بیانات امام خمینی در دیدار با رئیس جمهور، نخست وزیر، رئیس مجلس شورای اسلامی، رئیس دیوان عالی کشور و جمعی از مسؤولان کشوری و لشکری

تاریخ: 1364/01/01

زدن و پیروز شدن و فتح کردن، اگر آن بعد معنوی اش نباشد همه اش شکست است

بسم الله الرحمن الرحیم
من سال جدید را به همه مسلمین جهان، مستضعفان جهان و به ملت شریف خودمان و به آقایان و به همه کسانی که در جبهه ها مشغول خدمت هستند، یا در پشت جبهه ها و تمام کسانی که در این انقلاب دخالت داشتند و فداکاری کردند، شهید شدند، مفقود شدند، اسیر شدند، به همه اینها تبریک عرض می کنم و امیدوارم که این سال جدید یک سال خوشی برای ملت ما و برای ملت های تحت ستم دنیا باشد.
تمام این پیروزی ها و عدم پیروزی ها و سلطنت ها و ابرقدرتی ها و همه گذر است. ما این جا نشستیم، بلا اشکال در صد سال دیگر از ما خبری نیست، گذشته است، رفته است، پیروز بشویم رفته است، شکست بخوریم رفته است، قدرت داشته باشیم رفته است، نداشته باشیم گذشته است. آن که باقی است، آن است که در پیش خودمان است. آنچه باقی می ماند، ما و چیزهایی که حمل می کنیم به عالم دیگر است. ما باید فکر این معنا باشیم که خدمت بکنیم /به/ خدمتی که برای ما سرمایه باشد برای آن جهان. زدن و پیروز شدن و فتح کردن و همه اینها اگر آن بعد معنوی اش نباشد، همه اش شکست است، بلکه آنهایی که بیشتر در نظر مردم پیروزند، شکسته ترند. این قدرت های بزرگی که در عالم بوده است و هست و خواهد بود، اینها اگر آن بعدی که آنها را به سعادت می رساند نداشته باشند، تمامش شکست است. چند روز خورد و خواب و جنایت و خیانت و بعدش تمام /در این جا/ این جا بسته می شود و در آن عالم باز می شود، صحیفه ما باز می شود. همه این عالم شهادت می دهند برای ما، همه حاضرند. ما باید که فکری بکنیم که نصرت کنیم خدا را، (ان تنصروالله ینصرکم.) جنگ نیست، انزوا هم نیست پیشرفت نیست، شکست هم نیست. نصرت یک معنایی است که در خود انسان باید متحقق بشود. ما اگر چنانچه در همه جبهه ها پیروز بشویم، لکن به عنوان نصرت خدا نباشد، برای نصرت خودمان باشد، بخواهیم که خودمان یک جایی را بگیریم، ما نصرت خدا را نکردیم و خدا هم آن وعده ای را که داده اند، عمل نمی کنند، اگر عمل کنند یک عنایت خاصی است، ربطی به ما ندارد. آنی

صحیفه نور جلد 19 صفحه 130

که وعده کرده است که (ان تنصروا الله ینصرکم و یثبت اقدامکم) ، آن این است که شما جبهه نصرت را باز کنید، خدا هم باز می کند. شما برای خدا کار کنید، برای خدا پیش بروید، برای خدا زحمت بکشید، برای خدا همه کارها را انجام بدهید. آن که در جبهه هست برای خدا باید جبهه باشد، آن که پشت جبهه است برای نصرت خدا باشد، این کسی که متصدی امور لشکر است برای خدا متصدی باشد، آن که متصدی امور کشور است برای نصرت خدا باشد، آن که در مجلس است برای خدا در مجلس باشد، برای نصرت خدا باشد و بالاخره اگر همه با نصرت خدا باشیم، خدا به وعده خودش بی اشکال عمل می کند. اگر نقصی باشد در ماست اگر /درنصرت/ ما به خیال خودمان پیروزی داریم پیدار می کنیم، لکن نصرت خدا نباشد، یعنی برای او نباشد برای پیشرفت مقاصد الهی نباشد، مقاصد الهی مقصود این است که برای مظلومان، برای مستمندان، برای پیشرفت احکام اسلام، برای دفع ظلم از مظلومان، برای قطع ید ستمگران، همه اینها برای خدا، خدا فرموده است، ما عمل می کنیم. اگر فرموده بود که بروید در /منزل هایتان/ منزلتان بنشینید، آن وقت ما برای خدا می رفتیم منزل می نشستیم. وقتی می فرماید که قتال کنید، (قاتلوهم) /ما/ برای خدا، برای اطاعت اوست. وقتی برای اطاعت اوست، نصرت و شکستن هیچ فرقی با هم ندارد، برای این که این وجهه الهی اش همه اش نصرت است. آن چیزی که مربوط به معنویات است و مربوط به یک جهان دیگر است و برای ما، مایه دست است، برای ما سرمایه است، /آن/ وقتی در دست ما باشد، چه شکست بخوریم و چه پیروز بشویم، هیچ فرقی با هم ندارد و اگر این معنا نباشد باز هم فرقی ندارد، بلکه پیروزی ها شکستش بیشتر است.

اگر کار برای خدا شد، از حرف های مردم هیچ ناراحت نمی شویم

باید ما جدیت کنیم که این معنا را درست بکنیم. دنبال این باشیم که اگر چنانچه متصدی امر دولتیم، دولتی باشیم که برای خدا کار بکنیم و برای خدا کار کردن، این است که ببینیم خدا چی فرموده است، چی گفته است، ما باید بکنیم. فرموده است که به مستمندان باید برسید، به ضعفا باید برسید، به مردم فقیر باید برسید برای همه باید تهیه کنید. وقتی که بنا شد ما برای این جهت خدمت کردیم، این نصرت خداست. نصرت خدا، نصرت بندگان خداست نصرت دین خداست. وقتی ما نصرت کردیم بندگان خدا را برای خدا، برای این که اینها (عیال الله) هستند، ما اگر چنانچه در جبهه ها هم پیروز نشویم، این جا پیروزیم، و اگر این طور نشد، شکست خوردیم از همین حالا، در اوج پیروزی در شکست هستیم /این جا در اوج/ و در حضیض شکست، پیروز هستیم. میزان، این است و ما باید این را در نظر بگیریم. در هیچ پیروزی ای به مقدار خارج از متعارف که مربوط به خدا نباشد، غرور و خوشحالی پیدا نکنیم و در هیچ شکستی سرشکستگی نداریم، برای این که ما نمی خواستیم خودمان یک چیزی بشویم که سرشکستگی پیدا کنیم، ما می خواستیم اطاعت امر خدا را بکنیم. خدا فرموده است: بروید دست ظالم را قطع کنید. ما می رویم، آن قدری که قدرت داریم، دست ظالم را، بتوانیم قطع می کنیم، نتوانستیم، کار خودمان را انجام داده ایم. به ما فرموده است که (قاتلوهم) ، خداوند تعزیرشان می کند به

صحیفه نور جلد 19 صفحه 131

دست شما. ما مقاتله می کنیم، اطاعت است، یعنی سربسته و دربسته در اختیار او باید باشیم، اطاعت بکنیم، دنبال هر چی می رویم اطاعت بکنیم. اگر موعظه می کنیم برای اطاعت خدا باشد و اگر موعظه می شنویم هم برای اطاعت خدا باشد. اگر جنگ می کنیم برای خدا باشد، اطاعت خدا باشد و اگر صلح می کنیم، اطاعت خدا. هر جا فرموده آن کار را بکنید، آن کار را می کنیم، هرجا فرموده این کار را بکنید، این کار را می کنیم. اگر این طور شدیم که از خودمان یک چیزی را مایه نگذاشتیم، هرچه هست از اوست، چیزی هم نداریم که مایه بگذاریم، خیال می کنیم چیزی داریم، هرچه هست از اوست. هرچه ما خیال می کنیم داریم، نه! از اوست پیش ما، امانت است. این امانت هم یک وقتی رد می شود به خودش. اگر هم داشته باشیم به خیال خودمان، از ما نیست، اشتباه کنیم. همه عذاب هایی که در آن عالم هست برای نفهمی آدم است. خیال می کند خودش چیزی است، چون خیال می کند خودش چیزی است، می خواهد به همه تفوق پیدا کند. چون برای خودش هست، می خواهد همه چیز را برای خودش تحصیل بکند، و این است که انسان را به شقاوت می رساند. و سعید این است که هم چیز را برای (او) بخواهد و برای او خواستن، یعنی برای بندگان خدا، برای احکام خدا. ما اگر چنانچه در این جنگی که برمان تحمیل شده است، دفاع می کنیم و دفاع کردیم و بیرون کردیم این اشخاص جنگجوی مفسد را، برای این است که خدا فرموده است: دفاع باید بکنید. دفاع هست، ما دفاع می کنیم. اگر هم فرموده بود که نه، بروید جنگ بکنید، می رفتیم جنگ می کردیم. حالا چون فرموده دفاع است، ما دفاع می کنیم. مادامی که آنها مشغول این کارهای مفسده جویی هستند، ما هم باید دفاع کنیم، یعنی ما اطاعت امر خدا می کنیم، هر کس هم هر چی می خواهد بگوید. اگر برای خدا شد، از حرف های مردم هیچ ناراحت نمی شویم. حرف را همه می زنند اگر همه نمی گویند حرف زده می شود. شما بایستید شب و روز را اطاعت خدا بکنید، برایتان یک چیزی می گویند، بروید برای جنگ و همه کار بکنید برای خدا، برایتان یک چیزی می گویند. مامون نیستید از زبان مردم، همان طوری که پیغمبر اکرم مامون نبود، برای او آن همه می گفتند، برای امیرالمؤمنین هم آن همه می گفتند، لکن آنها برای این که کارشان برای خدا بود از این که بگویند فرض کنید که، (مگر امیرالمؤمنین نماز هم می خواند؟ مگر علی نماز هم می خواند که توی مسجد کشتندش) ؟ او از این ناراحت نمی شود. اگر ناراحت بشود، برای این که چرا یک آدمی این طور است، نه چرا /من/ برای من می گوید. انبیا، ناراحت اگر شدند برای این بود که چرا باید بندگان (این مردمی که آمدند در این جا و بنده هستند) خودشان را مستقل بدانند و برای خودشان کار بکند و فساد بکنند، برای این دلسوزی می کردند. و احتمال من می دهم که (ما اوذی نبی مثل ما اوذیت هم) ، این معنا باشد، من احتمال می دهم که آن معرفتی که رسول خدا داشت، دیگران نداشتند، مقاماتشان هر چه بود، به اندازه ایشان نبود. و هر چه مقامات بیشتر است راجع به معصیت هایی که در عالم می شود، بیشتر اذیت می شود. اگر بشنود که در آن سر دنیا یک کسی یک کسی را اذیت کرده /این/ این ناراحت بشود، نه از باب این که شهر خودم است، نه از باب این که مملکت خودم است، اقربای خودم است، از باب این که یک مظلوم در دنیا واقع شده. و لهذا می بینید که حضرت امیرآن طور می فرماید که

صحیفه نور جلد 19 صفحه 132

وقتی که آن چیز را از پای یک ذمی بیرون آوردند، می فرماید مرگ برای انسان چطور است، از ظلم، (بما انه ظلم) بدش می آید، نه از ظلم به خودم، از خوبی به آن طوری که خوب است خوشش آید، هر کس هم به هر کس خوبی کند، از باب این که خوبی است خوشش می آید، هرکس هم به هرکس ظلم کند، از باب این که ظلم است ناراحت می شود. این معنی، این است که یک انسانی بداند که چی هست و کجا هست و کجا می رود. همه این بساط برچیده می شود لکن صحف ما برچیده نمی شود، هست، آن طرف است. پرده را الان هم اگر بردارند، ما خودمان می بینیم که چه کردیم، چی هست، دیگران هم می بینند، اگر ستاریت خدا نباشد.

اگر یک نفر بخواهد به هم بزند این وحدت را، معصیت خدا را کرده است

ما دنبال این باشیم که اطاعت خدا بکنیم. خدا فرموده است که شماها باید با هم باشید، اتحاد داشته باشید، وحدت. اگر کسی یک کلمه بگوید که به این وحدت صدمه بزند، این معصیت کار که هست هیچ، خائن که هست هیچ، معصیت یک معصیتی است که ممکن است که یک کشوری را به هم بزند. اگر کار شکنی برای این وحدت بشود، این وحدتی که الان در بین ملت ما موجود است، بین دولت و ملت ما موجود است، اگر یک نفر خدشه بکند بر این، بخواهد به هم بزند این وحدت را، این معصیت خدا را کرده است و در حضور خدا، معصیت خدا را کرده است و علاوه بر این جنایت بر جمهوری اسلام کرده./این/ اگر این معنا در ذهن انسان باشد که خدا فرموده است که با هم باشید، تنازع با هم نداشته باشید، خدا فرموده است که وحدت داشته باشید. و ما برای خدا وحدت می خواهیم داشته باشیم، این وحدت را کسی نمی تواند به هم بزند، این وحدت الهی است، این (یدالله) است. (یدالله) فوق همه (ایدی) است، این را کسی نمی تواند به هم بزند. اما اگر برای خودم هی می خواهم بکشم، اگر هم می گویم وحدت پیدا کنید که خودم به نوایی برسم، این مال شیطان است، هیچ اثری ندارد، یعنی اثر سوء دارد برای انسان.
ما باید دنبال تحکیم وحدت خودمان باشیم. ملت و دولت مان خیال نکند که او دولت است و آن ملت. همه مال یک کاروان هستیم که رو به آن عالم می رویم و باید اطاعت خدا بکنیم و با هم باید باشیم. اگر این طور باشد، پیروزی هیچ اشکال ندارد، که نصیبتان می شود و این پیروزی ای است که خدا می دهد، این نصرتی است که خدا می دهد، او را ما با جان و دل قبول می کنیم چون هدیه خداست و اگر خدای نخواسته این طور نباشد و ما با زور شمشیر فرض کنید و با زور تفنگ پیروز بشویم و پیروزی را از خودمان بدانیم، این پیروزی نیست، این شکست است، حالا شما خیال می کنید پیروزی است اما اگر پرده برداشته بشود، می بینید یک شکست بزرگ است. باید با هم باشید، برای اطاعت خدا که فرموده است که باید با هم باشید، وحدت باید داشته باشید، اختلاف نباید داشته باشید. ما باید وحدت داشته باشیم، یعنی حفظ کنیم وحدت را. وحدت هست، لکن ادامه می خواهد. ادامه باید بدهیم ما این وحدت را و او این است که /گوشمان را/ به حرف کسانی که خدای نخواسته

صحیفه نور جلد 19 صفحه 133

می خواهند تفرقه بیندازند، به حرف آنها گوش ندهیم اصلش. البته در هر جایی هستند اشخاصی که بخواهند که فساد بکنند، لکن وقتی یک ملتی /شد/ برای خدا وحدت را می خواهد ایجاد کند و واحد باشد با دیگران، این دیگر گوشش به حرف این کسی که فساد می خواهد بکند، بدهکار نیست. گوش آن آدمی بدهکار است که در او یک سستی هست در این جهت. در جهت /آن جهت/ معنویت و الهیت وقتی که یک سستی باشد، آن وقت آن چیزهایی که گفته می شود، در انسان تأثیر می کند. تاثیرش هم کم کم زیاد می شود، یک وقتی انسان هم می شود از آن وری. اما اگر این جهت را محکم کردیم ما که ما برای خدا، از خدا هستیم و برای خدا باید عمل بکنیم و به خدا مراجعه می کنیم، (انالله و انا الیه راجعون) ما از اوییم، به او بر می گردیم، او فرستاده، برمی گردانیم. اگر ما این را تحکیم کنیم در قلبمان که ما از او هستیم و هر چه او گفته است، باید بکنیم. گفته است که با هم باید باشید که اگر با هم باشید کسی نمی تواند شما را چه بکند، ما هم با هم باید باشیم برای اطاعت خدا.

الان دشمنی ها برای این است که ما برای اسلام داریم کار می کنیم

این نصرت خداست، این نصرتی است که تخلف ندارد از نصرت که خدا می کند، ما او را نصرت می کنیم، ما بنده ضعیف، نصرت بندگان خدا را برای او می کنیم و او به واسطه عنایات زیادش این را نصرت خودش حساب کرده است، با این که غنی از همه عالم است. نصرت ضعفا را، نصرت مظلومین را نصرت خودش حساب کرده است و گفته است: (ان تنصروا الله ینصرکم) والا نصرت خدا یعنی چه؟ ما کی هستیم که نصرت خدا را بکنیم؟ عالم کی هست؟ همه موجودات عالم هیچند. نصرتی که ما بکنیم از دین خدا، نصرتی که بکنیم از بندگان خدا، خدا به عنایت خودش این را نصرت خودش حساب کرده، فرموده اند: (ان تنصروالله) ، ما می دانیم که خدا محتاج به نصرت ما نیست، لکن نصرت بندگان خدا را می کنیم، نصرت دین خدا را می کنیم و خدا به عنایت خودش قبول کرده است که این نصرت من است. و ما شک نداریم که خدا (غنی مطلق) که گفته است که نصرت من را بکنید و نصرتتان می کنیم، اگر ما ضعفا، نصرت او را کردیم، او نصرت ما را می کند. این مسأله عقلی است. او فرموده است که باید با هم باشید، اگر ما دنبال این معنا باشیم که اطاعت این امر خدا را بکنیم، هر کس هر حرفی بزند به گوش ما فرو نمی رود، هر شایعه ای درست بکنند، شایعه ها همه خنثی می شود، هر دروغپردازی که بکنند (تبلیغاتی که در خارج دارد می شود و در هرجا) همه اش خنثی خواهد شد، برای این که ما این پایه را محکم کردیم که ما برای خدا وحدت داریم. ما وحدتمان برای این نیست که خودمان به جایی برسیم یک کاری بکنیم. ما خدا فرموده وحدت داشته باشید برای او وحدت داریم و این وحدت که برای خداست، هر کیدی در مقابلش خنثی است. برای این که /کید/ این کید، کید با خداست، این دشمنی، دشمنی با خداست. وقتی ما برای خدا این کار را کردیم، کسی اگر مخالفت کند، مخالفت با خدا کرده است. چون ما برای او می کنیم، آن هم برای این که ما برای خدا می کنیم دارند می کنند. الان دشمنی ها برای این است که ما برای اسلام داریم کار می کنیم والا ما چیزی نیستیم

صحیفه نور جلد 19 صفحه 134

که. آنها می بینند که اسلام اگر چنانجه دامنه اش توسعه /بکند/ پیدا بکند، دامنه نفاق برچیده می شود، دامنه کفر برچیده می شود، همه این چیزها از بین می رود، قدرت ها فلج می شوند. اینها دیدند که یک موج کوچکی در این جا پیدا شده، لکن الان در شرق و غرب از آن حرف است، صحبت است، اینها از این صحبت می ترسند. الان ایران در همه جا مطرح است، آنها از این مطرح شدن می ترسند. ایران هم برای خودش، برای این بیست میلیون نیست برای این چهل میلیون، پنجاه میلیون نیست، پیشتر هم بودیم. ایران برای این است که مردم یک تحول الهی پیدا کرده اند و این تحول الهی اسباب این شد که با هم شدند و قدرت بزرگی را مثل قدرت شیطانی رژیم سابق در هم شکستند و مقابل همه قدرت ها هم ایستاده اند، مردانه ایستاده اند، مشتشان را هم محکم نگه داشته اند می گویند ما نه شرق را می خواهیم، نه غرب را می خواهیم. اگر شرق با ما بسازد و نخواهد به ما آن طمطراق شرقیت خودش را نشان بدهد، ما اهل جنگ نیستیم، اگر غرب هم همین طور باشد ما نیستیم. هر یک از اینها بخواهند تعدی بکنند ما تا آخر نفرمان می ایستیم مقابلش.

نصرت کشور اسلامی، نصرت خداست

اگر چنانچه این معنا در قلب ما واقع شده باشد که نصرت کشور اسلامی، نصرت خداست و نصرت بندگان خدا، نصرت خداست، نصرت مظلومان، نصرت خداست، این معنا اگر در قلب ما محکم بشود، از هیچ چیز نباید بترسیم و انشاء الله نمی ترسیم و هیچ کس هم به ما نمی تواند که غلبه کند و در همه جا هم پیروز هستیم، در همه جبهه ها، در جبهه های جنگ، در جبهه های صلح، در جبهه های عرض می کنم که بیمارستان، در همه جا پیروز هستیم. و من امیدوارم که خدای تبارک و تعالی به ما توفیق بدهد که ما بتوانیم به این مقصدی که مقصد انبیاست برسیم و ما انشاء الله با هم باشیم و این قافله را با هم به منزل برسانیم و این امانت را به صاحب امانت رد کنیم.
والسلام علیکم و رحمه الله