بیانات امام خمینی در جمع کثیری از پزشکان و داروسازان و گروههائی از مردم

تاریخ: 1357/11/17

لزوم اصلاح تباهی ها و بازسازی ویرانگری های رژیم سابق

بسم الله الرحمن الرحیم
من از عواطف شما متشکرم، انشاءالله خداوند شما را سعادتمند کند. من امیدوارم که در این وقت حساسی که مملکت ما گرفتاری عظیم دارد همه آقایان، همه اقشار، همه اصناف مردم بهم کمک کنند، همه بهم کمک کنند و این مملکتی را که اینها خراب کردند و گذاشتند و رفتند، این مملکت - را - بهمت همه انشاء الله دوباره از نو ساخته بشود.
الان مملکت ما همه چیزهایش خراب است از همه کشور، از این طرف دانشگاه را عقب نگه داشتند، نگذاشتند که درست تربیت بشود، از آنطرف سایر اقشار فرهنگ را بعقب راندند، مطبوعات را بوجهی درآوردند که بعضی از آنها ورقهای پخش فحشا بود و سایر جهاتی که در این مملکت بود از قبیل اقتصاد، از قبیل ارتش، هر چیزی که ما داشتیم، اینها از بین بردند. آن چیزی که مهم است، یکی نیروی انسانی است که بهدر دادند برای آنکه آنچیزهای اعتیادی را از قبیل تریاک و هروئین و اینها منتشر کردند و اینها را کشاندند به آنجاها، مراکز فحشاء درست کردند و جوانهای ما را بردند آنجا، سینماها را به صورت مبتذل درآوردند و جوانهای ما را بردند آنجا، جوانهای ما را بکلی خراب کردند، و از آن طرف اقتصاد ما را خراب کردند، زراعت الان ما نداریم، نفت ما را بهدر دادند و بعوض او یک آهن پاره هایی بنفع خود آنها آوردند برای ما.
ما باید از سر، یک مملکتی را از سر بسازیم و این، نه دولت همچو کاری می تواند بکند نه بعضی اقشار ملت، باید همه با هم دست به هم بدهند، اگر انشاء الله همه دست به هم دادند این مملکت از این آشفتگی خارج می شود، چنانچه دیدید که همه دست به هم دادید و بحمد الله بر قدرتهای دنیا غلبه کردید.

معاوضه با یک ملت محال است

شما بدانید که دنبال سر این مرد که خودش هم در اینجا دیگر قدرتمند شده بود و ارتشش کذا و فلان، پشت سر این تمام قدرتهای دنیا واقع شده بود: شوروی، امریکا، منتها بعضی ها تصریح می کردند، بعضی تلویحاً، انگلستان چین، ممالک عربی، تمام اینها پشت سر این ایستاده بودند، لکن ملت

صحیفه نور جلد 5 صفحه 46

مشتهایش را گره کرد و ایستاد، همه را عقب زد و یک آدمی که اگر مهلتش داده بودند دعوی فرعونیت و الوهیت هم می کرد، همچو شد که آمد مقابل ملت، با کمال ذلت ایستاد استغفار کرد و ملت قبول نکرد، گفت خیر، نمی شود، باید بروی، حالا هم رفته، آمریکائی ها هم قبولش نکردند، الان در رباط است، کجاست، که نشسته دست و پائی می زند لکن همه اعصابش از بین رفته، یعنی شما خرد کردید اعصابش را، مشت زدید تا اعصابش را خرد کردید، حالا همین مشتها را گره کنید و فرو بیاورید به مغز اینهایی که این تتمه را می خواهند نگه دارند و حال آنکه این تتمه دیگر چیزی نیست، باید اینها عاقل باشند، آخر مگر می شود با یک ملتی معارضه کرد؟ یک ملت است، یک آدم و دو آدم که نیست، یک حزب و دو حزب که نیست، یک ملت یک چیزی را می خواهد، مگر ممکن است که یک چیزی را که ملت خواست، نتواند اخذ کند و نگیرد از اینها.
من از خدای تبارک و تعالی سلامت همه شما را می خواهم، موفق باشید انشاءالله.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته