بیانات امام خمینی در جمع پاسداران انقلاب اسلامی شهر ری و بازاریان تهران

تاریخ: 1358/03/23

مقصد نهائی ملت، تحقق احکام اسلام در سراسر بلاد مسلمین

بسم الله الرحمن الرحیم
من امیدوارم که همه ما پاسدار اسلام و از نگهبانان دین مبین اسلام باشیم و شما برادران را خدای تبارک و تعالی در جزو پاسداران اسلام و دوستان اهل بیت (ع) ثبت کند. البته همه اقشار ملت در این نهضت شرکت داشتند و شما پاسدارها در این نهضت شرکت داشتید. جوانان ما همه در این نهضت شریک بودند و امیدوارم از این به بعد هم به این شرکت باقی بمانند. مهم این است که ما تکلیف حال و آینده را بدانیم. آنچه گذشته است بحمدالله خوب گذشت لکن آنچه مهم است این است که تکلیف ما در حال چه است و در آینده. ما باز جمهوری اسلامی را به آنطور که می خواهیم تحقق پیدا نکرده، البته الان رژیم فعلی به حسب رفراندمی که شد رژیم جمهوری اسلامی است لکن ما مقصودمان نبود که فقط رأی بدهیم به جمهوری اسلامی و برویم کنار. ما جمهوری اسلامی را می خواهیم که احکام اسلام در آن جمهوری تحقق پیدا بکند. احکام اسلام در سرتاسر کشور و انشاء الله در سرتاسر بلاد مسلمین و امید است که سرتاسر کشورهای همه جا باشد.

معنای آزادی در جمهوری اسلامی، آزادی عمل در چهار چوب قوانین اسلام

آنچه که مورد نگرانی هست فی الجمله این است که الان که شما آقایان و همه اقشار احساس یک آزادی کردید و آزاد هستید، ببینیم که آیا آزادی که ما الان داریم با این آزادی چه می کنیم ما الان از قید و بندی که رژیم سابق داشت آزاد هستیم و لهذا آزادانه شما پیش ما آمدید و سابقاً نمی توانستید و ما هم آزادانه با شما صحبت می کنیم و شما هم با ما صحبت می کنید، لکن ما با این آزادی باید چه بکنیم؟ آیا حالا که آزاد هستیم، دیگر تمام قید و بندها را کنار بگذاریم؟ به مجرد اینکه آزاد شدیم هر چه می خواهیم بگوئیم؟ هر چه می خواهیم بنویسیم؟ هر کاری که می خواهیم بکنیم، بکنیم؟ این است معنای آزادی که در جمهوری اسلامی است که قید و بندها دیگر برداشته باید بشود؟! هر کس هر چه می خواهد بگوید ولو ضد ملت باشد، ولو ضد اسلام باشد، ولو برخلاف قرآن مجید باشد؟ یا نه، آزادی که می خواهیم ما، آن آزادی که اسلام به ما داده است، حدود دارد آزادی، آزادی در حدود قانون است. همه جای دنیا اینطور است که آزادی که هر ملتی دارد، در حدود قانون آزادی دارد. نمی تواند کسی به

صحیفه نور جلد 7 صفحه 92

اسم آزادی قانون شکنی بکند. آزادی این نیست که شما بایستید در کوچه به هر کس رد می شود یک مثلاً ناسزائی بگوئید خدای نخواسته یا با چوب بزنید او را من آزادم آزادی این نیست که قلم را بردارید و هر چه دلتان می خواهد بنویسید ولو بر ضد اسلام باشد ولو بر ضد قانون باشد.

نعمت آزادی، امتحانی الهی است

الان این آزادی را خدای تبارک و تعالی که به ما عنایت کرده است، ما را برای این آزادی امتحان می کند. یک وقت نمی توانستید هیچ کاری بکنید، حالا خدا به شما این عنایت را فرموده است که آنهائی که جلو آزادی شما را گرفته بودند، آنها را از این مملکت اخراج کرد، حالا که اخراج کرد و آزادی به شما عنایت فرمود، شما را با این آزادی امتحان می کند. نعمت های خدا امتحان است برای بندگان خدا. ببینیم که آیا نعمتی که خدا به ما عنایت کرده است، این نعمت را کفران می کنیم یا شکر این نعمت را می کنیم. کفران این است که آزادی را ما وسیله کارهای زشت قرار بدهیم من آزادم، هر کاری می خواهم می کنم ولو، شکر نعمت این است که که این آزادی را صرف بکنیم در آنچه که خدای تبارک و تعالی امر فرموده است. این آزادی که خدا به ما عنایت فرموده است و یک هدیه الهی است، اگر چنانچه شما خیانت به این آزادی و این هدیه خدا بکنید، ممکن است خدای تبارک و تعالی هدیه خودش را پس بگیرد از ما و ما باز برگردیم، به آن حالی که سابق بودیم. باید همه ما توجه به این معنا داشته باشیم که از این آزادی سوء استفاده نکنیم. گرانفروشی یکی از سوء استفاده هاست که کسی بگوید من آزادم، حالا هر چه دلش می خواهد به این مستمندها اجحاف بکند و قیمت ها را بالا ببرد و بازار را به وضع طاغوتی درست کند. اجحاف در معاملات، بی انصافی در معاملات یک امری نیست که عقل انسان بپذیرد و خدای تبارک و تعالی راضی باشد به این معنا. باید بازارها را یک بازارهای اسلامی بکنید.

در جمهوری اسلامی همه چیز باید اسلامی باشد

جمهوری اسلامی همه چیزش باید اسلامی باشد، اداراتش، باید اسلامی باشد، تحول لازم دارد. حالا باز نیست. دادگستری باید اسلامی باشد، قضات، باید قضاتی که اسلام تعیین کرده است باشند. تا حالا نشده است این. فرهنگ باید یک فرهنگ اسلامی و از این فرهنگ وابسته و استعماری بیرون بیاید، و حالا نشده است باز. الان بازار که در دست بازارهای به ظاهر متدین است، به اسم اینکه حالا دیگر کسی نیست که به ما فشار بیاورد و بگوید نرخ کذا، نباید اجحاف بکند. با حاکم وقت است که جلوگیری کند و ما ممکن است اجازه بدهیم جلوگیری کنند از یک اجحافاتی که می شود در بازار. ما آزادیم هروئین بفروشیم، آزادیم تریاک بفروشیم، آزادیم قمار خانه باز کنیم، آزادیم شرابخانه باز کنیم، شراب فروشی باز کنیم همچو آزادی نیست، این آزادی ها یک آزادی های غربی است که اینطور چیزها را می آورد. آزادیی که در اسلام است، در حدود قوانین اسلام است. آن چیزی

صحیفه نور جلد 7 صفحه 93

که خدا فرموده است نباید بشود، شما آزاد نیستید که الزام کنید. همچو آزادی نیست که کسی بخواهد قمار کند، بگویند آزاد است، خودش می داند. بله اگر چنانچه آزادی دموکراتیک بود و جمهوری، جمهوری دموکراتیک بود، آن آزادی ها به حسب قاعده اش هست، هر کس دلش می خواهد که دکان شراب فروشی باز کند، باز کند. اگر دلش می خواهد هم قمار خانه باز بکند. مراکز فحشا هیچ مانعی با جمهوری دموکراتیک ندارد. اینها که جمهوری دموکراتیک می خواهند این را می خواهند، یک همچو آزادی، ما که عرض می کنیم جمهوری اسلامی این است که روی قواعد اسلام باید باشد. باید مراکز فحشا بسته بشود. جوان های ما به مراکز فحشا وارد نشوند. جوان های ما را بد بار آوردند، هروئینی بار آوردند، تریاکی بار آوردند، قمار باز بار آوردند، شرابخوار بار آوردند و یک صدمه بزرگی به کشور ما زدند که نیروی انسانی را از ما گرفتند، نیروهای انسانی را هدر دادند.

نابودی نیروهای انسانی، از جنایات 50 ساله خاندان پهلوی

باید در جمهوری اسلامی، نیروهای انسانی محفوظ بماند. نیروی انسانی صرف یک امر صحیح بشود تا کشور ما نجات پیدا بکند. ما الان یک کشوری داریم که سال های طولانی و خصوصاً در این پنجاه و چند سالی که این پدر و پسر غیر صحیح، این پدر و پسر جنایتکار در این مملکت حکومت کردند، نیروی انسانی ما را از بین بردند. الان شما باید چراغ بردارید و بگردید دوره که انسان پیدا بکنید. نگذاشتید انسان پیدا بشود. دانشگاه ها را نگذاشتند
دانشگاه اسلامی باشد، دانشگاه انسانی باشد. مدارس ما را نگذاشتند درست ما درس بخوانیم. فشارها، اختناق ها در آن زمان، در این زمان هر کدام به یک شکلی. جوان های ما را برایشان مراکز فحشا تهیه کردند و تشویق کردند به این مراکز فحشا. مراکز فحشا را می گویند بیشتر از کتابخانه هست و همین طور هم هست. حالا انشاءالله امیدوارم جلوگیری شده باشد. در هر صورت این صدمه ای که به ایران خورد، از حیث نیروی انسانی بیشتر از آن صدماتی است که از حیث اقتصاد خورد از حیث جهات دیگر اقتصاد زود قابل جبران است اما نیروی انسانی سال طولانی لازم است تا یک انسانی به رشد انسانی برسد.

وظیفه پاسداران، صیانت از اسلام و نفوس خود

من امیدوارم که همان طوری که شما پاسدارهای اسلام هستید، پاسداری از خودتان هم بکنید، پاسداری از نفس خودتان بکنید. نگذارید نفس سرکشی بکند، هر کاری می خواهد بکند، مهار کنید نفس خودتان را که تابع اسلام باشد، هر چه خدا می خواهد عمل بکنید. خداوند به همه شما توفیق عنایت کند. انشاءالله این مملکت به سر و سامان برسد و همه سعادتمند باشید خدا حفظتان کند.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته