فهرست کتاب


دیوان اشعار

محتشم کاشانی

غزل شماره ۳۵۲

روزی که گشت بر همهٔ عالم نماز فرض - شد ناز بر تو واجب و بر ما نیاز فرض
تا در وجود آمدی ای کعبهٔ مراد - شد سجدهٔ تو بر همه کس چون نماز فرض
نتوان به هیچ وجه شمرد از بتان تو را - باشد میان باطل و حق امتیاز فرض
بنگر به عشق و بوالعجبی‌های او کزو - محمود را شده است سجود ایاز فرض
بختم عجب اگر ننوازد که گشته است - قتلم به جرم عشق به آن دلنواز فرض
آمیزشی به درد کشانم نصیب باد - کز تقوی و ورع شو دم احتراز فرض
زان مرغ غمزه بیم دل محتشم نخاست - گنجشک را بود حذر از شاهباز فرض

غزل شماره ۳۵۳

نه می‌نهم از دست عشق جام نشاط - نه میزنم به ره از بار هجر گام نشاط
غم تو یافته چندان رواج در عالم - که از زمانه برافتاده است نام نشاط
چرا به بزم وصال تو بیشتر ز همه - کشید شحنهٔ هجر از من انتقام نشاط
دلا به سایهٔ غم رو که افتاب طرب - رسیده است دگر بر کنار بام نشاط
کمال حوصله بنگر که مرغ دل هرگز - ز دام غم نرمید و نگشت رام نشاط
زنند دست به دست از حسد تمام جهان - اگر زمانه به دستم دهد زمام نشاط
به بزم عیش بده جای محتشم که بود - جفا کشان تو را بزم غم مقام نشاط

غزل شماره ۳۵۴

گوش کردن سخنان تو غلط بود غلط - رفتن از ره به زبان تو غلط بود غلط
از تو هر جور که شد ظاهر و کردم من زار - حمل بر لطف نهان تو غلط بود غلط
من بی‌نام و نشان را به سر کوی وفا - هرکه می‌داد نشان تو غلط بود غلط
با خود از بهر تسلی شب یلدای فراق - هرچه گفتم ز زبان تو غلط بود غلط
تا ز چشم تو فتادم به نظر بازی من - هر کجا رفت گمان تو غلط بود غلط
در وفای خود و بدعهدی من گرچه رقیب - خورد سوگند به جان تو غلط بود غلط
محتشم در طلبش آن همه شب زنده که داشت - چشم سیاره فشان تو غلط بود غلط