فهرست کتاب


دیوان اشعار

محتشم کاشانی

شماره ۴۸

در حلقه بتان است سر حلقه آن پری رو - در گوش حلقه زر بر دوش حلقه مو
زلفش گزنده عقرب کاکل کشنده افعی - قامت چمنده شمشاد نرگس جهنده آهو
لعل تو نقل و باده حرف تو تلخ و شیرین - روی تو آب و آتش چشم تو ترک و هندو
صد رنگ بوالعجب هست در حسن لیک از آنها - بالاتر از سیاهیست بالای چشمت ابرو
حسن ترا ترازوست آنچشم و ابرو اما - خم گشته از گرانی شاهین آن ترازو
غیر فرشته خوئی کز دوستی مرا کشت - من دلبری ندیدم مردم کش و ملک خو
ما و سگش بنامیم ازآشنائی هم - درویش محترم من سلطان محتشم او

شماره ۴۹

آن که شد تا حشر لازم صبر در هجران او - مرگ بر من کرد آسان درد بی درمان او
من که بی او زنده تا یک روز دیگر نیستم - چون نباشم تا ابد در دوزخ حرمان او
دارم اندر پیش از دوری ره مشکل که هست - در عدم ماوا گرفتن منزل آسان او
من گریبان چاکم از یکروزه هجران وای اگر - تا ابد کوته بماند دستم از دامان او
روشن از سوز وداعم شد که می‌ماند به دل - تا قیامت آرزوی قامت فتان او
کاش بردی همره خویشم که گردانیدمی - در بلاهای سفر خود را بلاگردان او
جان بزور صبر می‌برد از فراقش محتشم - یاد خلق و خوی آن مه شد بلای جان او

شماره ۵۰

گشت دیگر پای تمکینم سبک در راه او - صبر بی لنگر شد از شوق تحمل گاه او
داد شاه غیرتم تشریف استغنا ولی - راست برقدم نیامد خلعت کوتاه او
شوق او را خفت تمکین من در خاطر است - من گرانی چون کنم برعکس خاطرخواه او
دل به حکم خویش می‌باشد چو غالب شد هوس - گرچه عمری اورعیت بود و غیرت شاه او
شد به چشمم باز شیرین خوش، خوش آن زهر عتاب - کز دم ابرو چکاند حاجب درگاه او
دل ز پابوس سگش گر مهر ننهادی به لب - گوش بگرفتی جهانی از سفیر آه او
محتشم زود از ره رنجش بدانش پا کشید - ور نه غیرت کنده بود از کین درین ره چاه او