زیارت عاشورا اتحاد روحانی با امام حسین(ع)

اصغر طاهرزاده

غم غربت

پس از طرح آن تقاضای بزرگ، غم غربت خود را در روزگاری که در آن به سر می‌برید با خدای خود در میان می‌گذارید و عرضه می‌دارید:
(اللَّهُمَّ إِنَّ هَذَا یَوْمٌ تَبَرَّكَتْ بِهِ بَنُو أُمَیَّةَ وَ ابْنُ آكِلَةِ الْأَكْبَادِ اللَّعِینُ ابْنُ اللَّعِینِ عَلَى لِسَانِكَ وَ لِسَانِ نَبِیِّكَ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ فِی كُلِّ مَوْطِنٍ وَ مَوْقِفٍ وَقَفَ فِیهِ نَبِیُّكَ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ (
خدایا روز عاشورا را مبارک شمردند، بنی امیه و فرزند هند جگرخوار که ملعون است بر زبان تو و زبان پیامبر تو در هر موطن و موقفی که در آن ایستاده پیامبر تو که صلوات خدا بر او و بر آل او باد.(55)
خدایا امروز و امروزه روزگاری شده که بنی امیه و فرزندان هند جگرخوار به جهت آن که فرزند پیامبرشان را شهید کردند جشن می‌گیرند. خدایا دنیای آن‌ها دنیایی است که کشتن امام معصوم را وسیله‌ی حفظ حیات و دنیای خود می‌دانند. اینان قومی هستند که همواره مورد لعن خدا و رسول خدا(ص) بوده‌اند.
ملاحظه فرمائید که در زیارت عاشورا بنابراین است که چهره‌ی نفاق بنی امیه رسوا شود نه این که تقابل بین شیعه و سنی شکل گیرد. البته نقش بنی امیه در ایجاد تقابل اهل سنت با شیعه را نیز نباید نادیده گرفت، آن‌ها سعی کردند مبارزه‌ی خود با امامان معصوم(ع) را به مبارزه‌ی اهل سنت با امامان و شیعیان تبدیل نمایند. همین کاری که امروزه وهّابیون انجام می‌دهند.
از آن جایی که در بینش اسلامِ ناب «کُلُّ یوْمٍ عاشُورا وَ کُلُّ اَرْضٍ کَرْبَلا»؛ است و شعار ما شیعیان در طول تاریخ بعد از کربلا چنین بوده، با اظهار این فراز از زیارت، متوجه جبهه‌های باطلِ زمانه‌ی خود می‌شویم که چگونه یزیدیان بر باطل خود تأکید می‌کنند و حق و حقیقت را به مسلخ می‌برند، بر همین اساس بزرگان دین همواره زیارت عاشورا می‌خواندند تا از حرامیان روزگار خود غافل نگردند. تا مهدی امت(عج) ظهور نفرماید هر روز برای ما روز عاشورا است و از ظلمی که توسط استکبار جهانی بر حق و حقیقت روا داشته می‌شود غافل نخواهیم ماند.
بزرگان دین همواره با زیارت عاشورا مأنوس بودند تا همیشه خود را در جبهه‌ی کربلاییان به فرماندهی حضرت امام حسین(ع) حفظ کنند، چون متوجه بودند و هستند که این جبهه تا قیام قیامت گشوده است. مگر امروز ستمگران در هر لباسی و به شکل‌های مختلف با اسلام ناب در جنگ و ستیز نیستند؟ شعار «کُلُّ یوْمٍ عاشُورا وَ کُلُّ اَرْضٍ کَرْبَلا»؛ می‌خواهد بگوید: روح خود را برای همیشه با فرهنگ اصحاب کربلا متحد نگه‌دار تا شور اصحاب حسین(ع) در جانت زنده بماند و لحظه‌ای از وفاداری به حقیقت غافل نمانی. مضافاً این که متذکر می‌شوید جبهه‌ی یزیدیان به جهت لعنت دائمی که خدا و رسول خدا(ص) بر آن می کنند هرگز سر به سلامت نمی‌برد و لذا با تکرار این فراز از بی‌تفاوتی نسبت به حق و باطل - که هلاکت بزرگی است - خود را نجات می‌دهیم.
با امید به این که تلاش‌های جبهه‌ی باطل به جهت لعنت خداوند، به هیچ نتیجه‌ای نمی‌رسد، خود را در این لعنت‌ها شریک می‌نمائید و تقاضا می‌کنید:
(اللَّهُمَّ الْعَنْ أَبَا سُفْیَانَ وَ مُعَاوِیَةَ وَ یَزِیدَ بْنَ مُعَاوِیَةَ عَلَیْهِمْ مِنْكَ اللَّعْنَةُ أَبَدَ الْآبِدِینَ(
خدایا بر اباسفیان و فرزند او یعنی معاویه و یزید فرزند معاویه لعنت و دوری از رحمتت را جاری فرما. لعنتی از جانب تو تا ابد بر آن‌ها باد. تا همیشه سنّت یزید در عالَم رسوا و مطرود باشد و هرگز تنفّر ما نسبت به آن سنّتِ سوء و سیاه فرو ننشیند.
إن‌شاءالله عزیزان متوجه هستند که نقش این لعنت‌ها در جهت‌دهی قلب بسیار مهم است و موجب طهارت آن از گرایش‌هایی می‌شود که در نفس امّاره‌ی انسانی نهفته است. در راستای شکایت از غربت حق اظهار می‌دارید:
(وَ هَذَا یَوْمٌ فَرِحَتْ بِهِ آلُ زِیَادٍ وَ آلُ مَرْوَانَ بِقَتْلِهِمُ الْحُسَیْنَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِ(
خداوندا: این روز، روزی است که آل زیاد و آل مروان به جهت قتل حسین(ع) شادی می‌کنند.
با غفلت از غدیر و عدم رشد معنوی جامعه، احزاب و گروه‌هایی با آن درجه از شقاوت و پستی شکل گرفتند که به قتل امام حسین(ع) با آن همه صفا و بزرگی و صداقت و ایمان، خوشحال شدند. چقدر باید جامعه از مرزهای انسانیت دور شده باشد که در درون آن جامعه گروه‌هایی شکل بگیرند که با قتل چنین انسانی که نمایشگاه فضایل بود، خوشحال شوند. الهی! از عمق وجودم از تو تقاضا می‌کنم جبهه‌ی ما را از آن‌ها جدا کن و جان ما را به تنفّر و دوری محض نسبت به این طایفه‌ها و جریان‌ها تبدیل فرما و در این راستا اظهار می‌دارید:
(اللَّهُمَّ فَضَاعِفْ عَلَیْهِمُ اللَّعْنَ مِنْكَ وَ الْعَذَابَ(
خدایا! پس لعنت و عذاب خود را بر آن‌ها بیش از پیش بیفزا.
الهی سراسر قلب من از انسان‌های خبیث، پرکینه است. پس خدایا لعنت و عذاب خود را بر آن‌ها بیشتر کن، تا حجاب‌های بین من و تو رفع گردد و امورم اصلاح شود، زیرا هر پیامبری چون به مشکلی برخورد می‌کرد با لعنت کردن بر یزید و قاتلان امام حسین(ع) مشکل خود را رفع می‌نمود. از جمله حضرت آدم(ع) چهار بار یزید را لعنت کرد و حوّا را در عرفات یافت(56) و نوح نیز چهار بار یزید را لعنت کرد و کشتی او از موانع گذشت و به راه خود ادامه داد.(57) امروز نیز جوامع اسلامی در صورتی از موانع خود عبور می‌کنند که تنفر خود را از دشمنان بشریت اعلام نمایند و جهت خود را متوجه کمالاتی نمایند که اهل البیت(ع) متذکر آن هستند.

مدیریت حُبّ و بغض

حال که در مقابل خوشحالی آن‌ها به جهت شهادت حضرت سیدالشهداء(ع) از خداوند برای آن‌ها تقاضای لعنت نمودید در ادامه اظهار می‌دارید:
(اللَّهُمَّ إِنِّی أَتَقَرَّبُ إِلَیْكَ فِی هَذَا الْیَوْمِ وَ فِی مَوْقِفِی هَذَا وَ أَیَّامِ حَیَاتِی بِالْبَرَائَةِ مِنْهُمْ وَ اللَّعْنَةِ عَلَیْهِمْ وَ بِالْمُوَالاةِ لِنَبِیِّكَ وَ آلِ نَبِیِّكَ عَلَیْهِ وَ عَلَیْهِمُ‌ السَّلامُ(
خدایا! من به سوی تو در این روز و در این موقف و شرایط، از طریق دوری و برائت و لعنت بر قاتلان حسین(ع) و از طریق محبت به پیامبر و آل او(ع)، تقرب می‌جویم.
در این فراز، برائت و لعنت بر قاتلان حسین(ع) را از یک طرف و محبّت و مودّت بر پیامبر و آل او را از طرف دیگر، وسیله‌ی تقرّب خود به خدا قرار می‌دهید. چون از طریق چنین برائت‌ها و مودت‌ها شخصیت خود را به تعادل می‌رسانید تا معلوم شود محبت خود را در کجا قرار دهید و غضب خود را به کدام طرف هدایت کنید، زیرا که دینداری کامل در مدیریت حبّ و بغض حاصل می‌شود. چنانچه حضرت باقر فرمودند: «هَلِ الدِّینُ إِلَّا الْحُبُّ وَ الْبُغْضُ»؛(58) آیا دین و دینداری جز حُبّ و بغض است؟ وقتی این نکته به خوبی روشن شد معنی و مقصدِ صد لعن و صد سلام روشن می‌شود و إن‌شاءالله با انجام آن لعنت‌ها و سلام‌ها بهره، بلکه بهره‌ها به دست می‌آورید و از تکرار آن خسته نمی‌شوید. زیرا از آن طریق دینداری خود را در تعادل قرار داده‌اید و سیرِ لازم را در خود محقق نموده‌اید، کسی خسته می‌شود که این امور را تکراری ببیند، ولی اگر هر بار با لعنت به دشمنان بهترین انسان‌ها و یا با سلام بر آن انسان‌های بزرگ، خود را در حال و احوال جدیدی قرار دادید دیگر خستگی به سراغ شما نمی‌آید، زیرا:
ملالی نیست ماهی را ز دریا

که بی‌دریا خود او خرّم نباشد

پس صد مرتبه می گویی:
(اللَّهُمَّ الْعَنْ أَوَّلَ ظَالِمٍ ظَلَمَ حَقَّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ آخِرَ تَابِعٍ لَهُ عَلَى ذَلِكَ اللَّهُمَّ الْعَنِ الْعِصَابَةَ الَّتِی جَاهَدَتِ الْحُسَیْنَ وَ شَایَعَتْ وَ بَایَعَتْ وَ تَابَعَتْ عَلَى قَتْلِهِ اللَّهُمَّ الْعَنْهُمْ جَمِیعا(
خدایا! لعنت کن و از رحمت خودت دور گردان اولین متجاوز به حقِّ محمّد و آل او را و آخرین کسی که متابعت کرده اولین ظالم را بر ظلم. خدایا! لعنت کن طایفه‌ای را که با حسین(ع) به سر جنگ برآمدند و همراهی و بیعت و متابعت بر قتل او کردند. خدایا! بر همه‌ی این جبهه لعنت بفرست.
به حضرت صادق(ع)گفته شد؛ «إِنَّ فُلَاناً یُوَالِیكُمْ إِلَّا أَنَّهُ یَضْعُفُ عَنِ الْبَرَاءَةِ مِنْ عَدُوِّكُمْ فَقَالَ هَیْهَاتَ كَذَبَ مَنِ ادَّعَى مَحَبَّتَنَا وَ لَمْ یَتَبَرَّأْ مِنْ عَدُوِّنَاّ »؛(59) فلان‌کس به شما ارادت و محبّت دارد ولی نسبت به برائت از دشمنان شما ضعف از خود نشان می‌دهد. حضرت فرمودند: هیهات! دروغ می‌گوید کسی که ادعای محبّت ما را داشته باشد و از دشمنان ما تبرّی نجوید.
ملاحظه فرمائید که در «صد لعن و صد سلام» ابتدا لعنت قرار دارد. زیرا تا قلب از توجّه به غیر، پاک نگردد جای توجّه و محبّت به معصوم نخواهد شد. عمده آن است که روشن شود این «صد لعن و صد سلام» یک نوع ریاضت بزرگ قلبی است و قلب را به مراتب عالی می‌رساند. باید قلب را روی آن متمرکز کنیم و آن را متوجه تنفّر به سوی اولین جبهه‌ی ظلمی بنماییم که نگذاشت فرهنگ اهل‌بیت(ع) در زندگی مردم جاری شود، و مردم از طریق انسان‌هایی که واسطه‌ی فیض بین خدا و خلق بودند به زندگی معنوی کاملی دست یابند. شرط رجوع به حق کناره‌گیری از باطل است، در این فراز، قلب در بغض بر عصبیتی قرار می‌گیرد که مقابل امام حسین(ع) با آن همه صفا و ایمان و آزاد منشی ایستاد و بر آن عصبیتی که شرایط قتل حسین(ع) را فراهم کرد لعنت می‌کنی و با تمام وجود از آن‌ها متنفّر می‌گردی. و در آخر همه‌ی اراده ها را یک اراده کرده و از عمق جان می‌گویی: «اللَّهُمَّ الْعَنْهُمْ جَمِیعا»؛ خدایا! بر همه‌ی ابعاد جبهه‌ی مقابل حسین(ع) لعنت فرست، چه آن‌هایی که به طور مستقیم به خاندان پیامبرت ظلم کردند و مردم را از فرهنگ زلال اهل‌بیت عصمت و طهارت(ع) محروم نمودند، و چه آن گروه‌هایی که تحمل حاکمیت امامان معصوم(ع) را بر جامعه نداشتند.

لعنت‌های جان‌بخش

دلی که نسبت به دشمنان اهل‌بیت(ع) غضب خود را شکل نداده، هنوز دل نشده، و هنوز زنده نگشته است و آن غضب با تکرار لعنت‌ها احیا می‌شود. فرمودند لعنت‌ها را صد بار تکرار کنید تا قلب در آن رابطه استحکام لازم را پیدا کند و چون یک نوع عبادت محسوب می‌شود و در عبادت، انسان باید قلب خود را در صحنه بیاورد تا آن قلب جهت بگیرد. با فکر نمی‌شود عبادت کرد، باید قلب در صحنه باشد، به عبارت دیگر باید خود را خرج کنید و با این قصد فرمودند آن قسمت را صد بار تکرار کنید تا به طمأنینه‌ی لازم برسید و زمینه‌ی تجلی نفحات الهی بر جانتان فراهم شود.
بعضی‌ها سریعاً نمازشان را می‌خوانند و می‌روند گوشه‌ای می‌نشینند و به دیوار تکیه می‌دهند. این‌ها چون عبادت را یک عمل می‌دانند و نه یک سِیر که باید آن را با استمرار و آرامش به دست بیاورند، آن عمل را سریعاً انجام می دهند و لذا بهره‌ی کافی از نماز خود نمی‌برند. اگر حق زیارت عاشورا درست ادا شود انسان طوری با نور حضرت مأنوس می‌گردد که «آنچه اندر وَهم ناید آن شود» (إن‌شاءالله). آن بزرگان بزرگ که خیلی هم در زندگی‌شان کار داشتند و هر دقیقه‌ی عمرشان برای مردم مفید بود، از این زیارت دست نمی‌کشیدند. خدایا! با لطف و کرم خودت رزق ما را بهره‌مندی کامل از زیارت عاشورا قرار بده.
وقتی خود امامان معصوم(ع) به ما یاد دادند که از خدا بخواهیم «رَزَقَنِی الْبَرَائَةَ»؛ رزق ما را برائت از قاتلان امام حسین(ع) قرار دهد، پس از طریق «صد لعن» باید رزق خاصی نصیب خود کنیم و آن را عامل سیر و سلوک خود گردانیم. در حدیث قدسی روایت شده: «أَنَّ مُوسَى(ع) قَالَ یَا رَبِّ أَخْبِرْنِی عَنْ آیَةِ رِضَاكَ مِنْ عَبْدِكَ فَأَوْحَى اللَّهُ إِلَیْهِ إِذَا رَأَیْتَ نَفْسَكَ تُحِبُّ الْمَسَاكِینَ وَ تُبْغِضُ الْجَبَّارِینَ فَذَلِكَ آیَةُ رِضَایَ»؛(60) حضرت موسی(ع) گفت: ای پروردگار! به من خبر ده از نشانه‌ی رضای از بنده‌ات، پس خداوند به او وحی کرد؛ آن‌گاه که نفس خود را در حال محبّت به مساکین و بغض بر ستمگران یافتی، آن را نشانه‌ی رضایت من بدان. پس باید از طریق ایجاد تنفّر در قلب‌مان از ستمگران و ایجاد محبّت به اباعبدالله(ع)، مقام رضای الهی را برای خود فراهم کنیم.
ملاحظه بفرمائید که چگونه قلب انسان با تنفّر بر متجاوزینِ به استوانه‌های هدایت بشری جهت می‌گیرد و در آخر هم گروهی را لعنت کردید که به ظاهر خود را دین‌دار می‌دانند ولی به جنایتی دست می‌زنند که معلوم نیست کافران چنین اجازه‌ای به خود بدهند. چون این‌ها با پشتوانه‌ی برداشت غلطی که از دین داشتند گمان می‌کردند عمل آن‌ها حق است و لذا دین را وسیله‌ی پنهان‌کردن کفر خود قرار می‌دادند. عمر سعد«لعنت‌الله‌علیه» در روز عاشورا به لشکرش می‌گوید: «یَا خَیْلَ اللَّهِ ارْكَبِی وَ بِالْجَنَّةِ أَبْشِرِی»؛(61) «ای لشکر خدا! سوار شوید و حمله کنید و بهشت بشارت باد بر شما!» چنانچه حضرت امام سجاد(ع) در این رابطه می‌فرمایند:«لَا یَوْمَ كَیَوْمِ الْحُسَیْنِ(ع) ازْدَلَفَ عَلَیْهِ ثَلَاثُونَ أَلْفَ رَجُلٍ یَزْعُمُونَ أَنَّهُمْ مِنْ هَذِهِ الْأُمَّةِ كُلٌّ یَتَقَرَّبُ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ بِدَمِهِ وَ هُوَ بِاللَّهِ یُذَكِّرُهُمْ فَلَا یَتَّعِظُونَ حَتَّى قَتَلُوهُ بَغْیاً وَ ظُلْماً وَ عُدْوَاناً»؛(62) روزى چون روز حسین(ع) نباشد، سى هزار مرد كه گمان می‌كردند از این امت‌اند دور او را گرفتند و هر كدام به كشتن او به خدا تقرب می‌جست و او به آن‌ها خدا را یادآور می‌شد ولی پند نمی‌گرفتند تا او را به ستم و ظلم و عدوان كشتند.
قلب ما باید از این دینداریِ کور فاصله بگیرد و تنفّر از این نوع انحراف را در خود جدّی بداند تا رویکرد صحیحی نسبت به دین در او ایجاد شود و نقش و جایگاه اهل البیت(ع) در هدایت مسلمین را به خوبی درک کند.