مصاحبه اوریانا فالاچی با امام خمینی

تاریخ: 1358/06/21

مصاحبه اوریانا فالاچی با امام خمینی

سوال: من قبل از هر چیز مرگ مرحوم طالقانی را به شما تسلیت عرض می کنم.
جواب: انشاءالله موفق باشند، تشکر می کنم از تسلیت ایشان.
سوال: امیدوارم حضرت امام به سؤالاتی که من می کنم که شاید بعضی ها به ظاهر مسخره بیاید و بعضی ها ناراحت کننده باشد، ولی امیدوارم که با صبر و حوصله ای که من در ایشان می بینم به سادگی جواب بدهند.
جواب: بگویید که اگر سوال ها بخواهد زیاد باشد من وقت ندارم و محدود باشد، یک چند سوالی باشد عیب ندارد. سوال ها را انتخاب کنید و آن سوالی که مهم است بکنید برای اینکه زیاد طول می کشد.
سوال: حضرت امام خمینی! ایران در دست شماست و حرف های شما کاملاً مورد قبول است و حرف های شما قانون می شود در این کشور و حالت اجرائی پیدا می کند. در مملکت بعضی ها هستند که فکر می کنند در این کشور آزادی نیست حضرتتان چه می فرمایید؟
جواب: بگویید که ایران در دست من نیست، در دست ملت است و ملت هم کسی که خدمتگزار باشد و مصالحشان را بخواهد، با آزادی مطلق به او ممکن است رو بیاورد. و شما ملاحظه کردید در فوت مرحوم آقای طالقانی سر نیزه ای نبود، زوری نبود، مردم با آزادی ریختند در خیابان ها و همه ایران منقلب شد. این نه این است که آزادی بدون قانون وجود داشته باشد، آن آزادی نیست، منتها آزادی است که مردم روی محبت و عشقشان و روی یک مبادی و مبادی الهی به بعضی اشخاص که اینها را می شناختند به اینکه الهی هستند روی می آورند و این آزادگی است.

صحیفه نور جلد 9 صفحه 86


سؤال: آنطوری که از بیاناتتان در قم در گذشته نه نزدیک، خیلی دور فرموده اید و حقیقتی بوده، آن مدرن شدن یک انسان این است که بتواند آزاد بیندیشد و آزاد تصمیم بگیرد و آزاد انتخاب بکند. چطور امکان دارد، الان در کشور کمونیست ها و سایر اقلیت ها چه سیاسی و چه مذهبی و چه ملی نمی توانند آزادانه اظهار بیان بکنند و اظهار اندیشه بکنند.
جواب: بگویید شما اول خیال کردید که مساله ای را، بعد علتش را می پرسید. در مملکت ما آزادی اندیشه هست، آزادی قلم هست، آزادی بیان هست ولی آزادی توطئه و آزادی فساد کاری نیست. شما اگر توقع دارید که ما بگذاریم بر ما توطئه کنند و مملکت ما را به هرج و مرج بکشند، به فساد بکشند و مقصودشان از آزادی این است، در هیچ جای دنیا همچو آزادی نیست. و اگر آزادی اندیشه است، آزادی بیان است، این آقای بنی صدر مطلعند و ما مطلعیم که ایشان دعوت می کردند همین کمونیست ها را و همان اشخاصی که غیر ما فکر می کردند، دعوت می کنند که بیایید صحبت های تان را بکنید و ما پنج ماه بیشتر بلکه به طور مطلق به اینها آزادی دادیم، یعنی آزاد بودند که هر چه می خواهند، حتی الانش هم هر کاری کردند، لکن اخیراً که ما مطلع شدیم که با الهام از رژیم سابق و با الهام از اجانب و کسانی که می خواهند به تباهی بکشند، توطئه کردند، خرابکاری کردند، خرمن ها را آتش زدند، صندوق های آراء را آتش زدند و با تفنگ و اسلحه آن رفتار را کردند، قضایای اطراف کردستان را همان ها پیش آوردند و سایر قضایا هم آنها اگر ما سستی کنیم پیش می آورند. اگر آزادی، آزادی بیان و عقیده و اندیشه است، آزادی هست و بوده است. این چیزی که جلویش گرفته شده است، این است که در ممالک دیگر آنجا که انقلاب شد و صددرصد ادعای آزادی می کردند، بعد از انقلاب مطلقاً جلوگیری کردند از کسانی که توطئه می کردند، ما پنج ماه است و بیشتر است مهلت دادیم به آنها تا اینکه بر مردم ثابت شد، به دنیا ثابت شد به اینکه قضیه، قضیه آزادی بیان نیست، قضیه، قضیه آزادی توطئه است. این آزادی توطئه را هیچ کس، هیچ جا به هیچ کس نمی تواند بدهد.
سوال: البته این سؤالاتی است که قبلاً می دانید که معمولاً خبرنگارها از شما می کردند، پس چه دلیلی بود که مثلاً روزنامه های مخالف مخصوصاً آیندگان بسته بشود؟
جواب: روزنامه آیندگان همان بود که با دشمن های ما روابط داشت، توطئه بود در کار و با صهیونیست ها روابط داشت، از آنها الهام می گرفت و بر ضد منافع مملکت و کشور می نوشت و در تمام آن روزنامه هائی که توطئه گر بودند و می خواستند رژیم سابق را دوباره برگردانند به اینجا، این روزنامه ها جلوشان گرفته شد تا بفهمند به اینکه چطورند اینها و بعد

صحیفه نور جلد 9 صفحه 87

از اینکه فهمیدند هر کدام که چیز نیستند، نه، آزاد باشند. همه روزنامه هائی که بودند، به اعتبار اینکه دادستان آنطوری که فهمیده است اینها توطئه گر بودند و مفسد بودند و اینها الهام از شاه و از دستگاه صهیونیست ها می گرفتند، از این جهت اینها را توقیف کردند موقتاً، تا اینکه رسیدگی کنند. این خلاف آزادی نیست، این جلوگیری از توطئه است که همه دنیا بوده است که جلوی این توطئه را بگیرند.
سوال: حضرت امام! اینهائی که الان دم از مخالفت می زنند، عده ای هستند که اکثرشان مبارزه کرده اند و زجر کشیده اند و ضد رژیم گذشته بودند. چطور امکان دارد که فضا و حق وجود به چپی که این همه مبارزه و رنج کشیده، نداد؟
جواب: امکان ندارد، حتی یکی شان نه مبارزه کرده اند، نه رنج کشیده اند، همه از دولت و از رنج های این ملت ما استفاده برده اند و بر ضد ملت ما قلمفرسائی کرده اند. سوال: منظورم گروه های سیاسی اند مثلاً احزاب توده، مثلاً فدائیان، مجاهدین.
جواب: و احزاب هم همین طور، آنها هم خلاف آزادیشان اگر توطئه گر نباشند، حالا عملی که بر خلاف آزادی باشد نکرده اند و نشده است و اما اینکه می گویید آنها رنج کشیده اند و در این باره فعالیت کرده اند، این معلوم می شود که درست از اوضاع ما مطلع نیستید. آنها که رنج کشیده اند این توده مردمند که رنج کشیده اند آنها یک عده ای شان در خارج بوده اند و حالا آمده اند در داخل و می خواهند استفاده بکنند بدون رنجش. یک دسته هم اینجا بودند و در پناهگاه ها یا در خانه ها بودند و بعد از اینکه ملت رنج ها را کشید و خون داد و همه کارها را کرد، اینها آمدند و دارند استفاده می برند و معذلک کسی جلو اینها را نگرفته است و آزادی دارند.
سوال: منظور من بیشتر روی چپی هائی است که در زندان هم بوده اند، یا به دست شاه شکنجه شدند.
جواب: در این نهضت ما دخالت نداشتند، در نهضت ما هیچ یک از اینها، بلکه مخالف بودند. همین چهار تا هم که الان برخلاف ما دارند فعالیت می کنند، آنها یک مسلک خاصی داشتند و روی مسلک خاصشان هستند. نهضت ما یک نهضت اسلامی بود که چپی با آن مخالف است و مخالفت او هم با ما بیشتر است از مخالفت شاه و آنها هم توطئه گر هستند و می خواهند همان مسائل را، که من نظرم این است که چپی های ساختگی اند، نه چپی های واقعی و ساخت

صحیفه نور جلد 9 صفحه 88

آمریکا هم هستند. بنابراین اینطور نیست که شما خیال کردید که چپی ها یک دسته ای هستند که در نهضت ما دخالت داشتند. نهضت ما هیچ دخالتی آنها نداشتند، البته آنها برای مقصد خودشان هر چه بوده اینجا و آنجائی کرده اند و یک کارهائی انجام داده اند و هیچ ربطی به نهضت ما ندارد. نهضت ما هیچ ارتباطی با چپی ها ندارد و چپی ها هم هیچ خدمتی به نهضت ما نکرده اند و هر چه کرده اند کار شکنی و خلاف بوده است، حالا هم توطئه گری از چپی ها است و این چپی های ساختگی اند، نه چپی های واقعی.
سوال: حضرت امام! می شود بیان کنید که این ملت برای آزادی مبارزه کرده یا برای اسلام؟
جواب: برای اسلام جنگیده، لکن محتوای اسلام همه آن معانی است که در عالم به خیال خودشان بوده که می گویند دموکراسی. اسلام همه این واقعیت ها را دارد و ملت ما هم برای همه این واقعیات جنگیده اند و لکن در رأسش خود اسلام است و اسلام همه این را دارد. سوال: یک تعریف ساده از آزادی بیان کنید.
جواب: آزادی یک مسأله ای نیست که تعریف داشته باشد. مردم عقیده شان آزاد است، کسی الزامشان نمی کند که شما باید حتماً این عقیده را داشته باشید، کسی الزام به شما نمی کند که حتماً باید این راه را بروید، کسی الزام به شما نمی کند که باید این را انتخاب کنی، کسی الزامتان نمی کند که در کجا مسکن داشته باشی یا در آنجا چه شغلی را انتخاب کنی. آزادی یک چیز واضحی است.
سوال: حضرت امام! شما چرا از اول روی یک کلمه ای خط کشیدید و آن دموکراتیک است که رویش خط کشیدید و فرمودید جمهوری اسلامی نه یک کلمه بیشتر و نه یک کلمه کمتر. این کلمه که این قدر عزیز است، برای ما عزیز است و شما خطش زدید و در کشور الان باز در این باره صحبت می کنند.
جواب: بله این مسائلی دارد، یک مسأله این است که این توهم، این را در ذهن می آورد که اسلام محتوایش خالی است از این، لذا احتیاج به این است که یک قیدی پهلویش بیاورند و این برای ما بسیار حزن انگیز است که در محتوای یک چیزی که همه چیزها به طریق بالاترش و مهمترش در آن هست، حالا ما بیائیم بگوئیم که ما اسلام می خواهیم و ما با اسلاممان دموکراسی باشد. اسلام همه چیز است. مثل این است که شما بگوئید که ما اسلام را

صحیفه نور جلد 9 صفحه 89

می خواهیم و می خواهیم که به خدا هم اعتقاد داشته باشیم، ولی به شرط اینکه به خدا هم معتقد باشیم. این برای ما خیلی ناراحت کننده است که کسی یک همچو خیالی داشته باشد، این اولاً، و ثانیاً این کلمه دموکراسی که پیش شما این قدر عزیز است یک مفهوم مبینی ندارد ارسطو یک جور معنی کرده، شوروی یک جور معنی کرده، سرمایه دارها یک جور معنی کرده و ما در قانون اساسیمان نمی توانیم یک لفظ مبهمی که هر کس برای خودش یک معنی کرده است، آن را بگذاریم، به جای آن اسلام را گذاشتیم که اسلام مبین می کند حد وسط چیست، این مخالف با هیچ چیزی نیست ولی آنهائی که نفهمیده اند اسلام را، خارجی ها که با اسلام کار ندارند، آنها که در داخل هستند و اسلام را نمی دانند چه رژیمی است، چه حالی دارد، از این جهت یک امکان به خیالشان دارد. من حالا برای شما مثال می زنم از این آزادی و دموکراسی یک چیزی که تاریخ می گوید و آن قضیه حضرت امیر سلام الله علیه است که در وقتی که رئیس و خلیفه رسول الله بود و دامنه این ریاست عملیش و سیاستش از حجاز تا مصر و تمام تقریباً بسیاری از آسیا، یک مقداری حتی اروپا داشت، همین شخص که رئیس یک همچو مملکت وسیعی بود و دارای همچو قدرتی بود و قاضی را هم خود خلیفه رسول الله تعیین می کرد، وقتی یک اختلافی بین آن رئیس و یک یهودی حاصل شد قاضی دعوت کرد او را به اینکه بیاید جواب بدهد او هم رفت در محضر قاضی نشست، قاضی خواست به او احترام بکند، گفت نه یک نفر قاضی باید احترام از هیچ کس نکند و ما عل السواء باید باشیم و بعد هم که قاضی حکم بر خلاف او کرد، او تصدیق و قبول کرد.
من میل دارم که شما که اطلاع دارید از همه حکومت ها و از همه جاها یک نمونه این طوری هم شما نشان بدهید در تمام این حکومت هائی که در دنیا از اول دنیا تا حالا حکومت ها بودند و شما لابد مطلع هستید، شما هم یک نمونه این طوری به ما نشان بدهید، که آن از این اولی است.
سوال: نه من همچو نمونه ای الان ندارم به شما تذکر بدهم ولی در عوض، شما الان انقلاب کردید ولی هنوز ثروتمند و فقیر در بین کشور شما هست و چند حزبی که به صورت عینی دموکراسی است که اگر یک دسته ای رأی نیاورد بتواند یک دسته دیگر جای او باشد مثل انگلیس که گاهی حزب کارگر و گاهی حزب محافظه کار، همچو وضعی آیا شما در کشورتان اجازه خواهید داد و این عدالت اقتصادی را اجازه خواهید داد؟
جواب: ما الان یک بچه شش ماهه داریم و در این پنجاه و چند سال، ثانیاً با آن وضع و با آن گرفتاری هائی که ایران داشته است شما چه توقع از یک بچه شش ماهه ای که پنجاه و چند سال در زمان ما و دو هزار و پانصد سال در تاریخ عقب زده شده است. الان اول راه این است و تمام خرابی هائی که الان با آن مواجه هستیم، خرابی هایی است که رژیم سابق برای ما گذاشته

صحیفه نور جلد 9 صفحه 90

است. در زمان ما هیچ خرابی حاصل نشده، زمان ما همه کوشش برای درست کردن وضع ملت است، درست کردن وضع کشاورزی و سایر کارخانه ها و امثال ذلک. و شما توقع دارید که ما بتوانیم در همین چند ماه یا چند سال برویم به آن حدی که همه مان، ملتمان در رفاه باشد، همه کارها هم درست شده باشد؟ همه آشفتگی هایی که تحمیل به ما شده است، همه اینها با یک اوقات کمی درست بشود؟ ما فرصت می خواهیم و فرصتمان را از این کسانی که شما می گوئید کمونیستند و دموکراتند و امثال اینها، از اینها فرصت می خواهیم که اینها به ما فرصت بدهند تا ما رسیدگی کنیم به حال ملت و رسیدگی کنیم و مملکت را این طوری که اینها می گویند اداره کنیم اقتصادمان الان ور شکسته است، پی ریزی بکنیم. ما الان مهلت نداریم، ما الان در آشفتگی هستیم و همه آشفتگی ها هم زیر سر همین هایی است که شما می گویید دموکرات هستند و شماها می گویید کمونیست هستند و اینها. ما همه گرفتاریمان اینها هستند، این گرفتاریها که رد بشود احزاب آزاد هستند، ما جلوی آزادی را هیچ وقت نمی گیریم، اسلام هم جلوی آزادی را هیچ وقت نگرفته است بیش از اینکه جلو توطئه را، که همه عالم همین طورند، ما هم همین طور هستیم.
سوال: من در قیافه شما نگاه می کنم که یک قیافه آرامی است و طبیعی است و نرم است اما دنیا یک قیافه ای از شما، قیافه سخت خشن، ترسناکی درست کرده، آیا این قیافه ای که از شما ساخته اند برای شما رنج آور نیست. شما را دیکتاتور جدید ایران می خوانند، این شما را ناراحت نمی کند؟
جواب: از یک جهت البته ناراحتی دارد و آن اینکه دشمن های ما چقدر بر خلاف انسانیت عمل می کنند. ما متأسفیم که یک طایفه ای این قدر بر خلاف انسانیت، بر خلاف انصاف رفتار کند. از این جهت البته ناراحتی دارد. ما به حسب تعالیم اسلام برای عیب هایی که در بشر هست، باید متاثر باشیم. و از جهتی به نظر ما اهمیتی خیلی ندارد برای اینکه ما یک راه حقی می رویم و البته در یک راه حقی که در مقابل ابر قدرت هاست، مقابل با منافع بزرگ یک کشورهائی است که می خواهند اینها را بخورند و ببرند و من نمی توانم متوقع نباشم که آنها بنشینند و نگاه بکنند، ما نگذاریم کارهایشان را بکنند. البته این برای ما خیلی بی سابقه نیست، همچو نیست که ما همچو بوده است که یک کار بی سابقه ای بوده است برای ما. ما می دانستیم که یک همچو حرف هایی هست، همیشه هست که یک ضعیفی که در مقابل یک قدرت های بزرگی می خواهد جلوگیری بکند این تهمت ها برایش هست. کسانی که اجیر هستند از طرف شاه، کسانی که اجیر هستند از طرف قدرت های بزرگ، ما توقع نداشته باشیم که هیچ به ما زهری، زهر چشمی وارد نکنند. خوب، ما هم در خارج می بینیم که در مملکت ما

صحیفه نور جلد 9 صفحه 91

دارند آشوب می کنند، عیناً می بینیم که آشوب می کنند و ما هم می دانیم که به اینکه در روزنامه ها آنها هر چه دلشان بخواهد تهمت می زنند. خوب، شما لابد دیدید این را در روزنامه ها که نوشته اند که به امر خمینی پستان های زنها را بریده، با زن ها چه کرده. البته دشمن است، ولی من متأسفم که دشمن ها این قدر خلاف انصاف و خلاف انسانیت عمل کنند.
سوال: آنهائی که از شما ترس ندارند و من دیدم که الان اینجا جلوی منزل شما و در تهران هم دیدم که خمینی، خمینی می کنند. اینها یک احساسی به انسان دست می دهد که از یک تعصبی می آید. آیا شما این را خطرناک نمی بینید برای پیشرفت آدم، رشد انسان؟
جواب: این تعصب نیست، این آزادی دوستی است، این به اصطلاح شما دموکراسی دوستی است. اینها احساس کرده اند که روی مصالح آنها عمل می کنیم، احساس کرده اند که ما نمی خواهیم ظلم بکنیم به آنها نمی خواهیم ظلم بکنیم، آنها را نمی خواهیم به زور وادار بکنیم به یک کاری، این احساس که آنها از اسلام دارند و این احساس هم دارند که ماهمان تبع اسلام هستیم و مطابق احکام اسلام عمل می کنیم. این دو احساس در مردم هست، یکی اینکه اسلام را می دانند که رژیمی است که عدالت در آن هست و ما را هم می دانند که ما تابع یک رژیمی هستیم که عدالت هست و ما می خواهیم اجرا کنیم عدالت را. از این جهت است این احساسات، نه یک تعصب خشکی باشد بدون منطق، بدون مبنا و من اصلاً هیچ خطری در این، احساس نخواهم کرد.
سوال: شما خطر فاشیسم را در ایران امروز می بینید؟
جواب: هیچ، ابداً همچو خطری نیست. مادامی که این ملت به اسلام توجه دارد و تابع اسلام است و ما حکومت اسلامی می خواهیم درست کنیم، هیچ خوفی نیست، هیچ دیکتاتوری نخواهد بود و هیچ خطری برای این مطالب نیست. ما وقتی خطردار هستیم که کمونیسم بتواند به ما غلبه کند که آنوقت اول گرفتاری و دیکتاتوری معنایش هست، یا رژیمی نظیر رژیم شاه پیش بیاید آن هم همانطور است. و اما آن رژیمی که ما می خواهیم، آن رژیمی است که ملت ما دنبالش هستند، دیکتاتوری با آنها معصیت بزرگ است و فاشیسم از معاصی بزرگ است پیش ملت ما و هیچ همچو خطری نیست پیش ما
سوال: در این فاشیسم جنبه مردمی و توده ایش قوی است. در ایتالیا (که ما در آنجا زندگی کرده ایم) و در آلمان، موسولینی و هیتلر به افکار اینجوری تکیه داشتند و این خطر همیشه هست که توده

صحیفه نور جلد 9 صفحه 92

مردم به تدریج نوعی حکومت دیکتاتوری را بوجود بیاورند و آن رژیمی که بوجود می آید کاملاً متکی به افکار عمومی است، اما در اعمال خودش مثل همان مطلق العنانها عمل می کند.
جواب: توده ما توده مسلمان است. تعلیمات اسلامی همانطوری که در روحانیت هست، آنها به مردم هم تعلیم کردند و تمام این مسائل اسلامی که بر مبنای عدالت است و بر مبنای آزادی است و بر مبنای اختیار مردم است و بر مبنای آن چیزهای متعالی است، در اسلام هست و مردم هم او را دارند. بله امکان این هست عقلاً که این مملکت از اسلام بر گردد و بشود کمونیست، اگر همچو شد همه مردم از اسلام بر گشتند و کمونیست شدند، این خطر البته آنوقت هست برای اسلام، و اما مادامی که ملت ما مسلم است، برای ملتی که اسلام ندارد یا فرض کنید که تابع کمونیسم است یا تابع اصول و مسالک دیگری هست، البته این خطر در آن هست، و مملکت ما هیچ خطری به هیچ وجه ندارد.
سوال: مطلب دیگری که در غرب خیلی در آن سر و صدا شده است مساله اعدامها که می گویند پانصد نفر تا حال در ایران اعدام شده اند و اینها بدون وکیل مدافع و بدون تجدید نظر. باز هم شما با این ترتیب موافقید؟
جواب: اینها از باب اینکه یا غرب این افراد را نشناخته است، اولاً پانصد تا نیست و بسیار کمتر است و علت این است که یا غربی ها نشناختند این اشخاص را یا می شناختند و متعهدند در اینکه خودشان را به نشناسی بزنند. اینها افرادی بودند که علناً بسیاریشان آمدند و مردم را کشتند در خیابان ها، یا امر به کشتن مردم در خیابان ها دادند و این یک مسأله مبهمی نبوده است پیش ملت ما که اینها شاید صحیح بگویند، شاید دفاع از خودشان داشته باشند. یک کسی که وارد بشود در یک جمعیتی و با تانک بزند و جوان ها را زیر تانک ببرد، آن وقت یک نفر را در مقابل هزار نفر که اینها کشته اند بکشند معذلک به آنها مهلت هم بدهند که صحبت هایشان را بکنند، اجازه رفتن داده شده است. البته قلم دست دشمن است و برای ما هر چه بخواهد می نویسد، اما واقعیت اینطور نیست و آنهائی که در اینجا کشته شده اند نه عددشان آنقدر است و نه طوری بوده است که برخلاف موازین باشد. اینها هر کدامشان اشخاصی را کشته اند و فسادها ایجاد کرده اند، خانمان ها را سوزانده اند، اشخاص را اره کردند در حبس هایشان پای آنها را، اشخاص را روی تاوه گذاشته اند و متصل به برق کرده اند، در تاوه آنها را بو داده اند. این اشخاص البته کشته شدند و اینها هم حق دفاع داشتند و در محکمه به اینها اجازه اینکه وکیل بگیرند دادند، لکن ما چه بکنیم که قلم دست دشمن است و ما را می خواهد اینطور صورت بدهد.

صحیفه نور جلد 9 صفحه 93


سوال: راجع به شاه شما چه می گوئید؟ آیا شما دستور داده اید که او را در خارج بکشند؟ و آیا به نظر شما این کار ممکن است؟
جواب: نه من دستور ندادم، من میل دارم که بیاید ایران و او را محاکمه کنیم. من اگر می توانستم او را حفظش می کردم و می آوردمش ایران و علناً او را محاکمه می کردیم برای این پنجاه و چند سال ظلمی که کرده و آن خیانت هائی که او کرده است جبران می کردیم و این سرمایه هائی که از ما به خارج برده است اگر او کشته بشود از دست ما می رود لکن اگر حفظش کنیم و بیاوریم به اینجا ممکن است این ثروت برگردد به ایران.
سوال: شما مایلید که مثل آیشمن که گرفتند آوردند به اسرائیل، او را هم مثلاً بگیرند و به همان ترتیب بیاورند ایران؟
جواب: من مایلم که او بیاید ایران، بیاورندش ایران و ما محاکمه کنیم. (خطاب به مترجم) بگویید به او که مرحوم مدرس که با شاه سابق دشمن سرسخت بود یک وقتی که شاه به سفر رفته بود، وقتی آمده بود، مرحوم مدرس گفته بود که من به شما دعا کردم. خیلی او خوشش آمده بود که چطور یک دشمن دعا کرده بود. گفته بود نکته این است که اگر تو مرده بودی اموالی که از ما غارت کرده بودی و به خارجی ها داده بودی همه از بین رفته بود و من دعا کردم تو زنده باشی برگردی بلکه بتوانیم ما مال ها را برگردانیم. حالا ما هم همانطور هستیم و این پسر هم بیشتر از او اموال ما را برده است به خارج.
سؤال: اگر اموال را شاه پس بدهد، شما رهایش می کنید؟
جواب: راجع به خیانت هایش، اگر چنانچه پول ها را به ما پس بدهد، آن مقداری که پس بدهد البته دیگر حرفی با او نیست، اما یک خیانت هائی که به ملیت ما کرده است، آنها را جبران نمی شود کرد و نمی شود ولش کرد. یک خیانت هائی به اسلام کرده است آن هم ما نمی توانیم جبران کنیم. این جنایت هائی که کرد. مردم را به کشتن داد، دست جمعی پانزده خرداد خود او از قراری که به ما اطلاع داده اند عامل مستقیم قتل عام ما بوده است. اینها یک چیزی نیست که بخشیدنی باشد. آنهائی که در پانزده خرداد کشته همه را زنده کند، دیگر حرفی نیست.
سؤال: یعنی تنها شاه یا همه خانواده اش؟

صحیفه نور جلد 9 صفحه 94


جواب: هر کدام که خیانتکار باشند، مجرد اینکه کسی از خانواده شاه ابداً در بین ما چه بشود، ولیعهد شاه بیاید مثل یکی از مردم اینجا زندگی بکند، کاری به ما نکرده است، هیچ کسی هم کاری به او ندارد. آنهایی که مثل اشرف که آن هم خواهر اوست خواهر تنی هم هست آنها در یک آنها دو قلو بودند، آن هم نظیر او جزء جنایتکارهاست، آن هم به اندازه جنایتی که کرد و جنایت هایی که کرده است، این چه کاری به افراد خانواده دیگرش دارد. آن که خیانتی نکرده بود کاری به او نداریم.
سؤال: پسرش کاری کرده؟
جواب: اینها باید به محکمه برسد. می گویند، اما چه می دانیم.
سؤال: این برای شما یک امیدی است که او باید بیاید ایران و محاکمه بشود، مطمئنید که این جور خواهد شد؟
جواب: تقریباً یک آرزو است.
سؤال: یعنی شما مطمئن باشید چیزی از دست نمی دهید. من تمام تبلیغاتی که علیه شما کردند به هم می زنم.
جواب: خیال می کنید.
مترجم: می گویند اینها که اعدام شده اند، همه شان مقصر سیاسی و ساواکی و اینها نبودند، آنها هم اعدام شدند برای اینکه لواط کردند و زنا کردند. البته من توضیح دادم که اینجور نیست اینها تاجر و این چیزها بودند و بچه ها را می دزدیدند و این حرف ها، و اخبار دروغ به شما گفتند.
امام: بله اصل مسأله را باید گفت و آن این است که اگر یک بدنی یک انگشتش فاسد بشود چه باید کرد برای اصلاح آن بدن. آیا باید این انگشت را گفت تو باش اینجا، فاسد کن این بدن را؟ این انگشت یک مفسده است و باید برید این چیزهائی که می دانید که اینها به فساد می کشند. یک وقت مثل بعضی طوایف می گویند که خوب، مردم آزادند، آن زن آزاد هست زن این باشد، او هم تمتعی ببرد، خوب، چه بهتر. یک وقت منظور این هست. نه ما این را نمی توانیم بپذیریم یک وقت منظور این است که باید حفظ نظم جامعه، حفظ صحت جامعه بشود. این سیاست هایی که ما

صحیفه نور جلد 9 صفحه 95

در اسلام داریم و اجرا می شود برای این است که جامعه را ما می خواهیم پاکسازی کنیم، علف های هرزه ای که ضایع می کنند مزرعه ما را، باید این علف های هرزه را بچینیم و دور بریزیم. آن کسی که بخواهد یک جامعه را اصلاح بکند، آن کسانی که افساد در جامعه می کنند، آن کسانی که جامعه را به تباهی می کشند، آن کسانی که جوان های ما را به تباهی می کشند، دخترهای ما را به تباهی می کشند آنها را نمی توانیم تحمل کنیم که نظر کنیم اینها هر کار می خواهند بکنند. و هر سیاستی که هست باید بشود، چه پیش شما خیلی مشکل باشد پذیرفتنش و چه نباشد. یک چیزی است، به اصطلاح جامعه را می خواهیم اصلاً جامعه هم همانطوری که دزد را شما می گیرید و حبسش می کنید، خوب چرا آزادش قرار نمی دهید؟ همانطور که قاتل را می گیرید نگهش می دارید یا احیانا قصاص می کنید، چرا رهایش نمی کنید که هر کاری دلش می خواهد بکند؟ چرا؟ این برای این است که اینها اسباب این می شود که یک جامعه را به فساد بکشد. اگر جلوگیری از چند تا از این فسادها بشود، جامعه اصلاح می شود، و ما منظورمان اصلاح جامعه است، اصلاح جامعه به همین چیزهاست که این سیاست ها باشد. (خطاب به مترجم) و اما اینهائی که واقع شد در اینجا همانطوری که شما گفتید، به او بگوئید که اینها امثال یک همچو مسائلی بودند.
فالاچی: بعضی هم مثلاً لواط می کنند، بیمار هست، فرض کنید یک همچو چیزی و چرا باید اعدامش کنند؟
امام: این مایه فساد است، فساد را باید برداشت تا دیگران اصلاح بشوند. این دیگر مسائلی فرعی است.
مترجم: می گویند یک زن هیجده ساله را که آبستن بوده این را به عنوان اینکه زنا کرده اعدام کردند.
امام: دروغ است، نمی شود، در اسلام نیست. این جزء همان هاست که به ما نسبت می دهند. فالاچی: این روزنامه ها بودند که درباره آن نوشتند. امام: بی اطلاعم. ما چه می دانیم حالا چه شده، وقتی به محکمه رفته است محکمه حکم کرده است.
فالاچی: این چادر، آیا صحیح است که این زن ها خود را در زیر چادر مخفی کنند؟ این زن ها در انقلاب شرکت کردند، کشته دادند، زندان رفتند، مبارزه کردند. این چادر هم یک رسم از قدیم

صحیفه نور جلد 9 صفحه 96

مانده ای است، حالا دیگر دنیا هم عوض شده، حالا این صحیح است که مثلاً اینها خودشان را مخفی کنند؟
امام: اولاً اینکه این یک اختیاری است برای آنها، خودشان اختیار کردند. شما چه حقی دارید که اختیار را از دستشان بگیرید؟ ما اعلام می کنیم به زن ها که هر کس چادر می خواهد یا هر کس پوشش اسلامی، بیاید بیرون، از سی و پنج میلیون جمعیت ما سی و سه میلیونش بیرون می آید. شما چه حقی دارید که جلو اینها را بگیرید؟ این چه دیکتاتوری است که شما نسبت به زن ها دارید؟ و ثانیاً اینکه ما یک پوشش خاصی را نمی گوییم، برای حدود زن هایی که به سن و سال شما رسیده اند هیچ چیزی نیست. ما زن های جوانی که وقتی ایشان آرایش می کنند و می آیند یک فوج را دنبال خودشان می کشند، اینها را داریم جلوشان را می گیریم، شما هم دلتان نسوزد. من دیگر بلند شوم، شما هم دلتان نسوزد. (خطاب به مترجم) شما بگویید اینها را به ایشان.