بیانات امام خمینی در میان جمعی از پزشکان

تاریخ: 1357/12/16

باید طبیب جسمی و طبیب روحی وحدت داشته باشند

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
یکی از آثار این نهضت این شد که ما با رخسارهایی مواجه می شویم که قبلاً به واسطه فعالیت هایی که عمال اجانب و خود اجانب در مدت های طولانی کرده بودند از هم جدا بودیم، همه قشرها از هم جدا بودند. ما یعنی روحانیت ، با شما یعنی اطبای ارجمند، قوه مان فرق دارد با آنهای دیگر. ععع (العلم العلمان : علم الابدان و علم الادیان) روح. جسم با هم وحدت دارند، جسم ظل روح است، روح باطن جسم است، جسم ظاهر روح است، اینها با هم یکی هستند، جدایی از هم ندارند. همانطوری از هم ندارند. همانطوری که جسم انسان و روح انسان وحدت دارد باید طبیب جسمی و طبیب روحی وحدت داشته باشند. اینها باید یک باشند و مع الاسف ما را از هم جدا کردند، ما را از همه اقشار جدا کردند. روحانیت را یا به نسیان، به طاق نسیان سپردند یا لکه دار کردند. شما را از نظر ما انداختند، ما را از نظر شما انداختند. این خیانتی بود که در عرض قریب سیصد سال اجانب با کارمنداهای خودشان، با عمال خودشان انجام دادند. دانشگاه را از مدارس ما جدا کردند بلکه هر یک را مخالف دیگری کردند. اقشار ملت ما را از هم جدا کردند. این خیانت بزرگی بود که به ما و به ملت ما کردند تا ما را به این روزها نشاندند، نه تنها اقشار یک ملت را از هم جدا کردند، ملت ها را از هم جدا کردند به طوری که ملت ایران با ملت ترکیه هیچ روابط ندارد. اصولاً، اگر مخالف نداشت موافقت هم نداشت، بی تفاوت بود. اگر مصیبتی به برادرهای ترک ما مثلاً می رسید یا عرب ما، برادرهای فارس ما بی تفاوت بودند و به عکس اگر به ما مصیبتی می شد، اینها بی تفاوت بودند. این بی تفاوتی از همین عمال اجانب و خود اجانب ایجاد شد که تا توانستند مخالفت ایجاد کنند و اگر نتوانستند غفلت ایجاد کنند و ما را غافل کردند از مقدرات خودمان، غافل کردند، از مقدرات برادرهای خودمان هم غافل کردند. ما باید از این به بعد این هوشیاری که ملت ما پیدا کرده است جدیت کنیم که این ادامه پیدا کند.

انسان های ما را یا از ما گرفتند و یا به مراکز فحشا کشیدند

ما صدمه این غفلت ها را سیصد سال است که داریم می خوریم. پنجاه و چند سال است که

صحیفه نور جلد 5 صفحه 162

پیر مردهای ما، آنهایی که به سن من یا یک قدری هم کمتر هستند پنجاه و چند سال است که عذاب الیم این طایفه را کشیدند و شما جوان ها هم بیست و چند سال است که دیدید هر چه دیدید و شنیدید هر چه شنیدید. همه ذخائر ما را از بین بردند، نیروی انسانی که از همه ذخائر بالاتر است از بین بردند، انسان های ما را که باید مقدرات این مملکت در دست آنها باشد و مملکت را آباد کنند، معنویتش را آباد کنند. مادیتش را آباد کنند، این نیروها را از دست ما گرفتند یا به مراکز فحشا کشیدند. تمام مراکز آموزشی را اینها مراکز فحشا قراردادند. سینما که یکی از مراکز آموزشی است در دنیا، رادیو و تلویزیون که یکی از مراکز آموزشی است برای همه ما، آموزش برای همه طبقات، دستگاهی است که باید همه ملت را آموزش بدهد اینها به صورت دیگری واژگون در آوردند. سینماها را مراکز فحشاء تقریباً قرار دادند. رادیوها تبلیغات شان دیدید چه بود، تلویزیون هم همین طور. اینهائی که امروز به خدمت اسلام در آمدند باید اصلاح بشوند و مشغولند به فعالیت برای اینکه اصلاح بشوند. الان هم این تتمه رژیم فاسد در آنها هست، در مطبوعات ما هست، در روزنامه های ما هست، در مجلات ما هست، الان هم آن فساد هست، آن تتمه باید به تدریج - اینها - اصلاح بشود. این اخلاق فاسدی که در جوان های ما ایجاد کردند باز هم تتمه اش هست لکن باید اصلاح بشود. خدا می داند که این مراکز فحشا با جوان های ما چه کرد، برای آنها همه چیز را تهیه کردند که غفلت کنند از همه چیز خودشان. مراکز فحشا را درست کردند به رایگان دادند، دعوت کردند، دعوت ها کردند جوان های ما را کشیدند در آن مراکز و از مقدرات خودشان غافلشان کردند.

ما هر چه داریم از ایمان به خدا و وحدت کلمه است

من خدا را شکر میکنم که در ظرف این یکسال، یکسال و نیم یک تحول اساسی در ملت ما پیدا شد، جوان های ما توجه به مسائل روز پیدا کردند منصرف شدند از آن، اکثرا از آن چیزهائی که قبلا بود، متحول شدند، منصرف شدند، تحول هایی معنوی پیدا شد که این تحول ها را نمی توانیم اسمی روی آن بگذاریم الا اینکه دست خدا بود توی کار. بشر نمی تواند تحول روحی در همه طبقات، این را کرارا گفتم که یک پاسبان می آمد یک بازار را سرتاسر هرامری را که می کرد اطاعت می کردند و برای خودشان حق چون و چرا قائل نبودند، نه اینکه حق قائل بودند و نمی کردند، اصلاً وضع روحی شان را اینطور کرده بودند که حرف کورکورانه باید اطاعت کرد، همین طور که ارتش ما هم اینطور بود. مردم را اینطور کرده بودند که مثل گوسفند اطاعت کند، سر تا پا اطاعت باشد (چه فرمان سلطان چه فرمان خدا، چه فرمان ایزد چه فرمان شاه) این کلمه را در اذهان بچه های ما از بچگی رشد دادند، آن هم این شاه. یک تحولی پیدا شد در ظرف یکی دو سال که همین جمعیتی که از پاسبان آنطور وحشت داشتند، با تانک ها حمله کردند و به شاه هر چه خواستند گفتند و او را هم بیرونش کرد. همین جمعیت که دیروز از یک ستاره دار آنطور خوف و وحشت می کرد مشتش را گره کرد مقابل همه ایستاد و همه را بیرون کرد. این غیر از تحول الهی، غیر از حکم الهی نیست. ایمان است، اگر ایمان نبود، نمی شد. ایمان

صحیفه نور جلد 5 صفحه 163

می خواهد. ایمان به خدا این کار را کرد، ایمان به مبادی اسلامی این کار را انجام داد، همه با هم، همه با هم گفتند که ما اسلام را می خواهیم. این ایمان بود، قدرت ایمان غلبه کرد بر این قدرت ها و الا ما که چیزی نداشتیم. با همان کاردهای توی مطبخ ها و با همان - عرض می کنم - چوب ها و با همان چیزها آمدند بیرون و غلبه کردند بر این تانک ها و توپ ها و مسلسل ها و اینها، گفتند اینها دیگر اثر ندارد در مقابل ایمان اثر هم نداشت و نتوانست اثر بکند. ایمانتان را حفظ کنید آقا، ایمان به خدا را حفظ کنید، وحدت کلمه را حفظ کنید، این نهضت را حفظ کنید. ما هرچه داریم از این ایمان و وحدت کلمه، آنها ایمان را از ما خواستند بگیرند و وحدت کلمه را. کوشش کردند برای این دو تا و خدای تبارک و تعالی نخواست و با ما بود و متحول کرد یک مملکت و یک ملتی که اعتنا به مسائل دینی نداشت متحولشان کرد به طوری که همه توجه دارند. همه با اینان به میدان آمدند. یک ملتی که باهم دعوا داشتند، این شهر با آن شهر، خود شهر، این محله با آن محله، این جوان با آن جوان، یک دفعه یک تحول الهی پیدا شد که حسن تعاون پیدا شد. یکی از دوستان من می گفت که در تهران من در این تظاهرات دیدم که یک پیرزنی یک جائی ایستاده یک کاسه ای دستش است تویش پول است، گفت لابد این حالا می خواهد یک پولی جمع بکند، رسیدم به او گفتم که پیرزن چیه؟ گفت که حالا چون بازار تعطیل است مردم هم به تلفن احتیاج دارند من دیدم که این کار را من بکنم، این پول ها را بیاورم که مردم پول خرد ندارند بردارند بیندازند آنجا و تلفن کنند. یک همچو حسی در یک افراد پیدا شد، یک همچو حس تعاونی که وقتی که این جمعیت بیرون می آمد همه مردم توی خانه و بیرون با اینها کمک می کردند. این تحول به دست خدا واقع شد.

همه را دعوت کنید تا فقط به جمهوری اسلامی رأی بدهند

اتکال به خدا بکنید. اگر خدای نخواسته این ایمان از دست ما گرفته بشود، این اتکال خدا از دست ما گرفته بشود وحدت کلمه هم گرفته خواهد شد باز خدای نخواسته برگشت به همان - مصیبت هاست. دعوت کنید مردم را، دعوت کنید همه را به اینکه در این رفراندم به جمهوری اسلامی، فقط جمهوری اسلامی. یک کلمه اینور، یک کلمه آنور نباید باشد، نه از آن اسقاط بشود، نه به آن زیاد بشود. شیاطین می خواهند یک کلمه را اسقاط بکنند، یا کلمه را زیاد بکنند. توجه به این معنا داشته باشید، دعوت کنید همه را.
من از همه اطباء ایران و حالا که قم هستم از اطباء قم و از مریضخانه ها تشکر می کنم که در این مصائب اینها هم حس مسئولیت کردند و انجام وظیفه کردند. خداوند همه شما را به وظائفتان بیشتر از این آشنا کند که این دعای بزرگی است و همه شما را سعادت بدهد و همه شما را سلامت و مملکت شما را از دست اجانب نجات بدهد انشاءالله. خداوند همه تان را حفظ کند.
والسلام علیکم و الله و برکاته