فهرست کتاب


سوگنامه امام علی (علیه السلام) - 400 داستان از مصایب امام علی علیه السلام

عباس عزیزی

335- گریه دختر کنار پدر

حضرت علی (ع) را داخل خانه بردند، در نزدیک محراب خواباندند، زینب و ام کلثوم آمدند و پیش علی (ع) نشستند، نوحه و زاری برای آن حضرت می کردند می گفتند که: بعد از تو کودکان اهل بیت تو را که تربیت خواهد کرد؟ بزرگان ایشان را که محافظت خواهد نمود؟ ای پدر بزرگوار اندوه ما بر تو دور و دراز است، و آب دیده ما هرگز ساکن نخواهد گردید، پس صدای مردم از بیرون حجره به ناله بلند شد، و آب از دیده های مبارک علی (ع) جاری شد، نظر حسرت به سوی فرزندان خود افکند، حسن و حسین را نزدیک خود طلبید و ایشان را در بر کشید و روی های ایشان را می بوسید.(390)

336- گریه و زاری امام حسن (ع)

محمد بن حنیفه روایت کرده است که حضرت امیرالمؤمنین (ع) فرمود: مرا بردارید و به خانه ببرید، پس حضرت را با نهایت ضعف برداشتیم و به خانه بردیم و مردم بر دور آن حضرت گریه و زاری می کردند، نزدیک بود که خود را هلاک کنند، پس امام حسن (ع) در عین گریه و زاری و ناله و بی قراری، با پدر بزرگوار خود گفت: ای پدر بعد از تو برای ما که خواهد بود، مصیبت تو بر ما امروز مثل مصیبت رسول خدا(ص) است، گویا گریه را به خاطر مصیبت تو آموخته ایم.
امیرالمؤمنین(ع) آن حضرت را به نزدیک خود طلبید، چون نظر کرد دیده های آن امام مظلوم را دید که از بسیاری گریه مجروح گردیده است، به دست مبارک خود آب از دیده های نور دیده خود پاک کرد و دست بر دل مبارکش گذاشت گفت: ای فرزند! خداوند عالمیان دل تو را به صبر ساکن گرداند، مزد تو و برادران تو را در مصیبت من عظیم گرداند و اضطراب تو را و اشک تو را ساکن سازد، به درستی که حق تعالی تو را اجر داد به قدر مصیبت تو. (391)

337- به فکر قاتل خود

به خاطر زهر که در بدن آن حضرت جاری شده بود ساعتی از هوش رفت، چنانچه حضرت رسالت (ص) به سبب زهری که به آن حضرت داده بودند گاهی مدهوش می شد و گاهی به هوش باز می آمد، چون حضرت به هوش باز آمد حضرت امام حسن (ع) کاسه ای از شیر به دست آن حضرت داد، حضرت گرفت و اندکی از آن تناول کرد فرمود که: این شیر را ببرید و به آن اسیر بدهید که بیاشامد. باز سفارش نمود به امام حسن (ع) که آن ملعون را طعام و شراب بدهید(392)