بیانات امام خمینی در جمع نمایندگان نهضت های آزادیبخش جهان - فرمانده، مدیران و سرپرستان دوایر سیاسی - ایدئولوژیک و پرسنل نیروی دریائی - وزیر، مدیران و کارکنان وزارت ارشاد اسلامی

تاریخ: 1361/03/23

امروز، ابتلای اسلام سکوت دول منطقه در قبال جنایات اسرائیل است

بسم الله الرحمن الرحیم
قبلاً باید از آقایانی که در اینجا حاضر هستند، از نیروی دریائی و از وزارت ارشاد و از مهمانان عزیزی که از خارج آمده اند، تشکر کنم. من امیدوارم که خدای تبارک و تعالی بر این ملت های ضعیف عنایت کند و دست ستمکاران را قطع کند انشاءالله.
ابتلای اسلام، امروز این است که گوش هائی که باید به مسائل، به مشکلات مسلمین گوش بدهند، کر شده اند و زبان هائی که باید برای مصالح مسلمین به کار بیفتند، لال شده اند و چشم هائی که باید مصیبت هائی که بر مسلمین وارد می شود ملاحظه کنند، کور شده اند. ما با این لال ها و کرها و کورها چه بگوئیم؟ آیا این دولت های منطقه مسأله لبنان را یک فاجعه نمی دانند؟ یک فاجعه برای اسلام نمی دانند؟ یک فاجعه برای مسلمین جهان نمی دانند؟ آیا حمله اسرائیل به لبنان و کشتار بی حد فاجعه نیست؟ برای اسلام فاجعه نیست برای مسلمان ها فاجعه نیست؟ آیا تصریح به اینکه این عمل با صوابدید امریکا واقع شده است، در گوش اینها وارد نمی شود؟ اگر کر نیستند چرا این فریاد و ناله عزیزان ما را در لبنان نمی شنوند؟ و اگر کور نیستند، چرا این کشته هائی که هر روز دارد در لبنان و ایران روی هم می ریزد و جوان های عزیزی که ما در جبهه ها و زن ها و بچه ها و مردهای پیر که در خارج جبهه ها و در شهرها به هلاکت می رسند، نمی بینند؟ اگر می بینند و فاجعه می دانند، چرا صحبتی در کار نیست؟ اگر علاقه به کیان اسلام، علاقه به قرآن کریم، علاقه به حرمین شریفین دارند، چرا امروز که دارد این معالم دینی زیر پا گذاشته می شود و تهدید می کند اسلام و قرآن و حرمین شریفین را، صحبتی نمی کنند؟ چرا باز کمک می کنند؟ چه شده است اینها را که در حضور آنها این مصائب واقع می شود و در محضر همه اینطور جنایت ها واقع می شود و علاوه بر اینکه سکوت کرده اند، تأیید می کنند. باز هم قرار داد کمپ دیوید را می خواهند تأیید کنند، باز هم طرح فهد را می خواهند تأیید کنند، باز هم اسرائیل را می خواهند بشناسند. این فاجعه ها را باید ما با کی در میان بگذاریم؟ با دولت هائی که چشم و گوششان را بسته اند و بدون اراده تسلیم امریکا شده اند؟ با ملت های مظلومی که تحت فشار این

صحیفه نور جلد 16 صفحه 198

دولت ها دارند جان می دهند؟

تا ملت ها آگاهی و انسجام پیدا نکنند محکوم به حکومت های فاسدند

باید با ملت ها در میان گذاشت، همانطوری که در ایران، ملت ایران بود که فاجعه ای که برای اسلام به دست امریکا و سرسپردگان او که رژیم منحوس پهلوی است، پیش می آمد، همین جوان های ایران بودند و همین ملت ایران بود و همین ارتش ایران بود و همین نیروهای دریائی و هوائی و زمینی ایران بود و همین سپاه پاسداران ایران بود و همین جوان های بسیج و عشایر ایران بود که با هم وظیفه فهمیدند، بیدار شدند و با هم مشت ها را گره کردند و با مشت، تانک ها را از صحنه بیرون کردند. تا ملت ها یک همچو بیداری پیدا نکنند و تا ملت ها یک همچو انسجامی پیدا نکنند، باید بدانند که محکوم به حکومت های فاسد و محکوم به امریکای جنایتکار و سایر ابرقدرت ها هستند. با داشتن آنهمه ذخائر، آنهمه امکانات که اگر یک هفته نفت خودشان را به روی این جنایتکارها ببندند تمام مسائل حل خواهد شد، معذلک می گویند که ما این کار را نمی کنیم. این مصیبت ها را ما به کجا باید عرض کنیم جز به ساحت مقدس خدای تبارک و تعالی؟ ما شکایت از این حکومت ها را به کجا ببریم جز به ساحت مقدس خدای تبارک و تعالی؟ ما چطور شکایت کنیم از آنهائی که ایران را که ایستاده است و می خواهد در مقابل همه قدرت ها بایستد و اسلام را محقق کند در دنیا، در مقابل این، طرح جهاد می دهند و اسرائیل که به جنگ با اسلام برخاسته است و با صراحت می گوید که از نیل تا فرات مال من است و حرمین شریفین را از خود می داند، سکوت کرده اند. ما این دردها را کجا ببریم، این مصیبت ها را پیش کی طرح کنیم؟ این سکوت های مرگبار را، سکوت هائی که تأیید می کند جنایتکاران را، این سکوت هائی که تشویق می کند ستمکاران را، باید به کی عرضه کنیم و از کی بخواهیم که عنایت کند و این سکوت ها را بشکند؟ جمعیت تان کم است؟ ثروتتان کم است؟ نفتتان ناچیز است؟ زمین هایتان کم است؟ مراکز مهمی که در سوق الجیشی بسیار معتبر است، شما دستتان نیست؟ همه امکانات هست، لکن یک چیز نیست و آن ایمان است. ایمان نیست.

آنچه که ملت ما را پیروز کرد ایمان به خدا و عشق به شهادت بود

ملت ایران هیچ نداشت و ایمان داشت و ایمان او را بر همه قدرت ها غلبه داد و مسلمان های همه کشورها، دولت هاشان همه چیز دارند لکن ایمان ندارند، آنچه که کشور ما را، ملت ما را پیروز کرد، ایمان به خدا و عشق به شهادت بود، عشق به شهادت در مقابل کفر، در مقابل نفاق، برای حفظ اسلام، برای حفظ قرآن کریم.
این مهمان های عزیز ما که آمده اند، اینها حامل پیام ایران باشند به ملت ها که خودتان باید به فکر باشید، ننشینید تا برای شما دست نشاندگان امریکا کار کنند. آنها در این گرفتاری که ایران دارد، برای باغ وحش خودشان شتر می خرند! این مصیبت را ما کجا ببریم؟ چهارده تا شتر برای باغ وحش فلان

صحیفه نور جلد 16 صفحه 199

سلطان منطقه از خارج می خرند و با طیاره ها می خواهند ببرند به آن محل. اینها دارند همه چیز ما را می برند و آنها شتر می خرند! من نمی دانم که این گوش ها کی باز می شود. با نفخ صور باید باز بشود؟ و این چشم ها کی بینا می شود و این زبان ها کی گویا می شود؟ (صم بکم عمی فهم لایعقلون.) همه اش سر لایعقلون است، (صم بکم عمی) هم دنبال (لایعقلون) است.

دولت عراق، اسرائیل را بهانه قرار داده برای فرار از چنگال عدل الهی

ما بحمدالله در جبهه داخل پیروز هستیم و رزمندگان ما از همه طبقاتی که بودند، چه نیروی دریائی که امروز بعضی از آنها در اینجا تشریف دارند و خدا حفظشان کند و چه نیروی زمینی و چه نیروی هوائی و چه سایر قوای مسلح مثل سپاه پاسداران و دیگران، در صحنه اند و ایستاده اند در مقابل هر پیشامدی. کشور ما که سرمایه های بزرگ خود که عبارت از جوان هاشان باشد، در طبق اخلاص گذاشته اند و برای اسلام. برای دین خدای تبارک و تعالی جهاد می کنند، برای هر پیشامدی که برای مسلمین می شود، اینها در صحنه اند، مضحک این است که دولت ما پیشنهاد می کند که راه بدهید ما برویم با دشمن های شما جنگ بکنیم و این را یکی از شرایط قرار می دهد، برای اینکه مأیوس از شماست و شما باید شرط قرار بدهید و آنها می گویند که باید از هر چیزی که ما کردیم بگذرید تا راهتان بدهیم، آن هم چه راه دادنی. اینها مصیبت نیست که بر اسلام وارد است که یک جمعیت فداکار می خواهند بروند با دشمن عرب، با دشمن اسلام، با دشمن حرمین شریفین، با دشمن همه منطقه جنگ بکنند، (خودشان که نشستند و بی تفاوت هستند، بلکه موافق هستند با آنها) از ما رشوه می خواهند که راه به آنها بدهید که اینها بروند آنجا، برای آنها جنگ بکنند؟ مثل یک نفر غریق که دارد در دریا غرق می شود و یکی می رود نجاتش بدهد می گوید چه به من می دهی تا اجازه بدهم مرا نجات بدهی. اینها، دولت عراق قضیه اسرائیل را بهانه قرار داده برای اینکه از چنگال انتقام و عدالت الهی فرار کند. بهانه قرار داده است که بگوید شما اگر بخواهید ما اجازه بدهیم بروید و ما غریق ها را نجات بدهید، باید از جنایاتی که به شما کردیم صرفنظر کنید و یک دولت، دو تا دولت، صلح باشند و متصالح باشند که وارد بشوند و از آنجا بروند سراغ نجات ما. این غیر از این است که (صم بکم عمی فهم لا یعقلون) ؟ مگر دولت ایران آنوقتی که شمابه خیال خودتان قدرت داشتید، غیر از این حرفی می زند که حالا می گوید؟ این همان را می گوید. دو تا مطلب دیگری که بزرگان این کشور عنوان کردند و شرط قرار دادند، این از باب این است که از شما مأیوس هستند، می گویند شرط صلح، شرط صلح این باشد که راه بدهید تا برویم. آن شرطی را که شما باید با ما بکنید، بگوئید ما به شرطی صلح می کنیم که شما بیائید از اینجا بروید. این، غیر از این است که تعقل ندارند و چشم و گوش آنها را هواهای نفسانی بسته است؟

ایران برای همه کشورها حجت است

دولتمردان ما که می گویند این بیچاره هائی که از عراق بیرون کردید و فرستادید به اینجا و ما با

صحیفه نور جلد 16 صفحه 200

آغوش باز آنها را پذیرائی می کنیم. اینها وطنشان آنجاست، یکی از شرایط ما این است که آنها را راه بدهید، این یک شرط غیر معقول است؟ یک شرطی است زائد بر آن که ما از اول گفتیم راه دادن اهالی یک کشور در محل خودشان و اجازه دادن اینکه آوارگان از آنجا که به زور بیرونشان کردید، برگردند به جای خودشان، این یک چیزی است که ما یک شرط زیادی کردیم؟! نه، این امری است طبیعی، دنبال آن شرائط ماست، ما اضافه نکردیم.
آتش بسی که صدام می گوید، آتش بسی که دنبالش آتش می گشاید. راهی که صدام می خواهد به ما بدهد، راهی است که نجات خودش را در آن راه می یابد، نه راه می خواهد برای اسرائیل بدهد. این، طرفین قضیه را ملاحظه کرده است، اگر ما قبول کنیم، پس مصالحه واقع شده است و صدامی ها نجات پیدا کردند و اگر قبول نکنیم، پس معلوم می شود که ما نمی خواهیم جهاد کنیم، نمی خواهیم با اسرائیل جنگ کنیم. ما به آنها می گوئیم که ما قبول داریم، شما کنار بروید و کارشناس ها بیایند ببینند که شما چه کردید در این کشور، چه جرم هائی را مرتکب شدید و کارشناس ها بیایند ببینند که کی این جنایت را مرتکب شده است. لکن ما جنایات را غمض عین کنیم، برای اینکه می خواهیم برای شما کار کنیم، اینها از عجایبی است که در تاریخ باز می ماند، از عجایبی است که تاریخ ضبط می کند که ایران می خواست برای نجات عرب، که اسرائیل بخصوص با عرب مخالف است و برای نجات حرمین شریفین و برای نجات کشورهای اسلامی که همه در تهدید اسرائیل هستند و برای مقابله با این سرطان فاسد می خواست برود و دولت ها از او رشوه می خواستند. اینها مسائلی است که در تاریخ ثبت می شود و ننگ هایی است که بر پیشانی این اشخاص ثبت خواهد شد.
تا کشورهای اسلامی، ملت های اسلامی، آن معنایی که در ایران پیدا شد، الگوی خودشان قرار ندهند و تا خودشان به خیابان ها نریزند و بخواهند از دولت های خودشان که با اسرائیل باید روبرو بشوید، گمان نکنید که این کر و کورها به تعقل برسند. ملت ها باید بایستند و بخواهند از ارتش های منطقه خودشان و از دولت های منطقه خودشان که بیایند و با این فلسطینی ها و با این سوری ها که مورد ظلم واقع شده اند، کمک کنند تا این غده سرطانی از بین برود. و اگر آنها هم تماشاگر باشند که ببینند چه می شود، آنها هم بی تفاوت باشند و عذر این باشد که دولت ها باید این کار را بکنند، اگر اینطور باشد، آنها هم در محضر خدا جواب صحیح ندارند. ایران حجت است بر همه کشورها. خدای تبارک و تعالی ممکن است که در آخرت، ایران را حجت قرار بدهد بر آنهائی که به ظلم ساخته اند و تسلیم ظالم شده اند و قیام نکرده اند. اگر اعتقاد به خدا و معاد دارند، جواب باید تهیه کنند برای خدای تبارک و تعالی. آن روز دیگر امریکا و اسرائیل نمی توانند به دادتان برسند. و اگر به این معانی اعتقاد ندارند، جواب برای ملت های مظلوم دنیا باید تهیه کنند، جواب نسل های آتیه که خدای نخواسته با این روشی که اینها دارند، آنها در دام خواهند افتاد، جواب باید تهیه کنند. اگر ارزش های ایمانی را هیچ حساب می کنند، ارزش های نظامی خودشان را، ارزش های ملی خودشان را، ارزش های انسانی را در نظر بگیرند و برای چهار روز حکومت کردن، زیر بار ذلت نروند، آن هم ذلت در تحت چکمه اسرائیل.

صحیفه نور جلد 16 صفحه 201


مسلمان ها باید از جا برخیزند، باید قیام کنند. خدا فرموده است (انما اعظکم بواحده ان تقوموالله مثنی و فرادی) . نگوئید تنها هستیم، تنهائی هم باید قیام بکنیم، اجتماعی هم باید قیام کنیم، با هم باید قیام کنیم. همه موظفیم به اینکه برای خدا قیامت کنیم و برای حفظ کشورهای اسلامی قیام کنیم، در مقابل این دو غده سرطانی که یکی حزب فاسد بعث عراق است و یکی اسرائیل و هر دو سر منشأش امریکاست.

اگر کشورهای اسلامی با هم قیام کنند اسرائیل بکلی از بین خواهد رفت

عذر نیست پیش خدای تبارک و تعالی، نه ما معذوریم و نه شما. عذر نیست که ما نداشتیم چیزی، همه چیز دارید. عذر نیست که ما قدرت نداریم، همه قدرتمندتر هستید. وقتی روی هم بایستید، روی هم دست برادری با هم بدهید، یک قدرت بزرگ جهانی را شما می توانید تحقق بدهید. عذر نیست که ما اسلحه نداریم، سلاحی که شما دارید دنیا ندارد و او سلاح نفت است. دنیا به سلاح شما احتیاج دارد، رگ حیات دنیاست. این سلاحی که خدای تبارک و تعالی به اختیار شما گذاشته است، برای خدای تبارک و تعالی از او استفاده کنید. این قدرتی که خدای تبارک و تعالی در بازوان شما گذاشته است، برای خدای تبارک و تعالی به کار بگیرید. خداوند انشاءالله بیدار کند این دولت ها را، خداوند انشاءالله هشیار کند این جمعیت های فراوانی که در عین حالی که همه چیز دارند، تحت فشار ظلم هستند. من امیدوارم که همانطوری که ایران تاکنون آمده است و دست ستمکارها را کوتاه کرده است و خود رو به یک تمدن خواهد رفت و ایران را یک ایران آزاد و مستقل قرار داده است، این آزادی و استقلال و این حضور جمعی، تا آخر باقی بماند. من امیدوارم که ملت های این کشورهای اسلامی به این مسائل توجه کنند و ننشینند تا اینکه وقت بگذرد. امروز، روزی است که اگر با هم قیام کنند، اسرائیل بکلی از بین خواهد رفت. من امیدوارم که این دولت هائی که در عین حالی که اسرائیل با صراحت می گوید که (من باید همه اینجاها را بگیرم) و اینجاها را ملک خودش می داند و شاهدیم که قدم قدم دارد پیش می رود، این دولت ها بیدار بشوند و با این ماده سرطانی که خطرش برای همه منطقه و برای اسلام است، قیام کنند و با حرف و صحبت و شوخی و مزاح مسائل را نگذرانند.
من امیدوارم که این دولت ها آنقدری که به باغ وحش خودشان اهمیت می دهند، به اسلام اهمیت بدهند. خداوند انشاءالله این قدرت هایی که برای اسلام کار می کنند پیروز کند و خداوند انشاءالله شما جوان های عزیزی که از اول انقلاب تا حالا و از حالا به بعد هم در صحنه حاضرید و برای اسلام کار می کنید، شما را تأیید کند. امیدوارم که خداوند تمام مسلمین جهان را تأیید کند و از زیر بار ستم قدرت های بزرگ خارج شوند.
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته