فهرست کتاب


تفسیر نور جلد 7

حاج شیخ محسن قرائتی‏

سوره انبیا آیه 63

(63) قَالَ بَلْ فَعَلَهُ کَبِیرُهُمْ هَذَا فَسْئَلُوهُمْ إِن کَانُواْ یَنطِقُونَ
(ابراهیم) گفت: بلکه این بزرگشان آن را انجام داده است. پس از خودشان بپرسید اگر سخن می گویند
نکته ها:
سؤال: آیا این جمله ی حضرت ابراهیم که فرمود: «بت بزرگ چنین کرده است» دروغ نیست؟ و اگر هست چگونه باید آن را توجیه کرد؟ زیرا ابراهیم علیه السلام پیامبر و معصوم است و هرگز دروغ نمی گوید.

پاسخ: در تفسیر این جمله، نظرات و مطالب مختلفی ارائه شده است که ما به بعضی از آنها اشاره می کنیم:
الف: حضرت ابراهیم، دروغ نگفت، زیرا اگر چه این عمل را به بت بزرگ نسبت داد، ولی چون قرینه وجود دارد که حضرت از این سخن قصد جدّی نداشته و می خواسته این عقیده ی باطل را به رخ آنها بکشد، لذا دروغ محسوب نمی شود زیرا دروغ در جایی است که قرینه ای همراه کلام نباشد، از این روی اگر به هنگام ورود آدم کودنی بگویند: بوعلی سینا آمد، آن را دروغ به حساب نمی آورند.**تفسیر نمونه.***
ب: حضرت ابراهیم باصطلاح «توریه» کرده ومرادش از «کبیرهم» خدا بوده است.
ج: حضرت دروغ گفت، ولی از آنجا که دروغ در مواردی مثل اصلاح ذات البین جایز است و حکم آن تابع مصلحت و مفسده می باشد، چه مصحلتی از این بالاتر که حضرت با کلامش، افکار جامد انسان ها را تکان داده است؟**کافی، ج 2، ص 342 ؛ تفسیر نورالثقلین.***
د: این خبر، مشروط به نطق بت هاست، یعنی اگر بت ها سخن گویند، بت بزرگ نیز این کار را کرده است، مثل آنکه پیرمردی بگوید، من الان کودکم اگر هیچ گیاهی در زمین نباشد، یعنی حال که گیاه وجود دارد، پس من کودک نیستم.**تفسیر نورالثقلین.***
احضار ابراهیم علیه السلام در برابر مردم و درخواست گواهی از آنان، یک جوسازی و ایجاد زمینه برای قتل او بود. (فأتوا به علی اعین الناس لعلهم)
پیام ها:
1- بت پرستان نیز برای یقین به جرم وتکمیل پرونده وقضاوت نهایی، به مسئله ی گواهی مردم اعتماد دارند. (لعلهم یشهدون)
2- بزرگی کار ابراهیم علیه السلام به اندازه ای بود که بت پرستان نیز ناچار به تعظیم شدند. به جای عبارت (یقال له ابراهیم) در آیه گذشته که حاکی از گمنامی و حقارت بود، در این آیه او را رسماً با اسم خودش که نشان از بزرگی و شناخت داشت خطاب کردند. (یا ابراهیم)
3- استهزا وطعنه بر خرافات، در مواردی لازم است. (بل فعله کبیرهم)
4- فیلمسازی، اجرای تئاتر و نمایش و نقش بازی کردن برای بیداری اذهان، کاری پسندیده و جایز است. (فجعلهم جذاذاً - بل فعله کبیرهم)

سوره انبیا آیه 64

(64) فَرَجَعُواْ إِلَی أَنفُسِهِمْ فَقَالُواْ إِنَّکُمْ أَنتُمُ الظَّلِمُونَ
پس به (وجدان های) خود بازگشتند، پس (به یکدیگر یا به خویش) گفتند: هر آینه شما خودتان ستمگر و ظالمید.

سوره انبیا آیه 65

(65) ثُمَّ نُکِسُواْ عَلَی رُءُوسِهِمْ لَقَدْ عَلِمْتَ مَا هَؤْلَا ءِ یَنطِقُونَ
سپس سرهایشان را به زیر انداختند (و باشرمندگی گفتند: ای ابراهیم!) براستی تو خود می دانی که اینها (حرف نمی زنند و) اهل سخن گفتن نیستند.
پیام ها:
1- بیدار کردن وجدان ها، خودیابی، بازگشت به خویشتن و توجّه به فطرت، از اهداف عمده انبیاست. (بل فعله کبیرهم ... فرجعوا الی انفسهم)
2- شرک، ازخود بیگانگی و توحید، خودیابی است. (فرجعوا الی انفسهم)
3- در وقت بیداری افکار، هر خلافکاری تقصیر را به گردن دیگران می اندازد. (انّکم انتم الظالمون) چنانکه در قیامت نیز گناهکاران و مجرمین به یکدیگر می گویند: (لولا انتم لکنّا مؤمنین)**سبأ، 31.***
4- تاریخ، فطرت و وجدان، از جمله عوامل روشن کننده ی حقایق اند. (رجعوا الی انفسهم - انتم الظالمون) کسانی که تا دیروز، ابراهیم را ظالم می دانستند (من فعل هذا بالهتنا انه لَمن الظالمین) امروز با مراجعه به وجدان های خود، خویشتن را ظالم می دانند. (انکم انتم الظالمون)