بیانات امام خمینی در دیدار با نخست وزیر هیأت دولت، رئیس و نمایندگان مجلس شورای اسلامی، اعضای شورای نگهبان و جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، گروهی از مسؤولین لشگری و کشوری و اقشارمختلف مردم

تاریخ: 1361/01/01

ملتی که تحت پرچم اسلامی ادامه حیات می دهد، با این توطئه آسیب نمی بیند

بسم الله الرحمن الرحیم
متقابلاً حلول سال جدید را بر شما آقایان که خلاصه یک ملت مظلوم و یک ملت فداکار هستید (تبریک) عرض می کنم و به همه ملت و ملت های جهان و مسلمین جهان و مستضعفین جهان تبریک عرض می کنم. و من امیدوارم که این سال طلیعه پیروزی های بسیار باشد که بزرگترین آنها پیروزی معنوی است.
من یک کلمه راجع به بعدهائی که در سال گذشته تحقق یافت و آقایان از بعدهای مختلفش صحبت کرده اند، من هم مختصراً یک کلمه عرض کنم و آن اینکه سال گذشته سال آزمایش قدرت ها، آزمایش قلم ها، آزمایش زبان ها و آزمایش فعالیت های ضد انقلاب بود، ضد انقلاب به معنای وسیع که از خارج و داخل، دولت های ابرقدرت و وابستگان به آنها و در داخل گروه های مختلف روی هم رفته آزمایش کرده اند و ما هم آزمایش کردیم، هم قدرت ها را و هم تبلیغات خارجی و داخلی را. اگر چنانچه جمهوری اسلامی ایران شبیه به جمهوری های دیگر یا رژیم های دیگر بود، ما باید با اینهمه تبلیغات دامنه دار همه گروهائی که از خارج و داخل هستند و توطئه های داخل و خارج، باید ما فاتحه جمهوری اسلامی را بخوانیم، لکن آزمایش ها برای ما و برای خود آزمایشگران روشن کرد، گرچه آنها به روی خودشان نمی آورند لکن مطلب روشن شد که یک ملت نظیر ملت ایران که در تحت پرچم بزرگ اسلام می خواهد ادامه حیات بدهد، با این توطئه ها، با این قدرت ها و با این شیطنت های قدرت ها و تفاله آنها در داخل و خارج آسیب نمی بیند. این یک مطلب ادعائی نیست، این یک مطلب عینی است، مطلب ملموس است. از اول می گفتند که این جمهوری اسلامی، دو سه ماه، یکی دو سه ماه بیشتر نمی تواند تاب بیاورد، بعد صدام را وادار کردند که او هم به خیال خودش یکی دو هفته بیشتر لازم نبود تا اینکه ایران را قبضه کند و بعد هم این اشخاصی که در کمین نشسته بودند که ملت زحمت بکشد و آنها ربحش را ببرند، آنها هم در خیال این بودند که ملت را گول بزنند و با خودشان همراه کنند و کشور را برگردانند به حال وابستگی به آمریکا یا احیاناً شوروی، همه آزمایش ها را کردند، آزمایش نظامی

صحیفه نور جلد 16 صفحه 90

کردند، آزمایش توطئه های داخلی و انفجارات و امثال اینها همه آزمایش شد و ما می بینیم که امروز ملت ایران از سال سابق و از سابق تر، منسجم تر است و ما به خودمان وعده می دهیم که با خواست خدای تبارک و تعالی این انسجام هر چه بیشتر حاصل بشود و گروه هائی که بازی خورده اند یا به طمع طعمه بودند آنها هم بپیوندند به این ملت و برای کشور خودشان فعالیت کنند.

مقایسه دستگاه های اجرائی جمهوری اسلامی با زمان سابق

من امروز یک مقایسه عبوری می کنم بین دستگاه های ایران و همه چیزهائی که در ایران هستند بالفعل و آنهائی که در زمان سابق بودند، برای جواب از آن اشخاصی که می گویند که آن زمان، زمان شاه بهتر از حالا بود و برای آن اشخاصی که می گویند کاشکی اسم اسلام روی این جمهوری نبود و برای آن اشخاصی که به خیال خودشان برای اسلام اشک تمساح می ریزند و من می دانم که باطن قلبشان چه است. در یک کشور، متصدیان آن کشور و کسانی که دولتمردان این کشور هستند و در تشکیل یک دولت دخالت دارند، ارگان های مختلف است و من مقایسه می کنم.
از رئیس جمهور شروع می کنم، این آقایانی که می گویند که زمان شاه بهتر بود، آقای خامنه ای را می گویند از شاه ظالم تر است!! آقای خامنه ای را می گویند که اموال این ملت را در داخل و خارج دارد می چاپد و بیشتر از زمان شاه ایشان دارد می چاپد!! این مسأله را می گویند! می توانند مقایسه کنند مابین رئیس جمهور فعلی ما و رئیس جمهور قبل از ایشان با رؤسای جمهور تمام دنیا و با سلاطینی که به مال و جان مردم آنطور تعدی می کنند؟ مقایسه می شود کرد؟! من برای آنهائی که چشم و گوششان را هوای نفس بسته و مرض های داخلی خودشان را نمی توانند ببینند این مطلب را می گویم، اگر می گویند اینطور است خوب، اعلام کنند. املاک و عرض بکنم که کاخ ها و ویلاها و امثال اینها را اعلام کنند که ایشان اینقدر تهیه کرده است یا مشغول است.
بعد می آئیم سراغ مجلس، افرادی که در مجلس هستند از رئیس مجلس، آقای هاشمی با سایر افرادی که در مجلس هستند، این را مقایسه بکنید با مجلس سابق، حتی بهترین ارگانی که در آنوقت بود و دولتی که در آنوقت بوده و مجلسی که در آنوقت بود و مقایسه کنید با مجلس زمان رضاخان و محمدرضا خان. کدام یک از رؤسای مجلس بهتر از رئیس مجلس حالا هستند و کدام یک از افراد کاندیدای مردم، بهتر هستند؟ بله، در طول مشروطیت افراد بسیار ارزنده ای در مجلس بودند اما در این پنجاه سال اخیر یک نفر هم آدمی که بشود به او گفت این نماینده ملت است سراغ نداریم. بعد از اینکه آن مجلسی که مرحوم مدرس در آن بود، به مجرد اینکه مجلس تمام شد، فرستادند ایشان را گرفتند و بردند و با آن زجرها شهید کردند، شما دیگر سراغ دارید یک مجلسی که واقعاً مال ملت باشد و مردم خودشان به طور آزاد انتخاب کرده باشند؟ اگر سراغ دارید خوب، لازم نیست حالا بگوئید (ما می ترسیم عمومی بگوئیم) ، خوب، خصوصی بگوئید امضا محفوظ.
می آئیم سراغ شورای نگهبان، در تمام دوره مشروطیت جز آن اول که یک صورتی برایش بود،

صحیفه نور جلد 16 صفحه 91

دیگر شورای نگهبان ما نداشتیم. خوب، این شورای نگهبانی که نداشتیم شما می گوئید که حالا مثل آنوقت است، برای اینکه حالا هم شورای نگهبان نداریم ما؟ یا اگر داریم یک مردمی هستند نظیر مردم آنوقت و نظیر دست در کاران آنوقت؟! آنجا هم که نمی توانید بگوئید، برای اینکه نبود شورای نگهبان، می گوئید بودن شورای نگهبان از نفس این مجلس است و نفس این جمهوریت است که زمان شاه که آن نبود، بهتر بود. اگر می گوئید، آن را هم باز بنویسید.
می آئیم سراغ دولت، من می توانم ادعا بکنم که از آنوقتی که در دنیا دولت تحقق پیدا کرده، تا حالا دولتی مثل دولت ما نبود. اگر آنوقت ها در مجلس افرادی نادری بودند که کارهای مجلس را می خواستند تصحیح بکنند، لکن در دولت ها آنقدری که من سراغ دارم دولتی که روی هم رفته مثل این دولت باشد ما نداریم، نداشتیم یا ملک ها و سلطنه ها و کذا بودند که آنها خوبانشان آن بود که غارتگری را چندان اشکال بر آن نداشتند. من یک دفعه که نخست وزیر، آخری، در اواخر دکتر امینی بود آمد آنجا، به او گفتم که چطور شده است که یک نفر که مثل سایر مردم است، چیزی ندارد، وقتی که وارد می شود در دولت بعد از چند وقت چیزدار می شود؟ این از کجا آمده؟ چطور شده اینطور است؟ خوب، جوابی نداشت که بدهد، جواب هم نمی داد، لابد حالا دارد جواب می دهد!!
می آئیم سراغ قوه قضائیه و کیفیت قضا، شما در چه زمانی سراغ دارید که یک همچو افرادی شورای قضائی را تحقق بدهد؟ اگر اطلاع دارید و ما اطلاع نداریم، خوب، آن را هم تذکر بدهید که قضاوت در زمان محمدرضا، در زمان رضاشاه از حالا بهتر بود، قضات آنوقت از قضات حالا بهتر بودند. قضاوت آنوقت را من می خواهم صحبتی بکنم از آنها ولی شماها می دانید که وضع چه جوری بود و چه اشخاصی بر مال و جان این کشور حکومت می کردند، قضاوت می کردند. حالا این شورای قضائی که از علما تحقق پیدا کرده است شما می گوئید این شورای قضائی از قدرت های قضائی سابق بهتر بود؟ و با همه نقیصه ای که ما داریم و این نقیصه را هم نمی توانیم با این زودی از بین ببریم معذلک قضاء فعلی و قدرت قضاء فعلی اصلاً طرف نسبت با سابق نیست، اگر می گوئید هست اطلاع بدهید. رئیس دیوانعالی کشور را در سابق و حالا پهلوی هم بگذارید، دادستان ها را با دادستان فعلی و همین طور. اینکه می گوئید زمان محمدرضا بهتر از این بود، من دانم، اینها که چیزهائی است که هست.
خوب، می آئیم سراغ ارتش، ارتش زمان محمدرضا بهتر از این ارتشی که هست الان و دارد جانفشانی می کند و دارد در جبهه ها خون خودش را می دهد و می خواهد دفاع کند از کشور خودش، شما اگر سراغ دارید یکی از این ارتشی ها حالا، یکی از کارهائی که آن سپهبدها و بالاتر و پائین ترها می کردند، اگر پیدا کردید یک نفر در بین اینها که این کارها را می کند، معرفی کنید، لکن نمی توانید معرفی کنید. شما شهربانی حالا را بدتر از شهربانی زمان سابق می دانید؟ شماها یادتان رفته است که رئیس شهربانی در همان قم با بزرگتر عالم شما چه می کرد و به شما چقدر اعتنا داشت؟ شما یادتان رفته است که یک حکومتی که می آمد در قم و مرکز تشیع با شماها چه می کرد؟ چه جور رفتار می کرد؟ و

صحیفه نور جلد 16 صفحه 92

در هر جا. حالا، شهربانی حالا از شهربانی زمان محمدرضا بدتر است؟! مثل پاسدارها ما داریم در زمان محمدرضا و در سابق بر او و در طول تاریخ، یک همچو پاسدارهائی ما داریم؟ اگر داریم اطلاع بدهید.

اگر این جمهوری اسلامی و رؤسای آن از بین بروند به جایش مأمور از آمریکا می آید

عمده این است که آقایان یا بی اطلاعند و وارد در مسائل نبوده اند، یک مسجدی رفته اند و یک درسی هم گفته اند و دیگر جهات دیگر را به آنها نگفته اند، یا مطلعند لکن می خواهند بگویند. شمائی که می گوئید زمان رضاشاه بهتر از حالا بود، در زمان رضاشاه شما چه وضعی داشتید؟ نه شما، مرحوم شیخ ما رضوان الله علیه چه حالی داشت؟ در یک قضیه ای که شاید قضیه کشف حجاب بود، مرحوم شیخ رحمةالله، مرحوم آقا شیخ عبدالکریم رضوان الله علیه یک کاغذی به رضاشاه نوشت و راجع به این معنا تذکری داد، جواب نداد، نخست وزیر گفت به عرض اعلیحضرت رسید، ایشان گفتند شما خوب است که مشغول کار خودتان باشید. یک دانه پاسبان اگر می آمد در این شهر مذهبی که چقدر جمعیت مذهبی و چقدر اهل علم داشت می آمد، هر کاری با هر یک از شما می کرد احدی صحبت نمی کرد. شهربانی حالا مثل شهربانی زمان رضاشاه است، محمدرضا شاه است؟! چرا باید ما قدر نعمت خدا را ندانیم؟ من از آقایان می پرسم بسیار خوب، تمام اینها همه شان یک اعوجاجاتی دارند - شما - اگر اینها خدای نخواسته از بین بروند، حکومت را می دهند دست شما؟ می آیند می گویند آقای فلان بیائید شما حکومت کنید؟ اگر این جمهوری اسلامی شکست بخورد، به جای آن یک جمهوری بهتر از این جمهوری می آید؟ سراغ دارید که یک افرادی باشند که بعد از اینکه اینها از بین رفتند آنها بیایند اداره کنند؟ شما می دانید که چشم ها دوخته شده بود که چه اشخاصی بیایند و در اینجا حکومت کنند که بدتر از زمان محمدرضا می شد؟ شما می دانید که اگر این جمهوری از بین برود، این مجلس از بین برود، این رئیس جمهور از بین برود به جای او یک مأموری از آمریکا می آید. ممکن است خیلی هم مقدس مآب باشد، مثل مقدس مآب رئیس شهربانی قم در زمان مرحوم آقای بروجردی، خیلی هم مقدس مآب باشد، لکن کشور شما را از بین ببرد و آنطور به اسلام سیلی بزند که تا ابد نتواند سرش را بالا کند. می توانید فکر کنید که دارید چه می کنید؟ می شود یک شب بنشینید خودتان فکر کنید که تضعیف این ملت و این دولت و این مجلس و امثال اینها چه لطمه ای بر اسلام ممکن است بزند؟

شما کدام ملت را سراغ دارید که با اینهمه زجر و گرفتاری اینطور مستقیم ایستاده باشد

من مدعی هستم که مثل ملت ایران و مجلس ایران و دولت ایران و رئیس جمهور ایران و شورای قضائی ایران و شورای نگهبانی ایران و اینها همه و ملت ایران از صدر تاریخ عالم تا حالا نبوده. بهترین عصرها در اسلام، عصر رسول اکرم است. در عصر رسول اکرم آنوقت که مکه بودند حکومتی در کار نبود، آنوقتی که مدینه آمدند و باب حکومت باز شد، شما می دانید که همین

صحیفه نور جلد 16 صفحه 93

مقدس مآب های مکه و مدینه و همین افرادی که اظهار ارادت می کردند، با پیغمبر چه می کردند؟ شما می دانید که قرآن می گوید این را، خوانده اید این را؟ که اگر به آنها می فرمود که جنگ بروید نمی رفتند، اگر می رفتند با بهانه بر می گشتند؟ شما مثل این پاسدارهایی که اشک می ریزند برای اینکه بروند به جبهه و شهید بشوند کجا سراغ دارید؟ بگوئید. صدر اسلام از یک عده معدود انگشت شماری که بگذرید، دیگر اینها قابل مقایسه با این پاسدارهای ما، با این قوای انتظامی و نظامی ما نیستند. شما کدام ملت را سراغ دارید که با اینهمه گرفتاری و رنج، با اینهمه شهید دادن و خون دادن و با اینهمه زجر و ناکامی اینطور مستقیم ایستاده باشند؟ آن عراق و کوفه و آنها در صدر اسلام و آن مکه و مدینه در صدر اسلام، صدر نورانی اسلام، پیغمبر در زمان خودش غریب تر و مظلوم تر بود از حالا، اطاعتش را نمی کردند، نزدیکانشان هم اطاعتش را نمی کردند. امیرالمؤمنین سلام الله علیه در صدر اسلام مظلومتر از هر حاکمی در هر وقت بود، آنقدر اذیتش می کردند. همان مقدس ها ایستادند مقابلش، گفتند باید قرآن را بالای نیزه کرد، اگر چنانچه قبول نکنی، چه خواهیم کرد. مجبورش کردند به اینکه قبول کند، بعد هم تکفیرش کردند، گفتند توبه کن، تو کافر شده ای. این حال صدر اسلام، بعد هم که حکومت افتاد دست بنی امیه و بنی عباس و اینها چه جور بود وضع، بعد هم که افتاد دست دیگران. کدام زمان را شما سراغ دارید که مثل حالا باشد؟ چرا نعمت خدا را شکر نمی کنید؟ چرا از خدا تشکر نمی کنید که در عصری واقع شده اید که یک همچو ملت دارید؟ در عصری واقع شده اید که یک همچو مجلس دارید، یک همچو دولت دارید، یک همچو رئیس جمهور دارید، یک همچو پاسدار دارید. آقا چرا چشمتان را هم گذاشته اید و دلتان را باز کرده اید برای عقده ها و اینطور انتقاد می کنید؟ ما از شما همراهی نمی خواهیم اما شما تکلیف خدایی را چه می کنید؟ چرا باید با این دولتی که مظلوم است، همه دنیا، همه کشورها تقریباً به او حمله کرده اند، کارشکنی برایش کرده اند، شما دوستان هم کارشکنی می کنید؟ شما می دانید که کارشکنی های شما هم تأثیر خیلی ندارد، لکن من متأسفم از روحیه ای که در بعضی از آنها هست و همین طور بعضی قشرهائی که می گویند که ما اسلام راستین می خواهیم، اسلام راستین. مردیکه می گوید ما اسلام راستین می خواهیم، نه آن اسلامی که می گوید دست دزد را باید برید. قرآن اسلام راستین نیست؟! اگر این دولت برود، یک همچو اشخاصی می آیند روی کار. اگر این جمهوری اسلامی از بین برود، اسلام آنچنان منزوی خواهد شد که تا آخر ابد، مگر در زمان حضور حضرت، نتواند سرش را بلند کند. لابد شما هم می گوئید که باید ما یک دولت کافر ظالمی پیش بیاوریم تا ظلم زیاد بشود، تا حضرت ظهور کند! خوب، یک طریقه ای است. شما خیال می کنید نیست همچو افرادی، یک همچو افرادی هستند که معنا ندارد حکومت باشد، یک حکومت عدل اصلاً نباید باشد، باید جلویش را گرفت تا حضرت تشریف بیاورند.

همه یک مقصد داریم و آن تحقق اسلام است

من امیدوارم که خدای تبارک و تعالی عنایت کند به همه این ملت، به اشخاصی که مخالف

صحیفه نور جلد 16 صفحه 94

هستند با جمهوری اسلامی و اشخاصی که مخالف هستند با اسلام عنایت کند و آنها را به راه صحیح هدایت بفرماید. من امیدوارم که در این سالی که وارد شده ایم به مبارکی و میمنت، یک سالی باشد که ما و همه ملت دست به هم بدهند و این خرابی ها را بسازند و من امیدوارم که این جوان ها، این بچه ها، این بچه های کم سنی که بازی خوردند، آنها هم بیچاره ها به خیال اینکه اسلام راستین به خیال خودشان می خواهد پیاده بشود و این جمهوری نمی گذارد این کار بشود، یادشان دادند، چشم و گوششان را بستند تا بدون اینکه توجه به مسائل بکنند وارد کارهائی بشوند، امیدواریم که آنها هم بیدار بشوند و با ملت همدوش و همصدا باشند. و من امیدوارم که تمام کسانی که دست به کار هستند در دولت، با هم دست به هم بدهند، با هم دوست باشند، افرادی که در مجلس هستند همه با هم رفیق باشند، همه یک مقصد دارید، همه می خواهید که اسلام تحقق پیدا بکند، چرا پس با هم ما دلخوری داشته باشیم.

برادر باشید که مخاصمه کار اهل جهنم است

برادری از اموری است که هم قرآن کریم فرموده است که در این عالم برادرند و هم فرموده است که در بهشت برادر هستند و در سریرها در روبروی هم می نشینند و برادرند. من امیدوارم که این آثار حالا تحقق پیدا کند تا منعکس بشود در آنجا و می دانیم که هر چه در اینجا باشد صورت غیبی اش در آنجا به ما می رسد. ما گرفتار اعمال خودمان هستیم در آن عالم، از خارج به ما چیزی نمی دهند. ما هستیم که بنا می کنیم اساس آن عالم را. اینهمه اعمال شماست که به شما رد می شود (انها هی اعمالکم ترد علیکم. فمن یعمل مثقال ذره خیرا یره) نه اینکه ثوابش را می برد، خودش را می بیند (و من یعمل مثقال ذره شرا یره) خود شر را می بیند، خود آن عمل را در آنجا می بیند. کارهای ما، عقاید ما، اخلاق ما تمام اینها در آنجا منعکس است و من امیدوارم که برادری را در اینجا مستحکم کنیم تا در آنجا منعکس بشود و برادر باشیم. مخاصمه مال اهل جهنم است. (خصام اهل النار) یکی از مصیبت هائی که اهل جهنم به آن مبتلا هستند همین خصامی است که با هم دارند. جنگ و نزاعی است که با هم دارند، به هم می پرند مثل سگ و یکی از کرامت هائی که اهل بهشت دارند آن، برادری و دوستی و محبت است و این باید از اینجا تهیه بشود. چرا ما با برادرهای ایمانی مان، با برادرهائی که همه صالحند، خوبند، می خواهند خدمت بکنند، چرا مخالف باشیم؟ فرضاً رأی یک کسی با رأی دیگری در یک جهتی مخالف است، اختلاف آرا در بین فقها هم الی ماشاءالله است. و من امیدوارم که انعکاس این دولت و مجلس و قوای ثلاثه ای که هست و همه ارتشی ها، انعکاس برادریشان در بهشت باشد و در بهشت همه با هم برادر و در سریرها روبروی یکدیگر نشسته باشند و خداوند توفیق بدهد به همه ما.

دست به دست هم بدهید و نقیصه ها را رفع کنید

و من امیدوارم که این سال، سال خوب باشد، سال سازندگی باشد. گرچه همه سال ها خوب بود، سازنده بود. سال هائی که گذشت، همه اش سازنده بود و همه اش انسان ساز بود، از امتحانات بیرون

صحیفه نور جلد 16 صفحه 95

آمدند اشخاص و اشخاصی که نتوانستند از امتحان بیرون بیایند منعزل شدند و من امیدوارم که در این سال حتی آنهائی هم که مخالفند با جمهوری اسلامی، یک قدری تحمل کنند، تعمق کنند، ببینند که اگر این جمهوری نباشد ما باید یا در حلقوم آمریکا یا در حلقوم شوروی فرو برویم، چاره جز این نیست. به حال اسلام رحم کنند، به حال جمهوری اسلامی رحم کنند. همه چیزش بهتر از همه دوره ها بوده است. البته نقیصه زیاد است، دست به هم بدهند، نقیصه ها را رفع کنند. خداوند انشاءالله به همه شما سلامت و سعادت عنایت کند و این سال جدید را بر همه مبارک فرماید.
والسلام علیکم و رحمه الله