فهرست کتاب


ظهور ولایت در صحنه غدیر

محمد صفایی

نعمت مطلق و مشروط

نعمت که همانند سایر اوزان فعله دلالت بر نوع می کند، بیانگر نوع خاصی از تنعم، برخورداری و خوشگواری است.(61)
مجموع موجودات عالم برای آن است که در خدمت انسان باشد تا او را و در پیمودن مسیر سعادت حقیقی، یعنی تقرب به خدای سبحان کمک کند: الم تروا ان الله سخر لکم ما فی السموات و ما فی الارض و اسبع علیکم نعمه ظاهره و با طنه(62)
ابر و باد مه و خورشید و فلک در کارند تو نانی به کف آری و به غفلت نخوری
همه از بهر تو سر گشته و فرمان بردار - شرط انصاف نباشد که تو فرمان نبری(63)
از این رو هر یک از متصرفات انسان که در این مسیر قرار گیرد، نعمت است و گرنه نقمت خواهد بود. به عبارت دیگر اگرچه مجموع آنچه که در نظام آفرینش وجود دارد نقشی در خوشگواری زندگی انسان دارد، لیکن نعمت بودن آن مشروط است به این که مایه سعادت و پایه کمال باشد. مثلا اموال، اولاد و همسر را در اختیار انسان قرار داده تا مایه خوشگواری زندگی او گردد. اگر کسی بتواند با استفاده صحیح از آن، سعادت خویش را تامین کند، برای او نعمت خواهد بود و گرنه نقمت محسوب می شود. از این جهت قرآن کریم با معرفی برخی از همسران و اولاد به عنوان دشمن آدمی و سعادت او، توصیه کرده که از آسیب چنین دشمنانی بر حذر باشید: یا ایها الذین ءامنوا ان من ازواجکم و اولادکم عدوا لکم فاحذروهم(64).آن گاه به صورت قاعده ای کلی فرمود: اموال و اولاد شما فتنه و وسیله آزمایش شماست. پس توجه داشته باشید که اگر بتوانید از عهده این آزمایش به درستی برآیید، نزد خدا از اجر بزرگی برخوردار خواهید بود: انما اموالکم و اولادکم فتنه و الله اجر عظیم(65).
در دو آیه بعد راه موفقیت در این امتحان را بیان کرده، نخست می فرماید: هرچه در توان دارید از خدا بترسید و به فرمانهای الهی گوش فرا دهید، اوامر او را اطاعت کنید و مال تان را در راه او انفاق کنید که برای خودتان بهتر است. و چون انفاق مال نیاز به مبارزه با حرص و بخل دارد، فرمود: کسانی که به فلاح و رستگاری می رسند که با این صفات رذیله مبارزه کنند: فاتقوا الله ما استطعتم و اسمعوا و اطیعوا و انفقوا خیرا لانفسهم و من یوق شح نفسه فاولئک هم المفلحون(66). سپس می فرماید: اگر بتوانید حب مال و فرزند را تعدیل کنید و در راه خدا قرض الحسنه بدهید، خدا آن را برای شما مضاعف می کند و لغزشهای تان را می آمرزد؛ زیرا خدا شکر گزار بردبار است: ان تقرضوا الله قرضا حسنا یضاعفه لکم و یغفر لکم والله شکور حلیم(67).
چنان که در دو آیه دیگر - با اندکی اختلاف - خطاب به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: کثرت فرزند و دارایی آنان، تو را به شگفتی وا ندارد؛ زیرا اراده الهی این است که به وسیله همین اموال و اولاد آنها را عذاب کند و آنان در حالی که در کفر، غوطه ورند از دنیا بروند: فلا تعجبک اموالهم و لا اولادهم انما یرید الله لیعذبهم بها فی الحیوه الدنیا و تزهق انفسهم و هم کافرون(68).
آری، ولایت الهی و اولیای او، همیشه نعمت است و هرگز نقمت نخواهد شد؛ زیرا اگر وجود داشته باشد، حتما مایه تقرب بلکه عین تقرب است. مگر آنکه انسان امر موهومی را ولایت الهی بشمارد.

دین، نعمت بزرگ الهی

مجموع آنچه پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله در طول 23 سال از جانب خدای سبحان برای مردم آورد، دو چهره دارد:
1 - از آن رو که روابط انسان را با خلق، خالق و نظام هستی تنظیم می کند و زمینه عبادت و عبودیت را برای او فراهم می سازد عنوان دین بر آن اطلاق می شود.
2 - از آن جهت که جلوه ولایت الهی است، نعمت محسوب می گردد.
از سوی دیگر ولایت الهی بر بندگانش جز با ولایت رسول او امکان پذیر نیست چنان که ادامه ولایت رسول خدا صلی الله علیه و آله با ولایت جانشینان او ممکن خواهد بود. بنابراین، تعیین رسول و جعل ولایت برای او تنها بخشی از اعمال ولایت الهی است و بدون انتخاب جانشین برای آن حضرت، این نعمت ویژه و مطلق الهی به مرحله پایانی خود نخواهد رسید. به بیان دیگر: ولایت جانشینان پیامبر مکمل ولایت پیامبر و ولایت او مظهر ولایت خدای سبحان است. بدین ترتیب اطلاق نعمت در این آیه نشان می دهد که مراد از نعمت در اینجا باید مربوط به جعل ولایت باشد که همواره نعمت است و گرنه باید قید یا شرطی به آن اضافه می شد و مثلا گفته می شد: در صورتی که بتوانید استفاده صحیح از آن بکنید.
اضافه نعمت به ضمیر متکلم ی - که به خدا بر می گردد - حکایت از شرافت این نعمت می کند، چنان که اضافه روح به یای متکلم در آیه (نفخت فیه من روحی)(69) حکایت از این شرافت دارد.

دین برگزیده

رضیت از ماده رضی است. رضی به معنای موافقت و تمایل داشتن نسبت به چیزی می آید(70).
بسیاری از مفسران آن را به معنای اختیار و برگزیدن دانسته اند(71).
اسلام از ریشه سلم، مقابل خصومت به معنای موافقت شدید ظاهری و باطنی است به گونه ای که هیچ خلاف و اختلافی وجود نداشته باشد(72).
واژه اسلام که به معنای تسلیم و فرمان برداری است، دو مصداق دارد:
1 - شریعتی که حضرت محمد عبدالله صلی الله علیه و آله مامور ابلاغ و تبلیغ آن بوده است. به همین اعتبار پیروان آن حضرت را مسلمان می نامند چنان که شریعت حضرت موسی بن عمران علیه السلام را یهودیت و پیروان او را یهودی، شریعت حضرت عیسی بن مریم علیه السلام را مسیحیت یا نصرانیت و پیروان او را مسیحی یا نصرانی می گویند. مصداق بارز برای واژه اسلام همین است.
2 - قدر جامع و مشترک همه ادیان الهی که همان دین پذیرفته شده در نزد خدای سبحان است: (ان الدین عندالله الاسلام)(73) و جز آن از کسی پذیرفته نمی شود: و من یبتغ غیر الاسلام دینا فلن یقبل منه و هو فی الاخره من الاخره من الخاسرین(74). سر این تعبیر و تسمیه، آن است که خط کلی همه ادیان و قدر جامع آنها تسلیم، انقیاد و فرمان برداری در برابر خدای سبحان و فرامین اوست. در آیه محل بحث، معنای یکم مراد است.
اشتراک ادیان الهی در خطوط کلی و اصلی، دلایل فراوان دارد که یکی از آنها دین است: هر پیامبری به آمدن پیامبر پس از خود مژده می داد و پیامبران قبلی را تصدیق می کرد:(75)و اذ قال عیسی ابن مریم یا بنی اسرائیل انی رسول الله الیکم مصدقا لما بین یدی من التوراه و مبشرا برسول یاتی من بعدی اسمه احمد(76)
این خط سیر به یک دوره کامل آموزشی شباهت دارد که از سالهای اول دبستان و بلکه قبل از آن، یعنی دوران آمادگی و پیش دبستانی شروع به مراحل پایانی دانشگاه ختم می شود.
هر یک از این مراحل، شریعت و منهاج نامیده می شود: (لکل جعلنا منکم شرعه و منهاجا)(77).