بیانات امام خمینی در جمع گروهی از پرسنل نیروی زمینی و هوانیروز ارتش

تاریخ: 1358/04/26

بهترین راه سازندگی، خدمت صادقانه با در نظر گرفتن رضای خداست

بسم الله الرحمن الرحیم
من از شما جوانهای نیرومند مؤمن تشکر می کنم که آمده اید و از نزدیک با من ملاقات و حضور خودتان را در همه مشکلاتی که مملکت الان دارد اعلام کردید. می دانید که امروز مملکت آشفتگی زیاد دارد. اینها یک مملکت آشفته ای درست کردند و به جا گذاشتند و رفتند و الان شما وارث یک مملکت خراب شده تقریباً هستید و همه ما باید کوشش کنیم که حالا که سد عظیم را شکستیم و پشت سد اینقدر خرابی داریم می بینیم، کوشش کنیم در ساختن این مملکت. و کوشش به این است که هر گروهی در هر محلی که هستند در همان محل خوب عمل کنند، معنایش این نیست که شما که در یک محل خاصی خدمت می کنید، کوششتان این باشد که در جای دیگری یک خدمتی بکنید. کوشش برای ساختن این است که هر جمعیتی آن کار خودش را خوب انجام بدهد، این که به او محول شده است، آن را خوب انجام بدهد. اگر همه قشرهای مملکت به این فکر باشند که الان مملکت اسلامی است و باید به همانطوری که دستور اسلام است عمل بکنند، کم کاری که باید کار بکنند نداشته باشند، انحراف نباشد در کار، با صداقت، با امانت، با توجه به خدا عمل بکنند.

شکست ناپذیری کشورها در سایه تفاهم میان ملت و دولت

شما ملاحظه کردید که در این انقلاب، شما همه قلوبتان برگشت به طرف ملت و این را خدای تبارک و تعالی این قلب ها را برگرداند والا یک ارتشی که در طرف دیگری بود، باید به حسب آن وضعی که ارتش دارد، باید بر خلاف مسیر مقابل خودش باشد، لکن شما ملاحظه کردید که دل هایتان برگشت به این طرف و اسباب این شد که گروه های مختلف پیوستند به ملت و با ملت همقدم شدند، همصدا شدند و این موجب پیروزی ملت شد، ملتی که هیچ نداشت و آن طرف همه چیز داشت. این اراده خدا بود که ما را پیروز کرد و ما باید طوری عمل کنیم که این عنایت الهی محفوظ بماند برای ما، امانت داشته باشیم، توجه به خدا داشته باشیم، برای ملت خدمتگزار باشیم، همه مان وضعمان تغییر بکند با وضعی که رژیم های طاغوتی دارند. بنای ما بر این باشد که به مملکتمان خدمت بکنیم، به ملت خدمت بکنیم. ارتش باید نگهبان یک ملت باشد و نگهبان کشور باشد و سایر قوای انتظامی هم همین طور،

صحیفه نور جلد 8 صفحه 159

باید طوری عمل بکنند که ملت را برادر خود بدانند و ملت هم آنها را برادر خود، آنها پشتیبان ملت باشند،ملت پشتیبان آنها. اگر یک مملکتی دولت و ملتش، ارتش و ملت، قوای انتظامی و ملت از هم شدند، با هم شدند و هر دو احساس کردند که باید خدمت به هم بکنند، یک همچو کشوری شکست نخواهد خورد. عمده شکست هایی که کشورها می خورند برای پوسیدگی است که از باطن خودشان پیدا می شود، ارتش شان از آنها جدا می شود، ملت پشت به آنها می کند. همین پیروزی که شما مشاهده کردید در ایران ،دیدید که ملت پشت کرده بود به دستگاه و فریاد می کرد (نمی خواهیم) خوب، ارتش هم از همین ملت بود، ژاندارمری هم از همین ملت بودند ،اینها برادر بودند، می دیدند که نمی شود مخالفت کرد، نمی شود تا آخر سرکوبی کرد ملت را، این است که پیوستند به ملت. خرابیها مال این است که یک مملکتی قوای انتظامی اش را جدا کنند از ملت، ارتشش از ملت جدا باشد به طوری که ملت وقتی که ارتش را ببیند از آن فرار کند ،ارتش هم در ذهنش این باشد که باید سرکوبی کند ملت را، ژاندارمری اش هم همین طور، شهربانی اش هم همین طور، اداراتش هم همین طور . وقتی بنا شد که یک کشوری اینطور حالش شد که ملت علیحده شدند و دولت با همه بساطش هم علیحده، این دولت پشتیبان ندارد. ملت باید پشتیبان دولت ها باشد. دولتی که پشتیبان ندارد شکست می خورد. همه شکست هائی که از این دولت هائی که در خارج شکست می خوردند و مال خودمان هم دیدیم که رژیم سلطنت اصلاً به هم خورد ،برای همین بود که تفاهم ما بین ملت و رژیم نبود. اگر ملت با رژیم تفاهم داشتند این مسائل پیش نمی آمد، الان، الان شما مشغول کار خودتان بودید، ما هم مشغول کار خودمان. این مسائل روی همین زمینه پیش آمد که دولتها در مقابل ملت می ایستادند و جبهه می گرفتند. ملت هم در مقابل دولت همین طور بود. وقتی اینطور شد نمی تواند دوام داشته باشد. ممکن است سرنیزه تا یک مدتی باشد اما دوام نمی تواند داشته باشد.اما اگر ملت و دولت هر دو با هم باشند. ممکن است سر نیزه تا یک مدتی باشد اما دوام نمی تواند داشته باشد. اما اگر ملت و دولت هر دو با هم باشند، دوست باشند، اینها خودشان را خدمتگزار آنها بدانند آنها خودشان را پشتیبان اینها بدانند، هر دو به هم خدمت بخواهند بکنند، یک همچو ملت و دولتی هیچ وقت شکست نخواهد خورد. تا اینطور هستید که با ملت هستید، تا اینطور هستید که توجه به خدا داشته باشید شکست برایتان نیست. بپرهیزید از اینکه از ملت جدا بشوید، شما را بخواهند جدا بکنند، ملت هم باید بپرهیزد از اینکه از شما جدا باشد. وقتی این دو قدرت همراه هم شدند، هیچ قدرتی نمی تواند اینها را شکست بدهد. همه قدرت های خارجی، همه قدرت ها تقریباً، یعنی اینهایی که تماس داشتند، خوب بعضی تماسی نداشتند، چه ابرقدرت ها و چه قدرت هایی که با این ممالک ما تماس داشتند همه کوشش کردند که محمدرضا بماند،همه کوشش شان این بود که بماند (اگر همه نگوییم یک اکثریتی که یکی، دو تا از آن می شود گفت مستثنی بود که آن هم کاری نداشت) در عین حال چون ملت یک مطلبی را نمی خواست، نشد. وقتی ملت نخواست، قوای انتظامی هم وفادار دیگر نمی توانند باشند، به یک نفر نمی شود که قوای انتظامی که از همین مردم است، پسرش توی این مردم است، برادرش توی این مردم است، عیالش تو این مردم است، برای خاطر یک نفر از همه چیز خودش دست بردارد. .یک وقت این است که خدا و اسلام است، انسان می تواند از خودش

صحیفه نور جلد 8 صفحه 160

بگذرد برای خاطر خدا، برای خاطر اسلام، برای خاطر عقیده،یک وقت این حرف ها نیست، یک رژیمی است که طاغوتی است، معنا ندارد که انسان برای خاطر یک نفر دیگر از خودش بگذرد. از این جهت چون پشتیبان نداشت، این وقتی که ملت با دست خالی فشار آورد شماها هم به او پیوستید، همه قوای انتظامی هی رو آوردند به این طرف و او هم وقتی دید که از باطن پوسیده است مسأله، نتوانست کاری بکند، دیگران هم نتوانستند. کوشش کنید که قوای شما با ملت یکی باشد، با ملت تفاهم داشته باشد. انشاءالله خداوند همه شما را حفظ کند و همه شما را از لشکر امام زمان سلام الله علیه قرار دهد.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته