بیانات امام خمینی در میان جمعی از خانواده های شهدای رودسر، کاشان، تبریز و اعضای واحد فرهنگی ستاد جهاد سازندگی تهران

تاریخ: 1359/10/22

کوشش رضاخان در سرکوبی عشایر و روحانیون و منع مراسم و دستجات مذهبی

بسم الله الرحمن الرحیم
این عکس هائی که از شهدا، از جوان های نیرومند ملت ما، در دست شما مردان و زنان هست، غرور آفرین است و موجب تأثر و تأسف. من برای آنها رحمت و برای معلولین سلامت و برای شما و بازماندگان شهدا عافیت و سلامت و صبر از خدای تبارک و تعالی خواستارم. این مصیبت هائی که بر شما وارد شده است، بر همه ملت، بر همه ما وارد است. اینها فرزندان ملت هستند و برادران ما. یک مطلبی که باید عرض کنم و تنبه بدهم این است که این قدرت های بزرگ از زمانی که رضاخان آمد به ایران و رضاخان را فرستادند برای ایران تا این زمانی که نهضت شما ملت اسلامی تحقق پیدا کرد، حساب هایی کرده بودند پیش خودشان و آن حساب هایی روی موازین دنیا و مادیت بود و بعضی حساب ها را نکرده بودند. یعنی نمی توانستند بعضی از مطالب را توجه پیدا کنند و حساب رویش بکنند. در زمان رضاخان کوشش های زیادی برای راه باز کردن به این ملت ها و خصوصا ایران و راه باز کردن برای تحت سلطه قرار دادن ملت ما چپاولگری های بی حساب، راه های مختلفی را داشتند. یک راه این بود که عشائر این کشور را سرکوب کنند و آنها را از حال عشائری بیرون بیاورند و به اصطلاح خودشان تخته قاپو کنند. برای اینکه می دیدند که این عشائر برای ایران یک پشتوانه است، این عشائر مختلفی که در ایران هست، در همه جای ایران عشائر هستند، در خوزستان هست، در کردستان هست، در کرمانشاه هست، در فارس هست، در سیستان و بلوچستان و آذربایجان و همه جا از این عشائر زیاد هستند و اینها یک پشتوانه ای بودند از برای ایران و آنها کوشش داشتند به اینکه عشائر را سرکوب کنند و لهذا همه عشائر را تقریبا سرکوب کردند به وسیله رضاخان و حالا ما می فهمیم که عشائر چه نقشی دارند در ایران، در عین حالی که الان بعضی عشائر ایران وارد جنگ هستند، ولی این بعضی عشائر کارهای شجاعانه می کنند و عشائر دیگر از قبیل عشائر بختیاری، عشائر قشقایی فارس و عشائر امثال اینها، همه اینها به اسلام وفا دارند و داوطلبند از برای اینکه به جبهه ها بروند و امید است که احتیاج نباشد به اینکه همه عشائر ایران وارد جبهه ها بشوند و ما امروز می فهمیم که آنها به واسطه مطالعاتی که داشتند برای عشائر چه قدرتی قائل بودند، آنها ضربه ای از تنگستانی خورده بودند و در صدد این بودند که عشائر را بکلی از بین ببرند، این یک نقشه ای بود که

صحیفه نور جلد 13 صفحه 276

در آنوقت اینها کشیدند، چنانچه سرکوبی روحانیون نیز همانطور بود. آنها از روحانیون در طول تاریخ صدماتی دیده بودند و خصوصا انگلستان در باب قضیه قرار داد تنباکو صدمه دیده بود، از این جهت یکی از نقشه ها هم این بود که این قدرت را از ملت بگیرند و این را سرکوب کنند و ملت را از آنها و آنها را از ملت جدا کنند و مسائل دیگری که در زمان رضاخان بود از قبیل این منع کردن به دستجاتی که در همه ایران در ماه محرم و صفر این دستجات بیرون می آمدند، این هم قدرتی بود و آن را هم ممنوع کردند در آنوقت و امثال اینها که زیاد است، تا نوبت رسید به پسر خلف او که همانطور که او جنایتکار و خائن بود این از پدر در آن جهت جلو افتاد و او هم آن کرد که شما همه می دانید و تفصیلش را لازم نیست عرض کنم، تا وقتی که انقلاب شد.

ابطال نقشه های عمال اجانب با مقاومت و هماهنگی قوای انتظامی و سپاه پاسداران در برابر حمله متجاوزین

در وقتی که انقلاب شد، شما دیدید که آن سران ارتش که فاسد بودند یا فرار کردند یا گرفتار شدند، لکن اصل ارتش که به حسب طبیعتش وفادار به کشور و اسلام است بود، از آنوقت شروع کردند به اینکه ارتش طاغوتی است نباید باشد، دنبال این مطلب تا حالا هم صحبت هست. این ارتشی که نشان داد در همین جنگ هائی که شده است مرتبه وفاداری خودش را و قدرت خودش را، آنها برای اینکه دیدند ارتش توجه به ملت پیدا کرد و متصل به ملت شد او را هم یک خاری بر چشم خودشان حساب کردند، از این جهت آن عناصری که با آنها همدست هستند و خدمتگزار به آنها هستند، در مطالبی که در طول این مدت بعد از انقلاب می گفتند همه اش راجع به این بود که این قوای انتظامیه ای که هست و این قوای نظامی که هست اینها همه طاغوتی هستند، نه ما باید ارتش داشته باشیم و نه ما باید ژاندارمری داشته باشیم و نه ما باید شهربانی داشته باشیم، همه اینها باید کنار گذاشته بشود از سر شروع کنیم. این هم معلوم شد که این نقشه هم برای چه بوده و امروز که نقش مهمی، بالاترین نقش را این ارتش و این ژاندارمری و این شهربانی دارند معلوم می شود که آنها از چه می ترسیدند و می خواستند چه بکنند می خواستند ما امروزی که مبتلا هستیم به جنگ بین قوای بعثی کافر، ما هیچ نداشته باشیم و آنها همه چیز، و از آنها هم بیشتر راجع به پاسدارها بود که پاسدارها هم تمام قدرت آنها صرف این می شد که پاسدار اصلا لازم نیست، کافی است همانی که بود و می خواستند که پاسدارها را از معرکه بیرون کنند و ما دیدیم که نقش این پاسدارها هم جنگ چه بود و الان بحمدالله پاسدار و پاسبان و ژاندامری و ارتش و عشائر و سایر قوای مردمی و بسیج و همه اینها هماهنگ اند و قدرت باطل را در هم کوفته اند و خواهند کوبید. این نقشه ها بود که اینها کشیده بودند، امروز هم در صدد همین نقشه ها هستند و شما باید غافل نباشید از این چیزهائی که منتشر می کنند، شما باید توجه داشته باشید که هر گروهی که بیشتر مورد حمله بود و این اشخاص منحرف بیشتر به او حمله می کردند و می کنند، بدانید که این برای ملت مفیدتر است و برای اجانب مضرتر، اگر دیدید پاسدارها را بیشتر می کوبند،

صحیفه نور جلد 13 صفحه 277

بدانید که آنها از پاسدار زیاد می ترسند، اگر دیدید ارتش را سرکوب می خواهند بکنند و با ملت جدا کنند بدانید که از او هم می ترسند و همین طور و اگر دیدید که روحانیون را می خواهند از صحنه بیرون کنند و بدانید که آنها از روحانیون می ترسند و ترسیده اند سابق هم.

ملت ما، جریان تاریخ را عوض کرد

شما برادرهای ما که بازماندگان افتخار ایران هستید، بازماندگان اشخاصی هستید که در تاریخ افتخار برای ایران اثبات کرد و ثبت کرد و شما معلولانی که افتخار برای ایران آفریدید، مطمئن باشید که در دنیا و در آخرت اسم شما ثبت است. شما تاریخ را عوض کردید، ملت ما تاریخ را تاریخ دیگر کرد، جریان تاریخ را عوض کرد، آنها هم حساب همه چیز را می کردند الا یک حساب و آن حساب معنویت. آنها از چشم های چپ نگاه می کردند به دنیا که چشم عمیاست، از چشم نابینا نسبت به معنویات که چشم راست انسان است نظر می کردند، هم چپی ها و هم راستی ها، آنها با آن چشم کج بین خودشان حساب عشائر را کرده بودند، حساب روحانیون را هم کرده بودند، حساب ارتش را هم بعد کرده بودند، حساب قوای نظامی و انتظامی را هم کرده بودند، حساب پاسدارها را هم کرده بودند، لکن یک حساب را نکرده بودند و آن حساب معنویت بود. آنها توجه به این نداشتند که ملت همه با هم علاقه به خدا دارند و علاقه به اسلام. آن علاقه ای که پیشقدم می شوند به واسطه آن علاقه برای فداکاری و برای شهادت. ما هر روز می بینیم اشخاصی که می آیند با من صحبت می کنند، مصافحه می کنند، بینیم که اشخاصی می آیند و گریه می کنند می گویند که برای ما - دعای - دعا بکن شهید بشویم. من دعا می کنم که پیروز باشند و ثواب شهید به آنها داده بشود. این حساب را نکرده بودند، اینها تاریخ صدر اسلام را یا ندیده بودند یا غفلت از آن کرده اند. صدر اسلام اسلحه و مهمات غلبه نکرده برد تا امپراطوری به آن عرض و طول، برای اینکه اسلحه نداشتند مسلمین هر چند تایشان یک شتر داشتند، چند تایشان یک اسب، شاید در همه لشکرشان چند تا اسب بود، شمشیر کندی یا تیزی. آن طرف چه امپراطوری ایران و چه امپراطوری روم دارای همه چیز بودند تمام ساز و برگ های جنگی که در آنوقت در اختیار آنها بود مجهز به همه جهازهای جنگی بودند، لکن فقط یک چیز را نداشتند و آن ایمان. چون ایمان نداشتند باید در بعضی از جنگ ها آنها را امر می کردند که ببندند به هم این ارتش خودشان را که فرار نکنند، با زنجیر اینها را به هم می بستند از قراری که در تاریخ هست و می آوردند در جبهه جنگ. امروز هم برادرها شما بدانید این را که مخالفین ما همه چیز دارند الا ایمان و شما ایمان دارید که فوق همه چیز است و بحمدالله همه چیز هم دارید.
من امید این را دارم که همانطوری که در صدر اسلام، قدرت ایمان آن امپراطوری های بزرگی که بر تقریبا همه دنیای آنوقت سلطه داشتند و همه قدرت ها دست آنها بود و ارتش اسلام با ایمان خودش و با اعتقاد به مبداء و معاد غلبه کرد بر آنها، شما هم در عین حالی که مقابل سلطه های بزرگ و قدرت های بزرگ همه ماها با حساب دنیائی ناچیز هستیم، با حساب معنویت به همه مقدم بشوید انشاء

صحیفه نور جلد 13 صفحه 278

الله و همه قدرت ها را منع کنید از دخالت در کشور خودتان و انشاء الله این نظام فاسد بعثی را که در حال احتضار است آن را هم به قبرستان بفرستید. لکن توجه به این معنا که باید این ایمان را حفظ کنید و آن وحدیت که به تبع ایمان برای شما حاصل شده است آن را هم حفظ کنید. ما اگر شهید دادیم زیاد، معلول دادیم زیاد و خیلی از جوان ها را از دست دادیم، لکن ایمان را بحمدالله ملت ما زن و مردش، بزرگ و کوچکش ایمان را از دست نداده است و مطمئن به این است که با ایمان خودش به همه قدرت هائی که قصد تجاوز داشته باشند غلبه خواهد کرد. خداوند همه شما را پیروز کند و شهدای ما را به رحمت خودش و اصل کند و معلولین ما را شفای عاجل عنایت کند و به همه ملت ما اجر و مزد و وحدت کلمه عنایت فرماید.
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته