بیانات امام خمینی در آغاز سال نو و دیدار با هیأت دولت موقت

تاریخ: 1357/12/29

تجلی وحدت و قدرت ایمان ملت در پیروزی نهضت

بسم الله الرحمن الرحیم
باید من در این آخر سال که نزدیک است تجدید بشود سال، مطالبی را به عرض برسانم. سالی که الان در آن هستیم و اواخر آن است، می دانید که چه سال پرزحمت و پررنجی برای ملت ما بود و چه سال پر نفعی. رنج هائی که در این سال ملت ما کشیدند شاید در تاریخ کم سابقه یا بی سابقه باشد و قدرتی که ملت ما نشان داد و عرضه کرد بر جهان، باید بگویم بی سابقه بوده است برای اینکه ملتی که پنجاه و چند سال در تحت فشار طاقت فرسا بود و همه قدرتها را از او سلب کرده بودند و تمام زندگی آنها را تباه کرده بودند، اینها در عین حال قیام کردند و نهضت کردند و من نمی توانم اسمی روی این نهضت بگذارم الا اینکه نهضت اسلامی و به قدرت اسلام بود و به قدرت ایمان بود. اگر قدرت ایمان نبود امکان نداشت با دست خالی یک ملتی بر این قدرت های شیطانی غلبه کند. این قدرت اسلام و قدرت ایمان بود که مردم را به وحدت کشاند.
باید ملت ایران این پیروزی را و این نهضت را حفظ کنند. اگر این نهضت خدای نخواسته رو به سستی گراید باید مهیای اعاده مصیبت های سابق باشیم. اگر تفرقه ای بین ملت ما حاصل بشود، اگر دستهای جنایتکاری بین ملت ما را تفرقه بیندازد، باید ملت باز خودش را مهیا کند برای اختناق ها و برای چپاولگری ها و برای عقب ماندگی ها. رمز پیروزی ما وحدت کلمه و اتکال به خدا و اتکال به اسلام بود، این رمز را ملت ما نباید از دست بدهد.

پیروزی آن روزی است که تمام ریشه های فساد از مملکت ما قطع شود

ما در این آستانه سال جدید که باید به یک معنا عید و به یک معنا تاثرات خودمان را ابراز کنیم، در این آستانه سال جدید باید تذکراتی به ملت بدهم و تذکراتی به دولت و دستگاه های دولتی. تذکرات به ملت این است که شما باید در این موقع که به آستانه پیروزی رسیدید، گمان نکنید که کار تمام شد و ما پیروز شدیم، که این گمان موجب می شود که سستی پیدا بشود. انسان تا در یورش است قوی است، تا پیشرفت دارد می کند قوه اش زیاد است، وقتی خودش را پیروز دید ضعیف می شود و ممکن است

صحیفه نور جلد 5 صفحه 199

دشمن های ما از ضعف ما استفاده کنند. ما باز پیروزی نهائی را پیدا نکردیم، ما یک مطلب را پیش بردیم و آن اینکه دست جنایتکار سلسله پهلوی را قطع کردیم و تا یک حدودی ریشه های او و شاخه های او را هم قطع کردیم، لکن باز از ریشه های آنها باز در این مملکت هست و دستهای جنایتکاری دنبال آنها هست و آمال و آرزوی آنهائی که می خواستند خزائن ما را ببرند و ما را به عقب نگه دارند، برای بردن خزائن ما، دنبال اینها هست، توطئه ها هست باز و ما اگر چنانچه خود را پیروز بدانیم و گمان کنیم پیروز شدیم، خدای نخواسته از این امور غفلت می کنیم. ما باید خودمان را پیروز ندانیم، باید در آستانه پیروزی بدانیم و همین طور هم هست، ما تا آستانه پیروزی رفتیم و پیروزی آن روزی است که تمام ریشه های اجانب و تمام ریشه های فساد از مملکت ما بریده بشود و قطع بشود و باز نشده است. بنابراین ملت شریف ایران موظف است که این نهضت را به همین طوری که تا اینجا آورده است، این نهضت را حفظ کند. و با حفظ وحدت کلمه و با حفظ این نهضت و غایت نهضت که عبارت از اسلام و جمهوری اسلامی بود، با حفظ اینها جلو برود. سستی راه ندهید به خودتان، سردی راه ندهید به خودتان، گمان پیروزی، گمان پیروزی نهایی نبرید، اگر این گمان برده بشود یا این اعتقاد پیدابشود، سستی پیدا می شود، شما باید خودتان را نیمه پیروز بدانید و در نیمه راه و بقیه راه را که بسیار مشکل است باید با همت همه، با همت همه قشرها باید ما تعقیب کنیم و به نهایت برسانیم.
و آنچه که باز باید به اقشار ملت عرض کنم این است که ما نمی توانیم خرابی هائی که واقع شده است و در ظرف این تقریباً بیست و چند سال اخیر بیشتر از همه اوقات خرابی به مملکت ما وارد شده است، نمی توانیم که اتکال به این کنیم که دولت این خرابی ها را جبران کند، دولت فقط نمی تواند، نمی توانیم اتکال کنیم به اینکه روحانیت این کار را انجام بدهد، روحانیت نمی تواند، نمی توانیم اتکال کنیم به اینکه ادارات دولتی، فرهنگیان این کار را انجام بدهند، آنها هم نمی توانند، همانطوری که در پیشرفت این مقصد و در پیروزیی که تاکنون پیدا کردیم، در آستانه پیروزیی که هستیم، اینطور نبود که یک قشر بتواند این پیروزی را به دست بیاورد، همه قشرها باهم شدند و همه مسلک ها را کنار گذاشتند و با هم پیش رفتند تا اینجا رسیدند، باید حالا هم با هم پیش برویم و همانطوری که این پیروزی پیدا شده است و همه با هم این راه را طی کرده اند.
اگر بخواهیم از حالا به بعد مشغول ساختن این ویرانه باشیم، هیچ یک از اقشار تنها نمی توانند این ویرانه را بسازند، باید باز همه باهم، تمام اقشار باهم باید این ویرانه را بسازند منتها هر کس در هر محلی هست.
کشاورزها در محل کشاورزی که هستند به کشاورزی خودشان علاقه پیدا بکنند. الان دیگر دستی نیست که آنها را به فشار وادار به امری بکند، یا منافع آنها را بخواهد بوسطه سودجوئی خودش بردارد یا به غیر بدهد، امروز کسی همچون کاری نخواهد کرد، کشاورزها باید به کشاورزی خودشان ادامه بدهند و علاقه داشته باشند و کشاورزی که می کنند در این برهه از زمان باید اکثرش و قسم مهمش این چیزهائی باشد که غذای ملت را اداره می کند مثل گندم، برنج، جو، عدس و امثال

صحیفه نور جلد 5 صفحه 200

اینها. از چیزهائی که، موادی که مضر است یا نافع نیست خودداری بکنند، از مثل کشت تریاک، کمتر بکنند، خودداری بکنند و از چیزهائی که نفع خیلی ندارد، در تغذیه مردم دخالت ندارد، از آنها هم خودداری بکنند و عمده کار را همان مواد غذائی، عمده کشت را مواد غذائی چیز بکنند که ما احتیاج به خارج انشاءالله پیدا نکنیم. الان می دانید که ما محتاج به خارجیم راجع به مواد غذائی، باید ما خودمان این را جبران بکنیم و این به همت کشاورزان ماست و البته دولت هم با کشاورزها باید همراهی بکنند و همراهی انشاءالله می کند.

بازار باید بازار اسلامی باشد

و همینطور بازار ما باید یک بازار اسلامی باشد. از قراری که مکرر به من گفته اند، الان یک دسته ای سودجو در بازار هستند که اینها قیمت های بسیار گران روی اجناس گذاشته اند. این یک مطلب غیر انسانی است، یک مطلبی است که باید فکر کنند اینهایی که می خواهند حالا سود ببرند، باید توجه داشته باشند که این ملت که اکثرشان عبارت از این طبقه پائینی است که نمی توانند خودشان را اداره کنند، اینها بودند که ما را رساندند به این پیروزی، حالا نباید آن تاجر معتبری که دخالت در این امور نداشته است، برای اینها ایجاد زحمت بکند. ایام عید است اینها احتیاج دارند به لباس، احتیاج دارند به خوراک، احتیاج دارند به چیزهای دیگر، باید با انصاف رفتار کرد،باید با اینها با برادری رفتار کرد، گرانفروشی را کنار بگذارند و احتکار نکنند، نگهداری نکنند برای یک وقتی که جنس گران بشود و بفروشند. احتکار در غذاها جایز نیست و همین طور باید با برادری با برادران خودشان رفتار کنند و این پیروزی را از آنها بدانند. شما حالا از قید آزاد شدید، از قید و بندها آزاد شدید، شما حالا ترس اینکه سازمان امنیت بیاید شما را چه بکند و اینها ندارید، لکن ترس از خدا باید داشته باشید، ترس از اسلام باید داشته باشید، باید مراعات بکنید اشخاص ضعیف را، باید همراهی بکنید با اشخاص ضعیف، نه اینکه گرانفروشی بکنید و کالاهای خودتان را بالا ببرید و مردم را در زحمت چیز بکنید. این هم راجع به این طبقه که البته باز مسائل دیگری هست ولی طولانی می شود.

اهمیت تبدیل فرهنگ استعماری به فرهنگ استقلالی

و اما راجع به دولت، در این آستانه سال جدید البته دولت مشکلاتش خیلی زیاد است و من نمی توانم بگویم اینها تقصیری در کار دارند، اینها همه مشغولند ولی مشکلات زیاد است. باید در این سال جدید عنایت زیاد بشود اول به فرهنگ. این فرهنگ باید متحول بشود. فرهنگ استعماری فرهنگ استقلالی بشود. باید معلمینی که در این فرهنگ یا در تمام قشرهای اساتید و - عرض می کنم - اینها باشد، انتخاب بشوند و اشخاص صحیح، سالم، کسانی که جوان های ما را تربیت صحیح بکنند نه اینکه یک تربیت انگلی بکنند، چنانچه تا حالا بنابراین بوده است که اینها را غربی بار بیاورند، غربزده کنند. باید استقلال داشته باشید، باید هیچ توجه نداشته باشید که در غرب چه می گذرد. در غرب

صحیفه نور جلد 5 صفحه 201

خیلی بد می گذرد، شما گمان نکنید که در غرب خیلی خبر هست، خودشان می گویند در غرب خبری نیست، خبرها هست لکن خبرهای رشد فکری و رشد انسانی کم است. شما باید مستقل باشید و رشد انسانی پیدا بکنید، بچه ها را، جوان های ما را رشد انسانی بدهید. دولت باید درست توجه بکند که روسائی را که انتخاب می کنند برای دانشگاه ها، برای مدارس، معلمینی را که انتخاب می کنند آنها برای تربیت اطفال، اینها باید متحول بشود از حال سابق و کسانی که سابق در خدمت اشخاص بیگانه بودند یا در خدمت طاغوت بودند، حال ثانیاً نیایند و بچه های ما را باز به عقب برانند. اینهم یک مطلبی است که در فرهنگ بسیار مهم است و بالاخره باید فرهنگ متحول بشود به یک فرهنگ سالم، به یک فرهنگ مستقل و یک فرهنگ انسانی.

وظایف ملت و دولت و ارتش

در جهت ارتش، ملت ما موظف است که از ارتش، الان حمایت بکند. ارتش را تضعیف نکنید، ما احتیاج به ارتش داریم، ملت احتیاج به ارتش دارد. ارتش باید از طرف ملت حمایت بشود و تقویت بشود، لکن ارتش هم باید ملاحظه کند، روسای ارتش باید ملاحظه کنند که اگر چنانچه یک اشخاصی در بین آنها هست که در خدمت طاغوت بوده است و جنایتکار بوده است، آنها را به تدریج و یا بطور دیگر آنها را کار بگذارند و اشخاص شرافتمند را در رأس ارتش یا در مواردی که باید به کار بگیرند، به کار بگیرند. در انتصاباتشان خیلی دقت بکنند که انتصابات صحیح باشد، چنانچه وظیفه دولت هم همین است. انتصاب استاندارها، انتصاب فرماندارها، همه این انتصابات، انتصاب دادگستری ها، تمام این انتصابات باید بررسی بشود و تمام آنهائی که بیشتر در خدمت طاغوت بودند و جرم های آنها واضح است و مردم از آنها ناراضی هستند، اینها را انتخاب نکنند و به نارضایتی مردم اضافه نکنند. باید اینها الان در خدمت مردم باشند، دولت خدمتگزار مردم باید باشد، مثل سابق نباشد که فرمانفرما بود، حالا باید فرمانبردار مردم باشد و همینطور هم هست و انشاءالله امیدواریم همینطور هم باشد. در هر صورت، قضیه دولت هم، هم دادگستری، هم فرهنگ، هم سایر ادارات باید تصفیه بشود و باید خودشان فکر بکنند و انتخاباتشان چه باشد و یک نحو تصفیه ای در کار باشد که خائنین کنار گذاشته بشوند و آنهائی که تا قبل از این پیروزی آن طرف بودند، همچو که پیروزی پیدا شد سینه این طرف را شروع کردند بزنند، اینها را بشناسند و این فرصت طلب ها را کنار بگذارند و بالاخره باید که دولت نظارت تام داشته باشد و تمام وزارتخانه ها را درست، به طور صحیح، انتخاب اشخاص بکنند و طرز عمل را یک طرز عمل صحیح قرار بدهند و البته مشغول هستند لکن بیشتر باید عنایت داشته باشند.

