بیانات امام خمینی در جمع پاسداران انقلاب اسلامی و اعضای دادگستری

تاریخ: 1358/03/03

همین محرومین به مملکت خدمت کردند و قیام کردند و با دست همین طبقه نهضت به اینجا رسید

بسم الله الرحمن الرحیم
این فرصت هائی است که به برکت این نهضت برای ما و شما پیدا شده است، پاسداران محترم در کنار ما و اعضای دادگستری باز در کنار ما، آن مطالبی که باید صحبت بشود میان بگذاریم و راه حل هم انشاءالله پیدا بشود، بیان کنیم، من ابتدائاً راجع به پاسداران بعضی از کلمات را عرض می کنم. ما باید از این پاسداران، این جوان های برومند، این جوان های زحمتکش تشکر کنیم که در یک وقتی جزء محرومین بودند و بعد همین محرومین به مملکت خدمت کردند و قیام کردند و با دست همین طبقه این نهضت به اینجا رسید. این یک مطلبی است که برای ما و برای هیچ کس پوشیده نیست که آن طبقه ای که این نهضت را به ثمر رساندند، آن طبقه محروم، از زن و مرد بود ما اینهائی که در خیابان ها ریختند و با صدای الله اکبر و با مشت فشرده و با ایمان، اعتناء به قدرت های شیطانی نکردند، همین زن های محترم و مردهای عزیز محترم بودند که از طبقه محروم در آن رژیم بودند. اینها بودند که توانستند این قدرت شیطانی را بشکنند و این سد را خرد کنند و اینها هستند که از این به بعد باز تکلیف دارند یعنی همه تکلیف داریم.

یک همچو نهضتی تاریخ نشان نداده است

ما الان نرسیدیم به آن نقطه ای که می خواهیم و ملت می خواهد و آن نقطه ای که اساس برقراری حکومت عدل است. تا اینجا که ما آمدیم موانع را تا یک حدودی رفع کردیم، چپاولگرها را تا یک حدودی خارج کردیم لکن باز ریشه هائی از آنها هست که اگر به آنها مهلت داده بشود این ریشه ها کم کم ممکن است رشد بکند، حالا چیزی نیستند لکن نباید ما دشمن را حقیر بشمریم. باید توجه کنیم به اینکه الان توطئه در کار است، در هر جای کشور که می رویم توجه می کنیم، می بینیم که توطئه هائی در کار است برای اینکه نگذارند این نهضت به ثمر حقیقی اش برسد، بلکه به طمع اینکه شکست بخورد نهضت و مسائل سابق باز برگردد. از این جهت ما الان در یک موضع حساس هستیم که به نظر من حساسترین نقطه تاریخ است و همه ما، دانه دانه ما، فرد فرد ما مسوول هستیم، من یک طلبه هستم مسؤول، آقایان

صحیفه نور جلد 6 صفحه 264

علما هم که تشریف دارند مسؤول، شما پاسدارها هم، پاسدارهای محترم هم یکی یکی مسوول، آقایان دادگستری ها هم یکی یکی مسوول و همه قشر ملت مسوولند. یعنی ما الان در یک موضعی واقع شدیم که اگر مسامحه بکنیم، من بخواهم کنار بکشم بگویم خوب، دیگران بکنند، شما بخواهید کنار بکشید بگوئید دیگران بکنند، این اسباب این می شود که نتوانیم ما این نهضت را به آخر برسانیم. الان همه ما، هر فرد ما به اندازه خودش می تواند یک کاری انجام بدهد، یک پاسدار به اندازه یک نفر مرد شجاع می تواند کار بکند، یک اجتماع به اندازه افرادی که دارد کار انجام می دهد و اجتماع از این افراد پیدا می شود، اگر فرد خودش را مسوول نداند، اجتماع که از افراد باید پیدا بشود قهراً مسؤولیت خودش را نمی داند. ما الان همه مان در این وقتی که هستیم همانطور که قبل از اینکه برسیم به این قله بلندی که آن دیوار بزرگ را شکستیم چطور بود که هیچ توجه نداشتیم که ما شب که برویم منزل شام چه می خوریم، روز که بیائیم منزل ناهار چه داریم، گرفتاریمان چه است، قرض داریم. هر کس خودش ادراک این معنا را می کند که آن روز که فریاد الله اکبر می کشیدید جز یک نقطه نظر که پیشبرد اسلام باشد چیز دیگر نبود، در نظرتان چیز دیگری نبود، گرفتاری های شخصی هیچ مورد نظر نبود. من می دانم که در آن حالی که همه با هم داشتند مبارزه می کردند، مقابل تانک رفتند، اینها جز اینکه یک پیشرفتی بکنند و اسلام را به پیش ببرند و کشور را نجات بدهند، به آن چیزهائی که مربوط به خودشان بود، احتیاجاتی که داشتند هیچ توجه نداشتند برای اینکه در راه بودند، نظیر یک قافله ای که حرکت می کند از یک محلی به محل دیگر، مادامی که توی راه است خستگی را نمی فهمد، دارد می رود، وقتی که رسید به آن محلی که منزل است آنوقت خستگی را ادراک می کند، کم کم تنبل می شود. آن نهضتی که با وحدت کلمه همه اقشار ملت ما و توجه و ایمان به خدای تبارک و تعالی پیشرفت کرد و تا اینجا رسید نباید ما خیال بکنیم که ما دیگر تمام شد کارمان، پیروز شدیم، این توهم پیروزی برای ما سستی می آورد. وقتی انسان اعتقاد کرد. که دیگر کار تمام شده است مثل قافله ای است که به منزل رسیده است دیگر نمی تواند پا بشود یک نیم فرسخ هم راه برود، دیگر می افتد. ما باید توجه داشته باشیم به اینکه ما الان هم بین راه هستیم، مراحلی داریم که طی کنیم و مهمش این ریشه های گندیده ای است که در کشور ما الان موجود است، آن توطئه هائی که در پس پرده الان می شود، الان اینطور نیست که اینها بتوانند کاری بکنند، نمی توانند، ملت، همه باهمند لکن اگر از ما سستی و از آنها تجمع، ما رو به سستی برویم آنها رو به توطئه بروند کم کم آنها عددشان زیاد می شود و عدد ما، هی تحلیل می رود و ممکن است یک وقت خدای نخواسته نهضت شکست بخورد و من به شما برادرها عرض می کنم که اگر این نهضت شکست بخورد، ایران تا آخر، تا آخر دیگر تحت ذلت و تحت رنج است. یک همچو نهضتی در طول تاریخ یک دفعه اتفاق می افتد، در تاریخ ایران نمی توانید پیدا بکنید، یک همچو نهضتی تاریخ نشان نداده است، یک همچو نهضتی که در ایران در ظرف این یکی، دو سال واقع شده، اگر این نهضت خدای نخواسته فرو بنشیند و به نتیجه نرسیده سستی پیدا بکند این معنایش این است که تا آخر دیگر ملت ایران، نسل های آتیه شما هم تحت رنج و عذاب و اختناق و وابستگی به دولت های بزرگ باید باشد. از این

صحیفه نور جلد 6 صفحه 265

جهت الان به دوش شما جوان های برومند بسیار عزیز و در دوش ما پیرمردهای از کار افتاده یک بار سنگین تکلیف است، یک بار بزرگی است که الان به دوش ما واقع است و باید ما با همت مردانه شماها و دعای خودمان این بار را به منزل برسانیم و این آشفتگی ها را خاتمه بدهیم و این ریشه های فاسد گندیده ای که می خواهد دوباره رو به رشد برود نگذاریم رشد کند و نمی گذاریم انشاء الله.

ارائه خط مشی و نحوه عملکرد صحیح به پاسداران اسلام

آن چیزی که از شما پاسدارها و سایر رفقای خودتان و همه پاسدارهای ایران من توقع دارم این است که آن جهات لطیف اسلامی را حفظ کنید، انسان اگر چنانچه آن جهت روحانیت اسلام را، آن جهت معنویت اسلام را حفظ بکند، یک آدم می شود صد تا، یک آدم می شود هزار تا. مالک اشتر یک نفر نبود، مالک اشتر یک آدمی بود که یک لشکر بود و بیشتر. حضرت امیر سلام الله علیه یک نفر نبود همه عالم بود، همه چیز بود روی آن جهات معنویت و واقعیتی که داشت. انسان مادامی که توجهش به همین مادیات دنیا و جهات پائین است یک نفر است، آن هم یک نفر حیوان. ما با حیوانات در این معنا شرکت داریم که همه می خوریم و می خوابیم، این کارهای حیوانی را می کنیم، آنی که امتیاز می دهد شما را و همه ما را از حیوانات، آن معانی است که در انسان موجود است بالقوه موجود است و باید بالفعل بشود، آن حظ الهی و روحانی است که در انسان موجود است و باید رشد بدهد. اگر چنانچه آن حظ معنوی را رشد دادید یکی تان یک فوج می شوید، یک نفر دیگر نیستید، یکی می شود، یک موجود می شود موجودات، یک قطره می شود دریا. آنچه می خواهم من عرض کنم به شما، به وسیله شما به همه پاسدارها که من دعا به آنها می کنم و من خدمتگزارشان هستم این است که توجه کنید به اینکه یک وقت برخلاف قواعد اسلام با برادرانتان و با اشخاص که خیال می کنند که اینها مثلا چه هستند رفتار نکنید، نظم داشته باشد، هر اجتماعی با انتظامات می تواند رشد بکند مثلا اگر بنا باشد که نظامی ها آن وضع نظامشان از دست برود نمی توانند کاری انجام بدهند، اگر پائین دست ها از آن بالا دست ها اطاعت نکنند آشفته می شود، انسجام پیدا نمی کند. اگر بنا باشد که مثلا پاسدارها برای خودشان یک سرپرستی که اطاعت از آن بکنند نباشد، اطاعت نکنند و یا از مرکزی که باید اطاعت کنند اطاعت نکنند و همین طور خودشان هر کاری دلشان می خواهد بکنند این تفرقه حاصل می شود، این همان است که پاسدارها را و هر قوای اجتماعی را به تفرقه می کشد. مجتمع وقتی که روی یک نظام حرکت بکند کارها را از پیش می برد، وقتی متفرق بشود، یکی از این طرف بکشد، یکی از آن طرف بکشد، این تفرقه حاصل می شود، تفرقه که حاصل شد نمی توانند کار انجام بدهند شما برای خدا تا حالا کار را رساندید به اینجا و برای خدا از این به بعد هم با هم باشید، با یک نظام باشید، یک اطاعت، مورد اطاعت اشخاص که مثلاً بزرگترند یا قرار داده شده اند برای شما مثلا چه، اطاعت باید باشد تا نظم پیدا بشود. و از چیزهائی که می خواهم به شما عرض بکنم این است که آنطور نباشد که اگر فرض کنیم که یک نفر آدم در شهربانی، یک نفر آدم در ژاندارمری، یک نفر آدم در ارتش گناهکار تشخیص دادید، خودتان

صحیفه نور جلد 6 صفحه 266

بروید سراغش و بکشید ببرید.این موجب این می شود که شهربانی تضعیف بشود، ژاندارمری تضعیف بشود، ارتش تضعیف بشود، روحیه شان را از دست بدهند، این برای شما مضر است، برای کشور شما مضر است، برای اسلام شما مضر است. اگر چنانچه تشخیص داده شد به اینکه فلان آدم جنایتکار است، این روی ترتیب که رجوع شود به صاحب منصب های خود آنها که این را مثلاً به فلان جا تحویل بدهید، اما خودتان بخواهید بروید و از پشت میز یک نفری را بکشید ببرید این اسباب تضعیف می شود، این خلاف قواعد اسلام است. باید ملاحظه بکنید، باید توجه کنید. بنابراین، این مسائل باید درست با یک نظامی پیش برود تا انشاء الله این ریشه ها کنده بشود و شما به مقصد خودتان برسید و اسلام و احکام اسلام آنطوری که باید تحقق پیدا کند.

حالا هم همه یک نظر داشته باشند و آن اینکه این علف هرزه ها هم نباید باشند

سایر مسائل که حالا نظرم به حرف های این آقاست که دادگستری هستند، ما یک مسائل اصلی الان داریم بالفعل و یک مسائل دنبال این مسائل. آن مسأله اصلی که ما الان داریم این است که همه قوا را روی هم بگذاریم که این مفسده هائی که در شرف تکوین از بین ببریم، این توطئه هائی که توطئه گرهای خارج و داخل باهم دارند اجتماع پیدا می کنند و می خواهند رشدش بدهند نگذاریم رشد پیدا کنند. همه قوا الان باید مجتمع بشود، چه قوای پاسدارها، چه قوای ژاندارمری وارتش و شهربانی و چه قوای ملت همه باهم باید دست به هم بدهند و یک نقطه نظر داشته باشند، همانطوری که قبلاً یک نقطه نظر داشتند و آن اینکه این سلسله نباید باشد و رفت از بین، حالا هم همه یک نظر داشته باشند و آن اینکه این علف هرزه ها هم نباید باشند. اینها را که از بین بردیم بازسازی مملکت باید بشود. خیال نکنید که فقط دادگستری تحول باید پیدا بکند، فرهنگ هم تحول باید پیدا بکند، همه چیز به هم ریخته است، اینها تحول لازم دارند. دادگستری ما امروز دادگستری طاغوتی است فرهنگمان هم همین طور است، همه چیز اینطوری است. اینها همه باید در یک وقتی که از این مسأله اصلی ما فارغ شدیم برویم سراغ آن. اگر بنا باشد که حالا ما مسأله اصلی را فراموش کنیم و برویم سراغ این فروع و سراغ احتیاجاتی که هر جائی، هر اداره ای دارد، این اسباب این می شود که خدای نخواسته آن ریشه ها هم یک وقت رشد بکنند و ما را برگردانند به آن حال که دیگر نتوانیم بنشینیم یک همچو جائی با هم صحبت بکنیم. الان این نعمت برای ما پیش آمده است که من طلبه با شما که هیچ وقت باهم نبودیم نشستیم صحبت می کنیم، نظامی و پاسدار و پاسبان و ملا و همه مجتمع می شوند در یک محیطی همه باهم می نشینند صحبت می کنند. این آزادی برای ما الان یک نعمتی است که باید قدرش را بدانیم و همه باهم حفظ کنیم این را. این نعمتی که خدا به ما داده است، شکر کنیم این نعمت را و حفظ کنیم این نعمت را و همه باهم به پیش برویم و این نهضت را به آخر برسانیم.

صحیفه نور جلد 6 صفحه 266


الان باید این ریشه ها را بکنیم و دور بریزیم که مبادا باهم مجتمع بشوند

وقتی که یک حکومت مستقل و یک مجلسی پیدا شد همه این مسائلی که این آقا گفتند و صحیح هم دارند می گویند و همه می گویند و صحیح هم همه می گویند، خیال نکنید که فقط دادگستری اینطور است همه جا یک همچو مسائلی هست، لکن الان مثل این می ماند، اگر زلزله مثلا بیاید من بخواهم بنشینم مطالعه کنم، آقا هم بخواهند بنشینند، بروند نماز بخوانند، شما هم بخواهید بنشینید کسب بکنید نمی شود این، همه باید بروند آنهائی که از زلزله گرفتار شده اند نجات بدهید، نه من می توانم بروم سراغ کار دیگر، نه شما. هیچ کدام نمی توانیم به احتیاجات فعلی خودمان برسیم باید آنی که الان جامعه به آن احتیاج دارد، آنی کشور به آن احتیاج دارد، آنی که اسلام به ما پیشنهاد می کند آن را الان تعقیب بکنیم بعد از اینکه این مرحله تمام شد آنوقت می رسد به مرحله های دیگر. البته، هم کشاورزی ما الان ناقص است، هم ادارات ما الان ناقص هستند، هم دادگستری مان اینطور است، هم فرهنگمان هست، اینها همه اموری است که معلوم است که احتیاج به پاکسازی دارد لکن وقت دارد، الان زلزله است، ما باید آن ریشه ها را بکنیم دور بریزیم که مبادا اینها باهم مجتمع بشوند و یک وقت چیزی بکنند و من امیدوارم که همان قدرت الهی که پشتیبان شما بود و این سد را شکست با همان قدرت این ریشه ها را بیرون بریزیم.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته