1- امالى صدوق ، ص 142. خصال صدوق ، ج 2 ص 172. بحار، ج 11، ص 30.
2-
احقاف /35.
3-
اصول كافى ، ج 2 ص 17.
4-
اصول كافى ، ج 1، ص 175.
5-
تفسير صافى ، ذيل آيه فوق ، ج 1، ص 51.
6-
توضيح در سفينه البحار، ج 1، ص 74.
7-
مجمع البيان ، ج 10، ص 476.
8-
اصول كافى ، ج 1، ص 174.
9-
زندگانى آيت الله بروجردى ، على دوانى ، ط جديد، ص 350.
10-
روضه الكافى ، ص 114.
11-
تاريخ حبيب السير ج 1، ص 29.
12-
بحار، ج 11، ص 287و 286.
13-
لئالى الاخبار، ج 2، ص 200.
14-
انوار البهيه ، ص 110.
15-
بحار، ج 11، ص 290.
16-
بحار، ص 285 - امالى صدوق ، ص 306.
17-
بحار، ص 288.
18-
بحار، ج 1، ص 313.
بعضى هم به او خيانت مى كردند، از جمله همسرش به او خيانت كرد و مطابق بعضى از روايات نام او كه (( والغه )) بود به مردم مى گفت :
(( نوح ديوانه است )) و اگر كسى به نوح عليه السلام ايمان مى آورد، او آن را به اشراف قوم نوح خبر مى داد. (آيه 10 تحريم ). بحار، ص
308 - 309 و پيرش (كنعان ) حتى حاضر گرديد در طوفان نوح غرق گردد ولى به دعوت پدر ايمان نياورد، چنانچه اين مطلب در آيه 43 سوره
هود آمده است .
19-
مطابق بعضى از نقلها، نوح عليه السلام 126 سال بعد از وفات آدم ، متولد شد و هنگام بعثت ، 150 تا250
سال داشته است . به گفته بعضى ، در اين وقت 50 سال داشت . (تاريخ حبيب السير ج 1، ص 29، - بحار، ج 11، ص 313.
20-
روضه الكافى ، ص 114 و 115 (به طور اقتباس و تلخيص ).
21-
نام اين پنج بت در آيه 23 نوح آمده است .
22-
مجمع البيان ، ج 10، ص 362.
23-
نوح / 23.
24-
هود / 25.
25-
كامل ابن اثير، ج 1 ص 69.
26-
تاريخ انبيا (عمادزاده ) ص 201.
27-
بحار، ج 11، ص 287.
28-
مجمع البيان ، ج 10، ص 361.
29-
نوح / 8.
30-
نوح / 5.
31-
اقتباس از تاريخ انبيا (عمادزاده )، ص 202 و203.
32-
اقتباس از آيه 8و9 سوره نوح .
33-
بحار، ج 11، ص 298.
34-
همچون حضرت لوط (س ) كه او نيز همسر بدى داشت (در قرآن آيه 10، سوره تحريم به اين مطلب اشاره شده ).
35-
و نقل شده است كه به مردم كفته بود: (( نوح مجنون است )) بحار، ج 12، ص 146.
36-
با توجه به اين كه ، بيرون كردن او، مفسده بيشترى داشت و صلاح اين بود كه با صبر و
تحمل ، او را نگهدارى كند.(لئالى الاخبار)
37-
هود / 33و36.
38-
هود، آيه 37.
39-
امام باقر عليه السلام فرمود: خداوند براى كشتى سازى ، نخست به نوح عليه السلام فرمود: هسته درخت را بكارد، تا درختهايى به وجود آيد
و از چوب آنها كشتى بسازد.
40-
هود/ 38و39.
41-
بحار، ج 11، ص 323. توضيح اينكه اين كشتى ، يك كشتى بسيار بزرگ بوده ، كه بعضى : نوشته اند داراى هفت طبقه و
داخل هر طبقه (در جهت عرض ) داراى 9 بخش بوده و به نقل بعضى ديگر؛ داراى سه طبقه . حضرت نوح عليه السلام هنگام طوفان ، چهار پايان را در
طبقه اول و انسانها را در طبقه دوم و پرندگان را در طبقه سوم جاى داد.
نخستين حيوانى كه وارد اين كشتى شد، مورچه و آخرينشان الاغ و ابليس بود.
(اعلام قرآن ، دكتر خزائلى ، ص 644).
نيز روايت شده از امير مومنان عليه السلام در پاسخ مردى از اهالى شام كه اندازه كشتى نوح را پرسيده و ايشان فرمود: (( آن بخشى كه حيوانات
قرار داشتند، داراى نود اطاق بود. )) (بحار، ج 11، ص 319)
اين كشتى در بيابان كوفه ساخته شد و مطابق بعضى از روايات ، حضرت نوح آن را در سرزمين كنونى مسجد اعظم كوفه ساخت . (بحار، ج 11،
ص 335 - حبيب السير، ج 1، ص 30)
42-
يعنى ذرع = اندكى طولانى تر از يك متر.
43-
تاريخ انبيا، ص 207.
44-
ديوان مثنوى ، به خط ميرخانى ، ص 272 (دفتر سوم ).
45-
حياه الحيوان ، ج 2، ص 209 - بحار، ج 65، ص 52.
46-
لئالى الاخبار، ج 5، ص 454.
47-
هود / 40
48-
بحار، ج 11، ص 293.
49-
بحار، ج 11، ص 293.
50-
سوره هود / آيه 33.
51-
هود / 36.
52-
هود / 27-26.
53-
هود / 42.
54-
بحار، ج 11، ص 303.
55-
بحار، ص 303.
56-
كه به زبان عربى (( يام )) مى گفتند.
57-
مضمون آيات 42 تا 47 سوره هود.
58-
تفسير و نقد و تحليل مثنوى ، استاد محمد تقى جعفرى ، ج 7، ص 152- 154.
59-
ديوان مثنوى ، به خط ميرخانى ، ص 234 (دفتر سوم )
60-
ديوان مثنوى ، به خط ميرخانى ، ص 235(دفتر سوم )
61-
بحار، ج 11، ص 290.
62-
مجمع البيان ، ج 6، ص 399.
63-
عيون الاخبار، ص 29 -بحار، ص 291.
64-
ديوان مثنوى ، به خط ميرخانى ، ص 235(دفتر سوم ).
65-
هود / 41
66-
اقتباس از بحار، ج 75، ص 133.
67-
امالى صدوق ، ص 274 - بحار، ج 11، ص 285.
68-
اصول كافى ، ج 2، ص 124.
69-
بحار، ج 11، ص 313.
70-
اينكه كوه جودى كجا قرار گرفته ، در تاريخ و روايات اختلاف بسيارى است . مطابق پاره اى از روايات و بسيارى از گفتار مفسران ؛ كوه جودى
، كوه معروفى است كه در نزديكى موصل يكى از شهرهاى شمالى عراق قرار دارد. (مجمع البيان ، ج 5، ص 165 - روح المعانى ، ج 12 ص 57.
بعضى نيز گويند: اين كوه در حدود شام يا نزديك (( آمد )) و (( جزيره )) كه جزء مناطق شمالى عراق است ، مى باشد.
و بعضى ديگر آن را از كوههاى آرارات كه در شرق ارمنستان و در دشت (( رس )) مى باشد، دانسته اند. (اقتباس از اعلام قرآن ، خزائلى ، ص
281.)
يكى از محققين مى گويد: جودى كوهى است در نزديكى موصل به كوههاى ارمنستان پيوسته است و اكراد در جوار آن زندگى مى كنند و آن را به زبان
خود (( كاردو )) يا (( جاردو )) مى نامند. يونانيان آن را تحريف كرده (( جوردى )) گفته اند و پس از آنكه به لغت عربى وارد شد. قصص
قرآن ، صدر بلاغى ، ص 348.
71-
به نقلى ؛ برگ درخت انجير بوده است .
72-
اعلام قرآن ، خزائلى ، ص 645. قابل توجه اينكه در داستان فوق ، سخن از برگ زيتون و طوق زيبا آمده است . شايد اينكه از دير زمان تا
كنون در بين ما رسم است طوق گل را به عنوان جايزه بر گردن افراد پيروز مى اندازند و يا در جهان عرب ، شاخه زيتون ، نشانه صلح و صفاست
، از ماجراى فوق سر چشمه گرفته است .
73-
هود / 44 و 48.
74-
بحار، ج 11، ص 313.
75-
اعلام قرآن ، خزائلى ، ص 281.
76-
تاريخ حبيب السير، ج 1، ص 31
77-
بحار، ج 11، ص 285و 288.
78-
تفسير برهان ، ج 4، ص 390.
79-
انوار البهيه ، ص 110.
80-
منتهى الامال ، ج 1، ص 133.
81-
كامل ابن اثير، ج 1، ص 73.
82-
امالى صدوق ، ص 306 - بحار، ج 11، ص 286.
83-
بحار، ج 76، ص 91
84-
قصص الانبياء، عبد الوهاب نجار، ص 70.
85-
اقتباس از ترجمه الميزان ، ج 14، ص 40 - بحار، ج 12، ص 45.
86-
بحار، ج 12، ص 10 - 11.
87-
اصول كافى ، ج 1، ص 175
88-
نحل / 120
89-
بين دجله و فرات ، واقع در كشور عراق كنونى .
90-
بحار، ج 12، ص 36
91-
بحار، ج 12، ص 36
92-
به نوشته بعضى از تاريخ نويسان 77 تا 100 هزار نوزاد كشته شد. (ناسخ التواريخ ، پيامبران ، ج 1 ص 160).
93-
تاريخ طبرى ، ج 1، ص 217-164.
94-
اقتباس از مجمع البيان ، ج 4، ص 325 - تفسير جامع ، ج 2، 319.
95-
بحار، ج 12، ص 30و42.
96-
اقتباس از آيات 75تا 79 سوره انعام - عيون اخبار الرضا، ج 1، ص 197 - بحار، ج 12، ص 30.
97-
مضمون آيه 260 سوره بقره - مجمع البيان ، ج 2، ص 373.
98-
بط = اردك يا مرغابى . زاغ = كلاغ . انيت = آرزوى دراز. (ديوان مثنوى ، آغاز دفتر پنجم )
99-
چنانچه بعضى ، پيامبرى ابراهيم در نوجوانى را از آيه 43 سوره مريم ، استفاده كرده اند، آنجا كه او آزر را به سوى توحيد دعوت مى كند و
به او مى گويد: (( اى پدر! دانشى براى من آمده كه براى تو نيامده )) با توجه به اينكه در نو جوانى ، آزر را دعوت كرد.
100-
طبق بعضى از روايات ، امام صادق عليه السلام فرمود: ابراهيم همراه مادرش وارد شهر شد و به خانه مادرش وارد گرديد، هنگامى كه نگاه آزر
به چهره ابراهيم عليه السلام افتاد به مادر ابراهيم گفت : (( اين كيست كه در سلطنت شاه (نمرود) باقى مانده است ، با اينكه به فرمان شاه ،
پسران را كشند؟! ))
مادر گفت : (( اين پسر تو است در فلان وقت ، هنگامى كه از شهر بيرون رفته بودم ، متولد شده است . ))
آزر گفت : (( واى بر تو! اگر شاه با خبر شود ما را از مقامى كه در پيشگاهش داريم
عزل خواهد كرد. ))
مادر گفت : (( اگر شاه باخبر نشد كه زيانى به تو نرسد، و اگر با خبر شد من جواب شاه را مى دهم ، به گونه اى كه موجب حفظ مقام تو خواهد
شد. بگذار نزد ما بماند و پسر ما باشد. )) (بحار، ج 2، ص 31)
به اين ترتيب مى توان گفت يكى از علل ظاهرى حفظ ابراهيم عليه السلام وجود آزر بوده است ، چنانچه موسى عليه السلام در دامن فرعون تربيت
شد، همان گونه كه گفته اند: (( عدو شود سبب خير گر خدا خواهد. ))
101-
مضمون آيات 41 تا 49 سوره مريم .
102-
انعام / 74
103-
مضمون آيات 54 تا 56، سوره انبيا.
104-
بحار، ج 12، ص 31
105-
قصص قرآن ، صدر بلاغى ، ص 58 - بعضى اين واقعه را بعد از حادثه آتش ، آورده اند. (بحار، ج 12، ص 34)
106-
انبيا / 57.
107-
امام صادق عليه السلام فرمود: روزى كه ابراهيم عليه السلام بتها را شكست عيد نوروز بود (بحار، ج 12، ص 43).
108-
صافات / 87. ابراهيم از نظر بدنى بيمار نبود، ولى وقتى كه مى ديد مردم ، غرق در فساد و هوسبازى غوطه مى خوردند، از نظر روحى
كسل و ناراحت بود و منظور او از اينكه گفته بود من بيمارم ، يعنى كسل است .
109-
انبيا / 58تا67.
110-
بحار، ج 12، ص 32.
111-
انبيا/ 69
112-
مثنوى مولانا.
113-
مجمع البيان ، ج 7، ص 74 - بحار، ج 12 ص 32 و 33.
114-
اعيان الشيعه ، ط ارشاد، ج 1، ص 635 - انوار البهيه ، ص 166.
115-
خداوند در آيه 26 سوره نحل اين مطلب رابيان نموده و به گفته ابن عباس ، خداوند با اين آيه ، روحيه مسلمانان را تقويت مى كند، كه نمايشهاى
پوشالى طاغوتها آنها را نفرييد و مرعوب نكند تا به امدادهاى الهى تكيه كنند و در پرتو آن با روحيه اى نيرومند به آرمان خود ادامه دهند.
116-
اقتباس از بحار، ج 12، ص 43، 44.
117-
اقتباس از روضه الصفا، ج 1 - حيوه القلوب ، ج 1 ص 175.
118-
انبيا / 70. از نكات جالب اينكه ؛ امير مومنان عليه السلام در ضمن به پرسشهاى يكى از اهالى شام فرمود (( دشمنان در روز چهار شنبه
ابراهيم عليه السلام را در ميان منجنيق نهادند و در درون آتش پرتاب نمودند. سرانجام خداوند در روز چهار شنبه ، پشه اى را بر نمرود مسلط
گردانيد... ))
و امام صادق عليه السلام فرمود: (( خداوند ناتوانتزين خلق خود، پشه را به سوى يكى از جبارترين خودكامه (نمرود) فرستاد. آن پشه در بينى
او وارد گرديد، تا به مغز او رسيد و او را به هلاكت رسانيد. اين يكى از حكمتهاى الهى است كه با ناتوانترين مخلوقاتش ، قلدرترين موجودات را از
پاى در آورد (بحار، ج 12، ص 37) .
و از ابن عباس روايت شده : پشه ، لب نمرود را گزيد. نمرود تلاش كرد تا آن را با دستش بگيرد، پشه به
داخل سوراخ بينيش پريد، او تلاش كرد كه آن را از بينى خارج سازد، ولى پشه خود را به سوى مغز او رسانيد. خداوند به وسيله همان پشه ،
چهل شب او را در عذاب كرد تا به هلاكت رسيد.(بحار، ج 12، ص 18)
119-
پروين اعتصامى .
120-
مطابق بعضى از روايات ، ماجرا را به نمرود اطلاع دادند، نمرود گفت : ابراهيم را گرچه همراه اموالش باشد، بيرون كنيد تا از سرزمين
برود، زيرا او اگر در اينجا بماند دين شما (بت پرستان ) را فاسد مى كند. (اقتباس از تفسير الميزان ، ج 7، ص 241)
121-
صافات / 99
122-
اقتباس از الميزان ، ج 7، ص 241-242.
123-
مضمون آيه 100 صافات .
124-
مضمون آيات 69 تا 72 سور هود - مجمع البيان - ج 5، ص 175. امام صادق عليه السلام فرمودن (( ابراهيم در اين هنگام 120
سال ، و ساره 90 سال داشت . )) (بحار، ج 12، ص 111-110)
125-
ابراهيم / 37.
126-
كامل ابن اثير، ج 2، ص 103 - بحار، ج 12، ص 98 - 99.
127-
بقره / 127-128
128-
مجمع البيان ، ج 7، ص 80
129-
يا ابت افعل ما تومر ستجدنى ان شاء الله من الصابرين (صافات / 102)
130-
ماجراى رمى جمره سه گانه حج در مراسم در سرزمين منى ، يادآور همين خاطره است .
131-
صافات / 105
132-
بحار، ج 12، ص 8.
133-
بحار، ص 13
134-
در آيه 69 هود به اين مطلب اشاره شده است .
135-
بحار، ج 12، ص 11
136-
ابراهيم با شنيدن اين واژه ها يارآور خداى يكتا و بى همتا بود. چنان لذت مى برد كه
قابل توصيف نيست .
137-
اقتباس از معراج السعاده ، ص 491.
138-
بحار، ج 12، ص 79
139-
بحار، ج 13، ص 6
140-
تاريخ انبيا، (عماد زاده )، ص 492
141-
در بعضى از تواريخ نام فرعون عصر موسى (( وليد بن زياد )) ذكر شده است .
(كامل ابن اثير، ج 1، ص 96)
142-
نانكه اين مطلب از آيه 18 شعرا، با توجه به داستان مورد اشاره اش استفاده مى شود.
143-
قصص قرآن ، صدر بلاغى - فرهنگ قصص ، ص 301-392.
144-
اقتباس از بحار، ج 13، ص 51 - تاريخ انبيا، ص 493.
145-
تاريخ انبيا (عمادزاده ) ص 495.
|