ماه رجب، ماه یگانه شدن با خدا

اصغر طاهرزاده

شیر؛ صورتِ علم توحیدى مخصوص رجبیون

روایتى كه مرحوم شیخ عباس قمى (ره) در مفاتیح الجنان آورده، اگر عنایت بفرمایید روایت عجیبى است. از امام ابى الحسن موسى (ع) مى فرمایند كه: «رجب نام نهرى است در بهشت، از شیر سفیدتر و از عسل شیرین تر، هر كه یك روزِ رجب را روزه دارد البته از آن نهر بیاشامد»(5) پس اولًا؛ رجب یك نهر است، یعنى مقام است. چون مى دانید كه آب و درخت دربهشت عبارت است از «مِمّا كانُوا تَعْمَلُون»؛ یعنى عبارت اند از آنچه شما عمل كردید، یعنى آنچه شما در این دنیا عمل مى كنید دو وجه دارد. هركس هركارى بكند یك وجه آن «فكر» است و یك وجه آن «حركت و عمل» است. شما كه به لطف خدا نیت روزه ماه رجب را مى كنید، این نیت یك فكر است، فكرِ این كه خدایا مى خواهم رجبى شوم، این نیت است. و وجه دیگر عملى است كه انجام مى دهید و آن ترك شهوات مثل


غذاخوردن و غیره است. در قیامت درخت و نهرهاى زیر آن صورت عقاید و اعمال این دنیایى ما است، و حتماً ملاحظه كرده اید در مورد انسان حتّى ترك یك كار هم خودش، كار به حساب مى آید، چون اراده مى كند كه آن كار را نكند و این اراده براى ترك آن كار، خودش یك اراده است و در نفس انسان یك عمل به حساب مى آید و در قیامت صورت مخصوص به خود را پدید مى آورد. شما اگر به خانه عمویتان نروید، در خارج كارى نكرده اید، ولى در درون اراده به نرفتن را انجام داده اید. پس هر كارى یك وجه عقیدتى و فكرى، و یك وجه عملى دارد. بزرگان مى فرمایند: كه این «عمل» و «عقیده» است كه در قیامت ظهور مى كند. شراب طهور را در ازاى چه چیزى به اهل البیت دادند كه فرمود: «سَقاهُمْ رَبُّهُمْ شَراباً طَهُوراً» (انسان/ 21) چون سه روز روزه گرفتند و افطارى شان را هم به نیازمندان دادند، و این شراب طهورى كه نصیب این ذوات مقدّسه شد، خیلى مقام است. چون مى فرماید: پروردگارشان به آن ها نوشاند «رَبُّهُمْ». اگر یك مَلَكى به ما

یك ذرّه از آن شراب معنوى بدهد، از شعفِ آن حالتِ معنوى 60 سال فریاد مى كشیم، حالا اگر پروردگار آن را به كسى بنوشاند، ببین چه مى شود.
مى فرماید: «سَقاهُمْ رَبُّهُمْ شَراباً طَهُوراً»، مگر چه كار كردند؟ با یك «عقیده توحیدى» بسیار عمیق یك «عمل توحیدى» انجام دادند كه از نیاز و میل خود براى خدا گذشتند، ظهور آن عقیده و عمل در بهشت چنین شد كه فرمود: «سَقاهُمْ رَبُّهُمْ شَراباً طَهُوراً»، چون بهشت ظهور عقیده و عمل است، براى همین هم در و دیوار بهشت حرف مى زنند. چون جان انسان آن جا ظاهر است. بهشت و جهنّمش- هر دو- «تَطَّلِعُ عَلَی الْافْئِدَه» است، یعنى از قلب ما به بیرون ظهور مى كند و لذا جنس حیات است، مثل حالات قلبى؛ در آیه 65 سوره عنكبوت هم فرمود: «انَّ الدّارَ الْآخِرَةِ لَهِیَ الْحَیَوان»؛ یعنى نظام عالم آخرت سراسر حیات است، یعنى جنس حیات انسان است.(6)


پس اوّل یادتان باشد كه بهشت چیست؟ بهشت ظهور «عقاید» و «اعمال» و «اخلاق» ماست و به جان ما بسته است. یعنى بهشت از ما جدا نیست. آرى؛ به عنوان یك واقعیت در بیرون هست، امّا به جان ما بسته است. حالا در
این بهشت یك نهرى است كه مى فرماید: از عسل شیرین تر است و از شیر سفیدتر است، این نهر اسمش «رجب» است. پس اوّلًا؛ كسى كه رجبى شد، وصل به این نهر مى شود. این نهر در كجاست؟ در بهشت. پس كسى كه رجبى شد، وصل به بهشت مى شود. ثانیاً؛ این اتّصال بعد از مردن ما هست یا همین حالا؟ امام رضا (ع) مى فرمایند: هركس بگوید بهشت بعد است، از ما نیست (7). پس این بهشت همین حالا هست. یعنى إن شاءالله همین امروز كه تصمیم گرفتیم در این ماه، رجبى شویم، وارد بهشت شدیم، خدا مى داند كه همین حالا وارد بهشت شدیم.
آیت الله جوادى آملى (حفظه الله تعالى) بحثى داشتند از كلام امام معصوم حضرت رضا (ع) فرمودند: همین حالا وصل به


بهشت مى شویم و همین حالا از بهشت خارج مى شویم بستگى به اعمال ما دارد، چون حضرت رضا (ع) اشاره مى فرمایند به آیات 43 و 44 سوره عنكبوت كه مى فرماید: این است جهنّمى كه گناهكاران انكار مى كنند و هم اكنون گناهكاران بین آن جهنّم و آب جوشان در حال طواف اند.(8)
پس اوّلًا؛ ما در ماه رجب وارد بهشت مى شویم، الّا این كه عدّه اى نسبت به آن در كمال غفلت به سر ببرند كه این ها، وارد رجب نمى شوند، بلكه مثل بقیه زمان هاى روزگار، وارد یك زمان مى شوند ولى اگر ما در عین توجّه و انتظار و استقبال وارد رجب شویم، وارد یك مقام خاص از بهشت مى شویم، كه آن مقام به تعبیر روایت از عسل شیرین تر و از شیر سفیدتر است و آن هم روى حساب است. بزرگان اهل معرفت یك دقت هایى روى این عسل و شیر كرده اند كه این ها دو حال و مقام است براى انسان و نه دو نوع غذا.


یكى از مفسّرین مى گوید: پیامبر (ص) به طور كلى هر غذایى كه مى خوردند، مى گفتند: الحمدلله. ولى وقتى شیر مى خوردند مى فرمودند كه خدایا زیادش كن. بعد مى گوید از طرفى مطابق آیه قرآن، پیامبر (ص) مأمور هستند كه بگویند: خدایا علم مرا زیاد كن، «قُلْ رَبِّ زِدْنِی عِلْماً»؛ (طه/ 114) پس باید این شیر، در عالم معنا همان مقام علم باشد، یعنى ظهورش در نفس انسان، علم است. مگر علم، جان را تغذیه نمى كند؟ بهترین غذا براى جان مادّى، شیر
است. و براى جان غیبى، علم است و این دو با همدیگر یك رابطه اى دارند.
«محى الدین عربى» در كتاب فصوص الحكم مى گوید: ابى خالد، در خواب دید كه شیر خورده است. شب آمد خدمت یكى از عرفاء و خوابش را گفت. آن عارف مى گوید: این خواب دو حالت و دو مقام دارد. در این كه این رؤیاى صادق است شكّى نیست، حال بگو آیا تو دیشب كه خواب دیدى شیر مى خورى، آیا به واقع شیرى وارد معده ات شده؟ گفت: نه! به او گفت: ولى اگر استفراغ كنى، شیر استفراغ

مى كنى. این یك وجه از تعبیر خوابت، اگر خواستى بر اساس موطن دنیا تعبیر شود، ولى اگر بخواهى بپذیرى، شیر یعنى علم، تعبیر خوابت این است كه به تو علم مى دهند. چون شیر در مقام غیب، علم است، در مقام عالم ماده شیر است. ایشان مى گوید: وسوسه شدم من كه شیرنخورده ام، پس مگر مى شود كسى شیر نخورد، ولى خواب شیر خوردن ببیند و بعد شیر خورده باشد و در معده اش شیر باشد؟ خودم را وادار به تهوّع كردم، دیدم شیر بیرون آوردم، چیز پیچیده اى نیست. در روایات هم داریم كه پیامبر (ص) به عایشه فرمودند: كه برو
روزه ات را افطار كن- ظاهراً روزه مستحبى بوده- عایشه گفت: چرا؟! فرمودند: چون خودت خودت با غیبتى كه كردى، روزه ات را افطار كردى و گوشت خوردى. گفت كى من غذا خوردم؟ در حالى كه گوشت خوردن او، همان غیبتى بود كه كرده بود، بعد خودش از لاى دندان هایش متوجّه وجود گوشت خام شد، یعنى عمل غیبى باطنى غیبت، صورتِ ظاهرى حسّى گوشت خوردن به خود گرفت.

مقام شیر در نهر رجب را اهل معرفت مى فرمایند كه در بهشت مقام «علم توحیدى» است. اگر شما ماه رجب را حفظ كنید، إن شاءالله معرفت توحیدى نصیبتان مى شود. آن وقت آن علم توحیدى ماه رجب، علمى است كه به راحتى به دست نمى آید، كسى كه رجبى شد یك معرفت خاصى پیدا مى كند كه ظهورش همان شیر بودن آن نهر است كه از قلب او ظهور كرده است، و از شیر سفیدتر بودنش هم به جهت پاك بودن از هرگونه شرك و آلودگى روحى است.

عسل؛ صورتِ شور معنوى رجبیون

و نیز مى فرمایند: آن نهر از عسل هم شیرین تر است، چون عسل، حركت و گرما و تحرّك مى آورد؛ یعنى آن عسل، اراده هاى توحیدى و همّت عمل توحیدى آدم را زیاد
مى كند. ببینید كه منظورشان چیست؟ شما گاهى دلتان مى خواهد كه با یك شور و حرارتى بلند شوید و نماز شب بخوانید، ولى خواب نمى گذارد. این اراده نماز شب خواندن و راحت و با شور و حرارت و عشق جلو رفتن به اصطلاح علماء اخلاق مربوط به عقل عملى است و این غیر از عقل نظرى است كه پذیرفته است نماز شب خیلى بركات دارد،

این شور و شیدایى در عبادات، ریشه اش همان عسلِ بهشتى مربوط به نهر ماه رجب است. پس حرارت انجام اعمال الهى را رجب به آدم مى دهد و رجبیون، هم به معرفت خاص و هم به حرارت خاص در فهم دین و عمل به دین دست مى یابند. با توجه به این مبنا غفلت نكنید كه همین حالا با وارد شدن در ماه رجب و استقبال كردن از آن انشاء الله ارتباط با آن شیر و عسل شروع مى شود.

ماهِ ولایى شدن براى ملاقات با حق

آن روایت را در كتاب «المراقبات» داشته باشید كه مى فرماید: «ماه رجب ماه خدا است، ماه شعبان ماه پیامبرخدا (ص) است و ماه رمضان، ماه امّت رسول الله (ص) است». یعنى با شروع ماه رجب كه ماه خداست، نیت سلوك شروع مى شود، بنابراین از خدا شروع
مى شود و پس از انس با پیامبر اكرم (ص) در ماه شعبان و رعایت اعمال مخصوص ماه شعبان، به یك خودیابى در ماه رمضان مى رسیم، و بدین معناست كه ماه رمضان، ماه امت است. این روایت

را با آن روایت جمع كنید كه امیرالمؤمنین «علیه السلام» مى فرماید: «شَهْرُ رَمَضانِ، شَهْرُالله وَ شَعْبانِ شَهْرُ رَسولُ الله وَ رَجَبٌ شَهْری»(9) یعنى؛ ماه رمضان ماه خداست و ماه شعبان ماه رسول الله (ص) و ماه رجب ماه من است. پس طبق این روایت، به یك اعتبار ماه رجب، ماه یگانگى با خداست، از طریق ارتباط با خود خدا، و به یك اعتبار، ارتباط با خدا بدون اتّصال به ولایت ممكن نیست و لذا ماه رجب، ماه امیر المؤمنین (ع)، یعنى صاحب ولایت است، پس ماه رجب ماه امیرالمؤمنین (ع) یعنى ماه ولایت است. «ولایت» یعنى زدودن جنبه هاى غیر الهى از دل و رسیدن به یك به خود آمدن ناب. دلى كه ولایى شد این دل غیرِ حق را نمى خواهد، آن وقت این دل به عشق به نبى- كه مظهر نمایش صفات حقّ است- مى رسد و برایش طلب نزدیكى به پیامبر اكرم (ص) در ماه شعبان پیدا
مى شود و تقاضاى واردشدن در سلوك و سنّت پیامبر اكرم (ص) در جانش شعله مى كشد و در دعاى روزهاى ماه شعبان مى گوید: «اللّهُمَّ فَاعِنّا عَلَی الْاسْتِنانِ بِسُنَّتِهِ


فیهِ ...»(10) یعنى خدایا! مرا یارى فرما تا به روش و سنّت پیامبرت نزدیك شوم و بدان عمل نمایم. و حالا در منظر نگاه به وجود مقدّس پیامبراكرم (ص) در ماه شعبان، در مقابل خود و در افق جانت ماه رمضان را مشاهده مى نمایى و در این حالت ماه رمضان شَهْرُالله، و ماه ملاقات با خدا مى شود. این دو روایت مى گوید: خودت را براى خدا در ماه رجب خالص كن، تا بتوانى ولایت و نبوت را بفهمى و از خدا شروع كن- در ماه رجب- و به خدا ختم كن- در ماه رمضان-.
پس با ماه رجب و روزه و استغفار در این ماه یك خلوص اوّلیه و خود را براى خدا آماده كردن داریم. آدم روزه كه بگیرد و إن شاءالله دعاهاى ماه رجب را هم بخواند و در آن ها دقّت و تدبّر كند، توجّه به حق در او زنده مى گردد. به قول بزرگان مى گویند: دعاهاى ماه رجب
عجیب است این قدر عجیب است كه عده اى از بزرگان مى فرمایند: بعضى از این دعاها در ماه رمضان هم پیدا

نمى شود و انصافاً هم از جهت توحید و ولایت یك مراتب خاصى در دعاهاى ماه رجب هست، خدا توفیق مان بدهد كه هم این دعاها را از اهلش درس بگیریم و هم به كمك آن ادعیه با خدا مناجات كنیم. بعد كه توجّه به حق از این طریق در انسان زنده شد، ارتباط بیشتر با خدا در او شعله مى كشد، مى یابد كه باید براى ارتباط حقیقى با حق، دست به دامن صاحب ولایت، یعنى امیر المؤمنین (ع)، بزند، این جاست كه مى بیند عجب، پس ماه رجب، ماه امیر المؤمنین (ع)، است و به اذن آن حضرت مى تواند حقّ ماه رجب را اداء كند. در مستى ارتباط با حق از طریق نور ولایتِ امیر المؤمنین (ع)، دل با ماه شعبان روبه رو مى گردد و مى بیند مخزن اصلى، وجود مقدّس صاحب ماه شعبان، یعنى محمّد مصطفى (ص) است. در عطش ارتباط با خدا، با پیامبر اكرم (ص) روبه رو مى شود، آرام آرام این عطش شعله ور مى شود و درست در دل ماه رمضان از پیامبر اكرم (ص) سراغ خدا را مى گیرد و هم خدا به پیامبرش ندا مى دهد: «إِذا سَئَلَكَ عِبادی، عَنّی فَانّی

قَریبٌ اجیبُ دَعْوَة الدّاعِ إِذا دَعانِ ...»(11)؛ یعنى اى پیامبر! اگر بندگان من از تو سراغ مرا گرفتند، من خودم به آن ها نزدیكم و جواب آن ها را مى دهم. بدون آن كه پیامبر اكرم (ص) را خداوند در این شرایط واسطه قرار دهد.(12)