بیانات امام خمینی در جمع رؤسای جمهوری، مجلس شورای اسلامی و دیوان عالی کشور و مسؤولان لشکری و کشوری به مناسبت عید سعید فطر

تاریخ: 1363/04/10

زیر بار ظلم رفتن، مثل ظلم کردن، از ناحیه عدم تزکیه است

بسم الله الرحمن الرحیم
امیدوارم خدای تبارک و تعالی این عید سعید را به همه مسلمین و به کشور ما و ملت ما مبارک کند و امیدوارم که با عنایت خودش با ما رفتار کند. ما مهمان های خوبی نبودیم برای خدای تبارک و تعالی. ما را دعوت کرد به ضیافت، او میزبان بزرگ و ما میهمانان هیچ. چه بگوییم در مقابل این نعمت بزرگ الهی که ملت ها را دعوت کرده است به ضیافت الله، ضیافت الله با همه ی اسماء و ما چگونه شکر این نعمت را بجا بیاوریم، ما که خودمان را می شناسیم که هیچ نیستیم و هر چه هست، اوست، لکن او عنایات خاصه خودش را مبذول می کند و ما را میهمان و خودش را میزبان ما قرار می دهد. یا ما را بالا برده است تا آن حدی که این لیاقت را داشته باشیم با عنایات او، یا عنایت خودش را متنزل کرده است، همان طوری که قرآن را متنزل کرده است در ماه رمضان. قرآن نازله ای است که پس از عبور از حجاب های نور، وارد شده است در ماه مبارک رمضان، آن هم بر قلب مبارک رسول خدا و از آن جا باز متنزل شده است تا رسیده است به آن جایی که با زبان گفته می شود، حالا کیفیت نزول قرآن خود یک مسأله مهم است و کیفیت گرفتن قرآن از وحی الهی و از ملکی که مأمور این کار است، آن هم یک بحث مهم است که ما دستمان از آن کوتاه است. لکن آنی که ما از خودمان اطلاع داریم، ما مهمان های خوبی نیستیم برای خدا. اگر میهمان های خدا از قبیل رسول خدا و ائمه هدی هستند، ما چه بگوییم. و آن میزبانی ای که از آنها می کند، دست ما از آن کوتاه است. لکن ما متکی هستیم به لطف او و ما متکی هستیم به عنایات او و ما در ماه رمضان هر چه قصور کرده باشیم، تقصیر کرده باشیم، در این روز مبارک از او عیدی می خواهیم، او به فضل خودش با ما رفتار کند، نه به عدلش.
امیدوارم که خداوند این ملت که مهیا شده است برای این که خدمت کند به مسلمین و اسلام، این را توفیق بدهد که بتواند از عهده این خدمت بزرگ برآید، خدمت به اسلام و خدمت به بندگان خدا. بندگان خدا امروز گرفتارند در دست آنهایی که بر آنها سرپرستی می کنند غاصبانه. ملت ها همه گرفتار چنگال این قدرت ها هستند که خودشان را مصلح می دانند، صلاح جو می دانند، با اصلاح حرف می زنند. چه بکنیم ما با این وضعی که در دنیا امروز هست؟ وضعی که قدرت های بزرگ دارند با بشر و

صحیفه نور جلد 19 صفحه 19

بدتر از او، وضع انفعالی که حکومت ها دارند.
مصیبت برای مسلمین این است که گرفتار یک همچو حکومت هایی هستند که همه اش انفعالی، وضع انفعالی دارند و برای عالم مصیبت این است که کسانی با ادعای صلح دوستی و به ادعای طرفداری از توده ها به همه مردم ظلم می کنند. آنها که خودشان را طرفدار حضرت مسیح جا زدند و ادعا می کنند که حضرت مسیح فرموده است که: اگر چنانچه کسی به شما سیلی زد آن طرف صورتتان را بگیرید تا سیلی بزند، گرچه این دروغ است، حضرت مسیح، پیغمبر بزرگ خدا یک همچو حرف غیرصحیح را نخواهد زد. اگر به مسیح مجال داده بودند، همان طوری که موسی با قوم خودش با فراعنه عمل کرده بود، آن هم عمل می کرد. لکن مجال نداشت. مع الاسف اینهایی که می گویند ما طرفدار مسیح هستیم از آنهایی که کمونیست هستند و اصلا به خدایش اعتقاد ندارند، اینها بدتر می کنند. که یعنی دیگر نمی شود گفت این از او بدتر، او از او بدتر، همه از هم بدتر. آنها به مسیح این نسبت را دادند آن هم دروغ، لکن خودشان که می گویند ما طرفدار همچو ایده ای هستیم، ببینید چه سیلی ها به مردم می زنند. مردم چطور گرفتار اینها هستند. آنها از آن طرف، از این طرف هم مسلمان ها که ملت هایشان تحت سلطه و دولت منفعل از این قدرت های بزرگ. اگر همین ماه مبارک رمضان را مسلمین خودشان را به طور جمعی به ضیافت خدا وارد کرده بودند و تزکیه کرده بودند، تصفیه کرده بودند خودشان را، ممکن نبود زیر بار ظلم بروند. زیر بار ظلم رفتن مثل ظالم ظلم کردن، هر دوش از ناحیه عدم تزکیه است، قدافلح من تزکی، در نماز عید، این سوره را مستحب است بخوانند. امر به تزکیه و ذکرالله، ذکر اسم الله: قدافلح من تزکی و ذکر اسم ربه فصلی. تزکیه، ذکر اسم الله و صلوه، اینها مراتبی است، اگر ما به این رسیده بودیم، نه حال انفعالی پیدا می کردیم برای پذیرش ظلم و نه ظالم بودیم. همه از این است که تزکیه نشدیم. دولت ها تزکیه نشدند و نخواهند شد مگر خدا عنایت کند و ظالمند. ملت هایی هم که تزکیه نشده اند، بار ظلم را به دوش می گیرند. عذر ندارند ملت ها در مقابل پذیرش ظلم، ایران این عذر را از آنها منقطع کرد. آن قدرتی را که ایران شکست، در آنها نیست، در بین حکومت های دیگر نیست، لکن مردم اول متحول روحی شدند و بعد هم آن کردند که دنیا دید. و این کشوری که الان در دست شما آقایان است، کشوری است که با تحول روحی یک همچو مسأله را پیش آورد، لکن حفظ این تحول اهمیتش بیشتر از اصل تحول است. باید همه کوشش کنند در حفظ این تحول. این جوان شما که آنها می خواستند بکشندشان به مراکز فساد و آنها را از خود بیخود کنند تا حکومت کنند، این جوان ها را خدای تبارک و تعالی توفیق داد از آن جا درآمدند به سنگرها رفتند، از آن مفاسد خودشان را خلاص کردند و به معابد رفتند، یعنی، همان سنگرهایی که معابد الهی است.
آنهایی که به ما اشکال می کنند که شما چرا سازش نمی کنید با این قدرت های فاسد، آنها از باب این که همه چیز را با چشم مادی ملاحظه می کنند، با چشم طبیعی حل و فصل اشیاء را می کنند. آنها نمی دانند که انبیای خدا چه رویه ای داشتند، با ظالم چطور برخورد می کردند، یا می دانند و خودشان را

صحیفه نور جلد 19 صفحه 20

به کوری و کری زدند. سازش با ظالم، ظلم بر مظلومین است، سازش با ابرقدرت ها، ظلم بر بشر است. آنهایی که به ما می گویند سازش کنید، آنها یا جاهل هستند یا مزدور. سازش با ظالم، یعنی، این که دست ظالم را باز کن تا ظلم کند. این خلاف رأی تمام انبیاست. انبیای عظام، تا آن جا که توانستند جدیت کردند که ظلم را از این بشر ظالم بزدایند، به موعظه، به نصیحت، به امر به معروف، به نهی از منکر، به انزلنا الحدید و فیه باس شدید، آخر الدواء الکی. بعد از آنکه موعظه نشد، نصیحت نشد، آخر دوا این است که داغش کنند. شمشیر، آخر دواست.

هر چه مفاسد در دنیا بر بشر وارد می شود از فساد خود آدم و حکومت هاست

در عین حالی که کشور اسلام، کشور اسلامی ایران و مسؤولین این کشور دائماً این مطلب را گوشزد می کنند که ما با این دولت های اسلامی می خواهیم دوست باشیم، دست اخوت به هم بدهیم، با ملت می خواهیم همراه باشیم، همقدم باشیم و اگر این طور بشود دیگر ظلمی در این ممالک اسلامی از طرف قدرت های بزرگ نخواهد شد، لکن حکومت ها تزکیه نشده اند، حکومت ها وارد به صیام نشده اند، وارد به ضیافت الله نشده اند. دامن می زنند به جنگ و به این که جنگ را توسعه بدهند. نمی دانند که توسعه این جنگ، خانه خرابی برای آنهاست. آن که با یک زندگی متوسط ساخته است، از جنگ نمی ترسد. پاسدارهای ما که یک زندگی عادی هم کمتر دارند، از جنگ نمی ترسند. ارتشی ما که یک زندگی عادی دارد، از جنگ نمی ترسد. جنگ به او ضرری نمی زند. آنهایی که دارای کاخ ها و بساط هستند آنها باید بترسند، ضرر به آنها می رسد. ما مهیا کردیم خودمان را برای این که برویم دنبال رفع ظلم، تا آن جا که می توانیم با نصیحت، با دست دوستی، با محبت با این اشخاصی که در همسایه ما هستند از این کشورهای اسلامی، با مودت، با دوستی، دائماً این مسؤول ما مسؤولین ما این حرف را می زنند، لکن آنها از باب این که وارد به ضیافت الله نشده اند علی قلوبهم حجاب صم بکم عمی فهم لایعقلون با دست خودشان، خودشان را فانی می کنند. تمام مفاسد از خود آدم است. از نفس انسانی است، از جای دیگر به ما چیزی نمی رسد، هر چی می رسد از ماست - انما هی اعمالکم ترد الیکم همه چیزهایی است که از خود ما هست، چه مفاسدی که در دنیا بر بشر وارد می شود، از فساد خود آدم است، فساد حکومت هاست، نفس خبیثه است و چیزهایی که در آن عالم به ما می رسد، آنها هم از خود ماست.
بهشت را اعمال شما آباد می کند و جهنم را هم اعمال ما می افروزد. ما الان در صراط هستیم، همان صراطی که یک طرفش دنیاست، یک طرفش عاقبت. و ما الان در صراط داریم حرکت می کنیم. این پرده که برداشته شد، آن وقت صراط جهنم که از متن جهنم می گذرد، یعنی، آتش دورش را گرفته، این از وسط این جا می گذرد، باید از این جا عبور کنید. دنیا همین جور است. فساد که همان آتش است

صحیفه نور جلد 19 صفحه 21

بر شما احاطه کرده، باید از همین بین فساد عبور کنید، به طوری که سالم عبور کنید. انبیا عبور می کنند، (جز ناوهی خامده) ، آنها آتش خاموش است برایشان، همان طور که برای حضرت ابراهیم در این جا خاموش بود، سرد بود، آنها آتش خاموش است. مؤمنین هم با سلامت می گذرند، آتش خاموش نیست اما آتش به آنها ضرر نمی زند. انعکاس همین دنیاست، یک چیز دیگری نیست، همین است که این جاست، همه چیزهایی که در آن عالم واقع می شود عکس العمل همین چیزهایی است که در این عالم است. الان صراط ما در صراط هستیم و الان صراط در متن جهنم است و الان صراط برای انبیای بزرگ و اولیای بزرگ خاموش است. جهنم خاموش است و الان برای مؤمنین سالم است و برای دیگران محیطه بالکافرین، و (ان جهنم لمحیطه بالکافرین) ، این الان احاطه دارد نه (سیحیط) الان محیط است، منتها نمی توانیم حالا ادراک کنیم. این چشم بسته است الان، آن حجاب است. حجاب که برداشته شد، آن که اهل جهنم است می بیند توی جهنم است. حجاب که برداشته شد، آن که اهل بهشت است می بیند در بهشت است، برزخ هم برای او بهشت است. برزخ هم برای آن طرف دیگر جهنم است. (القبر اما حفره من حفر النیران او روضه من ریاض الجنه) .
چشم از این جا برداشته شد یک ورق دیگری پیش می آید، آن ورقی که یک وقتی پیش آمد، دیگر کار گذشته است، ما امروز باید فکرش را بکنیم.

ما هیچ روزی به عراق حمله نکردیم و الان هم در حال دفاع هستیم

اگر تهذیب نفس باشد، نه از جنگ می ترسد کسی، نه از صلح هیچ ابا دارد، از هیچی باک ندارد. اما وقتی تهذیب نفس نیست، می گوید: اگر جنگ نکنیم، شاید آن طرف ما چه بکند. این جنگ افروزی هایی که الان می بینید در منطقه دارد می شود، روی همین معناست، روی هوای نفس است، هوای نفس وادار می کند که به یک کشوری حمله کنند. هوای نفس وادار می کند که منطقه را به آتش بکشند و انسان می سوزد در این هوای نفس خودش، در همین عالم هم می سوزد. و ما حالا هم به همه ی کشورهای منطقه نصیحت می کنیم، نصیحت بر همه، همه باید نصیحت کنند هم را. نصیحت می کنیم که از این جانور دست بردارید، این آدم شدنی نیست. این صدام محال است که آدم بشود. از این دست بردارید، خودتان را مبتلا نکنید به آن چیزی که نباید مبتلا بشوید. ما نصیحت می کنیم، ما خیرخواه شما هستیم. ما هیچ روزی به عراق حمله نکردیم، الان هم ما در حال دفاع هستیم. یک روز اگر مهلت بدهیم، ایران را به هم می زند. ما الان در حال دفاع هستیم از خودمان و از ملت عراق. ملت عراق با ما دو تا نیستند، برادر ما هستند. ما در حال دفاع هستیم از یک ملتی که گرفتار شده، ارتشش گرفتار است، اداری اش گرفتار است، همه چیزش گرفتار یک حزب جهنمی است.
این اخباری که از آن جا می آید، انسان را می لرزاند که اینها چه گرفتاری دارند. واسف در این

صحیفه نور جلد 19 صفحه 22

است که در بین همه کشورها، یک منحرفی با یک دستاری سرش و یک تحت الحنک، در بین جماعت مسلمین اینها هستند و دامن می زنند به این امور، یعنی، اسلام را با آن دشمنند، آن آخوندهای درباری بدتر برای این که اگر اسلام بیاید، آخوند درباری بدتر لطمه می بیند تا آن ارتشی، آنها به صلاح نزدیکترند. این طایفه اند که اگر فاسد شدند، عالم را فاسد می کنند.

باید کوشش کنیم این تحولی که در ایران پیدا شده است، ادامه پیدا کند

و ما باید کوشش کنیم که انشاء الله این چیزی که در ایران پیدا شده است، ادامه پیدا کند، و این تحولی که در جوان های ما پیدا شده است در همه ما پیدا بشود. من وقتی فکر این پاسدارها را، این ژاندارمری را، این ارتش را که در آن گرمای شدید خوزستان دارند برای اسلام خدمت می کنند، واقعاً از خودم خجالت می کشم که ما چه هستیم و آنها چه هستند، ماها چکاره ایم و آنها چکاره اند. آنها تهذیب شدند تا اندازه ای البته و ما ماندیم در این صف نعال. و از خدا می خواهیم که با ما با لطف و عنایات خودش رفتار کند، به ما رحم کند و ما را از این گردابی که در آن مبتلا هستیم و آن گرداب خودمان هست، اعمال خودمان هست، ما را نجات بدهد. خداوند انشاء الله به همه شما توفیق بدهد که برای این ملت خدمت بکنید. به ملت توفیق بدهد که برای این دولت خدمت بکند. به همه ما توفیق بدهد که برای اسلام خدمت کنیم و همت ما رفع ظلم از مظلومین و قطع ید مستکبرین باشد.
والسلام علیکم و رحمه الله