بیانات امام خمینی در جمع اعضای انجمن اسلامی کارکنان وزارت بهداری و بهزیستی

تاریخ: 1358/04/26

تزکیه نفس از علم و حکمت بالاتر است

بسم الله الرحمن الرحیم
این آیه که خوانده می شود از آیاتی است که در بیان آن می شود مفصل صحبت کرد، لکن من یک نکته را عرض می کنم و می گذرم. خداوند فرموده است: (لقد من الله علی المومنین اذبعث فیهم رسولا من انفسهم یتلو علیهم آیاته ویزکیهم و یعلمهم الکتاب و الحکمه) خداوند به مومنین منت گذاشته که از خودشان کسی را فرستاد که آیات الهی را بر آنها تلاوت کند. تلاوت آیات برای تزکیه و تعلیم کتاب وحکمت است. تزکیه را مقدم ذکر فرموده است، معلوم می شود تزکیه نفس از علم و حکمت بالاتر است. همین طور هم هست. اگر افراد یک ملت تزکیه و تربیت شده باشند،آن ملت پیشرو است. اگر سران قوم، آنهائی که کشور را اداره می کردند نفس شان تزکیه و تربیت شده بود،نه آن گرفتاری ها برای ملت پیش می آمد و نه برای خودشان. منشاء تمام این گرفتاری ها در همه جا این است که آنهائی که عهده دار امور ملت هستند تزکیه نشده اند. یک نفر آدمی که تزکیه نشده اگر بر یک ملت سلطه پیدا کند اینهمه گرفتاری هائی را که در طول پنجاه و پنج سال برای ملت ما پیش آمد بوجود می آورد. کسی که بر ملتی سلطه و حکومت دارد اگر یک نفر عدالت پرور باشد دستگاه او عدالت پرور خواهد شد، قشرهائی که به او مربوطند قهرا به عدالت گرایش پیدا می کنند، تمام اداراتی که تابع آن مملکت و آن حکومت است خواه ناخواه به عدالت گرایش پیدا می کند. اگر همه ملت تزکیه بشوند همین دنیا بهشت آنهاست و تمام گرفتاری ها از بین می رود.

مفاسد و مصالح از حکومت ها و سران آن سرچشمه می گیرد

از طرف دیگر چون اشخاصی در رژیم طاغوتی بر مردم حکومت کردند اشخاص تزکیه شده ای نبودند و شخص اول مملکت اخلاق و عقاید و اعمالش تزکیه نشده بود، مملکت را به هلاکت کشاندند. رضاخان خودش سرچشمه تمام مفاسد بود. در پاریس که بودیم یک نفر آمد پیش من و از کسی نقل کرد که او گفته اگر در ایران پنج نفر فاسد بشود این محمدرضا روی هر پنج نفر انگشت می گذارد و به طرف خودش جلبشان می کند. آن اشخاصی که پاک نیستند و با تزکیه شده ها سر و کار ندارند، نمی روند سراغ اشخاص امین. آدمی که خودش امین نیست می رود سراغ اشخاصی که نظیر خودش

صحیفه نور جلد 8 صفحه 162

باشند. ولهذا مفاسد و مصالح از حکومت ها سرچشمه می گیرد. حکومت عدل تمام مصالح کشور را تأمین می کند و حکومت ظلم تمام بدبختی ها را برای یک ملتی ایجاد می کند.

دامن مادران می تواند مبداء خیر یا مبداءشر باشد

لذا در آیه شریفه تزیکه مقدم است. انبیا آمده اند که انسان بسازند، انبیا مأمورند که افرادی را که بشر هستند و با حیوانات فرق ندارند، اینها را انسان کنند، تزکیه کنند. شغل انبیا همین است، باید شغل مادرها هم همین باشد نسبت به بچه هائی که در دامنشان است، و با اعمالشان آنها را تزکیه کنند. در دامن مادر، بچه ها بهتر تربیت می شوند تا در پیش استادان. علاقه ای که بچه به مادر دارد به هیچ کس ندارد و آن چیزی که در بچگی از مادر می شنود در قلبش نقش می بندد و تا آخر همراهش است.مادرها باید توجه به این معنی کنند که بچه ها را خوب تربیت کنند،پاک تربیت کنند، دامن هایشان یک مدرسه علمی و ایمانی باشد، و این یک مطلب بسیار بزرگی است که از مادرها ساخته است و از کسی دیگر ساخته نیست. آنقدری که بچه از مادر چیز می شنود از پدر نمی شنود، آنقدری که اخلاق مادر در بچه کوچک نورس تأثیر دارد و به او منتقل می شود از دیگران عملی نیست. مادرها مبداء خیرات هستند و اگر خدای نخواسته مادرانی باشند که بچه ها را بد تربیت کنند مبداء شرند. یک مادر ممکن است یک بچه را خوب تربیت کند و آن بچه یک امت را نجات بدهد، و ممکن است بد تربیت کند و آن بچه موجب هلاکت یک امت بشود. مع الوصف در طول این سلطنت، اینها کوشش کردند که مادران را از بچه ها جدا کنند به مادرها تزریق کردند که بچه داری چیزی نیست، شما توی ادارات بیائید. و اینها بچه های معصوم را جدا کردند از دامن مادران و بردند در پرورشگاه ها و جاهای دیگر، و اشخاص اجنبی و غیر رحیم آنها را به تربیت فاسد تربیت می کردند. بچه ای که از مادرش جدا شد پیش هر که باشد عقده پیدا می کند، عقده که پیدا کرد مبداء بسیاری از مفاسد می شود. بسیاری از قتل هائی که واقع می شود از روی همین عقده هائی است که پیدا شود، و بسیاری از عقده ها از این پیدا می شود. در همین کاری که باید معلم و دانشگاه ها بکنند، از دامن مادر شروع می شود تا برسد به مدارس و به دانشگاه ها و به جاهای دیگر. اگر از دامن مادر این تربیت خوب شروع شد و مادر بچه را خوب تربیت کرد و به دبستان تحویل داد، دبستان هم خوب تربیت کرد و به دبیرستان تحویل داد آنجا هم همین طور، تا دانشگاه یا مدارس علمی دیگر، آنها هم خوب تربیت کردند، یک وقت در یک برهه از زمان می بینید که جوانها همه خوب از کار در آمده اند و یک مملکت را به طرف خوبی می کشانند.

تمام مبارزه رژیم شاه با تزکیه و رشد انسانی جوان ها بود

رژیم خائن سابق جدیت کرد که با همه جهات و همه قدرت با تزکیه مبارزه بکند و نگذارند جوان های ما صحیح بار بیایند. می گویند در تهران در آن زمان شراب فروشی ها از کتاب فروشی ها بیشتر بوده و حالا انشاءالله دیگر نیست. می دانید که چقدر مراکز فساد درست کرده اند،مراکزی را که

صحیفه نور جلد 8 صفحه 163

باید آموزشی باشد به فساد کشیدند مثل سینما، مثل رادیو و مطبوعات. با تمام قوا کوشیدند که نگذارند رشد انسانی پیدا شود. باید این تربیت های طاغوتی در جوانهای ما و در این نسل به تربیت های انسانی و اسلامی متحول شود و امید است که از دامن مادرها شروع بشود و به دانشگاه و بالاتر ختم بشود. سعادت یک ملت به این است که سران آن ملت و کسانی که مقدرات آن ملت به دستشان است تزکیه شده باشند. خداوند همه شما را به راه راست هدایت کند و همه ما را خدمتگزار به اسلام و مسلمین قرار بدهد.
والسلام علیکم ورحمة الله و برکاته