ضرورت صبر و بردباری کارگران و مهلت به دولت برای اصلاح تدریجی امور اقتصادی

و از امور مهمه ای که هست وضع کارگرهاست که من یک صحبت با کارگرها دارم و یک صحبت با دولت. صحبت با کارگرها این است که آنها گمان نکنند که دولت یا ما در فکر آنها نیستیم،

صحیفه نور جلد 5 صفحه 202

خیال نکنند که ما الان می توانیم بالفعل فوراً یک کاری برای آنها انجام بدهیم و نمی دهیم. اینطور نیست. ما برای طبقه کارگر، برای طبقه کشاورز، برای کارمندهای جزء دولت، بیشتر از همه مورد نظر ما اینها هستند و برای آنها فکر می کنیم و عمل می کنیم، چنانچه راجع به مسکن شان مشغول طرح ریزی هستند که مسکن درست کنند برای آنهائی که مسکن ندارند و قضیه حقوقشان انشاءالله داده می شود لکن یک قدری فرصت لازم است. کارگرها باید یک قدری فرصت بدهند و اینطور خیال نکنند که دولت الان دارای کذا و کذاست و به آنها عنایت ندارد، یا در دست ما مثلاً گنجی است که نمی خواهیم بدهیم به آنها. نخیر دولت هم الان ندارد و ما هم گنجی نداریم، لکن هم دولت در فکر است و هم ما در فکریم و لکن باید یک قدری تدریج باشد تا امور اقتصادی را بتوانند جریان بیندازند. البته کارگرهائی که کنار هستند مشغول کار خواهند شد، کارگرهائی که در کار هستند اگر در مزدشان و اجرتشان حرفی دارید اصلاح خواهد شد، همه اینها تدریج است، به تدریج باید اصلاح بشود. و ما راجع به دولت، دولت هم باید راجع به کارگرها بیشتر عنایت داشته باشد و وضع کارگرها را درست در نظر بگیرند. یک قدری عنایت بیشتر بکند که این کارگرها - چیز بشوند - آسوده خاطر بشوند و من به کارگرها اطمینان می دهم که اینطور نیست که دولت نخواهد برای شما کاری بکند. حتی الامکان می خواهند کار بکنند، مشغول هستند، وزیر کار مشغول است به اینکه یک ترتیب صحیحی بدهد لکن تدریج لازم دارد. از کارگرها می خواهم که تدریج را حفظ کنند و ملاحظه بکنند و مشکلات دولت را در نظر بگیرند و از دولت می خواهم که در کارها یک قدری بیشتر جلو بروند و همین قدری که هست، یک قدری بیشتر جلو بروند و کارها را زودتر درست بکنند و به کارمندان، هم اطمینان بدهند و عمل بکنند. این هم راجع به کارمندان و راجع به دولت.

رادیو و تلویزیون باید دانشگاهی عمومی برای هدایت و تربیت مردم باشد

یک حرفی هم راجع به این دستگاه تبلیغاتی، تلویزیون و امثال اینها، رادیو و اینها دارم و آن اینکه این دستگاه ها آنوقتی که در خدمت طاغوت بود، دستگاه هائی بود که یا تقویت طاغوت را می کردند، به مجرد اینکه پیچ رادیو را می گرفتند اعلیحضرت آریامهر کذا، شروع می کردند تبلیغات کردن، تبلیغات میان تهی و یا مردم را از مسائل اصلی دور می کردند، بنابراین بود که رادیو، رادیو تلویزیون و اینها که در سطح کشور، در تمام سطح کشور انتشار پیدا می کند و مردم با گوششان و چشمشان مسائل را ادراک می کنند و آن کسی که بیسواد است هم در آنجا می تواند بفهمد، آن کسی هم که با سواد است، هست، این بسیار اهمیت دارد، هم برای آن ها بسیار اهمیت داشت که مردم را در سطح وسیع خواب کنند و غافل کنند و چپاول کنند و هم حالا که بحمدالله اسلامی شده است و وظائف اسلامی را می خواهد عمل بکند. حالا باید یک فکری برای رادیو تلویزیون بشود که چنانچه شده است و می شود لکن بیشتر عنایت بشود که کسانی که در اینجا، سابق در خدمت طاغوت بودند و همه فسادها را می کردند حالا باید آنها تصفیه بشوند. کسانی که تا دیروز بر ضد ملت و بر ضد انقلاب ما سخنرانی

صحیفه نور جلد 5 صفحه 203

می کردند، نمایش می دادند، همه بساط را درست می کردند و حالا آمدند و اظهار اسلام و دیانت می کنند از اینها نمی توانیم ما بپذیریم، این هم باید تصفیه بشود. رادیو و تلویزیون یک دستگاهی است که هم در طرف تبلیغات فاسد اهمیت زیادی دارد و هم در طرف تبلیغات صحیح، این با آنطوری که از اول شاید آنهایی که درست کردند اینها را، نظر آموزشی داشتند به اینها، این دستگاه ها، تمام مطبوعات اینطور است منتها اهمیت تلویزیون بیشتر از همه است، اهمیت رادیو تلویزیون بیشتر از همه است، این دستگاه ها، دستگاه های تربیتی است ، باید تمام اقشار ملت با این دستگاه ها تربیت بشوند، یک دانشگاه عمومی است. دانشگاه ها، دانشگاه های موضعی است، این یک دانشگاه عمومی است، یعنی دانشگاهی است که در تمام سطح کشور گسترده است، این باید از آن عمل دانشگاه را، از آن به آن اندازه ای که می شود، استفاده کرد. باید این دستگاه، دستگاهی باشد که بعد از چند سال تمام قشر ملت را روشن کند، تمام را مبارز بار بیاورد، تمام را متفکر بار بیاورد، تمام اینها را مستقل بار بیاورد، آزادمنش بار بیاورد، از غربزدگی بیرون کند، استقلال به مردم بدهد. این از همه چیزهائی که در این دستگاه ها هست مهمتر است و این وظیفه دارد که با مردم، حکم معلم و شاگرد داشته باشد. اشخاص نویسنده، اشخاص گوینده، اشخاص فهیم، اشخاص مطلع در اینجا صحبت بکنند، فرصت به آنها بدهند در اینجا صحبت بکنند. زیادند اشخاصی که پیشنهاد این معانی را می کنند، به اینها باید فرصت بدهند و آنها صحبت بکنند. به جای آن چیزهائی که به درد ملت نمی خورد یا مضر به حال ملت است یک چیزهای مفید را به مردم بدهند و یک غذای مفیدی به مردم بدهند، مردم را تغذیه کنند به غذاهای صحیح، سالم و من امیدوارم که این دستگاه هم همانطوری که وعده کردند که به تدریج درست بشود، قدم را یک خرده بلندتر بردارند و زودتر انشاءالله تصفیه بشود و تعدیل بشود.

مسؤولیت خطیر روحانیون، ارشاد و هدایت مردم در تمامی ابعاد

و یک عرض هم به همه همجنس های خودم، همه همجنسیم، لکن آنهائی که با من صورتا یک صورت هستیم و من به همه ارادت دارم و آن آقایان علما و روحانیون، آقایان علماء و روحانیون وظیفه شان از همه مردم زیادتر است، سنگینتر است، اینها موظفند از طرف خدای تبارک و تعالی. الان هم ملت مسلم آنقدری که به حرف این طایفه گوش می دهند به حرف کسان دیگر گوش نمی دهند، بنابراین حجتی است این از خدای تبارک و تعالی بر ما که شمائی که مردم به شما - که - گوش می دادند و مردم از شما اطاعت می کردند، چرا مثلاً قصور در این معنی داشتید چرا کم مثلاً چیزی گفتید؟ انشاءالله نداشته باشند، لکن خدای نخواسته اگر در بین بعضی ها باشند، وظیفه ما بسیار سنگین است، چه از جهت اینکه تهذیب این دانشگاه اسلامی، دانشگاه بزرگ اسلامی که باید به دست مراجع بزرگ، بشود و چه باب تعلیم و تعلم که باید باز تصفیه بشود و به دست بزرگان ما اداره و تصحیح بشود و چه در کیفیت تحصیل که باید تجدید نظر بشود، ما به همه آقایان با کمال خضوع عرض می کنیم که شمایی که باید ارشاد کنید این ملت را، باید مجهز بشوید - باید - مجهز به جمیع انحاء ارشادات. مردم

صحیفه نور جلد 5 صفحه 204

از شما توقع جمیع انحاء ارشادات را دارند. اسلام همانطوری که ابعاد مختلفه دارد به حسب ابعادی که انسان دارد، اسلام برای انسان آمده است، برای انسان سازی آمده است، قرآن کتاب انسان سازی است، همانطوری که قرآن ابعاد مختلفه دارد، حسب ابعادی که انسان دارد، علما هم باید ابعاد مختلفه داشته باشند در تعلیم، حسب ابعادی که اسلام دارد و حسب ابعادی که انسان دارد، البته یک نفر نمی تواند همه این ابعاد را جوابگو باشد، لکن یک حوزه مرکب از ده هزار نفر یا حوزه های مرکب از مثلاً سی هزار نفر، اینها می توانند دسته دسته باشند و هر دسته ای یک بعدی را اداره بکنند، یکی جهات عقلی را، یکی جهات سیاسی را، یکی جهات اینهائی که همه در اسلام است، همه این جهات در اسلام هست و باید حوزه ها آنطور باشد، مجهز بشوند و همانطوری که اسلام ابعاد مختلفه هست، حوزه ها هم ابعاد مختلفه داشته باشند، اشخاص مختلف برای هدایت مردم و اگر چنانچه از این حوزه اشخاص صحیح و اشخاص به درد بخور از این حوزه ها بلند نشود، جای دیگر ما توقع باید نداشته باشیم. باید اینها، همینطوری که فقه و انحاء فقه را تعلم و تعلیم می کنند، سایر موارد اسلام را و سایر ابعاد اسلام را هم باید تحصیل بکنند و باید تدریس بکنند و اشخاص ارزنده را بار بیاورند تا مردم را ارشاد و هدایت بکنند.

نقش روحیه شهادت طلبی در پیشبرد انقلاب

و من در این آخر سال تأسف خودم را از این شهدائی که ما داشتیم، باید اظهار بکنم. ما بسیار متأسفیم از این شهدائی که دادیم، مثل اینکه صد و شصت هزار نفر مجروح و شهید - مثل اینکه - نوشته بود داشتیم. در هر صورت هر چه داشتیم، یک نفرشان هم زیاد بود، یک نفرشان هم نباید واقع بشود لکن حالا شد اما چون که برای اسلام بود و صبغه دینی و اسلامی داشت نه برای دنیا، و لهذا می آمدند بعضی اشخاص و - من - به من می گفتند که شما دعا کنید که ما شهید بشویم. این صبغه، صبغه دین است، اسلام است. آنی که ما پیش بردیم همین بود، اینطور روحیات بود که برای شهادت داوطلب بودند، یعنی از مرگ نمی ترسیدند. همانطوری که صدر اسلام هم پیشرفت مسلمین همین بود، ما بسیار اشخاص ارزنده را از دست دادیم لکن چون برای اسلام بود انشاءالله روح همه آنها شاد است و همه آنها در سعادت و تحت لوای خدای تبارک و تعالی هستند و برای بازماندگان آنها هم ما دعای صبر می کنیم، خداوند به همه آنها صبر و اجر و مزد عنایت بفرماید و در آستانه سال جدید هم، هم برای آنها طلب مغفرت می کنیم و هم برای همه ملت طلب سعادت می کنیم و آخر عرض من باز همان است که ملت ایران، حفظ بکنید نهضت خودتان را، حفظ بکنید وحدت خودتان را، حفظ بکنید جهت اسلامیت خودتان را، مهذب بکنید خودتان را، مهذب بکنید خودتان را و ارزش ندهید به غیر ارزنده های انسانی و به غیر اسلام.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته