ماه رجب، ماه یگانه شدن با خدا

اصغر طاهرزاده

اتحاد حكم عبد با رب

ادامه سخن حضرت حق این است:
«وَ مُطیعُ مَنْ اطاعَنی»؛ الله اكبر! خیلى عجیب است، خداوند مى فرماید: در این ماه بدانید كه من اطاعت مى كنم از كسى كه از من پیروى كند. ببینید مشكل چقدر عجیب حل مى شود. مگر ما گاهى نمى خواهیم از شرّ یك مشكل یا از یك فساد اخلاقى و از وسوسه هاى آزاردهنده، راحت شویم؟ مى فرماید: این ماه آن زمانى است كه اگر یاد مرا در قلبت زنده كنى و از من اطاعت كنى، آن وقت هر چه بخواهى، من از تو اطاعت مى كنم و هر چه بخواهى به تو

مى دهم. یعنى از دریچه رجبى شدن، مى شود حوائجى را كه خداوند حاضر و مایل است به ما بدهد، به ما بدهد. یعنى بنده رجبى، بنده اى است كه مى تواند كارى كند كه حكم خدا با حكم خود آن بنده متّحد شود.
خداوند سخت عاشق بنده خودش است و به دنبال آن است كه بنده اش از او چیزى بخواهد تا درخواست آن بنده را اجابت كند. حالا در ماه رجب این محبّت و عشق به بند گانش به اوج خود مى رسد و لذا خودش در دهان بنده اش مى گذارد كه من مطیع كسى هستم كه از من اطاعت كند، پس بنده عزیز من! یك قدم در راه بندگى من بردار، و بعد شروع كن از من چیز خواستن، من مطیع درخواست هاى تو هستم. این سفره به صورت خاصّ آن در ماه رجب گسترده شده است و لذا باید هنر استفاده كردنش را به دست آورد.

رجب؛ عامل شكل دهى به شخصیت قیامتى انسان

در همین جا یادتان بیاوریم كه در روایت هست: «در روز قیامت در موقف محشر، یعنى در آن تنهایى محض، ندا مى آید: «اینَ الرَّجَبِیون»؛ یعنى كجایند كسانى كه در ماه رجب، با خداى خود انس خاص گرفتند و نگذاشتند ماه رجب به راحتى از دستشان برود؟ پس معلوم است كه با اعمال ماه رجب براى انسان یك نوع شخصیت خاص پدید مى آید، یعنى رجبى شدن یك نوع وجود تكوینى و یك هویت خاص براى انسان به وجود مى آورد كه در عالم قیامت كه حقایق ظاهر مى شود، این شخصیت خاص آن ها ظاهر مى گردد. رجبى شدن، چیز ساده اعتبارى مثل اسم گذارى روى افراد نیست كه بدون رابطه با حقیقت افراد باشد.
در عظمت ماه رجب، رسول خدا (ص) مى فرمایند: ماه رجب؛ ماه عظیم خدا است كه هیچ ماهى از نظر حرمت و فضل در نزد خدا همطراز آن نیست. حتّى در زمان جاهلیت ماه رجب را محترم مى شمردند، و اسلام عظمت آن را مورد تأكید قرار داد. بعد فرمودند
: انَّ رَجَبَ شَهرُ «الله» و شعبانُ «شهری» و رمضانُ «شهر امَّتی»
، یعنى رجب ماه

خدا است و شعبان ماه من است و رمضان ماه امت من است.(2)

استغفار خاص

در ادامه روایت هست كه آن ملك از زبان خدا مى فرماید: «غافِرُ مَنِ اسْتَغْفَرَنی» من بخشنده آنم كه از من بخشش خواهد. معلوم است استغفار ماه رجب، استغفار خاص است. عموماً یكى از ذكرهاى ماه رجب ذكر استغفار است و به شكل هاى مختلف هم آمده است، همه اش روى حساب است. آنجا كه در گفتن استغفار، «ربّى» ندارد و مى فرمایند: هر روز 70 مرتبه صبح و 70 مرتبه عصر بگوید: «اسْتَغْفِرُاللهَ وَ اتُوبُ الَیْه» چون در دامن ربِّ ماه رجب خود را قرار داده دیگر انسان واژه «ربّى» را نمى گوید، بلكه توجه و توبه اش به سوى «الله» است. حتماً متوجّه اید «الله» مقامِ جمعِ اسماء الهى است، لذا با دستور دادن به انجام این ذكر مى خواهند قلب متوجّه «الله» باشد، همان طور وقتى كه «ربّ» را در ذكر مى آورند مى خواهند قلب توجّه اش به مقام ربوبیت حق


باشد و لذا عرض ما این است كه شكل این ذكرها روى حساب است و همان طور كه روایت آورده باید گفت و در ایجاد حالات قلبى مطابق آن ذكر كوشش كرد تا نتایج فوق العاده آن إن شاءالله نصیب شما شود.
باز در رابطه با استغفار ماه رجب مى فرمایند: 100 مرتبه یا 400 مرتبه در این ماه بگویید: «اسْتَغْفِرُاللهَ الَّذی لا الهَ الّا هو، وَحْدَهُ لا شَریكَ لَهُ وَ اتُوبُ الَیْه»، یعنى از خدایى كه جز او الهى نیست و یگانه و بى شریك است، طلب غفران و آمرزش مى نماید و به سوى او جهت قلبم را قرار داده ام. كه در این استغفار؛ «الله» را براى قلب خود ترسیم مى كنى و یگانگى محض او را براى خود تفهیم مى كنى و سپس «وَ اتُوبُ الَیه» را مى گویى، یعنى من از حضرت «الله» كه جامع جمیع اسماء الهى است، مى خواهم كه مرا ببخشد، آن اللّهى كه قطب قلب من است و جز او نمى شود كسى اله و معبود جان من باشد و من به سوى چنین خداى یگانه اى كه تمام مقصد قلبم هست، آمدم. عجیب است اگر كمى به قلب خود عادت دهیم كه این ذكر را با حضور بگو، مى بینید حال و

هوایش عوض شد. روى «وَ اتُوبُ الَیْه» با حضور قلب تأكید كنید و متوجّه باشید دارید مى گویید: به سوى او آمدم. خوشا به حالتان با چنین كلماتى و چنین تصمیمى!
باز مى فرماید بسیار بگو: «اسْتَغْفِرُاللهَ وَ اسْئَلُهُ التَّوبَه»؛ یعنى خدایا غفران و بخشش تو را طلب مى كنم و تقاضا مى كنم كه توبه مرا بپذیرى و به من نظر كنى. اوّلًا؛ مى گویى: از الله یعنى از حضرت جامع همه خوبى ها مى خواهم مرا در بر بگیرد مثل دربرگرفتن كالایى كه شما گرد و خاكش را پاك مى كنید و وارد خانه تان مى كنید- ثانیاً؛ مى گویى: از او كه فرمود: من دوست دارم بنده ام دستور دهد تا آن را عمل كنم، تقاضا مى كنم به من توجّه فرماید، به من محل بگذارد. خوشا به حالتان با چنین كلمات و چنین تصمیمى!
روى بنماووجودخودم ازیادببر
خرمن سوختگان راهمه گوبادببر

چون خودش در این روایت مى فرماید: در این ماه «غافِرُ مَنِ اسْتَغْفَرنی»؛ بخشنده كسى هستم كه توبه كند و بخواهد وارد یك حیات معنوى شود، آن هم حیاتى معنوى اى بدون

هرگونه كدورتى از گناه و غفلت، پس باید با استغفار امید چنین حیاتى را داشت.