بیانات امام خمینی در جمع اعضای کانون نویسندگان ایران

تاریخ: 1357/11/30

کوشش استعمار با ایجاد تفرقه بین دو جناح روحانی و روشنفکر برای غارت ذخائر

بسم الله الرحمن الرحیم
من از آقایانی که اینجا تشرف آورده اند و اظهار لطف کرده اند متشکرم، من از چیزهائی که در این نهضت، ثمراتی که در این نهضت یافتم، یکی رو برو شدن با چهره های تازه ای است که تاکنون ما با آنها روبرو نبودیم، از هم جداکردند قشرهای ملت را، از هم جدا کردند، روحانیون را از روشنفکران، از طبقات متفکر جدا کردند و آنها را با هم در صف مقابل قراردادند و این دراثر کوشش هایی بود که استعمار برای اینکه بتواند ذخائر ما را ببرد این کوشش ها را کردند که قشرهای روشن ملت را، قشرهای کارآمد ملت را، آنهائی که می توانند در مقابل آنها و اجانب ایستادگی کنند و می توانند آنها را عقب بزنند، برای اینکه اینها مجتمع نشوند و متفرق باشند، بلکه با هم در دو جناج مخالف و گاهی با هم اختلافات شدید وجدید پیدا بکنند، کوشش ها کردند البته به آمال خودشان هم بسیار رسیدند. روحانیون را در نظر شما طبقه نویسنده و متفکر، طوری قلمداد کردند که حاضر نبودید از آنها یادی بکنید و شما را در مقابل روحانیون طوری قلمداد کردند که آنها هم حاضر نبودند از شما ذکری بکنند. این تفرقه باعث شد که آنها به آمال خودشان رسیدند و با آزادی همه ذخائر ما را بردند و با آزادی بدون مزاحم، مملکت ما را به عقب راندند و عقب مانده نگه داشتند و نیروهای انسانی ما را نگذاشتند شکوفا بشود.

وحدت اقشار رمز موفقیت و بهترین ثمره نهضت

ما در این نهضت اخیر، آنچه را که می توانم بگویم بهترین ثمرات این نهضت است، این وحدتی که حاصل شد بین قشرهای مختلف، دانشگاهی به روحانیین نزدیک شد، روحانیین به آنها نزدیک شدند با همه اینها نزدیک شد دهقان و شما الان می بینید که در سرتاسر ایران تمام طبقات با هم همفکر و هم عقیده و یک صدا جمهوری اسلامی را می خواهند و رمز موفقیت ما که قدرت های بزرگ دنیا را عقب نشاند و یک قدرت شیطانی مثل قدرت خاندان پهلوی را فرو ریخت، این رمز موفقیت همین وحدت اقشار و وحدت کلمه بود. اگر بنا بود که قشر روحانی تنها می خواست به جنگ اینها برود خفه می کردند او را، نویسنده می خواست به جنگ آنها برود آنها را از بین می بردند، دانشگاهی می خواست

صحیفه نور جلد 5 صفحه 101

این کار بکند نمی توانست، بازاری می خواست این کار را تنها بکند نمی شد، دهقان می خواست بکند نمی شد. اینکه همه چیز را ما بدست آوردیم و انشاءالله بعد هم بدست می آوریم، این برای همین هم پیوستگی است که بین اقشار ملت حاصل شد و ما باید این همبستگی را نگه داریم.

