بیانات امام خمینی در دیدار با قضات و وکلای دادگستری

تاریخ: 1357/11/17

تضعیف مذاهب راهی برای غارت خزائن و تخدیر توده ها

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
من از جهتی باید اظهار تأسف بکنم و از جهتی باید اظهار شادمانی. آنکه موجب اظهار تأسف است، این است که طبقات ملت ایران به واسطه فعالیت های اجانب همچو از هم دور شدند که ما در تمام عمر مواجه با این وجوه کریمه نشدیم و هر کدام، هر صنفی در یک طرف واقع شدند، دانشگاهی در یک طرف بود، روحانی در یک طرف بود، قضات دادگستری در یک طرف بودند، علماء روحانی در یک طرف بودند و وکلای دادگستری همین طور و این دستی بود که از اجانب در این مملکت فعالیت می کرد. کارشناس های آنها از سابق الایام مطالعه کردند این ممالک شرق را و زمین های اینجا را، وجب به وجب رفتند و گردش کردند و چیزهای مادی که در آن بوده است کشف کردند. روحیات ما و طوائف ما را و آن چیزهائی که ما به آنها متمسکیم اینها را مطالعه کردند و در اثر این مطالعه ای که که اینها کردند، یافتند که اگر چنانچه مذهب در بین این مردم باشد و همه تحت یک لوا باشند نمی توانند بر اینها غلبه کنند و این خزائن را ببرند و کوشش کردند اینها برای اینکه تضعیف کنند مذاهب را و اصل مذهب را بگویند که اینها چیزهائی بودند که قدرتمندها درست کردند، اینها افیون جامعه است، اصل دیانت افیون جامعه است. و این برای این بود که می خواستند که مذهب را در نظر مردم و در نظر روشنفکرها نازل کنند و از دست بدهند اینها اعتصام به مذهب را در صورتی که کسی که به تاریخ انبیاء توجه بکند، می بیند که انبیاء از توده ها در آمدند و حمله کردند به قدرتمندها، از بین همین توده ها. حضرت موسی یک شبانی بود با یک عصا از همین توده ها و بر ضد فرعون قیام کرد و تا آنجا رساند. پیغمبر خودمان که تاریخش نزدیک است و همه آقایان لابد می دانند، این یک شخصی بود که از همین توده ها و جمعیت ها بود و با همین ها بود و از بدو بعثت تا آخر، با قدرتمندها و باغدارها و مکنت دارها سرمایه دارها همیشه در جدال بود. پیغمبرها از این توده ها بودند و قدرتمندها را می ترساندند، نه از قدرتمندها بودند برای اینکه توده ها را چه بکنند. این یک مطلبی است که واضح است لکن دست تبلیغات اجانب خیلی قوی است.

صحیفه نور جلد 5 صفحه 47


تفرقه میان احزاب و کوبیدن روحانیت از جمله دسائس اجانب

از آنطرف دیدند که خوب، بین خود اقشار ملت اگر اینها با هم متحد باشند، باز هم آن منافعی که می خواهیم ببریم، نمی توانیم ببریم، بین اقشار این ملت را ما اختلاف بیندازیم. اول متوجه شدند به روحانیت، در زمان رضاخان (اگر چنانچه کسی یادش باشد، آقایان هر کدام یادشان باشد) همچو روحانیت را کوبیدند که دیگر نه خطیبی برای ما گذاشتند، نه امام جماعتی، تمام را کوبیدند، نه مجلس خطابه ای برای ما ماند و در بین ملت آنطور اینها را ذلیل کردند که حتی شوفرها، ملاها را به اتومبیل ها گاهی نمی نشاندند، می گفتند نمی نشانیمت در اتومبیل. ملا را نمی نشاندند در اتومبیل، تضعیف کردند روحانیت را از یک طرف، از یک طرف اختلاف بین احزاب درست کردند واین هم یک راه اختلافی شد که اینها به سر هم زدند و این هم یک بساطی شد.
دانشگاهی را با دانشگاه های ما از هم جدا کردند، آنها، اینها را یک جور طرد می کردند و اینها که تفصیلش زیاد است و من هم حالم مقتضی نیست. خود آقایان باید متوجه باشند که همه اینها عواملی بود که این ملت که باید یکپارچه در تحت یک لوا ملیت خودشان را حفظ کنند، این یکپارچگی را اینها بگیرند و اینها را با هم مختلف کنند، بلکه دشمن کنند با هم. این جهتی است که موجب تأسف است و لهذا قبل از این نهضت، ما هیچ وقت با شما آقایان مواجه نبودیم و با یک طائفه دیگر مواجه بودیم.

نهضت اسلامی ایران مایه نقصان و نابودی اختلافات

آنچه اسباب خوشحالی است این است که این نهضت اسلامی ایران موجب شد که این اختلافات رو به نقصان گذاشت و رو به نابودی، دانشگاه با دانشجوهای ما با هم شدند. الان این مجلس که از آقایان قضات، آقای وکلای دادگستری هست، هیچ وقت برای ما نبوده است، حالا ما با شما مواجهیم و درد دل ها را با شما می خواهیم بکنیم.

عدم آزادی و استقلال در امور مملکتی طی 50 سال سلطنت پهلوی

ما زیاد درد دل داریم آقا، و آن درد دلی است که شماها دارید. ما پنجاه سال است که هیچ چیز آزاد نداشتیم، همه شما می دانید، از آنوقتی که رضا شاه آمد تا به الانی که من اینجا نشسته ام ما غیر از اینکه حالا، اخیراً شده است، ما هیچ چیز آزاد نداشتیم، نه مطبوعات آزاد داشتیم، نه یک دادگستری مستقل داشتیم، نه یک کانون وکلای مستقل داشتیم، همه اش آنها تصرف داشتند، نه یک دانشگاه داشتیم، نه می توانستند جوان های ما را تربیت صحیح بکنند اینها، اینها را عقب نگه داشتند. فرهنگ ما، یک فرهنگی است که بر می گرداند بچه ها را به طرف عقب. یک باب مفصلی است اینکه راجع به فرهنگ اینها چه کردند. از آنطرف مراکزی که برای فحشاء درست کردند در تمام کشور خصوصاً در تهران، این همه مراکز فحشاء در تهران و اطراف تهران درست شد، جوانهای ما را کشیدند به این مراکز و در آن مراکز این نیروی انسانی ما را از بین بردند. از آنطرف اقتصاد ما را به آنطور که می بینید

صحیفه نور جلد 5 صفحه 49

رساندند. کشاورزی ما را آنطور که ملاحظه می کنید، عقب بردند و از بین بردند و همه چیز ما الان از بین رفته است. از آنطرف ارتش ما یک ارتشی است که بر آن حکومت می کند مستشارهای آمریکائی و مستشارهای اسرائیلی. اینها مصیبت هائی است برای این مملکت و برای ما.
این ملت الان ایستاده است و می گوید که ما می خواهیم آزاد باشیم. این یکی از حقوق بشر است که همه عالم این معنا را قائلند و می گویند ما می خواهیم مستقل باشیم. این هم یکی از حقوقی است که هر کسی سرنوشت خودش باید دست خودش باشد و می گوید ما یک حکومت عدل می خواهیم، حکومت عدل اسلامی می خواهیم. این هم آرزوی هر آدمی است که یک حاکمی باشد برای آن حکومت بکند که بعد از چند وقتی جیب هایش را پر نکند و از این مرز برود. شما ملاحظه بکنید که بعد از سی و هفت سال که این آدم حکومت داشته است در اینجا، حکومت غیر قانونی داشته در اینجا، چقدر اینها از منافع ما بردند و خوردند و از بین بردند. الان بانکهای آمریکا و انگلستان و سوئیس و کذا پر است از مال های ملت ما که به دست اینها ثبت شده است، در اسم اینها ثبت شده و ما امیدواریم که یک وقت دادگستری ما به عرض ملت برسد و محاکمه کند این آدم را، اگر شد بخواهیم او را در اینجا و محاکمه اش کنیم، از او بگیریم و اگر این معنا نشد، محاکمه غیابی کنیم و اموالش را توقیف کنیم در بانک هائی که هست.

باید همه با هم این مملکت را از سر بسازیم

لکن شما آقایان بدانید که آن ها رفتند و یک مملکت خراب برای ما گذاشتند، یک مملکتی که همه چیزش ریخته است، هر جادست بگذارید فساد است و خیال نکنید که این با یک سال، دو سال و با یک قشر، دو قشر بشود تعمیر کرد، نمی شود. برای همه ما الان تکلیف ست که اولاً راجع به این نهضتی که شده است و تا حالا این نتائج را داشته و ما امیدواریم تا آخر برسد، بر همه ماست که کمک کنیم به این نهضت.
شماها اهل قلم هستید، بنویسید، بحث کنید - عرض می کنم - صحبت بکنید، تبلیغات بکنید، این نهضت را بزرگ کنید، پشتیبانی کنید، از این دولت پشتیبانی کنید، اظهار کنید، در روزنامه ها اعلام کنید و بعد هم که انشاءالله یک دولت حقی برقرار شد، آنوقت باید همه بنشینیم و مع الاسف یک خرابه را بسازیم. این مملکت را اینها خراب کردند و رفتند و خوردند و بردند و حالا باید شماها و ماها همه دست به دست هم بدهیم و این مملکت را از سر بسازیم. باید این زلزله ای که آمده است باید بسازیم از سر.
انشاءالله امیدوارم که خداوند این قشرها را، همه را به هم نزدیک کند، نه من به شما بدبین باشم و نیستم و نه شماها به ماها بدبین باشید و انشاءالله نیستید. خداوند همه شما را توفیق دهد، تائید کند. متشکرم از اینکه تشریف آوردید.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته