بیانات امام خمینی در جمع روحانیت غرب تهران

تاریخ: 1357/12/11

تشکر از جدیت روحانیت در روشنگری و هدایت ملت ایران

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
من از شما آقایان که در این مدت طولانی، اطلاع دارم زحمات جانفرسا کشیدید و تحمل جنایات رژیم را کردید تشکر می کنم. خداوند تعالی به شما علماء اعلام و شاگردان مکتب امام زمان سلام الله علیه عمر و برکت و عزت عنایت فرماید، شما در این راه جدیت کردید و روشنگری کردید و ملت را به قیام وادار کردید، شما هدایت کردید مردم ، را روحانیت ایران هدایت کرد مردم را و بحمدالله روشنگریهای شما اثر خودش را کرد و مردم ایران یکپارچه با هشیاری قیام کردند و مسائل به اینجا رسید، لکن از اینجا به بعد بسیار مشکلتر است.
یک مملکت آشفته، یک کشور شکست خورده، یک کشور دزد زده، غارت زده بجا گذاشتند، نیروهای انسانی ما را عقب راندند، نگذاشتند ترقی بکنند و مخازن ما را بردند و جواهرات ایران را حمل کردند و به خارج بردند و ایران را بطور شکست خورده فقیر باقی گذاشتند.
الان بهر جهتی از جهات کشور که ملاحظه بکنید می بینید که احتیاج به سالها، سالهای دراز فعالیت دارد تا بشود به صورت قبل از دزد زدگی برگردد.
در اقتصاد، بکلی اقتصاد اینجا شکست خورده است، فرهنگ، فرهنگ استعماری بوده است، ارتش، ارتش انگل بوده است، دیگران او را هدایت می کردند و همه چیزها بطور شکست خورده و منهدم باقی مانده است.
شما وارث یک مملکت ویرانه هستید که باید به همت شما و سایر اقشار این ویرانه دوباره از سر سازندگی پیدا کنید.

باید با همکاری تمام اقشار این ویرانه ساخته شود

اول توقع این نیست البته و نباید توقع این باشد که بطور اعجاز یک شبه همه امور اصلاح بشود، انهدام آسان است، یک سیل می آید یک شهر را خراب می کند، یک زلزله می آید یک شهر را ویران می کند، لکن ساختن آن شهر بعد مشکل است، البته الان توقعات خیلی زیاد است، هر روز

صحیفه نور جلد 5 صفحه 136

توقعات زیادی هست که روی این معناست که توجه به این نکردند که پنجاه سال، بیشتر از پنجاه سال رنج کشیدند و صبر کردند، حالا می خواهند که همین رنج های پنجاه ساله با یک شب یا با یک ماه ترمیم بشود، این امری است غیر ممکن.
باید ما همه بهم دست بدهیم و شما آقایان محترم مردم را موعظه کنید و مردم همه با هم دست به هم بدهند و این ویرانه را بسازند، دولت تنها نمی تواند این کار را بکند، یک طائفه نمی توانند این کار را بکنند برای اینکه خرابی آنطور نیست که یک جا باشد تا یک قوه بتوانند، الان همه اوضاع بهم ریخته است و محتاج به این است که همه با هم از این به بعد، همه با هم در ساختن این خرابه شرکت بکنید. باید شما آقایان در مساجد، در محافل عمومی مردم را متوجه بکنید که الان همه شما مکلف بر این هستید که در این ساختمان شرکت بکنید، هر کس بهر مقدار که می تواند.
الان زراعت ما و کشاورزی ما بکلی منهدم است و باید آقایان توصیه بکنند در مجالسشان، در مساجدشان، توصیه بکنند، اشخاص بفرستند به اطراف که مردم را آگاه کنند که کشت و زرع بکنند که احتیاجمان از خارج برطرف بشود، مملکت ایران که یک ناحیه اش ممکن بود برای تمام ایران کافی باشد، مثلاً آذربایجان اگر چنانچه کشت بشود، ممکن بود برای ایران کافی باشد، حالا همه چیزش از خارج می آید، یعنی این اصلاحاتی که اینها به خیال خودشان کردند، عالما عامداً فاسد کردند، نه اینکه اشتباه کردند، آن مردک آمد گفت من اشتباه کردم، لکن تعمد کرد در امور، اینطور نبود که اشتباه باشد، عالم عامد بود در خراب کردن این مملکت، کشاورزی را عالم عامد بود که بصورت اصلاحات ارضی به فساد بکشاند، مأمور بود برای اینکه مملکت ما را بازار قرار بدهد برای دیگران و ما باید از دیگران وارد کنیم و ما بازار آنها باشیم، اگر چنانچه این مرد نبود مملکت خودمان برای خودمان برای خودمان کافی بود، لکن این مرد یا نامرد به واسطه آن نوکری که داشت، ماموریتی که برای وطنش داشت، مامورش کرده بودند، بیاید و این وطن را از بین ببرد و برد و رفت و منتها همه چیزهای ما را برداشت و رفت.
کشاورزی ما به این حال رسیده است و تبلیغات لازم است یعنی اشخاصی که در رأس واقع هستند، اشخاصی که مردم از آنها اطاعت می کنند و مردم را هدایت می کنند اینها باید مردم را وارد کنند به اینکه کشاورزی را از سر بگیرند و کشاورزی را به صورت اول انشاءالله یا بهتر در آورند، لکن نباید توقع داشت که همین امروز که این بساط برچیده شد، همان فردا همه کارها مطابق دلخواه همه مردم هیچ امکان ندارد این معنا و لهذا این مراجعات کثیری که الان می شود که هر کدام یک توقعاتی دارند این روی این است که هر کس فکر می کند حال خودش را، متوجه نیست که مصادف با چه مصیبتی هستند، الان دولت با چه چیز مصادف است، الان دولت در هر جا که دست می گذارد خرابی است و برای آبادی او محتاج به یک صرف وقتی است، صرف مخارجی است که همه اینها لنگ است، باید شما مردم را هدایت کنید که آقا شماها پنجاه و چند سال است که زیر زجر بودید و تحمل کردید، چند سال است که تحمل شما تمام شد و بحمدالله به قدرت الهی برچیده شد اوضاع، حال باید چند سال هم صبر بکنید که بتدریج این کارها درست بشود، یک ارتشی که باید از سر ساخته بشود، یک کشاورزی

صحیفه نور جلد 5 صفحه 137

که باید از سر ساخته بشود، یک نابسامانی هایی که هر کدامش صرف وقت لازم دارد، الان هریک از این چیزهای دولت که پیش من می آیند، وزراء می آیند یا رئیس ارتش می آید قرنی می آید، دیگران می آیند، خوب اینها همه شان من می بینم که عاجزند از اینکه بتوانند به این زودی کار را انجام بدهند و اینها هم حق دارند، این طور نیست که مسامحه می کنند، جدیت دارند می کنند، مشغولند همه، شب و روز مشغولند اینها، لکن وضع طوری است که نمی شود به این زودی انجام داد، باید کمک کنید به اینها.

تاکید بر تقویت دولت مردمی و پرهیز از کارشکنی

مثلاً یکی از کمک هائی که از آقایان ساخته است این است که در این پادگان هائی که اینها کسی را می گذارند و در شهربانی در کلانتری ها که کسی می گذارند تأیید کنید، کارشکنی نکیند، این طور نباشد که یک دولتی در مقابل دولت باشد که تضعیف بشود، تأیید کنید، یک دولتی است که مال خودتان است، حالا مثل دولت های سابق نیست، دولتی است که مال خود شما هست، دولتی است که منشا از اراده خود شما هست. این را باید تأیید کرد، نه اینکه هر کاری که آن کند، مقابلش یک چیزی بکنید، یا همینطور اگر کسی را تعیین کردند برای کلانتری یا برای ارتش در پادگان ها از او تأیید کنید، کارشکنی نکنید، به مردم وادار کنیدکه تأیید کنند، مردم را ارشاد کنید که اینها را تأیید کنند تا بتوانند رشته امور را به دست بگیرند و این آشفتگی ها به آخر برسد.
یک مملکت آشفته است که با همت شما باید درست بشود، با همت علماء باید درست بشود، یا همت - عرض می کنم - همه طبقات باید درست بشود، الان هم یک آشفتگی های زیادی هست که مفسدین افتادند توی مردم و پخش اکاذیب می کنند و می روند در این کارخانه ها به آنها می گویند که ببینید هیچ چیز نشده، خوب آن بیچاره ها هم نمی دانند که هیچ چیز نشد، نبوده، آنیکه شد، حساب نمی کنند که یک قدرت شیطانی و یک استبداد مبرمی را بهم زدند، این را حساب می کنند که حالا که آنها رفتند پس حالا باز هم هیچ چیز نشد! خیال کردند که حالا باید مثلاً تا آنها رفتند یک دست غیبی بیاید و همه، چیز را برای همه... اینها مفسد هستند اینها می خواهند مردم را اغوا کنند و شماها باید در مقابل آنها ایستادگی بکنید، مردم را هدایت بکنید، هر کس می تواند برود در این کارخانه ها برای مردم صحبت کند، بفهماند که اینها می خواهند باز اوضاع سابق را می خواهند باز آن قلدری های سابق را برگردانند به صورت دیگر، البته دیگر شاه برگشتنی نیست - شاه سابق - لکن می خواهند با وضع دیگر همان بساط را درست بکنند.

هوشیار باشید که اسلام قابل پیاده شدن است خصوصاً حالا

بیدار کنید مردم را، هشیار کنید مردم را، توی این کارخانه هااشخاص مطلع، اشخاص با فهم از علماء و غیره بروند آنجاها با مردم صحبت بکنند، بفهمانند که اینها چه اشخاصی هستند، اینها اشخاصی

صحیفه نور جلد 5 صفحه 138

بودند که بزرگانشان در خود دربار خدمت می کردند حالا آمدند این حرفها را می زنند، حالائی که این ملت پا برهنه این پیروزی را برد، از اطراف دارند هجوم می آورند و می آیند به ایران برای اینکه در این سفره شریک باشند، - این - باید به مردم اینها را فهماند و ما می بینیم بعضی از اشخاص خیلی مبتذل از خارج آمدند و اینجا صحبت می کنند و در رادیو صحبت آنها را می کنند که اسلام نمی شود پیاده بشود و خوب غلط می کند این آدم که این حرف را می زند، باید در مساجد بگویید که حق این مطالب از برای آنهانیست، چه می دانید اسلام چه است؟ اینها رفتند در خارج خوابیدند، ملت ما پیش برده، حالا آمدند به این خیالات افتادند که یک چیزی دست آنها بیاید باید اینها را علماء اعلام در مساجد بگویند، اسلام قابل پیاده شدن است، اگر اسلام قابل پیاده شدن نباشد پس ما بگوئیم خدای تبارک و تعالی نقص داشته در احکامش!! هان؟! البته اسلام جلوگیری از مفاسد می کند، جلوگیری از... اگر مقصود از اینکه حالا نمی شود اسلام را در حالا پیاده کرد، مقصود این است که باید سینماهای ما با همان زن های لخت و با همان کارهای زشت باید بشود، البته اسلام با اینها مخالف است، اما اسلام با همه ترقیات موافق است، با همه پیشرفت ها موافق است، اسلام برای پیشرفت آمده برای ترقی آمده این حرف هائی که بعضی ها حالا آمدند می زنند اینها را باید آقایان از آن جلوگیری کنند تا تکرار نشود و از فعالیتهائی که بر ضد اسلام الان دارد می شود باز باید خود آقایان اشخاص را انتخاب کنند، بفرستند در این جاهائی که اینها می روند و با مردم صحبت کنند، مردم را بیدار کنند. خداوند انشاءالله همه آقایان را حفظ کند و من عذر می خواهم که آقایان آنجا نشستند و من اینجا نشستم، من و شما هر دو برادر هستیم و اصلاً صف واحد است، قضیه رهبری در کار نیست، صف واحد، باهم همه، همه با هم به پیش انشاءالله.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته