فهرست کتاب


دیوان اشعار

محتشم کاشانی

غزل شماره ۲۹۱

تا شده ای گل به تو اغیار یار - در دلم افزون شده صد خار خار
ای بت چین جانی و جسم بتان - پیش تو بی‌جان شده دیوار وار
زلف تو تاری به من اول نمود - روز من آخر شد از آن تار تار
سوخت تن از سوز تو ای دل بر او - رشحه‌ای از دیدهٔ خون بار بار
تا بکی ای گلشن خوبی بود - بلبل تو از غم گلزار زار
سرمه راحت مکش ای دل به چشم - دیدهٔ پرآب از غم دلدار دار
محتشم از شرکت ناشاعران - دارم از اندیشهٔ اشعار عار

غزل شماره ۲۹۲

زهی ز سلطنتت روزگار منت دار - شکار کرده خلقت دل صغار و کبار
جدار بزم تو را مهر گشته حاشیه پوش - سوار عزم تو را چرخ گشته غاشیه‌دار
قضا ز لطف تو بر سائلان عطیه‌فشان - قدر ز قهر تو بر ظالمان بلیه نگار
ز پیچ نوبت عدل بلند طنطنه‌ات - فتاده غلغله در هفت گنبد دوار
هنوز منت ازین سو بود اگر تا حشر - خلایق دو جهان جان کنند بر تو نثار

غزل شماره ۲۹۳

افکنده ره به کلبهٔ درویش خاکسار - سلطان شاه مشرب جم قدر کامکار
در چشم دهر کرد ز چرخم بزرگتر - کوچک نوازی که نمود آن بزرگوار
نور چراغ چشم مرا یک جهان فزود - چشم و چراغ خان جهانگیر نامدار
در عین افتقار رساندم به آسمان - از مقدم مبارک او فرق افتخار
هر ذره شد ز جسم خراب من اختری - سر زد چو در خرابهٔ من آفتاب‌وار
باران عام رحمت او برخلاف رسم - در تن اساس عمر مرا کرد استوار
کوتاه گشت پای اجل تا ز لطف گشت - بالین طراز محتشم خسته فکار
سلطان سرفراز که کردست ایزدش - تاج سر جمیع سلاطین روزگار