فهرست کتاب


سوگنامه امام علی (علیه السلام) - 400 داستان از مصایب امام علی علیه السلام

عباس عزیزی

بخش یازدهم: خاکسپاری علی (ع)

366- اولین روضه خوان علی(ع)(431)

صعصعة بن صوحان از اصحاب امیرالمؤمنین (ع) و از عارفین به حق آن جناب و از بزرگان اهل ایمان بوده است و چندان فصیح و بلیغ بوده که امیرالمؤمنین (ع) او را خطیب شحشح گفته و به مهارت در سخنرانی و فصاحت در لسان او را ثنا فرموده و هم او را به کم خرج بودن و خدمت زیاد کردن مدح نموده است.
شبی که آن حضرت از دنیا رحلت فرمود و فرزندان آن حضرت جنازه نازنینش را از کوفه به نجف حمل نمودند، صعصعه از جمله تشییع کنندگان بود و چون از کار دفن آن حضرت فارغ شدند، صعصعه نزد قبر مقدس ایستاد و مشتی خاک بر داشت و بر سر خود ریخت و گفت: پدر و مادرم فدای تو باد یا امیرالمؤمنین، گوارا باد تو را کرامت های خدا ای ابوالحسن، به تحقیق که مولد تو پاکیزه بود و صبر تو قوی و جهاد تو عظیم بود و به آنچه آرزو داشتی رسیدی و تجارب سودمند کردی و به نزد پروردگار خود رفتی و از این نوع کلمات بسیار گفت و گریه کرد، گریه سختی و به گریه در آورد سایرین را و در حقیقت بر سر قبر آن حضرت مجلس روضه ای در آن دل شب منعقد گردید و صعصعه به منزله روضه خوان بود و مستمعین امام حسن و امام حسین (ع) و محمد حنفیه و ابوالفضل العباس و سایر فرزندان و بستگان آن حضرت بودند و چون این کلمات به پایان رسید به جانب امام حسن و امام حسین (ع) و سایر آقازادگان روی کرد و ایشان را تعزیت و تسلیت گفت، پس جملگی به کوفه مراجعت نمودند.

367- گریه امام حسین (ع)

محمد بن الحنفیه گفت: به خدا سوگند که من می دیدم که جنازه آن حضرت را بر هر دیوار و عمارت و درختی که می گذشت، آنها خم می شدند و خشوع می کردند نزد جنازه آن حضرت بعضی از مردم خواستند که با جنازه بیرون آیند امام حسین (ع) ایشان را برگردانید امام حسین (ع) می گریست می گفت: لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم، انا لله و انا الیه راجعون، ای پدر بزرگوار پشت ما را شکستی، و به سوی خدا شکایت می کنیم مصیبت تو را.
چون جنازه به نزدیک قبر رسید فرود آمد بر زمین امام حسن (ع) جلو رفت و بر آن حضرت نماز کرد، و هفت تکبیر گفت.
چون از نماز فارغ شد، جنازه را برداشتند خاک را دور کردند، ناگاه قبر ساخته و لحد مهیایی ظاهر شد تخته در زیر قبر فرش کرده بودند، بر آن تخته نوشته بود: این آن چیزی است که ذخیره کرده است نوح پیغمبر برای بنده شایسته طاهر و مطهر. چون خواستند که حضرت را به قبر برند، صدای هاتفی شنیدند می گفت: فرو برید او را به سوی تربت طاهر و مطهر که حبیب به سوی حبیب خود مشتق گردیده است.(432)