بیانات امام خمینی در جمع عده ای از روحانیون

تاریخ: 1357/11/14

قدرت سازنده دیانت، عامل خصومت زورمداران

بسم الله الرحمن الرحیم
من از آقایان علما و افاضل باید تشکر کنم. پیروزی ملت مرهون اقدامات علما اولاً و سایر طبقات ثانیاً بوده است. شما علما همانطور که وظیفه شرعی تان هست که امام امت باشید، پیشقدم باشید در مسائل امت، دفع کنید مفاسد را از ملت ها، بحمدالله قیام به امر فرمودید و من از قبل ملت شریف ایران از شماها تشکر کنم. خداند انشاءالله روحانیت را که ذخیره ملت است، پشتوانه ملت است حفظ کند و قوت به او بدهد. دشمن های اسلام - و شماها - هم اسلام را بد معرفی کرده اند و هم شما را. دشمن های بشریت، ادیان را مطلقاً می گویند که برای این است که افیون باشد برای مردم، برای ملت ها. اینها چون دیده اند که آن چیزی که در مقابلشان می ایستد دیانت است، و آن جمعیتی که در مقابلشان می ایستد جمعیت روحانی است، از این جهت با این دو نیرو به مخالفت برخاستند واز زمانهای بسیار سابق این دو نیرو را کوبیده اند. نیروی اسلام را که بزرگترین نیروست، کوبیدند از جهت اینکه کوشش کردند تا اسلام را بد معرفی کنند، کوشش کردند تا اینکه اسلام را بگویند اگر چیزی هم باشد، یک دعا و یک وردی است، یک آدابی است بین بشر و خدا، آنطوری که در مسیحیت هست. مسیحیت هم، این مسیحیت منسوخ اینجور است مسیحیتی که نسخ شده است، مسیحیت حضرت عیسی نمی تواند اینطور باشد. مسیحیتی که نسخ شده است، مسیحیت حضرت عیسی نمی تواند اینطور باشد. اینها با اسلام و با سایر ادیان مخالفت کردند و ادیان را افیون بشر حساب کردند. یعنی گفته اند که ادیان یک چیزی است که ثروتمندها و قلدرها درست کرده اند که مردم را ساکت کنند، توده ها را ساکت کنند به وعده دادن و این تبلیغات تا آنجا رسیده است که بعد به صورت دیگر به ما هم تزریق کرده اند.
مسئله جدا بودن دین از سیاست، مسئله ای که با کمال تزویر و خدعه طرح کردند حتی ما را هم مشتبه کردند. حتی کلمه آخوند سیاسی یک کلمه فحش است در محیط ما، (فلان آخوند سیاسی است) در صورتی که آقایان خواندند در دعاهای معتبر (ساسة لعباد) معذلک از بس تزریق شده است، از بس اشتباه کاری شده است، ما خودمان هم باورمان است که دین از سیاست جداست. آخوند در محراب برود و شاه هم مشغول دزدیش باشد!! هر کس اسلام را مطالعه کرده باشد، قرآن کریم را مطالعه کرده باشد کافی است که بفهمد اسلام و قرآن کریم تربیت می کند یک جامعه را در همه چیز. فرق ما-

صحیفه نور جلد 5 صفحه 20

بین اسلام و سایر قوانینی که در دنیا هست، (قوانین الهی را نمی گویم آنها الان منسوخ است، آن ها هم همانطور بوده که اسلام بوده) فرق ما بین اسلام و آن چیزهای که از جانب خدا برای تربیت بشر آمده است با آن چیزهایی که به دست بشر درست شده است، یک فرق اساسی این است که آنچه بشر درست کرده است یک جنبه ضعیف را ملاحظه کرده است. مثلاً قوانینی وضع کرده اند از برای اینکه حفظ نظم بکنند، حفظ انتظامات بکنند، قوانینی وضع کرده اند که مال همین معاشرت دنیاست و کیفیت سیاست دنیوی. ابعاد دیگری که بشر دارد هیچ مورد توجه قواعدی که یا قوانینی که بشر درست کرده است هیچ متوجه او نیست.

تنها قوانین انبیاء در برگیرنده تمامی جنبه هاست

شما وقتی اسلام را ملاحظه می کنید به حسب ابعاد انسانیت او، طرح دارد، قانون دارد، از قبل از اینکه انسان به این دنیا بیاید قبل از اینکه پدر و مادر انسان ازدواج کند، طرح دارد برای اینکه این بذر را خوب تربیت کند، طرح دارد اسلام زن را چه جور انتخاب کنید، شوهر را چه جور انتخاب کنید، در وقتی که ازدواج می کنید چه وضع باشد، با چه آداب باشد، در وقت لقاح چه آداب باشد، در وقت حمل چه آداب باشد، مثل یک زارعی که یک تخم زراعت را می کارد و مواظبت می کند که زمین خوب باشد، آب، آب سالم باشد، به موقع برسد، سایر تربیت ها تربیت های نباتی باشد که درست تربیت بشود. اسلام برای تربیت انسان از قبل ازدواج پدر و مادر شروع کرده است، زمین را یک زمین سالم مطهر می خواهد باشد، زوج را یک زوج سالم صحیح انسان صفت انتخاب بکند. بعد هم آداب دیگر تا وقتی که متولد می شود و آداب رضاع و آداب حمل و رضاع و تربیت در دامان مادر و تربیت در پیش پدر و تربیت های بعدی که دنبال این می آید. هیچ یک از قوانین بشر تکفل این امر را ندارد، این امر مختص به قوانین انبیاست. ابعاد دیگری که بشر دارد و اصلاً قواعد دیگر دنبالش نبوده است، آن قواعدی است که برای تهذیب نفس است، برای اینکه انسان یک موجود انسانی - الهی بشود. قرآن کتاب انسان سازی ست، مکتب اسلام، مکتب انسانسازی است، انسان بله همه ابعاد، نه فقط یک انسان مادی می خواهد درست بکند یک انسان الهی می خواهد درست بکند، همه ابعاد انسان مورد نظرش هست. در این امور اصلاً سایر قواعد و قوانین که در دنیای ما هست آنطور مسائل طرح نیست، هر کس هر جور می خواهد تربیت بشود، توی بازار نرود عربده بکشد، این را جلویش را می گیرند، توی منزلش هر غلطی می خواهد بکند، خلوت را کار ندارند که در خلوت چه کرد، به شما چه اسلام خلوت و جلوت ندارد. خودت تنها باشی تحت مراقبت هستی، یک نفر همراهت باشد باز همین طور تا آخر.

تأمین مسائل دنیای مادی انسان از ابعاد مهم اسلام است

یکی از ابعاد انسان، بعدی است که در این دنیای مادی می خواهد معاشرت بکند، در این دنیای مادی می خواهد تأسیس دولت بکند، در این دنیای مادی می خواهد تأسیس مثلاً سایر چیزهایی که

صحیفه نور جلد 5 صفحه 21

مربوط به مادیتش هست بکند. اسلام این را هم دارد. آنقدر آیه و روایت که در سیاست وارد شده است، در عبادت وارد نشده است. شما از پنجاه و چند کتاب فقه را ملاحظه می کنید، هفت، هشت تایش کتابی است که مربوط به عبادات است، باقیش مربوط به سیاسات و اجتماعیات و معاشرات و اینطور چیزهاست. ما همه آنها را گذاشتیم کنار و یک بعد را، بعد ضعیفش را گرفتیم. اسلام را همچو بد معرفی کرده اند به ما که ما هم باورمان آمده است که اسلام به سیاست چه. سیاست مال قیصر و محراب مال آخوند!! محراب هم نمی گذارند برای ما باشد. اسلام دین سیاست است، حکومت دارد. شما بخشنامه حضرت امیر - کتاب حضرت امیر - به مالک اشتر را بخوانید ببینید چیست. دستورات پیغمبر و دستورهای امام (ع) در جنگ ها و در سیاسات ببینید چی دارد. این ذخایر را ما داریم، عرضه استفاده اش را نداریم. ذخیره موجود است، همه چیز داریم عرضه استفاده نداریم. مثل اینکه ایران همه چیز دارد اما می دهند به غیر. ما کتاب و سنتمان غنی است، همه چیز در آن هست لکن بد معرفی کردند به ما، یعنی کارشناس ها از آنوقتی که راه اروپا باز شد به آسیا و به شرق، کارشناس ها دور افتادند و مطالعه کردند آنها بیدار بودند و من و شما توی مدرسه ها خواب بودیم. آنها مطالعه کردند، وجب به وجب زمین های ایران تحت مطالعه قرار گرفته، هر جا نفت بوده نقشه دارند از آن، هر جا مس بوده نقشه دارند از آن، در این بیابان های بی آب و علف با شتر آمدند این کارشناس ها، رفتند گردیدند مخازن را، جاهایی را هر چه دارد پیدا کردند و ثبت کردند، مطالعاتشان راجع به ماها هم همین بوده است که دیده اند آن چیزی که بتواند جلوی اینها را بگیرد عبارت از اسلام است و خدمتگزار به اسلام. اسلام را از آن راه کوبیدند، جدا کردند اسلام را حتی از خود ملت اسلام، حتی از خود خدمتگزاران به قرآن. خود خدمتگزاران به قرآن هم این مطلب را نمی شود حالیشان کرد بعضی از آنها را که اسلام دین سیاست است، این را شاید عیب می دانند برای اسلام، اسلام سلطنت دارد، نه سلطنت اینطوری، حکومت دارد، اسلام امامت دارد، خلافت دارد، پیغمبر اسلام حکومت تشکیل کرده بود، حضرت امیر سلام الله علیه حکومت داشت، استاندار داشت، فرماندار داشت، همه اینها را داشت، اینها ارتش داشتند، قواعد ارتش داشتند، همه چیز داشتند. ما مطالعه آنها را کردیم لکن از بس به ما تزریق شده است از آن طرف که آقا برو سراغ کارت، آقا برو تو نمازت را بخوان چه کار داری به اینکه اینها چه می کنند، هی چه کار داری، چه کار داری، کار ما را به اینجا رساند که حالا ما اینجا باید مجتمع بشویم عزا بگیریم. از آن طرف کارشناس ها دیدند که از مردم، روحیات مردم را ملاحظه کردند، دیدند که روحیات مشرق خصوصاً مسلمین و خصوصاً در مسلمین شیعه خصوصیاتشان این است که به روحانیتشان ارج قائل می شوند، تبع روحانیت هستند. چه بکنند که روحانیت را از مردم جدا کنند؟ نقشه کشیدند که روحانیت را مبتذل کنند پیش ملت.
شما در زمان رضاشاه نبودید اکثرتان، من ادراک کرده ام، کسانی که به سن من بودند و پیرمرد هستند الان، ادراک کرده اند زمان او را. آقا اینها به واسطه نقشه ای که خارج ریخته بود، آخوند را همچو کرده بودند که آخوند نمی توانست نفس بکشد. آخوند در نظر مردم همچو شده بود که سوار

صحیفه نور جلد 5 صفحه 22

اتومبیلش نمی کردند. جدا کردند از مردم روحانیت را، منتها نقشه شان نگرفت. خواستند بکنند هر چه کردند خداوند - (والله خیر الماکرین) لکن یک جائی نقشه شان گرفت و آن جدا کردن روحانیت از دانشگاه ها، یک روحانی حق نداشت، پیش خودمان حق نداشت که از یک دانشگاهی یک صحبتی بکند دانشگاهی هم آخوند را به نظرش می آمد که یک موجود مضری است که انگلیس ها آوردند گذاشتند اینجا. من خودم این را شاهد بودم، با دو نفر از آقا زاده های محترم قم ما سوار اتوبوس بودیم در چندین سال پیش از این می رفتیم چند نفر دیگر هم سوار همان اتوبوس بودند یکی شان به دیگری گفت که من حالا سال هاست که از این هیکل ها دیگر ندیدم (اشاره به ماها) بعد گفت اینها را انگلیس ها آورده اند در نجف و آنجاها گذاشتند برای اینکه مردم را چه بکنند. در نظر دانشگاهی آخوند یا درباری است یا برگزیده انگلیس. در نظر شما هم این آدم دانشگاهی، نمی دانم چه. جدا کردند ملت را بعضی اش را از بعضی، استفاده بردند از این جدایی.

ائتلاف علماء اسلام با طبقات دیگر مایه غلبه بر ابر قدرت هاست

شما ملاحظه فرمودید که در این مقدار کم از زمان که طبقات مختلف با هم ائتلاف کردند و خدا این ائتلاف را درست کرد، شما ملاحظه کردید که این ائتلاف و این وحدت کلمه بین جناح معنوی و جناح مادی، بین علماء اسلام و آن طبقات دیگر از هر طایفه ای باشند، این وحدت کلمه باعث شد که یک ملتی قیام کرد و در این وحدت کلمه ای که این ملت دنبال کرد و قیام کرد تمام ابرقدرت عالم را زمین زد، تمام توپ و تانک ها را زمین زد. محمدرضا را همه تان می شناسید که قبل از چند سال چه چیزها برایش می گفتند و خودش چه مداحی ها می کرد و قدرت هم داشت، یک مرد قدرتمندی، روسیه با او موافق، آمریکا با او موافق، انگلستان با او موافق، دول اسلامی همه با او موافق، چین با او موافق، همه موافق، ابرقدرت ها و بعد از آنها هر چه قدرت بود موافق با او بود. این قدرت به این بزرگی را شما ملت، شما ملت سر و پا برهنه ای که همه چیزتان را خوردند قیام کردید چون وحدت کلمه در کار بود، با مشت تان تانک را خرد کردید، خون بر شمشیر غلبه کرد، از تخت فرو کشید، فرار کرد و رفت منتها مال را هم برد هر چی داشتیم. سه بیلیون دلار ظاهرا، سه بیلیون و چند صد میلیون (آنکه حالا یک قلمش را نوشتند) خودش برد و عائله اش برده. ماها نمی توانیم بفهمیم که دزدی اینها در این مملکت چی بوده است. در یکی از چیزهایی که به من نوشته بودند راجع به یکی از خواهرهای این مرد، نوشته بودند که یک ویلا در کجا دارد که چقدر خریده شده است، آنش من یادم نیست اما آنی که یادم مانده این است نوشته بود که پنج میلیون دلار یعنی 35 میلیون تومان خرج گلکاری آنجا شده. من و شما خوابش را هم نمی توانیم ببینیم، باور نمی توانیم بکنیم. شما نمی دانید که اینها با این مملکت چه کردند، نمی دانید معنویت این مملکت را چطور عقب زدند. می گویم نمی دانید یعنی می دانید، حالا می دانید، درست الان همه مان می دانیم، الان بدبختی ها را همه مان می دانیم که هر چه ما بدبختی داشتیم از این عائله بود. تا دولت صالح نباشد مملکت صلاحیت پیدا نمی کند. یک فرد غیر صالح یک مملکت را

صحیفه نور جلد 5 صفحه 23

خراب کرد. همه دیدیم یک فرد غیر صالح، اسمش محمدرضا پهلوی، وزیر وقتی می خواهد تعیین کند غیر صالح است باید به جنس خودش باشد (دزدها با دزدها رفیقند دزدها که با مقدسین رفیق نیستند) وکیل می خواهد تعیین کند به جنس خودش باید باشد وکیل هم که دست مردم نبود، مردم در این پنجاه سال آزادی نداشتند که، نه یک وکیل و نه یک مجلس و نه یک دولت، هیچی مربوط به ملت نبود همه چیز متکی به خارج بود. یک آدم فاسد را وقتی آوردند گذاشتند سر یک مملکتی، تحمیل کردند بر یک مملکتی به آنجا رسید که همه چیز مملکت را از دست داد و هی ثناخوانی خودش کرد و وادار کرد که رادیوها هم بگویند و وادار کرد که مطبوعات هم بگویند، همه را الزام کرد که باید بگویند، همه ثناخوانی باید بکنند.

غارت کلیه ذخائر و منابع ملت محروم ایران و ایجاد پایگاه نظامی برای ابرقدرت ها

اصلاحات ارضی اش را شما ملاحظه کنید، آقا آنکه اینقدر برایش گفتند و خواندند و نوحه خوانی کردند و ثناخوانی کردند، اصلاحات ارضی عبارت از این شد که تمام کشاورزهای ما گدا شدند، کشاورزی از مملکت ما پرید. الان اگر چنانچه همه ملت دست به هم بدهد، بعد از چند سال ممکن است کشاورزی ما به حال اولش برگردد. بازار درست کردند برای آمریکا. گندم هایش را او باید یا بسوزاند یا، به دریا بریزد، می دهد و پول می گیرد، می دهد ارز می گیرد. بازار درست کردند. شما الان هیچ ندارید. تمام زراعت ایران را می گویند برای سی روز یا سی و یک روز کافی است. ایرانی که یک استانش مثل آذربایجان، مثل خراسان می توانست تمام قوت ایران را متکفل بشود باقی آن می بایست صادر بشود حالا ما برای سی روز یا سی و سه روز، باقی اش از کجا؟ از اسرائیل، از آمریکا، از جاهای دیگر. این خرابی که به مملکت ما وارد شد به دست این آدم ظالم که نوشت من آمده ام خدمت به وطنم بکنم (کتاب خدمت به وطنم، مأموریت برای خدمت به وطنم) من گفتم صحیح می گوید مأمور است که خدمت به وطنش بکند یعنی وطنش را از همه چیز ساقط کند. این مأموریت داشت که ساقط کند این وطن را از همه چیز، نیروی معنوی را از بین برد. نیروی جوان ما که بالاترین چیز و صدمه ای است که بر این خورده، نیروی جوان هاست که فاسد شد، یا طرف مشروبخانه ها اینها را کشاندند، یا طرف سینماها اینها را کشاندند، یا تو این بیابان بردند و مراکز فساد برایشان درست کردند و ترویج کردند. یک جوان سالم برای ما نگذاشتند آقا. بالاترین ضرری که به این مملکت خورد این بود که نیروی انسانیش رفت. حالا باید از سر این نیرو پیدا بشود. خدمت به وطن کرد، خدمت به وطن، زراعتش را بکلی از بین برد، فرهنگ را بکلی از بین برد و ساقط کرد. اگر ما فرهنگ داشتیم که این بازی سرمان در نمی آمد. اگر ما رجال فرهنگی داشتیم، رجال مستقل است، رجال فرهنگی، فرهنگ مستقل باید باشد. مگر می گذارند اینها؟ مگر سازمان امنیت می گذاشت که این کارها درست بشود؟
اقتصادمان را از بین بردند. اگر مهلت بهش داده بود این ملت، نفت شما را بعد از 10 ، 15 سال تمام کرده بود.... عوض نفت چی دادند؟ اسلحه دادند. چه اسلحه ای؟ اسلحه های مدرنی که

صحیفه نور جلد 5 صفحه 24

کارشناس های ایرانی نمی توانند بفهمند چه هست، چه جور باید اینها را استعمال کنند. برای چی آوردند اینجا آنها را؟ برای اینکه پایگاه باشد برای آمریکا که اگر یک وقت با شوروی دعوایش شد این پایگاه را داشته باشد. نفت را از ما گرفتند به جای او پایگاه درست کردند، پایگاهی که اگر بنا بود درست کنند حاضر بودند میلیون ها، میلیون ها دلار بدهند به یک مملکتی تا بگذارند یک پایگاهی برایشان درست بشود. آنها نفت ما را می گیرند پایگاه درست می کنند. این مصیبت های ماست. آخوند دخالت در سیاست نکند؟! این حرف را نزند آخوند؟! اگر آخوند یک همچو حرفی زد آخوند سیاسی است. همه چیز ما را بردند، روحانیت ما را پیش مردم ساقط کردند، از بین بردند، جدا کردند قشر روحانی را از از قشر روشنفکر متجدد و همه چیز، هم آنها را بردند، هم شما را بردند. اگر این نهضت غیر از این یک خاصیت نداشت که بین طلاب علوم دینیه و قشر دانشگاهی یک رابطه پیدا شد، اگر غیر از این ما هیچی نداشتیم این بالاترین چیزی بود که، نتیجه ای بود که حاصل شد از این نهضت، اگر بگذارید بماند، اگر بگذارند که باز این نتیجه باقی بماند. جدیت کنید. آقا رمز تقدم شما، امروز و رمز پیروزی شما وحدت کلمه است. اگر وحدت کلمه را از دست شما گرفتند باز همان اسارت است و باز همان غارتگری ها اعاده می شود. مثل سابق نیست سابق عذر داشتند نمی توانستند. فهمیدید که می توانید، شما نیرو دارید، ملت با شماست، شما در هر شهر و در هر دهی نیرو دارید، هر روزی که می خواهید یک کاری بکنید نیروهای شما مردم را راه می اندازند. با هم باشید، مجتمع باشید، مهذب باشید، وحدت کلمه تان را حفظ کنید. الان درصدند که شماها همه را به جان هم بیاندازند و استفاده بکنند، آن موقع آن مرد خدعه می کرد، حالا این مرد. من توفیق شما را از خداوند می خواهم. من خادم شما و مملکت هستم. آمده ام که بزرگواری شما را حفظ کنم و آمده ام که دشمن شما را از بین ببرم. من آمده ام تا دولت یک دولت مستقل باشد. من آمده ام که دست اجانب را از این مملکت جدا کنم. من آمده ام که رسوا کنم اینهایی که به اسم ملیت، به اسم - نمی دانم - قانون اساسی، به اسم کذا می خواهند مسائل سابق را عود بدهند. خداوند انشاءالله همه شما را توفیق بدهد و ما را آشنا کند به وظایف خودمان.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته