعتنایى به آلودگى به گناهان بیشتر وبزرگ تر نمى کرد وپیوسته در باتلاق گناه فرو مى رفت.
امام (علیه السلام) در دعاى معروف تائبین (توبه کنندگان) تعبیر بسیار جالب و جامعى دارد: «اِلَهِی أَنْتَ الَّذِی فَتَحْتَ لِعِبَادِکَ بَاباً اِلَى عَفْوِکَ سَمَّیْتَهُ التَّوْبَةَ فَقُلْتَ تُوبُوا اِلَى اللَّهِ تَوْبَةً نَصُوحاً فَمَا عُذْرُ مَنْ أَغْفَلَ دُخُولَ الْبَابِ بَعْدَ فَتْحِه؛ خدایا! تو کسى هستى که براى بندگانت درى به سوى عفوت گشوده اى و نام آن را توبه نهادى. سپس همه گنهکاران را ندا داده اى که بیایید و توبه خالص کنید. حال که چنین است کسى که از این در باز غافل شود و ورود به عفو تو پیدا نکند، چه عذرى خواهد داشت؟».
قرآن مجید نیز به پیامبرش دستور مى دهد: (قُلْ یَا عِبَادِىَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنْفُسِهِمْ لاَ تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ اِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعاً اِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ)؛ «بگو: اى بندگان من که بر خود اسراف و ستم کرده اید! از رحمت خداوند نومید نشوید که خدا همه گناهان را مى آمرزد، زیرا او بسیار آمرزنده و مهربان است».(130)
بسیارى از بزرگان گفته اند که آیه فوق، امید بخش ترین آیه قرآن است چرا که تمام بندگان را مخاطب ساخته و وعده آمرزش همه گناهان را در سایه توبه داده است.
البته این تعبیر با تعبیرات مشابهى که مى گوید: فلان آیه دیگر امید بخش ترین آیات قرآن است منافات ندارد، زیرا هر کدام از یک زاویه به اسباب نجات نگاه مى کنند.
عجیب این است که بعضى، شأن نزول این آیه را داستان وحشى، قاتل حمزه، عموى پیامبر (صلی الله علیه و آله) دانسته اند. هنگامى که آیه فوق نازل شد، خدمت پیغمبر (صلی الله علیه و آله)
109
رسید و اسلام آورد. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) از او پرسید: عمویم حمزه را چگونه به شهادت رساندى؟ وحشى ماجرا را شرح داد. پیامبر (صلی الله علیه و آله) سخت گریه کرد، ولى با این حال توبه او را پذیرفت، اما به او فرمود: برو وهرگز درمقابل چشمان من ظاهر نشو که نمى توانم تو را ببینم. وحشى به سوى شام رفت و سرانجام در همان جا چشم از دنیا فرو بست.
در آیه 70 سوره فرقان بعد از ذکر چند گناه بسیار مهم و کبیره مى فرماید: (اِلاَّ مَنْ تَابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ عَمَلاً صَالِحاً فَأُوْلَئِکَ یُبَدِّلُ اللهُ سَیِّئَاتِهِمْ حَسَنَاتٍ وَ کَانَ اللهُ غَفُوراً رَحِیماً)؛ «مگر کسانى که توبه کنند و ایمان آورند و عمل صالح انجام دهند، که خداوند سیئات آنان را به حسنات مبدّل مى کند؛ و خداوند همواره آمرزنده و مهربان بوده است».
بعضى نیز گفته اند که این آیه امید بخش ترین آیات قرآن است و همان گونه که گفتیم، هیچ منافاتى بین این تعبیرات نیست.
جالب این که مفتوح بودن باب توبه از آغاز خلقت آدم (علیه السلام) بوده، که اگر نبود، آدم (علیه السلام) بعد از ترک اولى گرفتار مصیبت بزرگى مى شد، ولى قرآن مى گوید: (فَتَلَقَّى آدَمُ مِن رَّبِّهِ کَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَیْهِ اِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِیمُ)؛ «سپس آدم از پروردگارش کلماتى دریافت داشت و با آن ها توبه کرد و خداوند توبه او را پذیرفت؛ زیرا او توبه پذیر و مهربان است».(131)
اگر باب توبه به روى گنهکاران باز نبود گرفتار آثار زیان بار فراوانى مى شدند، از جمله:
1. یأس و نا امیدى از رحمت خدا سراسر وجودشان را فرا مى گرفت، همان چیزى که از بزرگ ترین گناهان شمرده شده است.
110
2. آرامش را ـ اگر اهل ایمان بودند ـ به کلى از دست مى دادند.
3. رابطه آن ها با خدا بسیار ضعیف وسست و یا به کلى قطع مى شد و حتى عبادات را کنار مى گذاشتند. همان گونه که اکنون در بعضى از افراد کم ظرفیت مشاهده مى کنیم که به هنگام عدم استجابت دعاهایشان، حتى نمازهاى روزانه را کنار مى گذارند.
4. به تدریج و به طور کامل در گناه فرو مى رفتند، زیرا کسى که از نجات خود ناامید و مأیوس است دلیلى براى پرهیز از گناه نمى بیند.
5. باب تعلیم و تربیت به کلى بسته مى شد، زیرا کمتر کسى را مى توان پیدا کرد که گناهى از او سر نزده باشد جز معصومین (علیهم السلام) و حتى درمورد آن ها مسأله ترک اولى خود مسأله مهمى است، و هنگامى که باب تعلیم و تربیت بسته شود کسى به سوى خوبى و اصلاح خویش گام برنمى دارد.
این جاست که مى توانیم به عمق کلام امام (علیه السلام) پى ببریم که نعمت توبه را از بزرگ ترین نعمت هاى الهى مى شمرد.
قابل توجه این که امام (علیه السلام) نعمت توبه را با سه تعبیر بیان کرده است: «بَلاَءٌ حَسَنٌ»، «إحْسَانٌ جَلِیلٌ» و«فَضْلٌ جَسِیمٌ».
«بلاء» در اصل به معناى آزمودن است، ولى از آن جایى که آزمایش الهى گاه به وسیله نعمت و گاه به وسیله مصیبت انجام مى شود، این واژه به معناى مصیبت و نعمت، هر دو به کار مى رود و تعبیر بلاء حسن که در کلام امام (علیه السلام) آمده اشاره به نعمت است، یعنى توبه نعمت نیکویى است از سوى خداوند.
«جَلَّ» از ماده «جلالت» به معناى عظمت ظاهرى یا باطنى است و جلیل، به شخص مهم و برجسته گفته مى شود و احسان جلیل به معناى نیکویى عظیم و بزرگ است.
«جَسُمَ» از ماده «جِسم» به معناى بدن انسان است و جسیم، به معناى افراد چاق و فربه، و فضل جسیم به معناى نعمت بزرگ و پربار است.
111
جمله هاى سه گانه «حَسُنَ بَلاَؤُهُ»، «جَلَّ اِحْسَانُهُ» و«جَسُمَ فَضْلُهُ» ممکن است هر سه یک معنا با تعبیرات مختلف باشد که در واقع تأکید بلیغى است بر اهمیت فوق العاده نعمت توبه. و مى تواند به سه معنا باشد: جمله اول به معناى نعمت نیک الهى، جمله دوم احسانى برتر و جمله سوم به معناى فضلى مهم تر.
مى دانیم که فضل به معناى هر چیزى است که بیش از مقدار لازم از مواهب و نعمت ها باشد و گاه به معناى مطلق احسان ونعمت اطلاق مى شود، ولى در کلام بالا اشاره به چیزى افزون بر احسان الهى است.
سپس امام (علیه السلام) در جمله بعد اشاره به نکته مهمى کرده و تفاوت توبه اى را که خداوند براى مسلمانان مقرر داشته با توبه هاى امم پیشین بیان مى فرماید؛ عرضه مى دارد: «در حالى که سنت او درباره توبه کسانى که پیش از ما بودند این گونه نبوده است (بلکه بر آن ها سخت مى گرفت)؛ آرى، خداوند آنچه را که ما توان آن را نداشته ایم از دوش ما برداشته وما را جز به مقدارى که توان داریم مکلف نفرموده ومشکلات را از ما برگرفته وجز راه آسان براى ما قرار نداده است و(با این کار) هیچ حجّت وعذرى (در ترک توبه) براى احدى از ما باقى نگذاشته است»؛ (فَمَا هَکَذَا کَانَتْ سُنَّتُهُ فِی التَّوْبَةِ لِمَنْ کَانَ قَبْلَنَا، لَقَدْ وَضَعَ عَنَّا مَا لاَ طَاقَةَ لَنَا بِهِ، وَ لَمْ یُکَلِّفْنَا اِلاَّ وُسْعاً، وَ لَمْ یُجَشِّمْنَا اِلاَّ یُسْراً، وَ لَمْ یَدَعْ لاَِحَدٍ مِنَّا حُجَّةً وَ لاَ عُذْراً).
به این شکل، امام (علیه السلام) به بخش دیگرى از اهمیت این نعمت الهى اشاره فرموده و آن این که خداوند توبه را براى این امت، آسان ساخته و شرایط سنگینى براى آن قرار نداده تا همه بدون عذر و بهانه بتوانند در آن ورود پیدا کنند واز آثار حیات بخش آن بهره مند شوند.
در این جا نیز با سه جمله در کلام امام (علیه السلام) روبرو مى شویم:
نخست جمله «لَقَدْ وَضَعَ عَنَّا مَا لاَ طَاقَةَ لَنَا بِهِ» که نشان مى دهد تکلیف مالایطاق را برداشته و در جمله دوم مى فرماید: «لَمْ یُکَلِّفْنَا اِلاَّ وُسْعاً» که تأکیدى
112
است بر جمله اول؛ خداوند تکالیف ما را در حد توان ما (به ویژه در باب توبه) قرار داده است.
سپس از آن فراتر مى رود و مى فرماید: «لَمْ یُجَشِّمْنَا اِلاَّ یُسْراً» یعنى حتى تکالیف به اندازه تمام طاقت ما نیست بلکه آسان تر و کمتر از آن است. این نهایت لطف پروردگار است که این چنین تکالیف خود را به ویژه در مسأله توبه براى ما آسان ساخته است.
«یُجَشِّمْنَا» از ماده «جَشم» (بر وزن خشم) به معناى سخت گیرى کردن است و«لَمْ یُجَشِّمْنَا» یعنى خداوند بر ما سخت نگرفته است.
مى دانیم که امت هاى گذشته در بعضى از مراحل توبه، تکالیف بسیار مشکل و سنگینى داشتند، از جمله هنگامى که بنى اسرائیل تسلیم وسوسه هاى سامرى شدند وبه بت پرستى روى آوردند، بعداً که توبه کردند به آن ها گفته شد که باید عده اى یکدیگر را به قتل برسانند تا لکه گناه شرک وبت پرستى با این خون ها شسته شود (وَ اِذْ قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ یَا قَوْمِ اِنَّکُمْ ظَلَمْتُمْ أَنْفُسَکُمْ بِاتِّخَاذِکُمُ الْعِجْلَ فَتُوبُوا اِلَى بَارِئِکُمْ فَاقْتُلُوا أَنْفُسَکُمْ ذَلِکُمْ خَیْرٌ لَکُمْ عِنْدَ بَارِئِکُمْ فَتَابَ عَلَیْکُمْ اِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِیمُ)؛ «و زمانى را که موسى به قوم خود گفت: «اى قوم من! شما با انتخاب گوساله براى پرستش، به خود ستم کردید؛ توبه کنید؛ و به سوى آفریننده خود بازگردید؛ وخود را [یکدیگر را] به قتل برسانید؛ این کار، براى شما در پیشگاه آفریدگارتان بهتر است». سپس خداوند توبه شما را پذیرفت؛ زیرا اوست توبه پذیر مهربان».(132)
ولى در این امت نه تنها چنین دستورى نیست، کمتر از آن هم وجود ندارد و این نهایت لطف الهى بر این امت است.
و این که امام (علیه السلام) مى فرماید: خداوند آنچه را که از طاقت ما بیرون است بر ما
113
مقرر نکرده، به این معنا نیست که خدا را شکر مى گوید که تکلیف مالایطاق نکرده، زیرا تکلیف مالایطاق، عقلاً محال و باطل است؛ بلکه منظور، مالایطاق عرفى است، یعنى چیزى که تحمل آن بسیار مشکل و شاقّ مى باشد. این همان چیزى است که در آیه 286 سوره بقره آمده است که از زبان مؤمنان مى گوید : (وَلاَتُحَمِّلْنَا مَا لاَ طَاقَةَ لَنَا بِهِ)؛ «و چیزى که طاقت آن را نداریم بر ما تحمیل مفرما» که در حقیقت اشاره به کارها وشرایط سنگین است.
و با توجه به شرایط بسیار سهل توبه، امام (علیه السلام) در پایان این جمله مى فرماید: خداوند براى هیچ کس عذر وبهانه اى در ترک توبه نگذاشت.
سپس امام (علیه السلام) در جمله بعد نتیجه روشن و واضحى از این سخنان گرفته، مى فرماید: «با این حال آن کس از ما که برخلاف دستورات او عمل کند سرانجام شقاوتمند خواهد شد و سعادتمند از ما کسى خواهد بود که اشتیاق به طاعت او دارد»؛ «فَالْهَالِکُ مِنَّا مَنْ هَلَکَ عَلَیْهِ، وَ السَّعِیدُ مِنَّا مَنْ رَغِبَ اِلَیْهِ».
روشن است که هلاکت در جمله بالا به معناى نابودى و مرگ نیست، بلکه به معناى محروم شدن از سعادت و نجات است و در برابر آن، خسران به معناى بدبختى و گرفتار شدن در عذاب الهى است.