فهرست کتاب


گنجینه معارف 3 (110 موضوع)

محمد رحمتی شهرضا

جنگ یرموك (تبوك)

در جنگ یرموك، هر روز عده اى از سربازان مسلمین به جنگ مى رفتند و پس از چند ساعت زد و خورد، بعضى سالم یا زخمى به پایگاه هاى خود برمى گشتند و بعضى كشته ها و مجروحان در میدان به جاى مى ماندند.
(حذیفه عدوى) گوید: در یكى از روزها پسر عمویم با دیگر سربازان به میدان رفتند، ولى پس از پایان پیكار مراجعت نكرد. ظرف آبى برداشتم و روانه رزمگاه شدم، به این امید اگر زنده باشد آبش بدهم.
پس از جستجو او را یافتم كه هنوز رمقى در تن داشت. كنارش نشستم و گفتم: آب مى خواهى؟ به اشاره گفت: آرى. در همین موقع سرباز دیگرى كه نزدیك او به زمین افتاده بود و صداى مرا مى شنید آهى كشید و فهماند كه او نیز تشنه است و آب مى خواهد.
پسرعمویم به من اشاره كرد: برو اول به او آب ده. پس پسرعمویم را گذاردم و به بالین دومى رفتم و او هشام بن عاص بود. گفتم: آب مى خواهى؟ به اشاره گفت: بلى؛ در این موقع صداى مجروح دیگرى شنیده شد كه آه گفت. هشام هم آب نخورد و به من اشاره كرد كه به او آب بده! نزد سومى رفتم ولى در همان لحظه جان سپرد.
برگشتم به بالین هشام، او نیز در این فاصله مرده بود. آمدم نزد پسر عمویم دیدم او هم از دنیا رفته است.(2234)

جوانمردى و ایمان

شاگردان و یاران امام صادق(علیه السلام) به گرد او حلقه زده بودند. امام از یكى از یارانش پرسید: به چه كسى فتى (جوان) مى گویند؟
او در پاسخ عرض كرد: «آن كسى كه در سن جوانى است.»
فرمود: «با اینكه اصحاب كهف در سنین پیرى بودند خداوند آنها را به خاطر ایمانى كه داشتند با عنوان (جوان) یاد كرده است در مى فرماید: «اذ آوى الفتیه الى الكهف(2235)؛ یاد آور زمانى را كه این گروه جوانان به غار پناه بردند.».» آنگاه در پایان حضرت فرمود: «من آمن باللهو اتقى فهو الفتى؛ هر كس به خدا ایمان داشته باشد و تقوا پیشه كند، جوان (مرد) است.»(2236)

امام باقر(علیه السلام) و مرد مسیحى

محمد بن على بن الحسین(علیه السلام) كه به او باقر العلوم مى گفتند یعنى شكافنده دانشها. مردى مسیحى، به صورت سخریه و استهزا، كلمه (باقر) تصحیف كرد به كلمه (بقر) یعنى گاو؛ به آن حضرت گفت: اَنْتَ بَقَرٌ؛ یعنى تو گاوى!.
امام بدون آنكه از خود ناراحتى نشان بدهد و اظهار عصبانیت كند، با كمال سادگى گفت: «نه، من بقر نیستم من باقرم.»
مسیحى: تو پسر زنى هستى كه آشپز بود.
- «شغلش این بود، عار و ننگى محسوب نمى شود.»
- مادرت سیاه و بى شرم و بدزبان بود.
- «اگر این نسبتها كه به مادرم مى دهى راست است، خداوند او را بیامرزد و از گناهش بگذرد و اگر دروغ است، از گناه تو بگذرد كه دروغ و افترا بستى.»
مشاهده این همه حلم، از مردى كه قادر بود همه گونه موجبات آزار یك مرد خارج از دین اسلام را فراهم آورد، كافى بود كه انقلابى در روحیه مرد مسیحى ایجاد نماید و او را به سوى اسلام بكشاند.
مرد مسیحى بعداً مسلمان شد.(2237)