بیانات در دیدار جمعی از جانبازان ورزشکار

تاریخ: 1374/06/23

بیانات در دیدار جمعی از جانبازان ورزشکار


 بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحیم‌



 از زیارت شما عزیزان و پیروزیهایی که کسب کرده‌اید، خیلی خوشحال شدیم. ان‌شاءاللَّه که خداوند شما را حفظ کند و موفّق بدارد تا همیشه در صحنه‌های انقلاب بدرخشید؛ همچنان‌که در گذشته، در جنگ درخشیده‌اید و اکنون در میدانهای ورزش میدرخشید.



 من این مجموعه ورزشکاران و قهرمانان جانباز را نقطه‌ای میبینم که چند جریانِ خیر به آن منتهی میشود: اوّلاً جانباز، با وجود این‌که از لحاظ جسمانی ناقص است، باز همّت میکند و با همّتش به ملت وکشور و انقلابش آبرو میبخشد. این یک جریان خیر است که بسیار هم مهمّ است.



پس، معلوم میشود که همّت انسانهای مؤمن، در پیروزیها بسیار کارساز است. چرا بعضی همّت ندارند؟ چرا بعضی از نیروی خداداد استفاده نمیکنند؟ چرا بعضی اراده انسانی را دستِ کم میگیرند؟ آنها باید به این جوانان قهرمان بنگرند که به‌وسیله ایمان و اراده محکمشان، چه کارهای بزرگی انجام میدهند!



 دوم؛ همین‌که ما برای شما که قهرمانان ورزشی هستید، ارزش قائل هستیم، نشان دهنده این است که ورزش در جامعه ما باارزش است. از این‌رو، مردم هم باید پیرو شما که قهرمانان ورزشی هستید و در میدانهای مختلف، جوهر ملت خودتان را نشان میدهید، به دنبال ورزش بروند. نمیخواهیم همه قهرمان شوند و نمیشوند هم؛ اما میخواهیم همه به این نقطه‌های اوج بنگرند تا انگیزه پیدا کنند و به دنبال آن بروند؛ به حدّی که هیچ‌کس نباشد که ورزش نکند. بنده مایلم که جامعه و کشور ما این‌گونه باشد.



 سوم؛ همان‌گونه که قبلاً حدس میزدم و بعد هم از برادرانی که با شما بودند شنیدم، در این سفر، با وظایف دینیتان مأنوس بوده‌اید و نماز جماعت برپای میداشته‌اید و به درگاه خداوند توجّه و تضّرع میکرده‌اید. اینها خیلی مهمّ است؛ همچنان که در جنگ هم، بسیار کارساز بود. البته اگر کسی با محاسبات مادّی به این مسائل نگاه کند، چیزی نمیفهمد؛ لکن ما که دیدمان فرق میکند میفهمیم. ما فرق بین دو یگانِ رزمی را که یکی در شب حمله توسّل و زیارت عاشورا و گریه و نماز شب داشت و با خدا و اولیای خدا بود، و دیگری که - اگرنگوییم به کارهای نامناسب مشغول بود - غافل بود و خوشگذران، به خوبی درمییابیم. آنها مینشستند و با رفقا گپ میزدند و یا تا صبح میخوابیدند و بچه‌های ما، در شب حمله، با خدا بودند و به همین خاطر هم، فردای آن شب در جبهه جنگ، خدا را در کنار خود احساس میکردند. این در حالی بود که دشمن که در شب حمله از خدا غافل بود، در میدان جنگ و آن‌جا که جز خدا هیچ پشتیبانی نمیتواند انسان را دلگرم کند، پشتیبانی نداشت. خوب؛ بدیهی است چه‌کسی شکست میخورد و چه‌کسی پیروز میشود! نیروهای ما، تا آن وقت که توسّل و تضّرع و نفسِ گرم خدا جویشان در میدان جنگ با آنهابود، موفقّیت داشتند و آن هنگام که ذرّه‌ای در توجّه به این امور، سستی نشان میدادند، ناکامیهایشان آغاز میشد و باز که به حال اوّل برمیگشتند، آن پیروزیها و کامیابیهای بزرگ را به‌دست میآوردند.



عین همین قضیه، در میدان ورزش هم هست. فرق است بین آن تیمی که در شب مسابقه، با توجّه و توسّل و ذکر و امید به خدا و خالص کردن نیّت، اوقات میگذراند و تیمی که آن شب را به خوشگذرانی میپردازد. اینها یکسان نیستند. در این‌باره، نقش کسانی که فدراسیون جانبازان را اداره میکنند، بسیار زیاد است. آقای (رفیق دوست) گفتند که بخش عمده این پیروزیها مربوط به اراده شماست. درست است. اراده و ایمان شما، اصلِ همه چیز است. اما اگر شما مسؤولان فدراسیون جانبازان، بچه‌های حزب‌اللّهی نبودید، باز هم این اراده و ایمان، بدین شکل وجود داشت؟ قطعاً جواب منفی است. از این‌رو، من معتقدم که باید در سرتاسر عرصه‌های ورزش، عناصر مؤمن، حزب اللّهی و با خدا را - که کم هم نیستند - بیاوریم و مورد توجّه و عنایات خودمان قرار دهیم؛ زیرا این، قطعاً در موفقیّت ورزش ما اثر خواهد گذاشت؛ شک ندارم!



 مادّیاتِ انسان از معنویّات تغذیه میشود. امکان ندارد بتوانید نقش معنویّات را از زندگی بشر حذف کنید؛ چون عوامل معنوی، در زندگی بسیار اثرگذارند. البته ممکن است مثلاً در عرصه ورزش، در کنار این عواملِ معنوی، عوامل دیگری از جمله حسّ رقابت، پول، نام و نشان و این چیزها نقش داشته باشد؛ اما عوامل معنوی، از تمامِ اینها برتر و بالاتر و مؤثّرتر است. چرا خودمان را از این عوامل معنوی محروم کنیم!؟ ما که این همه ورزشکار مؤمن، خوب، حزب‌اللهی و جبهه رفته در عرصه ورزشمان داریم، باید از آنها به کمال استفاده کنیم. یقیناً در کارها و پیشرفتهای شما و این افتخاری که به خواستِ خدا کسب کرده‌اید، معنویّات، نقش اصلی را داشته است.



 هفتاد و نه مدال طلا در تاریخ ورزش ایران، ظاهراً سابقه ندارد و گویا در طول این سالیان دراز، هرگز هیچ مجموعه‌ای نتوانسته است این همه طلا بیاورد! خوب؛ خدا خواست این کار را هم، مثل خیلی کارهای بزرگِ دیگر، آقایانِ حزب‌اللّهی انجام دهند تا یاوه‌گویان نگویند که (از حزب اللّهیها کاری برنمی‌آید.) بفرمایید! همین جنگ را هم حزب‌اللّهیها به پیروزی رساندند و همین مرزهای کشور را هم حزب‌اللّهیها حفظ کردند. این را همه باور کنند. این‌که ما در صنعت و فناوری و پیشرفتهای علمی و فنّی، با قبل از انقلاب، زمین تا آسمان فرق داریم، مرهون همین حزب‌اللهیها هستیم. عمدتاً آنها کردند و عمدتاً آنها بودند که این بن بستها را گشودند و پیش رفتند. از این‌رو، در همه زمینه‌ها - هم زمینه‌های اقتصادی و هم ورزشی و هم علمی و فرهنگی - به فضل پروردگار، کار به دست همین حزب‌اللّهیها پیش رفته است. اکنون هم که بیشترین مدال را همین کاروان حزب‌اللّهیها و آن هم در چند رشته ورزشیِ محدود به ارمغان آورده است. این مملکت، مملکت حزب اللّهیهاست و آینده این مملکت هم به‌دست همین حزب‌اللّهیها و نیروهای انقلابی و مؤمن رقم میخورد و هرجا هم مشکلی عمده پدید آید، آنهاباید بیایند و آن را حل کنند. فضل پروردگار، این‌گونه هم خواهد شد.



 خوب؛ همین باقی مانده است که به شما تبریک بگویم و از شما تشکّر کنم. خیلی زحمت کشیدید. حقیقتاً، روزی که بنده خبر این موفقّیتها را شنیدم (هر چند، وقتِ شنیدنِ بسیاری از خبرها را ندارم) پیوسته خدا را شکر کردم و شما را دعا. ان‌شاءاللَّه موفق باشید!



 والسلام علیکم و رحمة اللَّه و برکاته‌