فهرست کتاب


سوگنامه امام علی (علیه السلام) - 400 داستان از مصایب امام علی علیه السلام

عباس عزیزی

371- مقبره آماده علی (ع)

ایضاً به سند معتبر روایت کرده است که ام کلثوم روایت کرد: آخر سخنی که پدرم به دو برادرم حسن و حسین گفت آن بود که: ای فرزندان من! چون از دنیا رحلت کنم مرا غسل دهید، پس خشک کنید بدن مرا به آن پارچه ای که بدن رسول خدا و فاطمه را بعد از غسل به آن خشک کردم، پس مرا به حنوط جد خود حنوط کنید، و بر روی تخت بخوابانید و عقب تخت را بردارید به هر طرف که جلوی تخت می رود شما از عقب بروید.
ام کلثوم گفت: من به تشییع جنازه پدر خود بیرون رفتم، چون به نجف رسیدیم، جلوی تخت بر زمین فرود آمد، پس برادرانم عقب آن را بر زمین گذاشتند، و امام حسن (ع) کلنگی برگرفت. چون یک کلنگ بر زمین زد. قبر کنده و لحد ساخته پیدا شد و تخته ای در آن قبر بود که به قلم سریانی دو سطر بر آن نوشته بود به این مضمون: بسم الله الرحمن الرحیم، این قبری است که ساخته است نوح پیغمبر برای علی وصی محمد پیش از طوفان به نهصد سال. چون آن حضرت را به قبر گذاشتند ناپیدا شد، ندانستیم به زمین فرو رفت یا به آسمان بالا رفت، ناگاه صدای منادی را شنیدم که گفت: حق تعالی شما را صبر نیکو کرامت فرماید در مصیبت سید شما و حجت خدا بر خلق.(436)

372- گرفتن جلو تابوت توسط ملایکه

بعضی نقل کرده اند: امام علی (ع) ساعاتی قبل از شهادت به حسن و حسین (ع) چنین وصیت کرد: پس از آن که از دنیا رفتم، مرا در میان تابوت بگذارید سپس از خانه بیرون آورید عقب تابوت را بگیرید ولی جلو تابوت خود به خود حمل می شود، مرا به سرزمین غری (نجف) حرکت دهید، در آنجا سنگ سفید بسیار درخشانی می بینید، همان جا را حفر کنید، لوحی می بینید، آن را بردارید و مرا در آن جا دفن کنید.
پس از آن که آن حضرت اواخر شب 21 رمضان به شهادت رسید، جنازه او را امام حسن (ع) با کمک برادران غسل داد، و حنوط و کفن نموده و نماز خواندند و سپس در میان تابوت گذاشتند، دنبال تابوت را بلند کرده، جلو تابوت خود بلند شد و حسن و حسین (ع) و عبدالله بن جعفر و محمد حنفیه (همین چهار نفر) شبانه جنازه را به سرزمین نجف آوردند، ناگهان در آن جا سنگ سفید درخشانی یافتند، آن را از جا کندند، ناگهان لوحی پیدا شد که در آن نوشته بود: این قبری است که نوح (ع) آن را برای علی بن ابی طالب (ع) ذخیره کرده است جنازه را همان جا به خاک سپردند و زمین قبر را همواره ساخته و به کوفه بازگشتند.(437)
و از امام صادق (ع) روایت شده که امیرمؤمنان (ع) به امام حسن (ع) فرمود: برای من چهار قبر در چهار محل حفر کن: 1- در مسجد کوفه 2- در رحبه (صحن مسجد یا میدان کوفه) 3- نجف 4- در خانه جعدة بن هبیره، تا کسی از قبر من مطلع نشود.
این وصیت برای آن بود که قبر مقدس آن حضرت از دستبرد و نبش و اهانت دشمنان کینه توز علی (ع) محفوظ بماند.
جنازه آن حضرت را شبانه به طور مخفی، چهار نفر (حسن، حسین، محمد حنفیه و عبدالله بن جعفر) بر داشتند و به خاک سپردند، و طبق بعضی از روایات، قبر آن حضرت تا زمان امام صادق (ع) و به قولی تا زمان هارون الرشید پنهان بود.

373- غسل و تکفین علی (ع)

حضرت امیرالمؤمنین (ع) وصیت کرد حضرت امام حسن و حسین (ع) را که چون از دنیا بروم، نزدیک سر من خواهید یافت حنوطی از بهشت پیدا می کنید و سه کفن از استبرق بهشت پس مرا غسل دهید و حنوط و در آن جامه ها کفن کنید، حضرت امام حسن (ع) فرمود: که چون آن حضرت از دنیا رفت طبقی از طلا نزدیک سر آن حضرت یافتیم که پنج شمامه از کافور بهشت و چند برگ از سدر بهشت در آن طبق بود.(438)
روایت کرده اند که چون از غسل و کفن آن حضرت فارغ شدند، شتری پیدا شد جنازه آن حضرت را بر آن شتر بار کردند و آن شتر روانه شد، از عقب شتر آمدند تا آن که شتر در صحرای نجف ایستاد، چون نظر کردند نزدیک پای شتر قبر کنده ای یافتند، ندانستند چه کسی آن قبر را کنده است چون جنازه آن حضرت را از شتر پایین آوردند، ابر سفیدی نزدیک سر آن حضرت پیدا شد، و مرغان سفید بسیار در میان آن ابر پرواز می کردند. چون بر آن حضرت نماز کردند و دفن کردند آن ابر و مرغان ناپیدا شدند.(439)