فهرست کتاب


ظهور ولایت در صحنه غدیر

محمد صفایی

6- مراحل ابلاغ ولایت

از امام باقر علیه السلام نقل شده است:...سپس ولایت نازل شد و آن، در روز جمعه در عرفه بود؛ چون دین، با ولایت علی بن ابی طالب علیه السلام کامل می شد. در این هنگام، پیامبر خدا صلی الله علیه و آله بدون اینکه چیزی بر زبان آورد، در پیش خود گفت: مردم، تازه مسلمانند و آثار جاهلیت در میانشان باقی است. اگر من این مطلب را درباره پسر عموی خود ابلاغ کنم، ممکن است هر چیزی بگوید. از این جهت دستور قطعی از جانب خدای سبحان آمد که اگر این ماموریت را ابلاغ نکنم، مرا عذاب خواهد کرد و این، زمانی بود که آیه یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک و ان لم تفعل فما بلغت رساله و الله یعصمک من الناس ان الله لا یهدی القوم الکافرین(128) نازل شد. آن گاه رسول خدا صلی الله علیه و آله دست علی علیه السلام را گرفت و گفت: ای مردم! هیچ پیامبری نبود مگر آن که خدا او را عمری محدود عنایت کرد و سپس او را به سوی خود فرا خواند و او دعوت الهی را اجابت کرد. نزدیک است من نیز فرا خوانده شوم و دعوت او را اجابت کنم. من مسئول هستم و شما نیز مسئول هستید. پس چه می گویید؟ همگی جواب دادند: شهادت می دهیم که تو ابلاغ رسالت و نصیحت کردی و آنچه که بر عهده تو بود، به انجام رساندی. خداوند بهترین جزایی که به پیامبران داد، به تو عنایت کناد. پس از آن پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله سه بار گفت: ای گروه مسلمانان! ولی و سرپرست شما پس از من، این است. پس حاضران، این مطلب را به دیگران برسانند. آن گاه آیه (الیوم اکملت...) نازل شد:
قال ابی جعفر الباقر علیه السلام قال: ...ثم نزلت الولایه و انما اتاه ذلک فی یوم الجمه بعرفه، انزل الله عز و جل الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و کان کمال الدین بولایه علی بن ابی طالب علیه السلام فقال عند ذلک رسول الله صلی الله علیه و آله: امتی حدیثو عهد بالجاهلیه و متی اخبرتهم بهذا فی ابن عمی یقول قائل و یقول قائل. فقلت فی نفسی من غیر ان ینطق به لسانی فانتنی عزیمه من الله عز و جل بتله اوعدنی ان لم ابلغ ان یعذبنی فنزلت یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک و ان لم تفعل فما بلغت رساله و الله یعصمک من الناس ان الله لایهدی القوم الکافرین فاخذ رسول الله صلی الله علیه و آله بید علی علیه السلام فقال: ایها الناس انه لم یکن نبی من الانبیاء ممن کان قبلی الا وقد عمره الله ثم دعاه فاجابه فاوشک ان ادعی فاجیب و انا مسئول و انتم مسئولون فماذا انتم قائلون؟ فقالوا: نشهد انک قد بلغت و نصحت و ادیت ما علیک فجزاک الله افضل جزاء المسلمین فقال: اللهم اشهد - ثلاث مرات - ثم قال صلی الله علیه و آله: یا معشر المسلمین هذا ولیکم من بعدی فلیبلغ الشاهد منکم الغائب(129).
مرحوم علامه مجلسی می گوید: اگرچه این روایت از نظر سند ضعیف و از نظر متن مشوش است، لیکن مجموع آن هماهنگ با سایر روایات است؛ زیرا ذلک در جمله انما اتاه ذلک فی یوم الجمعه بعرفهاشاره به کلمه الولایه است که در ابتدای روایت آمده است و جمله بعد از آن، یعنی انزل الله عز و جل الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و کان کمال الدین بولایه علی بن ابی طالب علیه السلامدر محل خودش نیامده است و باید در آخر حدیث قرار گیرد(130)این اشتباه ممکن است از ناحیه راوی یا نساخ رخ داده باشد و بقیه حدیث مشکلی ندارد.
نکته دیگر در این گونه احادیث این است که از جمله (و الله یعصمک من الناس(131) فهمیده می شود پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله برای اجرای ماموریت بزرگ تبلیغ ولایت در ماجرای غدیر خم نگران و ترسناک بود چنان که در این روایت بدان اشاره شده است، لیکن این ترس یک ترس نفسانی نبود؛ زیرا ترسیدن کسی همانند پیامبر صلی الله علیه و آله که در بحرانی ترین شرایط زندگی، نظیر هجرت، جنگ احد، جنگ خندق و... هراس به خود راه نداد و در آن روز، یعنی بعد از فتح مکه و استیصال مشرکان، در اوج اقتدار و عزت بود، معنا ندارد.
نگرانی و ترس او از سطحی نگری مردم، عدم پذیرش فرمان الهی و اتمام آن حضرت به کذب، قبیله گرایی و امثال آن بوده است. جمله حدیثو عهد بالجاهلیه و متی اخبرتهم بهذا فی ابن عمی یقول قائل و یقول قائل که در این حدیث آمده، موید این ادعاست.
شبیه این ترس برای کلیم حق تعالی نیز پیش آمد: (فاوجس فی نفسه خیفه موسی(132)). امیر المومنین علیه السلام در تفسیر این آیه فرمود: ترس موسی علیه السلام ترسی نفسانی نبود، بلکه از آن جهت نگران بود که مردم نتوانند معجزه را از سحر تمیز دهند در نتیجه جاهلان، غالب گردند و گمراهان، دولت یابند: لم یوجس موسی علیه السلام خیفه علی نفسه بل اشفق من غلبه الجهال و دول الضلال(133).

7- متمم توحید

در دعایی که از امام صادق علیه السلام رسیده و بعد از نماز عید غدیر خوانده می شود، آمده است: بر یگانگی و وحدانیت تو این گونه شهادت مخلصانه می دهم که تو خدایی هستی که غیر از تو معبودی نیست و محمد صلی الله علیه و آله بنده و رسول تو و علی بن ابی طالب، امیر مومنان است و اقرار به توحید، اخلاص در وحدانیت، کمال دین و اتمام نعمت و فضیلت بر جمیع مخلوقات تو است. به راستی که تو گفتی و به حق گفتی که: (الیوم اکملت لکم...). خدایا!حمد و سپاس از آن تو است که بر ما منت نهادی و اخلاص بر وحدانیت خود را به ما عطا کردی آن گاه که ما را به موالات ولی خودت که هادی بعد از نبی منذر تو است، هدایت کردی و به سبب ولایت او راضی شدی که اسلام، دین پسندیده باشد:
فی الدعاء بعد صلاه الغدیر المسند الی الصادق علیه السلام: شهاده الاخلاص لک بالوحدانیه بانک انت الله الذی لا اله الا انت و ان محمدا عبدک و رسولک و علیا امیر المومنین و ان الاقرار بولایته تمام توحیدک و الاخلاص بوحدانیتک و کمال دینک و تمام نعمتک و فضلک علی جمیع خلقک و بریتک فانک قلت و قولک الحق: الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دینا اللهم فلک الحمد علی ما مننت به علینا من الاخلاص لک بوحدانیک اذ هدیتنا لموالاه ولیک الهادی من بعد نبیک المنذر و رضیت لنا الاسلام دینا بموالاته(134)
در این دعا دو نکته قابل توجه است:
الف - امام صادق علیه السلام اقرار به ولایت علی علیه السلام را نه تنها موجب اکمال دین و اتمام نعمت می داند، بلکه آن را متمم توحید و اخلاص معرفی می کند.
این گونه دعاها نشان می دهد که ائمه اطهار علیه السلام نه تنها در سخنان و درسهایشان در صدد تعلیم ولایت و تاکید بر اهتمام به آن بودند، بلکه در دعاهایشان نیز این هدف را دنبال می کردند.

8- حق بزرگ اهل بیت

امام عسکری علیه السلام فرمود: خدای عز و جل با من و رحمت خود، فرایضی را بر شما نوشته است و هیچ یک از فرایض به منظور رفع حاجت او، بر شما واجب نگردید، بلکه رحمتی از جانب او - که معبودی جز او نیست - برای شماست تا پاک از ناپاک تمیز داده شود آنچه در سینه های شماست، بیازماید و آنچه را که در قلبهای شماست، پاک گرداند و شما در رسیدن به رحمت او از یکدیگر پیشی بگیرید و جایگاهتان در بهشت بر یکدیگر برتری و تفاضل پیدا کند. از این رو حج، عمره، اقامه نماز، پرداخت زکات، روزه و ولایت را بر شما واجب کرد. و دری برای شما قرار داد که از آنجا به فرایض برسید و کلیدی برای رسیدن به راه او باشد (این در همان در ولایت است). اگر محمد صلی الله علیه و آله و اوصیای او - که از فرزندانش هستند - نمی بودند، شما همانند چهار پایان، حیران و سرگردان می بودید و هیچ فریضه ای از فرایض الهی را نمی شناختید (تا به برکات آن برسید). آیا می توان از غیر دروازه، وارد قریه ای شد؟ (ولایت دروازه رحمت الهی است که از غیر این راه نمی توان وارد آن شد). پس از آن که خدای سبحان بر شما منت نهاد و اولیای بعد از پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله را نصب کرد فرمود: امروز دین شما را کامل کردم...
قال الحسن بن العسکری علیه السلام: ان الله عز و جل بمنه و رحمته لما فرض علیکم الفرائض لم یفرض ذلک علیکم لحاجه منه علیه، بل رحمه منه الیکم، لا اله الا هو لیمیز الخبیث من الطیب، و لیبتلی ما فی صدورکم، و لیمحص ما فی قلوبکم، و لیتسابقوا الی رحمته، و لتتفاضل منازکم فی جنه. ففرض علیکم الحج و العمر و اقام الصلاه و ایتاء الزکاه و الصوم و الولایه و جعل لکم بابا لتفتحوا به ابواب الفرائض و مفتاحا الی سبیله و لو لا محمد (ص) و الاوصیاء من ولده کنتم حیاری کالبهائم لا تعرفون فرضا من الفرائض و هل تدخل القریه الا من بابها، فلما من الله علیکم باقامه الا من بابها، فلما من الله علیکم باقامه الاولیاء بعد نبیکم صلی الله علیه و آله قال الله عز و جل: الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دینا(135).
از این حدیث معلوم می شود که تکالیف الهی برای تکامل بخشیدن به انسان و شکوفا کردن استعدادهای او است و اگر پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و اهل بیت او علیه السلام نمی بودند، بشریت در حیرت، سرگردانی، توحش و بربریت باقی می ماند.
چند بت بشکست احمد در جهان - تا که یارب گوی گشتند امتان
گر نبودی کوشش احمد تو هم - می پرستیدی چو اجدادت صنم
این سرت وارست از سجده صنم - تا بدانی حق او را بر امم مررت مر سرت را چون رهانید از بتان - هم بدان قوت تو دل را وارهان(136)