بیانات امام خمینی در جمع وکلای دادگستری

تاریخ: 1357/11/17

اقدامات گسترده اجانب برای جداسازی اقشار ملت از اسلام و روحانیت

بسم الله الرحمن الرحیم
یکی از چیزهائی که در این نهضت عاید ما شد و شاید عاید شما هم، اینکه تاکنون ما و شما در زیر یک سقف با هم مجتمع نشدیم. قبل از این نهضت ماها از هم دور بودیم و این دور بودن به واسطه فعالیتهای اجانب بود که همه قشرها را از هم دور می کردند. آنها از وحدت کلمه می ترسند، چنانچه دیدند که چه شد. کارشناس های آنها، چنانچه می دانید از چند صد سال قبل مشغول مطالعه هستند مطالعه از وجب به وجب زمین های ما حتی آن بیابان های دور افتاده، اینها با شتر آنوقت ها می رفتند می گردیدند و هر جائی که یک مخزنی یا چیزی اطلاع پیدا می کردند نقشه برداری می کردند و ما خواب بودیم و مطالعات در روحیه این ملت، در گرایش هائی که این ملت دارد، در چیزهائی که اگر آن چیزها واقع بشود بر خلاف مصالح آنهاست، اینها مطالعات دارند و کارشناس های آنها گردش کرده همه جا را دیده و با همه طوایف بوده اند، مثلاً در بختیاری اینها رفتند و بوده اند در بین آنها مدت هابرای اینکه به دست بیاورند روحیه اینها چه است. در قشقائی بودند، در کردستان بودند، همه جا اینها رفتند و مطالعه کردند، هم مطالعه زمین ها را کرده اند و مخازن زیرزمینی را کشف کردند. من در همدان یک سالی بودم، شاید سی سال پیش از این، یکی از دوستان من که از اهل علم هم بود و بعد مشغول کار دیگر بود، یک صفحه بزرگی آورد پیش من که دیدم این صفحه همین طورنقشه کشی است و نقطه، نقطه در آن زیاد است. گفت که این یک نقشه ای است که این اروپائی ها (نمی دانم حالا گفت کدام طایفه شان) آمده اند از همدان برداشتند و این نقطه ها که می بینید، نقطه هائی است که در همدان مخازن هست اینها کشف کردند و زیرزمین است ما هم الان اطلاع نداریم. همه جا اینطور بوده است. اینها به آنجا رسیده اند که اگر این ملت تحت لوای اسلام مجتمع بشود نمی توانند آنها غلبه بکنند. کوشش کردند که این ملت را اول از اسلام کنار بگذارند و اسلام را بدنمایش بدهند، (سلام، اصل ادیان از اول یک مخدراتی بوده است، اینها را سرمایه دارها ایجاد کرده اند برای اینکه مردم را خواب بکنند. ادیان اینطور بوده است که یا حکومت های وقت یا سلاطین وقت یا قلدرهای وقت اینها را ایجاد کرده اند تا اینکه مردم را اغفال کنند و آنهائی که باید بچاپند مردم را بچاپند) . این یک منطقشان بوده است که جدا کرده اند مردم را از سلام، می خواستند جدا بکنند از اسلام و خیلی ها هم شاید باور کردند، در صورتی

صحیفه نور جلد 5 صفحه 51

که مطالعه،اول مطالعه ای که انسان از حال انبیاء می کند که اینها چه اشخاصی بودند قیام کرده اند، خوب آنهایی که ما اطلاع داریم حضرت ابراهیم بوده است، حضرت موسی بوده است، حضرت پیغمبر ما (ص) بوده است، باید دید که اینها از چه قشری، خودشان چه کاره بوده اند، از چه قشری بوده اند، تا ببینیم این منطق که اینها می گویند که اینها را سرمایه دارها درست کردند صحیح است یا نه. حضرت موسی یک شبانی بوده است که مدتها شبانی می کرده است. حضرت موسی با عصای خودش از همین توده بلند شد و با فرعون مبارزه کرد نه اینکه فرعون موسی را ایجاد کرد، موسی با عصای خودش از همین توده بلند شد و با فرعون مبارزه کرد نه اینکه فرعون موسی را ایجاد کرد، موسی از این مردم بود و فرعون هم هر چه جدیت کرد (لابد مثنوی را ملاحظه کرده اید، آن طولانی در اینجا بحث دارد هر چند که خواست نشود این شد و حضرت موسی از همین توده مردم، از همین جمعیت بود و با یک عصا پا شد و اساس فرعون را بهم زد، نه اینکه فرعون موسی را درست کرد که مردم را خواب کند. موسی مردم را بیدار کرد که فرعون را از بین ببرد. تاریخ اسلام واضح است، همه می دانید. شما، آن کسانی که اهل مطالعه هستند می دانند که پیغمبر اسلام هم از همین توده بود، از همین توده ای که وقتی که ظهور پیدا کرد و دعوت کرد، همین قریش با او مخالفت کردند که آنوقت گردن کلفت ها همین ها بودند قلدرها همین بودند، سرمایه دارها همین ها بودند و ایشان نمی توانست در آنجا اظهاری بکند. در کوه چه، در آن غار حراء مدت ها هم آنجا بود و نمی توانست بیرون برود، محبوس بود کانه. بعد هم که از آنجا که رفت به مدینه، در مدینه هم همین اشخاصی که طبقه سوم بودند جمع شدند دور ایشان. ایشان وقتی مسجد را درست کرد، آن هم نه یک مسجدهای مجلل، یک مسجد خیلی محقر درست کرد، روی صفه آن مسجد که یک صفه ای بود که هیچی هم نداشت آنجا، بسیاری از اصحاب حضرت از آنها که یاران او بودند، آنجا می خوابیدند چون منزل نداشتند. در جنگ هائی که می شد یک خرما را از قراری که در تاریخ است این می گذاشت دهانش در می آورد می گذاشت دهان او، دهان به دهان. اینطور اینها فاقد بودند، مغذلک اینها بودند که رفتند و قریش را و سایر گردن کلفت های ظلمه را سر جای خودشان نشاندند، نه آنها این را ایجاد کردند که توده را خواب کنند، اینها توده را بیدار کردند که اینها را از بین ببرند. اینها یک راه بود که اینها جدا می خواستند بکنند اسلام را از ملت و همین طور روحانیون را از ملت اینها می خواهند جدا کنند. (اینها درباری هستند) ، از حرف هائی که آنها درست کردند و ایجاد کردند (اینها درباریند، اینها مردم را خواب می کنند) .

غارت ذخائر مادی و معنوی با ایجاد اختلاف میان روحانیون و سایر اقشار

شما ملاحظه کردید که در این جنبش هائی که در این طول زمانی که ما بودیم در آن یا نزدیک به ما بوده، در این جنبش ها کسی که قیام کرده باز از این طبقه بودند، طبقات دیگر هم همراهی کردند لکن اینها ابتدا شروع کردند. در قضیه تنباکو اینها بودند که بهم زدند اوضاع را، در قضیه مشروطه اینها بودند که جلو افتادند و مردم هم همراهی کردند با آنها، در این قضایای دیگر هم روحانیت با شما همه رفیق بوده است، بوده است با همه. اینهم یکی از چیزهائی بود که اینها درست می کردند که اینها را جدا

صحیفه نور جلد 5 صفحه 52

کنند از هم و همه را با هم دشمن کنند آنها. آنها بجنگند با هم، آنها نفتهای ما را ببرند، آنها ذخائر ما را ببرند. در این زمان پنجاه سالی که شاید شما و من یادمان از اول باشد و بسیاری از آقایان یادشان نیست، از اول که رضا شاه آمد اینجا این را انگلیس ها آوردند، آن وقت امریکائی خیلی چیز نبود، انگلیس ها آوردند. در رادیو دهلی که آنوقت تحت چیز انگلیس ها بود من خودم شنیدم که رضاخان را ما آوردیم در ایران، آوردیم و بعد به ما خیانت کرد بردیم آن را. آوردن و بردن را خود آن ها گفتند که ما کردیم این کار را و مسأله اینطور بود. این آدم هم که بعد از رضاخان بود که این بدتر از اول کرد به این ملت، این هم در کتاب خودش اقرار کرد که متفقین که آمدند اینجا صلاح دیدند که ما باشیم. متفقین ایشان را گذاشتند اینجا که این مصیبت را برای ما بار آوردند و این مصیبت هائی که الان ما می کشیم و کشیدیم برای این بوده است که ما از هم جدا بودیم، ما و شما در یک مجمعی با هم صحبت نکردیم که ببنیم ما چه می گوئیم شما چه می گوئید. ما با قضات دادگستری از هم جدا بودیم، ما با دانشگاه از هم جدا بودیم، دانشگاهی ها را آنها جوری کرده بودند که ما به آنها بدبین بودیم و ما را جوری کرده بودند که آن ها به ما بدبین بشوند. ما از هم جدا بودیم. در زمان رضاخان آخوند را طوری کرده بودند که مردم سوار اتومبیل نمی کردند. یکی از دوستان من گفت که من در عراق می خواستم سوار اتومبیل بشوم شوفر گفت که ما دو طایفه را بنا داریم که سوار اتومبیل نکنیم، یکی فواحش را و یک آخوند را. اینها با ما اینطور کردند برای اینکه رضا شاه می دید که آخوند است که،... مدرس است که جلوی او ایستاده است. او می دید که مدرس جلوی او ایستاد و فریاد می زد که زنده باد خودم، مرده باد رضاخان، در آنوقتی که قدرت داشت رضاخان. اینها اینطور کردند با ما و با شما، همه را از هم جدا کردند، همه به هم بدبین، یک ملت همه به هم بدبین نمی تواند کار بکند. وقتی که نتوانست کار بکند آنها کار خودشان را به آسانی انجام دادند، ذخائر ما را بردند، کشاورزی ما را بهم زدند، اقتصاد ما را فلج کردند، فرهنگ ما را عقب نشانده کردند، همه چیز ما را از دست ما گرفتند.

هیچ دستی قادر به ایجاد چنین وحدتی نیست مگر دست خدا

شما هم ببینید در این برهه ای از زمان که تقریباً یکی دو سال بعدش نیست، البته اولش از خرداد بود، خرداد چه بود و بعدش یک غفلتی حاصل شد و از یک سال و نیم، دو سال پیش از این شروع شد، این اجتماعی که الان ملت ما کرده که من اعتقادم اینست که هیچ دستی نمی تواند اینطور وحدت کلمه را درست کند الا دست خدا. خدا این کار را کرد، این وحدت کلمه ای که بین همه اقشار پیدا شد، ماها که همه از هم دور بودیم، بدبین بودیم بعض مان آنوقت حالا در تمام جاهای ایران، شما هر جا بروید، من در پاریس که بودم یکی از آشنایان من آمد آنجا و گفت که من رفتم در قلعه حسن فلک، قلعه حسن فلک را من می دانم کجاست، این نزدیک در کمره است و نزدیک یک کوهی است یک قلعه ای است شاید ده خانواده در آن باشد، بعد این طرف و آن طرفش هم آنوقت ها که من دیدم هیچی نبود، من رفتم آنجا، گفت در آنجا آن حرف هائی که در مرکز بود آنجا هم بود، در یک قلعه دور افتاده ای و او می گفت

صحیفه نور جلد 5 صفحه 53

که در دهات بختیاری و عرض کنم آنجاها، کمره و آن طرفها، در دهات آنجا هر رو صبح که می شود آخوند ده جلو می افتد، همه مردم دنبالش راهپیمائی می کنند. این معنا را نمی تواند یک نفر آدم درست کند، نمی تواند یک عده آدم درست کند، این معنا را خدا درست کرد و لهذا من از اول که دیدم یک همچو وحدتی پیدا شده است، یک همچو چیزی که دست کسی نمی تواند باشد، باید یک غیب در کار باشد، من امیدوار شدم و لهذا هیچ وقت من هیچ سستی در کارم نبود برای اینکه من امید داشتم که خدا این کار را انجام می دهد. از اول هم می گفتم او باید برود چاره ندارد، رفت. اینطور هم شد به راحتی.

در صفی واحد و بدور از اغراض شخصی مملکت در هم ریخته را آباد کنید

الان که ما هستیم، وارث یک مملکت از هم گسیخته هستیم، می دانید شما، همه چیزش به هم خورده است. الان ما نه یک ارتش قوی ای داریم، ارتش به هم ریخت، الان باید از سر بسازند، چه بکنند دارند زحمت می کشند، نه یک اقتصاد صحیح داریم، دارند باز زحمت می کشند، همه اینها مشغولند لکن توقع این نیست که یک همچو خرابه ای که در طول پنجاه سال بلکه باید گفت که در طول 2500 سال خرابی بوده است، بشود با یک روز، ده روز و یک سال و دو سال درستش کرد و بتواند یک قشری این کار را بکند یعنی دولت بتواند که تسلط پیدا کند بر همه این امور، این هم امکان ندارد یا شما بتوانید، این هم امکان ندارد یا قشر دیگری بتواند، نه همه باید بکنند. همانطوری که برای بر انداختن این نسل از این زمین همه شرکت کردید و اگر همه نبودید نمی شد، برای ساختن ایران که الان کار بسیار مشکلی است، همه باید کمک بکنید، همه باید با هم دست به هم بدهید و با هم کار بکنید و هیچ اینطور نیست که من بگویم که من مقدم، تو مقدم. این حرف ها نیست اصلا، با هم صف واحد، بنیان مرصوص، همه با هم باشیم تا بتوانیم کار را به انجام برسانیم. اگر اغراض شخصیه و نمی دانم من جلو باشم شما عقب باشید، شما جلو باشد من عقب باشم، این حرف ها در کار بیاید باز بر می گردد کم کم به آن مطالب اول، باز شیاطین که در کمین هستند و آنها باز امیدشان بریده نشده، در کمین هستند که در این انقلاباتی که الان هست و چه شده است لکن می بینید که الان یک دسته ای را انداختند تو برای تبلیغات و برای این چیزها، در کمین هستند اگر ما سستی بکنیم و اگر چنانچه با هم تشریک مساعی نکنیم و این وحدت کلمه را حفظ نکنیم و این نهضت را حفظ نکنیم، دوباره ما را بر می گردانند به حال اول یا بدتر از آن، چرا بدتر از آن؟ برای اینکه دیدند قدرت ملت ایران چه است، دیدند که اینها با ایمان چه کردند، با یک همچو قدرت بزرگی را که همه هم پشتیبانش بودند، همه هم اعلام پشتیبانی کردند، منتها بعضی ها زیاد کردند مثل امریکا و بعضی ها هم در خفا کردند، دیدند اینها که همه قدرت ها روی هم قدرتشان را گذاشتند و ملت ایران بادست خالی جلو افتاد و همه چیز را از بین برد، سلطنت 2500 ساله را از بیخ کند و پوساندش و رفت از بین، آنها هم نتوانستند کاری بکنند و نکردند کاری، نمی شد هم بکنند برای آن که همه قدرت ها در مقابل هم ایستاده اند همه هم مواظبند، خدا

صحیفه نور جلد 5 صفحه 54

این را خواسته. بنابراین الان ماها، من که طلبه هستم اینجا، شما که از وکلای دادگستری و از علما هستید و قضات دادگستری که همین طور هستند، سایرین همه، همه باید دست به هم بدهیم و این چیزی که دست ما دادند و همه چیزش فرو ریخته است، این را هر کس در حیطه خودش آباد کند.

دادگستری و قضاوت باید روی موازین شرعی باشد

البته وکلای دادگستری باید، حقوقدان ها باید بنشینند راجع به طرز دادگستری، دادگستری ما یک دادگستری بود که فجیعه بود، دادگستری نبود، فجیعه بود، این را من کراراً گفته ام شاید آن روز هم که شما بودید که یکی از وکلای دادگستری، (در جوانی من شنیدم که گفته است، من آن وکیل را می شناختم) گفته بود که در این محاکمه ای که هست من تا زنده هستم بعد هم پسر من این را معطلش می کند، نمی گذاریم درست بشود. برای در جریان انداختن یک محاکمه دو سال باید معطلی بشود تا جریان بیفتد محاکمه، مثلاً دادگاه آیا دایر است برای این یا نه؟ این می شود در این دادگاه همان هائی که بعد هم بعد از آنکه نیروی انسانی را از بین بردند، مردم مدت ها در دادگستری صبح بیایند تا غروب و بایستند آنجا زندگی شان تباه بشود، آخر هم معلوم نبود که به چه برسند و بعد هم معلوم نبود که احقاق حق بشود. هر وکیلی که بهتر بلد بود مواد چیز را یا هر قاضی که بیشتر به او رشوه می دادند آن قاضی چیز بود. ما یک قاضی داشتیم در خمین که او رشوه را می گرفت ولی حکم را بر ضد آن فرستاده بود، بله آن بیچاره هر چه فریاد می زد که این حکم بر خلاف دادند و رشوه گرفته اند، خوب مردم قبول نمی کردند حرفش را. اینطور مسائل در کار بود. در هر صورت شماها الان موظفید، ملی، اسلامی که بنشینید این دادگستری، دادگستری نیست، اصل این قضیه این فرم غربی است منتها خوب، عمل نمی توانند بکنند. ما عیب کارمان این است که از مسائل غربی وقتی می آوریم اینجا، در اینجا یک نیمه غربی درست می شود و ناقص و بعد هم برای مملکت ما مناسب نیست. شما بنشینید و حقوقدان ها، مطلعین بنشینند با هم طرز دادگستری را درست کنند.
دادگستری ما نمی تواند دادگستری سابق باشد، دادگستری ما باید روی موازین شرع باشد، قضاوت روی موازین شرع باید باشد، نمی شود آنطور بشود. شنیدم که یکی از اینهائی که تازه آمده است برای اینکه دلش می خواهد یک چیزی بشود گفته است نمی شود اسلام را درست کرد. آخر تو از اسلام چه اطلاعی داری که می گویی نمی شود؟ چه میدانی اسلام چه هست که نمی شود؟ شما همین حرف است که من می گویم که اسلام را مخفی کردند و نگذاشتند به مردم برسد، اسلام را همین طور در بسته خیال کردند که همین است که بروند صبح نماز بخوانند. خوب، ما ببینیم که رؤسای اسلام ما چه بودند، حضرت امیر نمازش را هم می خواند شمشیرش هم می کشید، شمشیرش دستش بود نماز هم می خواند، هر دو بود، قضاوت هم می کرد، همه کارها را می کرد. البته حالا توسعه پیدا کرده توسعه پیدا کردن اینست که باید مسائل، مسائلی بشود که طرزش یک قدری درست بشود لکن قضاوت، قضاوت شرعی باید باشد. اینطور قضاوت هائی که محکوم می کردند مردم را روی یک همچو

صحیفه نور جلد 5 صفحه 55

روابطی درست می کردند یا رشوه خواری در کار بود، اینها باید از بین برود. طرز دادگستری را باید شماها بنشینید با هم، قضاوت و شماها و همه تفکر کنید و طرز دادگستری را طوری کنید که این مراتب نباشد، امروز حکم کند فردا برود آنجا و بعد برود آنجا، بعد از سر برگردد از اینجا دوباره برود آنجا اینها همه تضییع اوقات است و تضییع اموال است. اینها باید اصلاح بشود البته کار مشکل است و نمی شود یک روز و دو روز بشود لکن نباید مایوس شد. این همانطوری که کار ما مشکل بود و نمی شد که یک همچو بساطی را هم بزنیم، هیچ کس احتمال این را نمی داد ولی خدا همراه بود، خدا که همراه بود همه کارها آسان می شود. مااگر نیتمان صادق باشد و همه مان بخواهیم خدمت بکنیم به این خلق، خدمت بکنیم به اسلام باید مطمئن باشیم که خدای تبارک و تعالی با ما همراه است و انشاءالله خداوند همه شما را توفیق بدهد و سالم نگه دارد.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته