فهرست کتاب


ظهور ولایت در صحنه غدیر

محمد صفایی

2- انکار نص بر امامت علی علیه السلام

فخر راضی ادعا کرده که این آیه، قول شیعیان مبنی بر منصوص بودن امامت علی علیه السلام را باطل می کند؛ زیرا می گوید: کافران از تصرف در دین شما ناامید شده اند و در تاکید این ناامیدی می گوید: از آنها نترسید و از من بترسید. اگر امامت علی بن ابی طالب علیه السلام از جانب خدا و رسول او منصوص می بود، هرکس که درصدد اخفا و تغییر آن بر می آمد به متضای این آیه باید از هر گونه اقدامی ناامید می گردید و در اقدام خودش موفق نمی شد و چون از چنین نص و دستور صریح نمی بینیم معلوم می شود که اصل چنین ادعایی دروغ است؛ زیرا اگر منصوص بود کسی توان تغییر یا اخفای آن را نداشت(144)
فخر رازی غفلت کرده که آیه خبر از یاس و ناامیدی کافران، از تصرف و دستبرد در دین داده است: (الیوم یئس الذین کفروا). به عبارت دیگر: این آیه تصریح کرده که خطر بیرونی، دین شما را تهدید نمی کند، اما تهدید خطر درونی و منافقان را نه تنها منتفی ندانست، بلکه وجود آن را تایید نیز کرد. شاهدش این است که بعد از اخبار از یاس کافران و غیر قابل ترس بودن آنان، فرمود: از من بترسید: (فلا تخشوهم و اخشون). آری، اگر گفته بود: الیوم یئس الذین کفروا و الذین نافقوااستدلال ایشان کاملا صحیح و منطقی بود، در حالی که در آیه از ناامیدی منافقان خبری نیست و فخر رازی برای تکمیل استدلال خود، آن را اضافه کرده است.

3- استدلال بر قیاس

هر یک از موافقان و مخالفان قیاس(145)برای اثبات صحت و استواری مسلک خود به این آیه استدلال کرده اند. فخر رازی استدلال دو گروه را این گونه نقل کرده است:
مخالفان می گویند: این آیه دلالت می کند که دین اسلام، احکام همه وقایع را به صورت منصوص بیان کرده است و گرنه دین کامل نمی بود. پس قیاس جایگاهی در این دین ندارد؛ زیرا حکمی که با قیاس به دست می آید اگر مطابق نصوص دینی باشد، قیاس کردن، کار بیهوده ای خواهد بود و اگر مخالف نصوص دینی باشد، حجیت ندارد و باطل است.
آنگاه جواب موافقان قیاس را این گونه بیان کرده است:
مراد از اکمال دین این است که خداوند حکم برخی از وقایع را به صورت منصوص و صریح بیان کرده است و در مورد برخی دیگر از احکام، راه به دست آوردن و استنباط را یاد داده که یکی از آن راه ها، قیاس است و بدین ترتیب مجموع دین بیان شده است. پس اکمال دین، منافاتی با حجت قیاس ندارد(146).
فخر رازی در ادامه کلام خود به ادامه استدلال مخالفان و موافقان قیاس پرداخته که از دایره بحث ما بیرون است. بحث مهم و قابل گفتگو در کلام او، تلاش وی برای موجه جلوه دادن قیاس است. او می کوشد تا قیاس اهل سنت را مانند اجتهاد امامیه راهی پسندیده معرفی کند(147).
از این رو لازم است فرق جوهری قیاسی و اجتهاد تبیین شود تا معلوم گردد که چرا ائمه اطهار علیه السلام- که طبق حدیث ثقلین و مانند آن معادل قرآن کریم هستند- راه اجتهاد را باز گذاشته و راه قیاس را بسته اند، هرچند جای بحث تفصیلی آن علم اصول فقه است.

ارزش گمان

یکی از اساسی ترین مباحث در فقه و اصول شیعه جایز نبودن تعبد به گمان و عمل به آن است؛ زیرا به تعبیر قرآن کریم با مرکب ظن و گمان به حقیقت نتوان رسید: ان الظن لا یغنی من الحق شیئا.
مرحوم شیخ انصاری در این باره می گوید: التعبد بالظن الذی، لم یدل دلیل علی التعبد به، محرم بالادله الاربعه(148)آری، برخی از گمان ها از این قاعده کلی استثنا شده است؛ زیرا دلیل ویژه ای، عمد و تعبد به آن را جایز دانسته است. بنابراین، غیر از موارد خاصی - که حجیت آن با دلیل شرعی ثابت شده و به آن، طریق علمی، ظن خاص یا ظن معتبر می گویند - هیچ ظن و گمانی نمی تواند معیار و ملاک عمل قرار گیرد.
تعیین ظن خاص یا طریق علمی و اثبات حجیت برای آن به کمک ادله چهار گانه راه پر سنگلاخ و پر پیچ و خمی است که پیمودن آن جز با چراغ اجتهاد امکان ندارد. هرچند که قرآن و روایات دریایی آکنده از گوهرهای با ارزش حکم و احکام شریعت است اما عمق، گستردگی و ناپیداکرانه بودن آن سبب می شود تا هیچ کس بدون کشتی اجتهاد توان ورود به این اقیانوس بی کران و خروج ظفرمندانه از آن را نداشته باشد، در حالی که عمل به قیاس، عمل به ظن و گمان مطلق است، نه عمل به ظن خاص و معتبر؛ زیرا دلیل ویژه بر حجیت و اعتبار آن وجود ندارد. از این رو مقایسه اجتهاد امامیه با قیاس اهل سنت، مقایسه ای ظالمانه و نابجاست. مبحث آتی در صدد تبیین و اثبات این مدعاست.