بیانات امام خمینی در جمع گروهی از اعضای جامعه زنان انقلاب اسلامی منطقه شمیران و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی

تاریخ: 1359/04/21

کودتا در یک کشوری واقع می شود که حکومت آن جدای از مردم باشد

بسم الله الر حمن الرحیم
از خانم ها و آقایان تشکر می کنم که در این موقع که نزدیک ماه مبارک رمضان است در اینجا اجتماع کردند و ما با چند کلمه ای از آنها هم قدردانی می کنیم و هم بعضی مسائل را در میان می گذاریم و هم راجع به ماه مبارک رمضان چند کلمه عرض می کنیم. این اشتباه است که مخالفین جمهوری اسلامی درصدد برآمده اند برای این کارهای بچه گانه و شرارت مآبانه. اینها مقایسه کرده اند جمهوری اسلامی ایران را به حکومت های دیگر که گاهی حکومتی می آید و یک حزبی یا یک فرد ارتشی ای با یک عده قیام می کند و آن حکومت را از بین می برد و یک حکومتی به جای او می نشاند یا یک رژیمی را از بین می برد یک رژیم دیگری می آورد. اینها مقایسه حکومت اسلام را و نهضت اسلامی را با سایر نظام ها و با سایر حکومت ها عوضی گرفتند و لهذا هم گروه هائی که توجه ندارند به عمق این انقلاب و هم بعضی از افراد سیاسی و ارتشی و اینهائی که به خیال خودشان می خواستند که در این سفره هم مثل سفره قبل یک حظ وافری داشته باشند و دستشان در دزدی و در کارهای خلاف باز باشد و حالا امیدشان کم کم دارد قطع می شود دست به یک همچو کارهائی می زنند بدون توجه به عمق مسائل. کودتا در یک کشوری که واقع می شود آن کشوری است که یک حکومتی دارد و جدای از مردم و مردم هیچ کاری به آن حکومت ندارند یا ناراضی هستند که غالباً هم ناراضی هستند. اینجا یک تضاد و تعارضی بین سران کشور و حزب ها مثلاً یا صاحب منصب های لشکری یا اشخاص سیاسی کشور واقع می شود و ملت حضور ندارند در آنجا، اینها حضور ملت را نمی فهمند یعنی چه، یا می فهمند و از بس که حب جاه دارند و حب مال دارند دست و پا می زنند که شاید، شاید در یکصد احتمال یکی بتوانیم. اینها نمی دانند که فرق است ما بین قیام های سیاسی، قیام های ملی، قیام هائی که برای آمال دنیایی است با این نهضت اسلامی. نهضت اسلامی ایران ابداً نه ملیت و ملیت گرائی خصوصاً به آن معنای فاسدش در آن دخالت داشت و دارد و نه احزاب سیاسی و طبقه روشنفکر و این مسائلی که در سایر جاها هست، این نهضت از نفس توده مردم، از نفس توده زن و مرد مردم بلند شد و به همانطور که مردها وارد میدان بودند بانوان محترم هم وارد بودند بلکه حظ اینها و زحمات اینها بیشتر از مردها باید گفت بود برای اینکه وقتی که بانوان می آیند در میدان، قوه مردها دو چندان می شود یا ده چندان می شود، مردها

صحیفه نور جلد 12 صفحه 236

نمی توانند ببینند که خانم ها در میدان آمده اند و آنها کنار بروند. یک توده مسلم، یک سی و پنج میلیون جمعیت - به استثنای چند صد تا آدم های منحرف - مؤمن به خدا، مؤمن به اسلام، مؤمن به قرآن کریم، یک سی و پنج میلیون همصدا، با ایمان به خدا و قرآن کریم برخاستند از جا. در هر خانه ای بروید می بینید که همان مسائل نهضت هست تمام حرف هائی که بیشتر بین خانم ها هم با هم در مجالس بوده است به طوری که من اطلاع پیدا کرده ام یا مردها در مجالسشان بوده تمام آن مسائل برگشت یکدفعه به مسائل سیاسی. تمام طبقات کشور، زن و مرد و بزرگ و کوچک یکوقت مسائلشان برگشت به مسائل سیاسی، حتی گاهی بعضی بچه های کوچکی که در منزل ما هم می آیند گاهی اینها هم وقتی که بازی می کنند بازی سیاسی می کنند یکی شان نقش رئیس جمهور را، یکی شان نقش مثلاً یکی دیگر را همین طوری. یک همچو واقعه ای که در ایران واقع شد این عمقش را باید این اشخاص که نظر دارند بفهمند قضیه چیست؟ در چه موقع بود در طول این پنجاه سالی که خوب، بسیاری یادشان هست یا ده، بیست سالی که همه تان یا اکثرتان یادتان هست چه وقت بود که همانطوری که مردها وارد در میدان نبرد بودند، زن ها هم وارد بودند، زن ها هم جلو می افتادند، زن هم بچه های کوچکشان را به آغوش می کشیدند و اگر دو تا بود یکی اش هم دستش را می گرفتند و وارد می شدند در تظاهرات و در مقابل این توپ و تانک و امثال اینها. چه وقت در ایران شماها و ما یادمان هست که اینطور انسجام باشد بین گروه های مختلف ملت و اینطور در امور کشوری و سیاسی همه حضور داشته باشند. اگر یک وقتی یک قصه ای هم در کشور واقع می شد حتی مردها هم، یک محله تهران اصلاً مطلع از این چیزها نمی شدند خانم ها هم بی تفاوت بودند، مردم هم بی تفاوت بودند، آنها هم که مطلع می شدند بی تفاوت بودند. این حضوری که الان تمام قشرهای ملت دارند این حضور هیچ وقت نبوده است. همه افراد ملت الان در مسائل سیاسی و مسائل اجتماعی حاضرند و خودشان را موظف می دانند، اگر یک مطلبی واقع بشود که برخلاف موازین باشد اینطور نیست که بی تفاوت باشند، مردم کار نداشته باشند، خانم ها هم مشغول کار دیگری باشند خیر، اینجور نیست. حالا شما خانم ها که خداوند تاییدتان کند و شما پاسدارها که خداوند همه تان را تایید کند با هم حاضرید در صحنه. این اشخاصی که خیال کردند که یک کودتائی بکنیم و یک چند نفر را بکشیم و یک مثلاً جاهائی را بکوبیم اینها خیال می کنند که یک جاست مرکز، یک محله است مرکز یا چند محله است مرکز یا چند محله است مرکز. اگر فرض کنید آن محل، آن محل کوبیده بشود همانطوری که در کودتاهای دیگر وقتی آن رأس را کوبیدند دیگر، دیگران کم کار داشتند یا کار نداشتند حالا هم اینطوری است، حالا همه خانه ها مرکز است، همه افراد ملت ما سپاه اسلام هستند. مساله، مسأله عقیدتی است نه مسأله مادی. خانم ها برای اینکه یک چیزی مثلاً دستشان بیاید یا یک فرض کنید که صاحب منصب بشوند نمی آیند بیرون خودشان و بچه هایشان را به کشتن بدهند، این اسلام و قرآن است که خانم ها را آورده است بیرون و همدوش مردها بل جلوتر از مردها وارد در صحنه سیاست کرده. همه خانه های این ملت خانه امید ماست. اینها گمان می کنند با کوبیدن یک خانه یک نفر را یا صد نفر را یا یک دویست، پانصد نفر را کشته کارها تمام است. مرد و زن این کشور همه پاسدار اسلام هستند، مساله،

صحیفه نور جلد 12 صفحه 237

مسأله عقیده است نه مساله، مسأله مادیت و به دست آوردن یک چیزی تا اینکه بیائید بگوئید که خوب، وقتی نمی شود دیگر برویم کنار، خیر مسأله عقیده است، دفاع از اسلام، تا آن آخر فردی که زنده است باید دفاع بکند یا سی و پنج میلیون جمعیت باید از بین بروند، کشوری دیگر نیست تا اینکه کودتائی باشد و هرگز نخواهد اینطور شد، اینها اشتباه دارند، نمی فهمند. هی روشنفکرهایشان دعوای فهم و سیاست می کنند و عرض می کنم که جبهه های این طرف، آن طرفشان هی ادعای این مسائل را می کنند و ارتشی ها هم که یک طبقه شان باز توجه به مسائل ندارند اینها و همه کور فهمی شان از این است که این عمق مسأله را نفهمیده اند، باز نفهمیده قدرت اسلام را، اینها باز توجه به این معنا ندارند. این پاسدارها را کی رفته دعوتشان کرده که بیائید پاسداری کنید؟ این کمیته های از سرتاسر کشور را کی رفته دعوتشان کند که بیائید کمیته درست کنید؟ این دانشجو و دانشمند و نمی دانم اجزاء دیگر این کشور را کی رفته بسیج شان کرده؟ این بانوان را کی بسیج کرده که در همه شوون کشور دخالت می کنند و دخالت بجائی هم می کنند؟ اینها را کسی، اینها را خدا دعوت کرده است، اینها لبیک برای خدا دارند می گویند. یک مملکت اینطوری را خیال نمی شود کرد که کسی بتواند یک همچو مملکتی را با کشتن یک عده ای، فرضاً هم شما بکشید فرضاً هم فانتوم هائی بیاید و این محل و آن محل، آن محل را بکوبد. مگر اینجا الان قیامش به مثلاً فلان آدم است؟ خیر، مسأله اینها نیست، همه اشتباه اینها این است که اسلام را نمی شناسند از باب اینکه نبودند توی اسلام تا بفهمند چه خبر است، شاید تاریخ اسلام هم اینها اصلش بنا دارند نخوانند، از بس با اسلام مخالفند شاید تاریخ اسلام را دلشان نخواهد بخوانند، اینها نفهمیده اند که در اسلام چه گذشته است. در تاریخ اسلام چه وقایعی اتفاق افتاده، اسلام چه جور پیش رفته است، همه چیز را به همین جهات مادی و به همین جهات به قول خودشان سیاسی دست چندم که دست اینها هست مقایسه می کنند از این جهت یک وقت یک همچو کارهائی می کنند یا دعوت یک همچو کارهائی. اسلام این کار را انجام داد. مگر غیر اسلام می توانست یک مملکتی را از اول تا آخر، از بچه تا بزرگ بسیج کند برای یک مطلب؟ اینها هر کدام یک مقاصد علیحده داشتند قبل از این نهضت، هر کس یک کار علیحده داشت کاری به این مسائل نداشتند، آن که همه اینها را به هم پیوند داد و بسیج عمومی کرد آن اسلام بود که کرد. اسلام را بروند بشناسند ببینند چی هست تا دیگر اینطور خطاکاری ها را نکنند. ما فرض می کنیم که آمدند و این چند نفر از سران موثر این کشور را از بین بردند مگر ملت ایران برای نخست وزیر و برای فلان آدم و فلان آدم قیام کرده است؟ مگر قیام در دست کسی هست؟ مگر کسی مهار قیام این کشور در دستش هست؟ همه، همه هستند، اشخاصی که خودشان در این مسائل وارد هستند، همه ملت وارد در این مسائل هستند. این اشتباه باید رفع بشود تا به این خطاها نیفتد و بعد هم به این محاکمه کشیده نشوند، این اشتباه را رفع بکنند همه گروه ها، همه گروه های سیاسی و همه گروه های روشنفکر و همه گروه های مختلفی که در این کشور هست این اشتباه را رفع بکنند، توجه به این معنا داشته باشند که مسأله کودتا در کجا می شود نتیجه پیدا کند، در کجا نمی شود، بفهمند که قضیه

صحیفه نور جلد 12 صفحه 238

بسیج عمومی یک ملت از مرکز گرفته تا سرحدات هر جا بروی یک کلمه هست، هر جا می رفتی صحبت بود از اینکه جمهوری اسلامی می خواهیم مگر بشر می تواند یک همچو بسیجی را بکند الا به تمسک به کتاب و سنت. آن مغزهای با ایمان است که قیام کردند، آن مغزهائی است که الان هم وقتی جوان هایشان، چه جوان های از بانوان و چه جوان های از مردها وقتی با من ملاقات می کنند کراراً، نه یک دفعه و نه ده دفعه، از نجف که بودم تا اینجا حالا هم همین طور است هی از من می خواهند که شما دعا کنید ما شهید بشویم من هم دعا می کنم که پیروز بشوید. یک همچو، یک همچو مغز با ایمانی و یک همچو قلب نورانی را مگر ممکن است با کودتا از بین برد؟ این اشتباه را اینها از خودشان رفع کنند و توجه کنند به ماهیت نهضت اسلامی و به ماهیت اسلام و به ماهیت کتاب کریم و به ایمان، اگر توجه به این مسائل بکنند دیگر نه آن کسی که بخواهد با شلوغ کردن، دانشگاه را به هم زدن، دست به این کارها می زند و نه آن کسی که فرض کنید که می خواهد یک تظاهری بکند و یک کاری بکند. اینها اگر ماهیت مسأله را بفهمند و بفهمند که پیشرو این قضیه اسلام است، امام این قضیه، امام زمان است، اگر این را بفهمند که این مغزهای سی و پنچ میلیون جمعیت ایران نورانی است و به نور اسلام زنده است در فکر این نمی افتند که ما برویم یک عده ای را بکشیم و بعد زمام را دستمان بگیریم مگر می شود یک همچو چیزی، بله، آنجائی که زمام همین بود که یک رده بالایی بود و حکومت می کرد به مردم، مردم هم هیچ کاری نداشتند آن رده بالا، یک رده دیگری می آمدند آنها را کنار می زدند، آنها می شدند آنها، همان اما قضیه این نیست که ما یک رده ای داشته باشیم و یک بالا و پائینی، همه، همدوشند، برادر و خواهرند همه و همه خودشان را سهیم می دانند در این مسائل، برای اینکه اسلام هست اسلام اختصاص به یک شخص - دانه شخصی - ندارد، ایمان است، ایمان مربوط به یک کسی - دانه کسی - ندارد، خانه به خانه باید این اشخاص که خیال کردند، خانه به خانه باید بروند و جنگ کنند آن هم در همه کشور نه در تهران، تهران را اگر چنانچه فرض بکنید، فرض محال که شما تهران را تسخیر کنید سایر مملکت قیام کردند برخلافتان، آنها می آیند تهران را از دست شما می گیرند. باید یک ابزاری بیاورد آمریکا و یک اشخاصی بیاورد آمریکا یا سایر کسانی که می خواهند، خیال می کنند در اینجا باید یک کاری انجام بدهند که سی و پنج میلیون جمعیت را از صحنه بیرون کند. آن چه ابزاری است که می تواند سی و پنج میلیون جمعیت زن و مرد که همه مجهز و همه حاضر در قضایا هستند این بخواهد از صحنه بیرون کند؟ این امر محالی است. کسی را که خدا به میدان آورده نمی تواند بختیار از میدان خارج کند یا کارتر از میدان خارج کند. کسی که اعتیاد دارد نمی تواند کودتا بکند حرف است، اینها حرف است که می زنند که بنا بود که بیاید، کی بیاید؟ آن اگر دو ساعت از وقتش بگذرد آنطور که می گویند خوب، کی باید؟ عمده همین است که اسلام را نمی شناسند، خیال می کنند اسلام یک رژیمی است مثل رژیم آمریکا، مثل رژیم شوروی. شوروی و آمریکا همان رده بالا هستند، مردم دیگر، مردم کشور خودش برخلافش هستند. آن رده بالا یک حکومتی می کنند و یک زوری می گویند و یک چرایی می کنند در مملکت. مردم دیگر حاضر قضایا نیستند اینطور نیست که مردم دیگر مثل ایران

صحیفه نور جلد 12 صفحه 239

حاضر باشند در مسائل سیاسی، بانوانشان همه حاضر باشند. اسلام را اگر بشناسند و بفهمند این اسلام چی هست و یک قدری تاریخ اسلام و قضایائی که در صدر اسلام واقع شد، شما ببینید در یک جنگی که واقع شده است وقتی که یک قلعه ای را بسته بودند و کفار در آن نشسته بودند و خوب، آن وقت هم که وسایلی نبود که بروند بالا و بمباران کنند باید این قلعه فتح بشود، خوب، دیوارهای بلند و کذا. یکی از سردارهای اسلام گفت که: نیزه ها را زیر سپر بگذارید من می نشینم روی سپر، من را بالا کنید تا بروم به دیوار برسم می روم آنجا با آنها در داخل جنگ می کنم، در را باز می کنم. یک نفر برای یک جمعیتی که یک قلعه را داشتند همین کار را کردند، این نیزه ها را زیر سپر گذاشتند او نشست روی سپر با این نیزه ها بلند کردند تا به برج رسید، به دیوار رسید آن شخص رفت در آنجا و جنگ کرد و در را باز کرد. این اسلام است که این کار را می کند، این ایمان است که این کار را می کند. این قشرهای مختلفی که انحراف دارند خوب است یک قدری مطالعه کنند در اسلام، خوب است یک قدری مطالعه کنند در تاریخ اسلام، خوب است یک قدری بفهمند که معنی ایمان چیست.

در ماه مبارک رمضان خودتان را تقویت کنید به قوای روحانی

ماه مبارک رمضان نزدیک شد و در این ماه مبارک خودتان را تقویت کنید به قوت های روحانی. در یک حدیث است که پیغمبر اکرم فرمودند که ماه رمضان آمد، اقبال کرد آمد، در ضمنش می فرمایند که (دعیتم الی ضیافه الله) ضیافت های خدا با ضیافت های مردم این است فرقش که وقتی شما را یک اشخاصی دعوت بکنند به یک مهمانی وقتی بروید در آن مهمانی به حسب فراخور حال یک چیزهائی برای خوردنی و یک چیزهائی برای تفریح و این چیزهاست. ضیافت خدا در ماه رمضان یک شعبه اش روزه است، آن ضیافت خداست، یک شعبه اش روزه است و یک کار مهمش که مائده غیبی و آسمانی است قرآن است. شما دعوت شده اید به مهمانی خدا و شما در ماه رمضان مهمان خدا هستید. مهماندار شما، شما را وادار کرده است به اینکه روزه بگیرید. این راه هائی که به دنیا باز است و شهوات هست و اینها را، اینها را سدش کنید تا مهیا بشوید برای (لیله القدر) ماه شعبان مقدمه است برای ماه مبارک رمضان که مردم مهیا بشوند برای ورود در ماه مبارک رمضان و ورود در (ضیافه الله) . شما وقتی که می خواهید به مهمانی بروید خوب، یک وضع دیگری غالباً البته، یک وضع دیگری خودتان را درست می کنید. لباس تغییر می دهید و یک طور دیگری وارد می شوید آنطوری که در خانه هستید یک تغییری می دهید، ماه شعبان برای این است که همان مهیا بودنی که می خواهید مهمانی بروید، خودتان را مهیا می کنید و سرو ظاهرتان را، سر و صورتتان را یک قدری فرق می گذارید با آنوقتی که در خانه هستید، در ضیافت خدا، ماه شعبان برای مهیا کردن این افراد است، مهیا کردن مسلمین است برای ضیافت خدا. عددش آن مناجات شعبانیه است. من ندیده ام در ادعیه، دعائی را که گفته شده باشد همه امام ها این را دعا می خواندند. در دعای شعبانیه این هست که من یادم نیست که در یک دعای دیگری دیده باشم که همه ائمه این را می خواندند. این مناجات شعبانیه برای این است که

صحیفه نور جلد 12 صفحه 240

شما را، همه را مهیا کند برای (ضیافة الله)

آن که سبکبار می کند انسان را و از این ظلمتکده بیرونش می کشد ادعیه است

یک کج فهمی هائی در انسان هست که این کج فهمی ها گاهی خیلی زیاد می شود. اینها دعا را نمی فهمند چی هست لهذا خیال می کنند که حالا ما خوب، قرآن را می گیریم دعا را رها می کنیم. اینها نمی فهمند که دعا اصلاً چی هست، مضامین ادعیه را نرفته اند ببینند که چی هست به مردم چی می گوید، چه می خواهد بکند، اگر نبود در ادعیه الا دعای مناجات شعبانیه، کافی بود برای اینکه امامان ما، امامان بحقند. آنهائی که این دعا را انشاء کردند و تعقیب کردند. تمام این مسائلی که عرفا در طول کتاب های طولانی خودشان - یا - یا خودشان گویند در چند کلمه مناجات شعبانیه هست، بلکه عرفای اسلام از همین ادعیه و از همین دعاهائی که در اسلام وارد شده است از اینها استفاده کرده اند و عرفان اسلام فرق دارد با عرفان هند و جاهای دیگر. این دعاهاست که به تعبیر بعضی از مشایخ ما قرآن، می فرمودند که قرآن، قرآن نازل است، آمده است به طرف پائین و دعا از پائین به بالا می رود این قرآن صاعد است. معنویات در این ادعیه، آنی که انسان را می خواهد آدم کند، آنی که این افرادی که اگر سرخود باشند از همه حیوانات درنده تر هستند این ادعیه با یک زبان خاصی که در دعاها هست اینها این انسان را دستش را می گیرد و می بردش به بالا، آن بالایی که من و شما نمی توانیم بفهمیم، اهلش هستند. یکدفعه آدم می بیند که کسروی آمد و کتابسوزی، مفاتیح الجنان هم جزو کتاب هائی بود که سوزاند، کتاب های عرفانی را هم سوزاند. البته کسروی نویسنده زبردستی بود ولی آخری دیوانه شده بود یا یک مغزی است که این مغز بسیاری از شرقی ها اینطوری هست که تا یک چیزی، چهار تا کلمه ای یاد می گیرند ادعاشان خیلی بالا می شود. کسروی آخری ادعای پیغمبری می کرد، نمی توانست به آن بالا برسد آنجا را می آورد پائین. این کتاب مفاتیح الجنان یک کتابی است که مال حاج شیخ عباس قمی نیست شیخ عباس قمی، او جمع کرده اینها را - در ادعیه را جمع کرده در آنجا. این آدمی که کتاب مفاتیح الجنان را سوزانده یا یک روزی برای سوزاندن امثال کتاب مفاتیح الجنان درست کرده بود این نمی دانست کتاب مفاتیح الجنان چی تویش است، شاید یک دفعه هم مناجات شعبانیه را هم نخوانده بود، فکرش اینطور فکر نبود. این دعاهائی که در ماه ها هست، در روزها هست خصوصاً در ماه رجب و شعبان و ماه مبارک رمضان اینها انسان را همچو تقویت روحی می کند اگر کسی اهلش باشد ماها که نیستیم، همچو تقویت روحی می کند و همچو راه را برای انسان باز می کند و نور افکن است برای اینکه این بشر را از این ظلمت ها بیرون بیاورد و وارد نور بکند که معجزه آساست. به این دعاها عنایت بکنید گول بعضی از نویسنده ها و مثل امثال کسروی را نخورید که ادعیه را تضعیف می کردند. این تضعیف، تضعیف اسلام است، نمی فهمند اینها، بیچاره اند، نمی دانند در این کتاب چه چیزها هست. همان مسائل قرآن است با لسان دیگری که لسان ائمه باشد. لسان قرآن یک جور زبان است، زبان دعا یک جور زبان است، زبان علما و عرفا و اینها هم یک زبان دیگر است آن که سبکبار

صحیفه نور جلد 12 صفحه 241

می کند انسان را و از این ظلمتکده می کشد او را بیرون و نفس را از آن گرفتاری ها و سرگشتگی هائی که دارد خارج می کند این ادعیه ای است که از ائمه ما وارد شده اند، ائمه ما علیهم صلوات الله که تقریباً همه شان گرفتار به یک ابرقدرت هائی بودند که نمی توانستند یک کاری را انجام بدهند شاخص، علاوه بر آن هدایت های زیرزمینی که می کردند این ادعیه برای تجهیز مردم بود، برخلاف آن دولت های قاهری که بودند همین ادعیه بودند که اشخاص وقتی که ادعیه را می خواندند قوت روحی پیدا می کردند و سبکبار می شدند. و شهادت برای آنها هین و آسان می شد. این ادعیه در ماه مبارک رجب و خصوصاً در ماه مبارک شعبان اینها مقدمه و آرایشی است که انسان به حسب قلب خودش می کند برای اینکه مهیا بشود برود مهمانی، مهمانی خدا، مهمانی ای که در آنجا سفره ای که پهن کرده است قرآن مجید است و محلی که در آنجا ضیافت می کند مهمش (لیله القدر) است و ضیافتی که می کند ضیافت تنزیهی و ضیافت اثباتی و تعلیمی. نفوس را از روز اول ماه مبارک رمضان به روزه، به مجاهده، به ادعیه مهیا می کند تا برسند به آن سفره ای که از آن باید استفاده کنند و آن (لیله القدر) است که قرآن در آن نازل شده است. این ضیافت الهی انسان را منقلب باید بکند از این جهت حیوانی به آن جهت واقعی، انسانی، از آن ظلمت هائی که اطلاع به آن داریم منقلب کند انسان را به آن نورهائی و آن نورها و نور مطلقی که همه عالم تبع اوست.
همه دعوت انبیا این بوده است که مردم را از این سرگردانی ای که دارند هر که یک طرف می رود و هر که یک مقصدی دارد این مردم را از اینجا دعوت کنند و راه را نشان شان بدهد که این راه است، دیگر آن راه ها که می روید رها کنید، راه همین است (هدنا الصراط المستقیم) ، (ان ربی علی صراط المستقیم) آن طرف، طرف ندارد، دنیاست و ماورای آن، آنچه که مربوط به نفسانیت انسان است، شهوات انسان است، آمال و آرزوهای انسان است این دنیاست آن دنیائی که تکذیب شده است. این عالم طبیعت، این عالم طبیعت نور است، دلبستگی های به این عالم انسان را بیچاره می کند، ظلمت ما از این دلبستگی هائی است که ما داریم به این دنیا، به این مقام، به این مسند، به این اوهام، به این خرافات. همه انبیا آمدند برای اینکه دست شما را بگیرند از این علائقی که همه اش بر ضد آنی است که طبیعت و فطرت شما اقتضا می کند، شما را دستتان را بگیرند و از این علائق نجاتتان بدهند و واردتان کنند به عالم نور. اسلام هم در راس همه ادیان است برای یک همچو مقصدی. این ادعیه مهیا می کنند این نفوس را برای اینکه این علائقی که انسان دارد و بیچاره کرده انسان را این علائق، این گرفتاری هائی که انسان در این عالم طبیعت دارد و انسان را سرگشته کرده است، متحیر کرده است نجاتش بدهند و آن راهی که راه انسان است ببرند، راه های دیگر راه انسان نیست، صراط مستقیم راه انسانیت است و این مناجات ها و این ادعیه ای که ائمه ما علیهم السلام بعد از اینکه دستشان کوتاه شده بود از اینکه دعوت ظاهری خیلی واضح بکنند مردم را با همین ادعیه به آن راهی که باید ببرند، راه می بردند. مقصد انبیا این نبود که بیایند یک جائی را بگیرند و یک مثلاً کاری برای خودشان درست بکنند، مقصد این نیست آقا. مقصد پیغمبرها این نبود که دنیا را بگیرند و آبادش کنند، مقصد این بود که

صحیفه نور جلد 12 صفحه 242

راه را به این اهل دنیا، به این انسان ظلوم و جهول، بسیار ظالم بسیار جاهل راه را نشان بدهند که از این راه بروید، آن راهی که شما را می رساند به خدای تبارک و تعالی این راه است (
ان ربی علی صراط المستقیم) دنیاست و آن طرفش همه عالم دنیاست و آن طرفش ماوراء و ماورای آن طرف نور مطلق، انبیاء آمدند ما را به آن نور برسانند (الله ولی الذین امنوا یخرجهم من الظلمات الی النور و الذین کفروا اولیائهم الطاغوت یخرجونهم من النور الی الظلمات) طاغوت در مقابل انبیا هست، در مقابل الله هست.

اگر راهمان بدهند به این ضیافت بزرگ الهی، ممکن است راهی پیدا کنیم به سوی انسان شدن

اگر چنانچه ما در این ضیافت خدا، در این سفره ای که خدای تبارک و تعالی افراشته است و برای همه، اگر ما در اینجا موفق بشویم به اینکه راهمان بدهند در این مهمانهخانه بزرگ الهی، جلویمان را نگیرند، شیاطین ایستاده اند که راه را نگذارند برویم، جلو گیرند، اگر راهمان بدهند به این ضیافت ممکن است که راهی پیدا بکنیم به آنکه راه انسان است، همه راه دیگر غلط است، راه های حیوانی است، انسان یک اعجوبه ای است که هم در او حیوانیت هست، حیوانی شهوی الی غیر متناهی و هم در او شیطنت هست الی غیرمتناهی. یک موجودی است همه ابعادش غیرمتناهی است، از هر راهی که برود آخر ندارد، هر راهی که برود هیچ آخر ندارد و راه ها همه غلط، همه اشتباه، همه منتهی به جهنم می شود الا صراط مستقیم آنی که راه انسان است. اگر راهمان بدهند در این ضیافت الله و مستعد شده باشیم که وارد بشویم در این ضیافت خدا و در این ماه مبارک، امید است که انشاءالله یک هدایتی شامل حالمان بشود. خودتان را تقویت کنید در این ماه مبارک، مهیا بشوید برای همه پیشامدها، در عین حالی که معنویات بود آنکه می خواستند لکن با قوت معنویات اعوجاج هائی که در بشر بود و در این قدرت های بزرگ بود این اعوجاج ها را می خواستند مرتفع کنند. یک چوپان با عصایش پا می شد می رفت فرعون و آن بساط فرعونی را می رفت دعوت می کرد که بیا مسلمان شو، بیا آدم شو. یک صغیر یتیم چوپان زاده یا چوپان از حجاز پا می شود همه دولت ها را دعوت می کند که بیائید آدم بشوید. برای این است که آدم کنند همه را، مقصد این است که ماها آدم بشویم و مع الاسف مشکل است. یک مثلی هست که می گفتند که ملا شدن چه آسان، آدم شدن چه مشکل، مرحوم شیخ ما رحمة الله مرحوم آشیخ عبدالکریم رحمة الله می فرمود که ملا شدن چه مشکل، آدم شدن محال است. مثل محال می ماند، انبیا آمده بودند که این محال را جامه عمل به آن بپوشند. اینقدر دست و پا نزنید اینطرف و آنطرف بروید، شما خدا را می خواهید بروید دنبال همان که می خواهید، فطرت شما توجه به خدا دارد خودتان متوجه نیستید، همه فطرت ها توجه به خدا دارد. این ماه رمضان و هر ماه رمضان دیگری مهیا کنید خودتان را، در این روز آخر فرضاً آخر شعبان است شاید، بیشتر مهیا کنید و مهیا کنیم خودمان را برای ورود در (ضیافه الله) ، در مهمانی خدا، که انشاءالله با سلامت نفس، با نور هدایت خدای تبارک و تعالی

صحیفه نور جلد 12 صفحه 243

وارد بشویم در این ماه عزیز معظم و فرق بکنیم، در این ماه فرق داشته باشیم با سایر ماه ها و دنبال این باشیم که انشاءالله (لیله القدر) را دریابیم، برکات (لیله القدر) را که قرآن در آن نازل شده است، همه سعادت عالم در آن شب نازل شده است و از این جهت از همه شب های عالم بالاتر است، این را بتوانیم ادراک بکنیم، درک بکنیم. خداوند انشاءالله شماها را توفیق بدهد که با سلامت و سعادت وارد در (ضیافه الله) بشوید و از آن مائده های آسمانی که قرآن و ادعیه است انشاءالله همه مان مستفیض بشویم و با یک روح سالمی وارد بشویم و (لیله القدر) هم دریابیم، (سلام هی حتی مطلع الفجر)
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته