فهرست کتاب


دیوان اشعار

محتشم کاشانی

غزل شماره ۳۵۱

ای طاعت تو بر همهٔ کائنات فرض - ذکرت بر اهل صومعه و سومنات فرض
گر سجدهٔ بشر ملک از یک جهت نمود - آمد سجود تو ز جمیع جهات فرض
ای در درون صد شکر ستان برون فرست - چیزی که هست در همهٔ گیتی زکات فرض
ای دل ز جامروز جفایش که در وفاست - ورزیدن تحمل و حلم و ثبات فرض
در وی مبین دلیر که ارباب عقل را - ضیط دل است لازم و حفظ حیات فرض
ای شیخ شکر کن تو کزین قد فارغی - شکر فراغتست بر اهل نجات فرض
بر محتشم که هست به یاد تو روز و شب - بی‌خورد و خواب نیست چو صوم و صلات فرض

غزل شماره ۳۵۲

روزی که گشت بر همهٔ عالم نماز فرض - شد ناز بر تو واجب و بر ما نیاز فرض
تا در وجود آمدی ای کعبهٔ مراد - شد سجدهٔ تو بر همه کس چون نماز فرض
نتوان به هیچ وجه شمرد از بتان تو را - باشد میان باطل و حق امتیاز فرض
بنگر به عشق و بوالعجبی‌های او کزو - محمود را شده است سجود ایاز فرض
بختم عجب اگر ننوازد که گشته است - قتلم به جرم عشق به آن دلنواز فرض
آمیزشی به درد کشانم نصیب باد - کز تقوی و ورع شو دم احتراز فرض
زان مرغ غمزه بیم دل محتشم نخاست - گنجشک را بود حذر از شاهباز فرض

غزل شماره ۳۵۳

نه می‌نهم از دست عشق جام نشاط - نه میزنم به ره از بار هجر گام نشاط
غم تو یافته چندان رواج در عالم - که از زمانه برافتاده است نام نشاط
چرا به بزم وصال تو بیشتر ز همه - کشید شحنهٔ هجر از من انتقام نشاط
دلا به سایهٔ غم رو که افتاب طرب - رسیده است دگر بر کنار بام نشاط
کمال حوصله بنگر که مرغ دل هرگز - ز دام غم نرمید و نگشت رام نشاط
زنند دست به دست از حسد تمام جهان - اگر زمانه به دستم دهد زمام نشاط
به بزم عیش بده جای محتشم که بود - جفا کشان تو را بزم غم مقام نشاط