بیانات امام خمینی در جمع اعضای بسیج شهرستان ها

تاریخ: 1359/01/26

در دفاع از اهداف اسلامی و دستاوردهای نهضت، بسیج باید عمومی باشد

بسم الله الر حمن الرحیم
اول باید تشکر کنم که آقایان زحمت کشیدند تشریف آوردند اینجا که از نزدیک با هم ملاقات کنیم. ما الان که با قدرتهای بزرگ دنیا مواجه هستیم، حال دفاعی داریم یعنی ما مدافع از آن چیزهائی که نهضت ما، قیام ما برای ما هدیه آورده است و از اهداف اسلامی و از کشور اسلامی خودمان و از تمام چیزهائی که مربوط به اسلام و مربوط کشور است در حال دفاع هستیم و در حال دفاع، بسیج باید عمومی باشد. یعنی قضیه جهاد یک قضیه است، قضیه دفاع قضیه دیگر. قضیه جهاد یک شرائطی دارد، برای اشخاص خاصی هست، برای گروه معینی هست با شرائطی، لکن قضیه دفاع، عمومی است. مرد، زن، بزرگ، کوچک، پیر، جوان همانطوری که عقل انسان هم حکم می کند که اگر کسی هجوم آورد برای منزل یک کسی، اهالی آن منزل، هر یک که هست دفاع می کنند از خودشان. اگر چنانچه هجوم آورد کسی به شهر یک کسی، اهالی شهر برای حفظ جهات خودشان دفاع می کنند دیگر اینجا هیچ شرطی نیست، همه دفاع باید بکنند. و اگر به کشور ما، کشور اسلامی ما هجوم بکنند و بخواهند تعدی بکنند، تجاوز بکنند، بر همه افراد مملکت، بر همه افراد کشور، چه زن، چه مرد، کوچک، بزرگ، اینجا دیگر شرطی نیست، بر همه واجب است که دفاع کنند و لهذا حال دفاع فرق دارد با حال جهاد، حال جهاد شرائط دارد، حال دفاع شرطی ندارد، باید دفاع بکنند حتی یک پیرمردی هم که خیلی کار از او بر نمی آید باید شرکت کند در دفاع، آنقدر که می تواند دفاع کند.

با تمام قوا مهیا شوید به طوری که موجب ترس و عقب نشینی دشمن گردد

و ما امروز که مواجه هستیم با قدرت های بزرگ، و شیطنت های بزرگ، ما باید مهیا شویم برای دفاع البته این احتمال بسیار کم است که ما یک وقت محتاج به دفاع نظامی بشویم، کم است احتمال، برای اینکه قدرت های بزرگ هم می دانند که نباید حالا هجوم کنند لکن هر چه هم احتمال کم است لکن از باب اینکه دفاع از یک مملکتی است، دفاع از اسلام است، این محتمل، بزرگ است از این جهت ما باید مهیا بشویم. مهیا شدن یکی این است که با قوه، چه قوه افرادی و چه قوای دیگر باید مهیا بشوند چنانچه قرآن کریم دستور داده است و مهیا شدنمان هم به طوری باشد که با این مهیا شدن

صحیفه نور جلد 12 صفحه 45

بترسند آنهائی که بنای، خیال هجمه دارند، دشمنانتان بترسند از قوه شما. اگر بنا شد که در یک کشور سی و چند میلیونی، بیست میلیون قیام کردند برای اینکه مهیا کنند خودشان را از برای دفاع، ولو آن تتمه هم در وقتی که مقتضی شد و محتاج به دفاع شد آنها هم باید بکنند لکن حالا که می خواهیم ما مهیا بشویم، باید این بیست میلیون یعنی همه جوان ها، همه اشخاصی که ازشان کاری برمی آید باید خودشان را مهیا کنند، آن روزی را ملاحظه کنند که یک وقت دشمن رو آورد به طرفشان، هم باید تجهیزات مهیا بشود به قدری که بترساند دشمن ها را و هم باید قوای افراد، قوای نظامی، قوای چریکی، قوای پارتیزانی باید مهیا بشود و هم قوه ایمان باید زیاد بشود.

توجه به خدای تبارک و تعالی و مبدأ قدرت است که شما را پیروز می کند

یک فردی که با قوه ایمان پیش رود با افراد زیادی که همان قوه دارند لکن ایمان ندارند این مقابله می کند. در اسلام اگر ملاحظه کرده باشید، در بعضی از جنگ ها که پیش آمد برای مسلمین و مسلمین یک عده کمی بودند تمام قوایشان به حسب آنطوری که در تاریخ هست ظاهراً سی هزار بود و پیشقراول لشکر روم ظاهراً بود، پیشقراولشان شصت هزار بود و دنبالش هشتصد یا هفتصد هزار جمعیت با ساز و برگ هائی که آنوقت روم و ایران داشتند این کتیبه آنها یعنی پیشقراول های آنها وقتی که رو آوردند که شصت هزار ظاهراً بود، یکی از سردارهای اسلام گفت که من با سی نفر می روم با اینها مقابله کنم با سی عدد و ما اگر اینها را ترساندیم و سی نفرمان رفت و شصت هزار نفر را عقب نشاند، این چشم زخم اسباب این می شود که اینها آن لشکر بزرگشان هم شکست بخورد. خوب اشخاصی که آنجا بودند گفتند سی تا آخر نمی شود، شصت هزار نفر با سی نفر؟ بالاخره قرار شد که شصت نفر آدم برود و اینها مهیا شدند و شصت نفر از جوان ها مهیا شدند و شب شبیخون زدند به این اردوی شصت هزار نفری، هر نفر مقابل هزار نفر و شکست دادند اینها را و این اسباب این شد که لشکر روم که تهیه دیده بود و هشتصد هزار هم دنبالش بود، آنها هم شکست بخورند و بروند سراغ کارشان. این قوه ایمان است یعنی یک مؤمنی که اگر بکشد، بهشت می رود و از اینجا بهتر است و اگر کشته بشود، بهشت می رود و از اینجا بهتر است، با یک همچو حربه ای که حربه ایمان است، این دیگر ترسی از این ندارد که کشته بشود. این شهادت را برای خودش یک سعادت می داند. آنهائی که مقابل شما هست، برای دنیا می زنند، آنهائی که اعتقاد به ماورای طبیعت ندارند، اعتقاد به قیامت ندارند، اعتقاد به بهشت و جهنم ندارد، آنها برای همین دنیاست، می خواهند دنیایشان درست بشود. خوب کسی که می خواهد دنیایش درست بشود، اگر بمیرد، هیچ این نمی تواند بزند تا آنجائی که بمیرد، این می خواهد هی خودش را حفظ کند که غلبه کند و دنیایش چه بشود. اما این آدمی که برای خدا، این آدمی که برای مقصد الهی قدم برمی دارد و وارد میدان می شود، این آدم برای دنیا نیست تا اینکه لرزه ای در قلبش بیابد، این برای خداست. شما الان که مهیا هستید و رفقای شما، دوستان شما و آنهائی که تربیت می خواهند بشوند به این تربیت اسلامی، به این تربیت نظامی، اینها این حربه اسلام که، سلاح اسلام که

صحیفه نور جلد 12 صفحه 46

عبارت از ایمان است، باید به این هم مجهز بشوند و اگر به این مجهز شدند این، طرفشان را می ترساند، همین قوه ایمان شما ملاحظه کردید که ایران ولو سی و چند میلیون جمعیت دارد لکن در دو سال پیش از این، این سی و پنج میلیون جمعیت به فکر این معنا که بزنند - و عرض بکنم که جنگ بکنند اینها نبودند، اسلحه هم که نداشتند اما خدا خواست که سی و پنج میلیون جمعیت بسیج ایمانی بشوند برای خدا یک تحولی پیش آورد خدا که نفوس این سی و چند میلیون جمعیت را متحول کرد به یک نفوس دارای ایمان، قدرت ایمانی پیدا کردند یعنی جوان ها ترسیدند از اینکه حالا اگر رفتند مقابل تانک کشته بشوند. شهادت را می خواستند. می دانید که جوان های ما شهادت را می خواهند و از آنها گاهی وقت ها که با من ملاقات می کنند گاهی بعضی شان قسم می دهند، بعضی از خانم ها قسم می دهند که شما دعا کنید که ما شهید بشویم و من دعا می کنم که آنها ثواب شهید را ببرند و پیروز بشوند. وقتی شما مجهز باشید به جهاز ایمان و آن ایمان وادار کند شما را که مجهز بشوید به سلاح های مشابه سلاح طرفتان یا مثل چیزهائی که در اینجاها امکان دارد، آن پشتوانه ایمان است که شما را پیروز می کند توجه به خدای تبارک و تعالی و مبدأ قدرت است که شما را پیروز می کند. شما و همه دوستانی که می خواهید مهیا بشوند از برای این ارتش بیست میلیونی که انشاءالله موفق بشوند به همه آنها سفارش این معنا را که قدرت ایمان در خودتان ایجاد کنید، اطمینان قلبی پیدا بکنید، قوه الهی در خودتان ایجاد کنید. این قوه الهی و قدرت الهی موجب این معنا می شود که خدای تبارک و تعالی طرف شما را بترساند و هر چند هم زیاد باشند شما غلبه به آنها بکنید. و من امیدوارم که شما هم آن چیزهایی که در نظام هست و یا در چریکی هست و یا در پارتیزانی هست و در این چیزها که هست، به شایستگی به خوبی یاد بگیرید و هم تجهیزات به مقداری که امکان دارد برای یک مملکت، آن تجهیزات را هم دولت فراهم خواهد کرد برای یک موقع که لازم است. هم تجهیزات داشته باشید که بحمدالله ایران دارد، تجهیزات مدرن دارد ایران، و از همه اینها بالاتر قدرت ایمان است که خودتان را تربیت کنید، تزکیه کنید، توجه به این نباشد که من با قدرت خودم می خواهم کی را بزنم زمین و فرض کنید غلبه کنم. توجه این باشد که با قوه الهی پیش بروید یعنی دستتان را، چشمتان را، نفستان را، همه چیزهائی که در اختیار شماست اینها را تبدیل کنید از قوای شیطانی به قوای الهی. انسان اگر غفلت کند، قوایش، قوای شیطانی است، چشمش هم شیطانی است، دستش هم شیطانی است، لکن اگر تربیت کند خودش را همه الهی می شود، همه قوای شما قوه الهی می شود و قوه الهی غلبه خواهد کرد.

شما ابداً نباید خوف محاصره اقتصادی و نظامی را داشته باشید

خداوند انشاءالله شما را به همه دشمنان اسلام غلبه بدهد و شما ابداً، ایران ابداً نباید خوف این معنا را داشته باشد که اینها می خواهند محاصره اقتصادی بکنند، اینها می خواهند محاصره نظامی بکنند، نه ما از محاصره اقتصادیش می ترسیم، کسی که اسلام را، نهضت اسلامی را منشاء همه چیزها می داند و می خواهد مجاهده کند با یک طایفه ای که می خواهد هجوم کنند بر اسلام و کیش انسان و

صحیفه نور جلد 12 صفحه 47

بر مملکت انسان و بر نوامیس این مملکت و اینها، این خوف از این ندارد که کسی حمله بکند. همانطوری که آنجا یک نفرشان مقابل هزار نفر ایستادند، شما هم یک نفرتان مقابل هزار نفر انشاءالله می ایستید و دفاع از مملکت تان می کنید و هیچ ترس از این معنا که آنها دارای چه و چه هستند، اینها طبل های توخالی شان زیادتر از واقعیت است، البته خوب، واقعیت هم دارد، مجهز هم هستند لکن یک خوفی در دل اینها هست.

ننگ است برای اروپا که به دنبال تثبیت جنایتکاری چون کارتر باشد

یک کسی که تمام توجهش به این هست که رئیس جمهور بشود، همه این حرف هائی را که می بینید الان پیش آورده آقای کارتر، هیچ ابداً مطرح نیست پیش او که مملکت آمریکا چه بشود، چه بشود، او همه اش دنبال این هست که حالا یک چهار سال دیگر هم رئیس جمهور بشود و چهار سال دیگر هم این جنایات را بکند، همه مقصدش این است و مثل اینکه شکست هم خورده است در این معنا و اینها هر قدمی که برمی دارند به خیال خودشان می خواهند پیش ببرند، پیش مملکت خودشان آراء پیدا بکنند نه اینکه می خواهند یک کاری انجام بدهند برای کشورشان، می خواهند رأی پیدا بکنند، خوشرقصی بکنند برای آمریکا که رأی پیدا بکنند. یک کسی که اینطور است، این قدرت اینکه بتواند یک کارهای اساسی بکند ندارد، این باید همه اش، نقشه اش و عقلش دنبال این است که رای پیدا بکند و لهذا می بینید که حالائی که گفته است که من محاصره اقتصادی می کنم و می بیند که موافقش کم است و غالباً زیر این بار نمی روند و همچو نیست که همه نوکر آقای کارتر باشند و یا وابسته به آمریکا باشند، همه اینها خودشان استقلال دارند، خودشان عقل دارند، عیب است برای یک اروپائی که دنبال آقای کارتر باشد، آن هم دنبال چه؟ دنبال اینکه رای برای او درست کند. همه ممالک غربی، همه عقل شان را روی هم بگذارند و قوت ها، قوه هایشان را روی هم بگذارند و همه دنبال این باشند که آقای کارتر رای پیدا بکند و غلبه بکند بر رقیب های خودش در قضیه جمهوری، این یک ننگی است برای بشر، برای انسان. مگر اروپائی ها یا سران کشورهای اروپائی انسان نیستند، خوب آنها باید توجه به این معنا بکنند که این آقا آخر چه می خواهد درست کند، اینکه توبره اش را برداشته و دور دارد می گردد و گدائی می کند که این اقتصاد، تو هم موافقت کن، تو هم با ما موافقت کن، تو هم با ما، این دنبال این می گردد رای پیدا بکند، همه عالم خودشان را ذلیل این بکنند و زحمت برای خودشان ایجاد بکنند و ننگ برای خودشان ایجاد بکنند، اینهائی که همه می گویند ما برای حقوق بشر مثلاً اقدام می کنیم، یک سی و چند میلیون جمعیت را در محاصره اقتصادی (به خیال خودشان) درآورند و یک وقت هم فرض کنید به محاصره نظامی درآورند، همه اش چه؟ خوب برای چه شما این کارها را می کنید؟ برای اینکه آقای کارتر رأی بیاورد و چهار سال دیگر جنایتی بکند؟ من گمان نکنم که یک کسی که استقلال داشته باشد و قوه فکری و استقلال فکری داشته باشد این زیر این بار برود که همه قوه هایش را صرف بکند که یک آقائی می خواهد در آمریکا مثلاً چه بکند، خودش را رسوا بکند و بین جمعیت های دنیا، بین

صحیفه نور جلد 12 صفحه 48

جمعیت های مستضعفین که غلبه دارند بر همه چیز و اگر خدای نخواسته یک وقت همچو بی عقلی کردند، شکست مال اروپاست و آمریکاست و شرق و غرب، مال آنهائی که مستضعفین هستند، نیست برای اینکه ملت ها موافق با ما هستند و آنی که مخالف با ما هست دولت ها یا اکثرشان یا بعضی شان از دولت ها هستند مثل دولت عراق.

بر ملت و ارتش عراق واجب است که پشت کنند به حزب مشترک بعث و متصل شوند به اسلام

دولت عراق از اول دولتی نبود، اینها مجلس هم ندارند، شما خیال می کنید حالا یک دولتی است، یک دولتی است که یک عده نظامی آمدند و خودشان دور هم نشستند و هر چه می خواهند می کنند، با مردم هیچ تماسی ندارند، اینها پوسیده هستند، این صدام حسین عقلش هم خیلی عقل درستی نیست، پوسیده اند اینها و حالا هی نقشه می کشد برای اینکه ما چه و فلان، و همه حرف هایش هم این است که ما عرب هستیم. این کلمه ای که (ما عرب هستیم) ملت های مسلمان بدانند که معنایش این است که ما عرب هستیم اسلام را نمی خواهیم. اگر این کسی که می گوید مقصد من این است که عرب چه بشود (عرب در مقابل اسلام می خواسته یک وقتی بایستد) اینها می گویند که ما می خواهیم مجد بنی امیه را (تصریح به این معنا می کنند) ما می خواهیم مجد بنی امیه را چه بکنیم. خوب بنی امیه را دیدید و دیدند و تاریخ دید که مقابل اسلام بودند.
اینها می خواهند به همان زمان جاهلیت برگردند که قوای عربی باشد و اسلام از آن خبری نباشد، تازه اینها اعتقاد به اسلام ندارند. ملت عرب می داند که حزب اینها را مرحوم آیت الله حکیم، حکم به شرکشان کرد، مشرک گفت هستند اینها. اینها الان یک دسته مشرکین هستند به امر مرحوم آیت الله حکیم که از آنوقت اینها را گفت مشرک هستند و ملت عرب باید اگر چنانچه برای خدا، برای اسلام می خواهند عمل بکنند، با اینها مخالفت بکند. این ارتش اینها خوب از همین مسلمان ها هستند، از همین اهل سنت هستند، از همین شیعه ها هستند، از همین مسلمین هستند. خوب این ارتشی که از مسلمین است، قیام می کند و عربیت را در مقابل اسلام می خواهد؟ یا اسلام را می خواهد که اسلام هم عربیت دارد، عجمیت هم دارد. اینها ضد اسلامند و باید این مملکت شریف عراق خودش را از چنگ اینها بیرون بیاورد، این ارتش عراق باید همانطوری که در ارتش ایران وقتی که فهمیدند که این دارد جنگ می کند با اسلام، جنگ با نهضت اسلامی می کند، همانطور که اینها قیام کردند و ارتش هم ملحق شد به خود مردم و کلک شاه را کندند، ارتش عراق هم باید همین کار را بکند. این جنگ با اسلام است، ارتش عراق حاضر است با اسلام جنگ کند؟ حاضر است سرنیزه را به قرآن بزند؟ این سرنیزه به قرآن زدن است، باید واجب است بر آنها، لازم است بر آنها، هم ملت عراق و هم ارتش عراق، ارتش عراق لازم است که پشت بکند به این حزب غیر اسلامی، پشت بکند به این افراد غیر اسلامی که یک عدد کمی هستند و همانطور که ارتش ایران متصل مردم شد، متصل به ملت شد و

صحیفه نور جلد 12 صفحه 49

کلک این نظام باطل را کند، شما هم همینطور. شما عذری پیش خدا ندارید، این لشکری که الان سرنیزه را کشیده اند و توپ و تانک ها را کشیده اند و با مردم مخالفت می کنند یا آمده اند با ایران که یک مملکت اسلامی است دارند جنگ می خواهند بکنند یا هجوم می خواهند بکنند، این جنگ با اسلام است، جنگ با قرآن است، جنگ با رسول الله است. ارتش عراق حاضر است که با رسول الله جنگ کند؟ با قرآن جنگ بکند؟ ایران الان مملکت رسول الله است، ایران الان نهضت اسلامی است، مملکت اسلامی است و قانون اسلامی است حکومت اسلامی است، افراد حکومت همه آراء اسلامی دارند. ما می خواهیم مملکت اسلامی درست بکنیم، ما می خواهیم عرب و عجم و ترک و سایر چیزها را همه را در تحت لوای اسلام در بیاوریم، چرا نشسته اند؟ چرا عشائر عرب نشسته اند و نگاه می کنند و اینها به برادرانشان تعدی می کنند و فوج فوج جوان ها را اینها می کشند در سیاهچال ها؟ چرا ارتش عراق نشسته اند و یک کسی که مخالف با اسلام، مخالف با قواعد اسلام، مخالف بر قرآن است از او تأیید می کنند؟ نمی دانند اینها که اگر خودشان را بکشند در راه کفر و جنگ با اسلام، عاقبت کسی که کشته بشود برای کفر و برای مخالفت با اسلام چه خواهد بود؟ نمی دانند که اگر اینها بخواهند تعدی به ایران بکنند، ایران خردشان می کند و تا بغداد می رود، ملت را می خواهد، دولت را از بین می برد. آنوقت این ارتش اسلامی که برای اسلام باید کار کند، آنها همه سعادتمندند، چه کشته بشوند چه بکشند، اما آن که مقابل اسلام ایستاده، مقابل قرآن ایستاده. مملکت ما مملکت الله اکبر است، مملکت قرآن است، اینها در مقابل قرآن و در مقابل اسلام ایستاده اند و این ارتش عراق باید توجه به این معنا داشته باشد که اینها را خودش سرکوب کند، خودش از بین ببرد اینها را. خوب، صاحب منصب های خوب ما داریم در عراق، صاحب منصب های صحیح و متدین هستند، خود آنها کودتا کنند و این را از بین ببرند و حرام است بر آنها که قدم دنبال این شخص لعین باشند و باید قیام کنند بر ضد او و مملکت خودشان را اسلامی کنند و حکومت خودشان را اسلامی کنند و قواعد هم اسلامی باشد، نه مثل حالا که چهار نفر بنشینند و سرنوشت یک ملت اسلامی را یک چهار نفر کافر که تابع می دانم میشل عفلق هستند که مسیحی هم نیست حتی مسیحی هم معلوم نیست این مرد باشد، برخلاف ما و برخلاف اسلام کاری بکنند. خداوند انشاءالله شما را تأیید کند، موفق کند و شما را غلبه بدهد هم بر شیاطین باطنی و هم بر شیاطین ظاهر.
والسلام علیکم و رحمة و برکاته