فهرست کتاب


ظهور ولایت در صحنه غدیر

محمد صفایی

تدریج در ابلاغ شریعت اسلام

شریعت اسلام - که حالت تکامل یافته شرایع گذشته است و برای پیشرفته ترین جوامع جعل شده است - خود نیز در مرحله اعلان و ابلاغ، به تدریج تکامل یافت. بدین معنا که با تجلی امین وحی و نزول آیات اولیه سوره علق در غار حرا، رسالت آخرین سفیر الهی صلی الله علیه و آله آغاز شد و پیوسته آیات و احکام جدیدی نازل می گشت تا این که با نزول این بخش از آیه، یعنی الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی به کمال نهایی و مطلوب خود رسید و به عنوان دینی که پروردگار عالم برای انسان ها اختیار کرده و به پیروی و هدایت جویی از آن رضایت داده است، معرفی شد: (و رضیت لکم الاسلام دینا)
این، همان وعده ای بود که خدای سبحان به مسلمانان و مومنان داده بود: وعده الله الذین ءامنوا منکم و عملوا الصالحات لیستخلفنهم فی الارض... و لیمکنن لهم دینهم الذی ارتضی لهم.
این، همان وعده ای بود که خدای سبحان راضی شد، دین بشریت قرار گیرد و گرنه خدا همیشه راضی به چنین امری بوده است.

مراد از الیوم

آنچه گذشت بحث هایی کلی در تفسیر بخشی از آیه شریفه، یعنی بخش کلامی آن بود و در ضمن آن روشن شد که در یکی از روزهای صدر اسلام حادثه ای عظیم رخ داده که قرآن کریم ویژگی های ذیل را برای آن ذکر می کند:
1- امید تمام دشمنان را که برای نابودی اسلام دندان تیز کرده بودند، به یاس مبدل کرد: (یئس الذین کفروا).
2- افزون بر تبدیل شدن امیدشان به یاس، آن چنان زمینه فعالیت آنها را خنثی کرد که ترس مسلمانان را از آنان بی جهت دانست: (فلا تخشوهم)
3- امکان داشت که مسلمانان با پشت پا زدن و نادیده گرفتن آن نعمت بزرگ، کفران نعمت کنند و زمینه غضب الهی و بازگشت سلطه کفار را فراهم و امید تازه ای در آنان ایجاد کنند، از این رو برای پیشگیری از این مسئله فرمود: (واخشون).
4- پیشرفتی کیفی (کمال) در دین الهی ایجاد کرد و مایه تکامل آن گردید: (اکملت لکم دینکم).
5- پیشرفتی کمی (کمال) تمامیت در نعمت مطلق الهی (ولایت) ایجاد کرده و آن را به مراحل پایانی و اتمام رساند: (اتممت علیکم نعمتی)
6- در مرحله ابلاغ نیز خدا راضی شد تا اسلام، دین ابدی مردم گردد (رضیت لکم الاسلام دینا).
بدین ترتیب آن روز، آغاز برهه ای جدید در تاریخ اسلام شد، پس باید روزی را در تاریخ اسلام پیدا کرد که این خصوصیات شش گانه را داشته باشد.
روزهای برجسته ای که در تاریخ وجود دارد و ممکن است همان روز معین باشد عبارت است از:
1- روز تولد پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله.
2- روز مبعث، چنان که ممکن باشد مراد از عصر در (والعصر ان الانسان لفی خسر...)(81) نیز عصر بعثت باشد.
3- روز اعلام عمومی دعوت از ناحیه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در سال سوم هجری که یوم الانذرا معروف است.
4- روز هجرت از مکه و نجات از آزار مشرکان.
5- روز ورود به مدینه و تشکیل حکومت اسلامی.
6- روزی که جنگ بدر اتفاق و شکست سختی بر مشرکان وارد کرد و سران شرک مکه را به خاک و خون کشید.
7- روزی که جنگ احد پیش آمد و در مرحله اول آن، مشرکان شکست خوردند و در مرحله سوم آن - که به حمراء الاسد معروف است - خائفانه و زبونانه فرار کردند.
8- روزی که جنگ خندق تحقق یافت و گروه های فراوانی از نقاط مختلف جزیره العرب، مدینه را محاصره کردند - و به همین جهت، جنگ احزاب نامیده شد - ولی با شکست و کشته شدن عمرو بن عبدود فرار ذلیلانه را بر قرار ترجیح دادند و پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم درباره آن فرمود: تا کنون آنها به سراغ ما می آمدند و به ما حمله می کردند و ما دفاع می کردیم ولی اکنون ما موضع حمله و تهاجم می گیریم: الان نغزوهم یغزوننا(82)
9- روز شکست قبایل یهودی مدینه، یعنی بنی قینقاع، بنی نضیر و بنی قریظه که دشمنان داخلی و چون ماری در آستین مسلمان بودند و با شکست و اخراج شان غنایم فراوانی نیز به دست مسلمانان افتاد.
10- روز فتح خیبر که دژهای مستحکم و آهنین یهودیان اطراف مدینه و پایگاه هایشان را در هم ریخت.
11- روز تحقق عمره القضا که در سال هفتم انجام شد و مسلمانان توانستند در مقابل دیدگان حیرت زده مشرکان وارد مکه شوند و مراسم عبادی عمره را بر اساس آیین خودشان بجا آورند.
12- روز تحقق صلح حدیبیه که زمینه فتح مکه و نزول سوره فتح را فراهم کرد(83) و به گفته زهری هیچ فتحی در اسلام قبل از این صلح به این بزرگی نبوده است(84).
13- روز فتح مکه که پوزه قدرت سران ستم مکه را به خاک مالید و موجب از هم پاشیدن قدرت کافران شد.
14- روز نزول آیات اول سوره برائت و اعلام آن در سال نهم هجرت، که محیط جزیزه العرب را برای مشرکان ناامن کرد و آنها را پس از تحقیر، در تنگنا و فشار قرار داد، به گونه ای که نه تنها نتوانستند به سنت های جاهلی خود عمل کنند، بلکه حق ورود به مسجدالحرام را نیز نداشتند: یا ایها الذین ءامنوا انما المشرکون نجس فلا یقربوا المسجد الحرام بعد عامهم هذا (85).
15- روز عرفه، یعنی نهم ذی الحجه سال دهم هجرت که اسلام به اوج شکوفایی خود رسیده بود و بسیاری از مسلمانان مراسم عبادی حج را همراه رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بجا آورده، مناسک حج را از آن حضرت آموختند. روایات فراوانی در کتب اهل سنت از خلیفه دوم و دیگران در این باره نقل شده و محور اصلی تفاسیر عامه در این آیه، همین احتمال است و مدعی هستند که این آیه در سر زمین عرفات نازل شده است.
16- روز نزول احکامی که در این آیه آمده است.
17- رحلت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله که در آن هنگام یقینا همه احکام و آیات الهی نازل شده بود و...

نقد و بررسی احتمالات

هیچ یک از این احتمالات قابل قبول نیست؛ زیرا خصوصیات شش گانه ای که در تفسیر آیه بدان اشاره شده در هیچ یک از این روزها جمع نشده است از این جهت بسیاری از اینها، احتمال محض بیش نیست و قایل ندارد. اینک هر یک از این احتمالات را مورد بررسی قرار می دهیم:
1- اگرچه روز تولد پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله، سر فصل مهمی در تاریخ بشر بود؛ زیرا موجب شکسته شدن ایوان کاخ کسری، خشک شدن دریاچه ساوه، خاموش گشتن آتشکده فارس و... شد، لیکن هیچ یک از خصوصیات اکمال دین، اتمام نعمت، یاس دشمنان و... در آن وجود نداشت.
2- روز بعثت نمی تواند مراد باشد؛ زیرا بعثت حادثه ای بود که فقط علی علیه السلام و خدیجه (علیها السلام) از آن با خبر شدند و کافران از آن حادثه عظیم مطلع نشدند تا ناامید شوند.
افزون بر این، روز بعثت آغاز ظهور دین بود و تنها بخشی از سوره علق بر آن حضرت وحی شد. بنابراین، روز کامل شدن دین نبود. از سوی دیگر قبل از بعثت، دینی در محیط جزیره العرب وجود نداشت تا کافران در صدد تحریف یا نابودی کردن باشند و در روز بعثت تکمیل شده باشد.
3- یوم الانذار، یعنی روز اعلان عمومی رسالت مراد نیست؛ زیرا این اعلان، نه تنها موجبات یاس سران شرک را فراهم نکرد، بلکه طمع آنان را به نابودی اسلام برانگیخت. از این رو مسلمانان را آزار می دادند، محاصره اقتصادی می کردند و... . از سوی دیگر بخش ناچیزی از دین تا آن روز ابلاغ شده بود و تا رسیدن به مرحله کمال فاصله فراوانی داشت.
4- روز هجرت پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله نمی تواند مراد باشد؛ زیرا:
اولا، هجرت بر اثر هراس از آزار و اذیت مشرکان مکه صورت گرفت. پس موجب ناامیدی کافران نشده بود. و اگر منظور این باشد که چون هجرت، زمینه تشکیل حکومت اسلامی را فراهم ساخت، اوس و خزرج را با یکدیگر متحد کرد و... ، مشرکان ناامید شدند، این نیز قابل قبول نیست؛ چون با تاسیس حکومت اسلامی، زمینه جنگ های خونین فراهم شد.
ثانیا، روز هجرت، روز کمال دین نبود؛ زیرا در مکه تنها برخی از اصول و فروع کلی دین نازل شد و بسیاری از مسائل کلی و جزئی آن در مدینه نازل گردید.
5- ورود به مدینه و تشکیل حکومت اسلامی نیز مایه یاس مشرکان نشد، نشانه اش آن است که مشرکان، نه تنها دست از توطئه نکشیدند، بلکه در سال سوم هجرت برای جنگیدن با مسلمان، خودشان را به مدینه رساندند، چنان که برای جنگ خندق نیز چنین کردند. افزون بر این، بسیاری از آیات پس از آن نازل گردید.
6- هیچ کدام از جنگ بدر، احد، خندق، شکست قبایل یهودی بنی قینقاق، بنی نظیر و بنی قریظه، فتح خیبر، عمره القضا و صلح حدیبه با تمام اهمیتی که هر یک از آنها برای مسلمانان و تاریخ اسلام دارد، مایه یاس کفار نشده بود. از سوی دیگر بسیاری از آیات، بعد از این حوادث نازل نشده بود. بدین ترتیب در هیچ یک از این حوادث اکمال دین، اتمام نعمت، یاس کفار و... مطرح نبود.
7- روز فتح مکه مراد نیست؛ زیرا بسیاری از احکام و آیات پس از فتح مکه - که در سال هشتم هجری اتفاق افتاد - نازل شد. پس دین، هنگام فتح مکه کامل نشده بود. افزون بر این، فتح مکه نیز مایه یاس کامل کافران نشده بود؛ به دلیل این که به پیمانهای عدم تعرض، پای بند بوده، به آن عمل می کردند، چنان که به سنت های جاهلی خود نیز - برهنه حج کردن زنها - عمل می کردند. به تعبیر امیر المومنین علیه السلام اگرچه اظهار اسلام کردند ولی مسلمان نشده بودند، بلکه اجبارا تسلیم شده، کفرشان را پنهان می داشتند و آنگاه که مناسب دیدند و عده و عده فراهم شد، آشکار کردند: ما اسلموا و لکن استسلموا و اسروا الکفر فلما وجدوا اعوانا علیه اظهروه(86).
8- روز نزول آیات اولیه سوره برائت و اعلام آن نیز نمی تواند مراد باشد؛ زیرا اگرچه اعلام برائت، مشرکان مکه و حتی مشرکان و بت پرستان حجاز را در فشار قرار داده، عرصه را بر آنها تنگ کرد، و آنها را بر خاک ذلت و خواری نشاند لیکن این، فرجام مشرکان و بت پرستان حجاز بود، در حالی که در آیه محل بحث آمده است: همه کافران، از دین شما ناامید شدند: (الذین کفروا). این تعبیر شامل مشرکان مکه، یهودی ها، نصرانی ها، امپراطور قدرتمند ایران، روم و... می شود.
چنان که دین نیز در آن روز به کمال خودش نرسیده بود؛ زیرا هنوز یک سال از عمر پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله باقی مانده بوده و بسیاری از احکام آیات - از جمله همین سوره مبارکه مائده که حاوی بسیاری از احکام است - در این مدت نازل شد.
9- روز عرفه، یعنی نهم ذی الحجه سال حجه الوداع نیز نمی تواند مقصود باشد؛ زیرا در روز عرفه سال دهم هجری حادثه قابل توجهی پیش نیامد تا موجب یاس کفار و تکمیل دین شود. یاس مشرکان قریش در ماجرای فتح مکه در سال هشتم حاصل شد و یاس مشرکان حجاز نیز هنگام نزول آیات برائت و اعلام آن توسط امیر المومنین علیه السلام در سال نهم هجری اتفاق افتاد اما بقیه کفار اعم از یهود، نصاری، نصاری، مجوس و...در آن روز، روز عرفه سال دهم هجری هنوز امیدوار بودند که ضربه ای کاری بر اسلام وارد کنند.
ممکن است گفته شود: انجام مناسک حج با حضور پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله که تعلیم علمی را با تعلیم عملی همراه کرده بود حادثه بزرگی است که در روز عرفه سال دهم هجری واقع شد و موجب تکمیل دین و یاس کفار گردید.
اگرچه این احتمال مانند برخی از احتمالات دیگر تایید می کند که این بخش آیه جدا از صدر و ذیل خود - که درباره خوردنی های حرام است - نازل شد، لیکن خود این احتمال، مخدوش است؛ زیرا:
اولا، چنین حجی فقط موجب کمال حج است و هرگز موجب کمال دین نمی شود؛ برای اینکه طواف دور خانه ای که روزی بتکده، روزی میکده(87) و روزی... و بالاخره اسیر دست این و آن است، به تنهایی کاره ای نیست. علی علیه السلام از کعبه به عنوان سنگ های بی نفع و ضرر یاد می کند: الا ترون ان الله سبحانه اختبر الاولین من لدن آدم صلوات الله علیه الی الاخرین من هذا العالم باحجار لاتضر و لاتنفع و لاتبصر و لاتسمع(88) حج هرچه با شکوه باشد، به تنهایی نمی تواند مایه ناامیدی کفار گردد. آری، تنها در صورتی که همراه با معرفت امام واجب الاطاعه باشد، می تواند واجد چنین اثری باشد. امام باقر علیه السلام فرمود: انما امر الناس ان یاتوا هذه الاحجار فیطوفوا بهاثم یاتونا فیخبرونا بولایتهم و یعرضوا علینا نصرهم(89).
کعبه ای که دشمن، توان ویران کردن آن را دارد - چنان که عبدالله بن زبیر دوبار به آن پناهنده شد و هر دو بار سنگ باران گردید و در سنگ باران دوم، کعبه ویران و ابن زبیر کشته شد(90) - بدون حضور امام معصوم چه نفع و ضرری می تواند داشته باشد که طواف دور آن مایه یاس کفار شود؟
ثانیا، پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله حدود هشتاد روز بعد از روز عرفه حجه الوداع در قید حیات بود و برخی از احکام و آیات در این مدت نازل شد. بدین جهت در روز عرفه، دین به حد کمال خود نرسیده بود.
10- روز نزول احکامی که در صدر آیه آمده (خواه عرفه باشد یا غیر عرفه) نمی تواند مراد از الیوم باشد؛ زیرا دو قسمت فقهی و کلامی آیه ارتباطی با یکدیگر ندارد و حتی ممکن است نزول جداگانه ای داشته باشد، چنان که روایات شان نزول نیز به همین قسمت اشاره کرده و نسبت به صدر و ذیل آن ساکت است. افزون بر این، نزول چند حکم فقهی که محتوای آن قبلا در سوره های بقره، انعام و نحل نازل شده بود، از چنان اهمیتی برخوردار نیست که مایه تکمیل دین و یاس کفار گردد و گرنه در آن سوره ها نیز، نظیر این آیه باید نازل می شد.
11- روز رحلت نبی اکرم صلی الله علیه و آله نیز نمی تواند مقصود باشد؛ زیرا اگرچه در آن روز دین، کامل و نعمت، تمام شد و آخرین سفیر الهی در تلقی و ابلاغ وحی چیزی را فرو گذار نکرد: (و ما هو علی الغیب بضنین)(91)، چنان که خود آن حضرت در خطبه ای که در حجه الوداع ایراد کرد، فرمود: یا ایها الناس و الله ما من شی ء یقربکم من الجنه و یباعدکم عن النار، الا و قد امرتکم به و ما من شی ء یقربکم من النار و یباعدکم من الجنه، الا وقد نهیتکم عنه(92)
لیکن در آن روز دشمنان به طمع افتادند ترس از توطئه آنان به صورت جدی مطرح بود. افزون بر این، آن روز بزرگ و به یاد ماندنی قطعا در زمان حیات پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم بوده است.
در نتیجه، هیچ کدام از این حوادث نمی تواند مصداق الیوم باشد؛ زیرا برخی از اینها هیچ یک از خصوصیات شش گانه را ندارد، برخی پنج تا از آنها را ندارد، برخی چهار تا و... در عین حال با توجه به اخبار آیه، شکی نیست که چنین روز سرنوشت سازی در تاریخ اسلام وجود داشته است. از این رو باید با تحقیق و بررسی بیشتر و گسترده تر مصداق آن را مشخص کرد.