فهرست کتاب


سوگنامه امام علی (علیه السلام) - 400 داستان از مصایب امام علی علیه السلام

عباس عزیزی

387- نوح پیامبر، مقبره علی (ع) را می سازد

در احادیث معتبره از حضرت صادق (ع) منقول است که زمانی که حضرت نوح (ع) به کشتی نشست، کشتی آمد تا به خانه کعبه و هفت شوط بر دور خانه طواف کرد، پس حق تعالی وحی نمود به او که از کشتی به زیر رو و جسد مبارک آدم (ع) را بیرون آور و داخل کشتی کن، پس نوح به زیر آمد، آب تا زانوی او بود، تابوتی که جسد آدم در آن بود بیرون آورد به کشتی برد، چون کشتی به مسجد کوفه رسید در آنجا قرار گرفت، حضرت نوح به امر الهی جسد آدم (ع) را در نجف دفن کرد و در پیش روی حضرت آدم قبری برای خود ساخت، و صندوقی برای حضرت امیرالمؤمنین (ع) تراشید و برای دفن آن حضرت در پیش سینه خود قرار داد.(457)

بخش چهاردهم: سوگواری فرزندان امام بر علی (ع)

388- گریه زینب بر بالین پدر

زینب (س) حدود سی و پنج سال داشت که نوبت داغ پدر، فرا رسید.
دکتر بنت الشاطی می نویسد: شب نوزدهم ماه رمضان سال چهلم که امام علی(ع) برای نماز بیرون رفت، زینب در خانه نشسته و از حوادثی که در مسجد رخ می داد خبر نداشت، ولی اندکی پس از آن که بانگ اذان را از مأذنه شنید، فریاد دلخراشی از ناحیه مسجد به گوش وی رسید و ترسی مبهم دلش را فشرد، اما خودداری کرد. سپس به ناله ای که از سوی دارالخلافه بلند بود و هر آن نزدیک تر می شد، دانست که این فریادها از کشته شدن پدر خبر می دهند. در این جا زینب یک بار دیگر همه نیروی خود را که نزدیک بود متلاشی شود، جمع کرد و برای استقبال پدر آماده شد.
علی (ع) بر اثر ضربتی که از شمشیر زهر آلود ابن ملجم خورده بود از پای در آمد و او را بر روی دوش به خانه می آوردند. زینب (سلام الله علیها) با دیدن پدر، خود را به روی او انداخت و زخم او را با اشک خویش شستشو می داد.
محدث قمی گوید: آن حضرت را در حجره نزدیک مصلای خود خوابانیدند. زینب و ام کلثوم آمدند و در پیش آن حضرت نشستند، و برای آن حضرت نوحه و زاری می کردند و می گفتند: بعد از تو چه کسی کودکان اهل بیت را تربیت خواهد کرد؟ و بزرگان ایشان را چه کسی محافظت خواهد نمود؟ ای پدر بزرگوار! اندوه ما بر تو دور و دراز است، و اشک دیده ما هرگز خشک نخواهد شد!(458)
وقتی امیرالمؤمنین (ع) به شهادت رسید، زینب (س) همراه ام کلثوم و زنان دیگر فریاد زدند، گریبان چاک کرده و به صورت می زدند و صدای ناله در خانه علی بلند شد، به گونه ای که مردم کوفه فهمیدند امیرالمؤمنین (ع) از دنیا رفته است.(459)