تکلیف بر نویسندگان، در استفاده از قلم در راه آزادی ملت و نشر فرهنگ اسلامی

آقایان، شما نویسندگان الان تکلیف بسیار بزرگی به عهده تان هست، پیشتر قلم شما را شکستند، الان قلم شما باز است لکن استفاده از قلم در راه آزادی ملت، در راه تعالیم اسلامی بکنید. این ملت که بینید، تمامشان زیر بیرق اسلام است که وحدت که پیدا کردند، اگر نبود قضیه وحدت اسلامی، ممکن نبود اجتماع اینها، الان از بچه چند ساله تا پیرمرد هشتاد ساله همه با هم اینها در این نهضت شرکت دارند و همه با هم در این پیروزی شرکت دارند و همه با هم همصدا آزادی را طلب کنند و استقلال را و الحمدلله اینها دست آمده است و جمهوری اسلامی را می خواهند و آن هم انشاءالله با آراء عمومی به دست می آید . آنچه که لازم است الان برای همه ما، حفظ این وحدت است. در دانشگاه گاهی الان دیده می شود که یک تشنجاتی واقع می شود، این یا آگاهانه است یا از روی بی آگاهی. در هر صورت اگر خدای نخواسته آگاهانه باشد، باید بگویم خیانت است و اگر نا آگاهانه باشد، باید بگویم جهالت است.
امروز روزی نیست که این ملت این پیروزی را به دست آورده است ما با تشنجات این را به هم بزنیم، امروز روزی نیست که ما با حمله به مراکز عمومی یا به مراکز خصوصی این نهضت را آلوده کنیم. امروز روز وحدت کلمه است. همه ما، هر کدام در هر راهی که هستیم ،در هر راهی مسلکی که داریم، همه الان باید مجتمع بشویم تحت یک لواء، اگر مجتمع نشویم تحت یک لواء همه ما را از بین خواهند برد.

مطلب نهائی دفن رژیم شاهنشاهی و اجتماع تحت لوای اسلام است

پیشتر که به من پیشنهاد می کردند در پاریس بودم، بعضی آمدند و پیشنهاد کردند به اینکه خوب است قدم قدم جلو برویم و حالا شاه را نگهش داریم و سلطنت بکند و بعدش حکومت نکند و بعدش ما مجلس درست کنیم و بعدش چه کنیم و بعدش اینها را از بین ببریم. من به آن آقا که آدم صحیحی بود ولیکن فکرش اشتباه بود،به آن آقا گفتم که شما تضمین می کنید این معنا را که این نهضتی که الان حاصل شده، بعد از خوابیدن دوباره روشنش کنید؟ گفت نه. گفتم شما تضمین می کنید که اگر ما مهلت به شاه دادیم یک قدم به جلو برود، فردا همه ما را از بین نبردگفت نه. گفتم الان این آتشی که روشن شده است، از این آتش ما باید استفاده کنیم، اگر الان ما تمام مقاصدمان را حاصل نکنیم، در شکست خواهیم بود بلااشکال. الان ما باید همان مطلب نهایی مان را عرضه بکنیم. مطلب نهائی ما رفتن رژیم منحوس شاهنشاهی که در طول تاریخ معلوم است جنایات آنها و رفتن جناح های چپ و راست و

صحیفه نور جلد 5 صفحه 102

آنهائی که می خواهند، امپریالیست ها یا چپی ها که می خواهند ما را اسیر کنند. ما از الان باید مستقل باشیم، نه طرف راست نه طرف چپ، بلکه همه تحت لوای اسلام مستقل. اگر بخواهید مملکتتان مستقل بشود، اگر بخواهید آزادی برای شما پیدا بشود، افکار متشتت را الان کنار بگذارید و با هم همصدا با هم این بار را به منزل برسانید.

حفظ وحدت کلمه و مقابله با مشکلات ناشی از دخالت اجانب یک تکلیف شرعی است

شما می دانید که الان مملکت ما یک مملکت آشفته است، الان همه چیزهای ما فروریخته است، اقتصاد ما عقب مانده است یعنی کردند این کار را با ما ، کشاورزی ما را عقب راندند به طوری که ما الان هم همه چیزمان محتاج به خارج است، صنعت ما را نگذاشتند شکوفائی پیدا کند، صنعت های کوچک را هم از بین بردند و ارتش ما را آنطور کردند که می دانید، همه چیز ما را از بین بردند، نیروی انسانی ما را از بین بردند. اینها در این طول تاریخ و در این زحماتی که کشیدند همچو کردند که ما نتوانیم خودمان فکر بکنیم، فکر استقلال در ذهن ما کم می آمد، قشرهای مردم توجه به این معانی نداشتند که ما باید مستقل باشیم، فکر این را نمی کردند که بشود یک همچو سلطنتی را به زمین زد، فکر این را نمی کردند که آمریکا با آنهمه تجهیزات، شوروی با آنهمه تجهیزات نتوانند دخالت بکنند در امر داخلی ایران. اینها می خواستند بکنند. البته پیغام ها دادند، تشرها زدند، حرف ها زدند که ما را عقب بنشانند لکن ما عقب ننشستیم و دیدیم که باید ما تکلیفمان این است که جلو برویم و من هرکس که آمد از اینهائی که یک همچو یواش یواشی ها را می خواستند راه بروند و میانه روی کند، به آن ها گفتم که تکلیف، خدائی است، تکلیف من نیست که بکنم، با من نیست که یک قدری آسان راه بروم، من یک تکلیف الهی دارم و مطابق تکلیف الهیم عمل می کنم، کشته بشوم عمل کردم به تکلیف الهیم، پیش ببرم عمل کردم به تکلیف الهیم. شما تکلیف الهی دارید، متکی به خدا باشید، متکی به امام زمان سلام الله علیه باشید و شما پیش می برید انشاءالله. اگر این وحدت کلمه حفظ بشود که رمز پیروزی ماست، ما پیشرفت کردیم و به آخر می رسانیم و دیگر اجازه نخواهیم داد که ثروت های ما را ببرند و فقرای ما اینطور در کوچه ها بخوابند، بی نان و بی آب و اگر چنانچه این وحدت کلمه خدای نخواسته از بین برود دوباره بدانید که آنها هوشمندند، آن روزی که ما وحدت کلمه را از دست دادیم آنها حمله خواهند کرد و باز یک قلدری را مثل رضاخان یا به اسم او یا دیگری می آورند، به هر رژیمی که باشد می آورند سر کار، باز همان معانی است و همان آش و همان کاسه است و همان عقب ماندگی ست و همان ذلت است و همان چیزها است.
امروز باید وحدت کلمه حاصل بشود یعنی حفظ بشود. می بینید وحدت کلمه الان هست، در همه اقشار الان هست لکن اشخاصی که بخواهند این وحدت را به هم بزنند وبخواهند تضعیف کنند، آنهائی که این وحدت را ایجاد کردند، بخواهند آنها را تضعیف کنند، اینها باید تجدید نظر در فکر

صحیفه نور جلد 5 صفحه 103

خودشان بکنند، توجه بکنند، ما خیرخواه شما هستیم، ما خیرخواه این ملت هستیم، اسلام خیرخواه شماهاست، اسلام دنیا و آخرت شما را سعادتمند می کند.

عمل به دستورات مترقی اسلام ضامن سعادت دنیا و آخرت انسان

با اسلام آشتی بکنند آنهائی که آشتی ندارند، بیایند زیر لوای اسلام، بیایند تعلیمات اسلامی که نگذاشتند، همین اجانب نگذاشند تعالیم اسم معلوم بشود، یک قشری که به آنها مربوط نیست رها کردند، آن قشرهائی که به آنها مربوط بود، آن تعالیمی که به آنها مربوط بود و با منافع آنها مخالف بود، آنها را نگذاشتند ما مطالعه بکنیم، نگذاشتند ما انتشار بدهیم. شما بدانید که اسلام همه چیز را دارد یعنی از قبل از اینکه ازدواج واقع بشود بین مرد و زن تا آنوقتی که توی قبر می رود، آثار دارد، احکام دارد، دستور دارد، همه دستورهای مترقی، همه دستورهائی که برای سعادت انسان، چه در این دنیا چه در آن دنیا مفید است.
و من آن چیزی را که از نویسندگان می خواهم این است که همانطور که ما طلبه مکلف هستیم، شما آقایان نویسندگان هم مکلف هستید، الان قلمتان،از قلمتان استفاده کنید و برای خیر این ملت و برای خیر این جامعه قلمفرسائی کنید، خداوند به همه شما سلامت و عزت بدهد.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته