فهرست کتاب


راهبردها در کلام و پیام حضرت آیة الله العظمی خامنه ای

مرکز غدیر‏‏‏

نظام اسلامی، معتقد به رشد اقتصادی است، ولی آنچه در درجه ی اول است، این است که فقیر و محروم در جامعه نباشد، تبعیض نباشد

تاریخ: 12/5/1372
اساس در نظام اسلامی، عبارت است از رفاه عمومی و عدالت اجتماعی. فرق عمده ی ما با این نظامهای سرمایه داری، همین است.
در نظامهای سرمایه داری، اساس، رشد اقتصادی، شکوفایی اقتصادی، ازدیاد و تولید ثروت است. هر که بیشتر و بهتر تولید ثروت کند، او مقدم است. آنجا مسئله این نیست که تبعیض یا فاصله پیش بیاید. فاصله در درآمدها، و نداشتن رفاه جمع کثیری از مردم، نگرانی نظام سرمایه داری نیست. در نظام سرمایه داری، حتی تدابیری که ثروت را تقسیم کند، از نظر نظام سرمایه داری، تدابیر منفی و مردودی است. نظام سرمایه داری می گوید: معنی ندارد که ما بگوییم ثروت جمع کنید تا آن را از شما بگیریم تقسیم کنیم، این، معنی ندارد، اینکه شکوفایی نخواهد شد، نظام اسلامی، این گونه نیست. نظام اسلامی، معتقد به یک جامعه ی ثروتمند است، نه یک جامعه ی فقیر و عقب مانده. معتقد به رشد اقتصادی است، ولی رشد اقتصادی برای عدالت اجتماعی و برای رفاه عمومی، مسئله ی اول نیست. آنچه در درجه ی اول است، این است که فقیر در جامعه نباشد، محروم نباشد، تبعیض در استفاده از امکانات عمومی نباشد . هر کس برای خودش امکاناتی فراهم کرد، متعلق به خود اوست. اما آنچه که عمومی است (مثل فرصتها و امکانات) متعلق به همه ی کشور است، و باید در اینها تبعیضی وجود نداشته باشد.... ما با نظام سوسیالیستی هم، به همین اندازه فاصله داریم. نظام سوسیالیستی، فرصت را از مردم می گیرد، ابتکار و میدان را می گیرد، کار و تولید و ثروت و ابزار تولید و منابع عمده ی سرمایه و تولید را در دولت متمرکز، و به آن متعلق می کند. این، غلط اندر غلط است. در اسلام، چنین چیزی نداریم. نه آن را داریم، نه این را. هم آن غلط است، هم این. نظام اقتصاد اسلامی، درست است. این جور نیست که نظام اقتصادی اسلامی، عبارت باشد از هر چه که در هر دوره ای مصلحت باشد. نخیر، نظر شریف امام، رضوان الله علیه، هم این نبود. من خودم یک وقت از ایشان پرسیدم.
اسلام یک روش خاص خود دارد. مسلکی در مسایل اقتصادی جامعه ی اسلامی دارد، و آن سلک را طی می کند. اساس سیاست کلی اقتصادی کشور، عبارت است از رفاه عمومی و عدالت اجتماعی. البته ممکن است یک نفر با تلاش و استعداد بیشتر، بهره ی بیشتری برای خودش فراهم کند. این، مانعی ندارد. اما در جامعه فقر نباید باشد. هدف برنامه ریزان، باید این باشد. سازمان برنامه و برنامه ریزان کشور، با این سیاست کلی و بر این اساس باید برنامه ریزی کنند.

نوآوری نظام ما همین است که می خواهیم عدالت را با توسعه و رشد اقتصادی در کنار هم و با هم داشته باشیم و اینها با هم متنافی نیستند

تاریخ: 4/6/1383
دوستان به مساله ی کوچک کردن، خصوصی سازی و حجم زیاد و فربه ی دولت اشاره کردند، که اینها همه مورد تایید است. من این نکته را عرض کنم: ما در زمینه ی همه ی فعالیتهای گوناگون اقتصادی و تولیدی کشور و حواشی آن، باید توجه کنیم که ما هم توسعه محوریم، هم عدالت محور. ما طبق برخی از سیاستهایی که امروز در دنیا رایج است و طرفداران زیادی هم دارد، نیستیم که صرفا به رشد تولیدات و رشد ثروت در کشور فکر کنیم و به عدالت در کنار آن، فکر نکنیم، نه، این منطق ما نیست. نوآوری نظام ما همین است که می خواهیم عدالت را با توسعه و با رشد اقتصادی در کنار هم و با هم داشته باشیم و اینها با هم متنافی نیستند. ما دیدگاهی که تصور کند اینها با هم نمی سازند و یا باید این را انتخاب کرد یا آن را، قبول نداریم. این نکته باید در همه موارد، هم در کاهش حجم دولت، هم در مساله ی خصوصی سازی، هم در نگاه کلی به مسایل اقتصادی و هم در تقسیم منابع میان بخش خصوصی و بخش تعاونی و بخش دولتی رعایت شود.

آن پیشرفت اقتصادی که فاصله بین طبقات مردم را زیاد کند، مورد نظر اسلام نیست

تاریخ: 12/3/1378
اسلام به ملتها استقلال و آزادی می دهد، هم آزادی در محیط زندگی خودشان - آزادی از قدرتهای دیکتاتور و مستبد، آزادی از خرافات و جهالتها، آزادی از تعصبهای جاهلانه و کج فکریها - و هم آزادی از کمند قدرت اقتصادی و فشار سیاسی استکبار. اسلام به ملتها رفاه و پیشرفت اقتصادی همراه با عدالت اجتماعی هم می دهد.
آن پیشرفت اقتصادی که فاصله بین طبقات مردم را زیاد کند، مورد نظر اسلام نیست. آن نسخه اقتصادی که امروز کشورهای غربی برای مردم دنیا می پیچند و ارائه می دهند - که طبقاتی را مرفه می کند و رونق اقتصادی را بالا می برد - به قیمت ضعیف شدن و فقیر شدن و زیر فشار قرار گرفتن طبقاتی از جامعه تمام می شود، این را اسلام نمی پسندد. رفاه اقتصادی همراه با عدالت، همراه با روح مواسات، همراه با روح برادری، باز در سایه اسلام به دست می آید.