فهرست کتاب


سوگنامه امام علی (علیه السلام) - 400 داستان از مصایب امام علی علیه السلام

عباس عزیزی

274- شکایت از سستی یاوران

روزی حضرت امیرالمؤمنین (ع) نماز صبح را در مسجد ادا نمود، مشغول تعقیب گردید تا آفتاب یک نیزه بلند شد، پس رو به جانب مردم گردانید فرمود: به خدا سوگند که من پیشتر گروهی چند را می یافتم که شب ها عبادت حق تعالی را می کردند، و گاه پاهای خود را با ایستادن به عقب می افکندند، و گاه پیشانی های خود را بر زمین برای خدا می گذاشتند، چنان عبات خدا می کردند که گویا صدای آتش جهنم در گوش های ایشان بود، چون نزد ایشان خدا را یادی می کردند، مانند درخت از ترس حق تعالی می لرزیدند.
با این احوال گمان می کردند که شب را به غفلت به سر آوده اند، بعد از این سخن کسی آن حضرت را خندان ندید تا به درجه شهادت رسید.(327)

275- شناختن قاتل خود

علی (ع) به دروازه بان کوفه امر کرد که هر کس داخل کوفه می شود اسم او را بنویسد، پس اسم مردمانی که به شهر کوفه می آمدند نوشته می شد.
چون اسامی را خدمت حضرت آوردند و اسامی آنها را خواند همین که بر اسم ابن ملجم رسید انگشت مبارک را بر آن اسم گذاشت و فرمود: خدا تو را بکشد.(328)

276- نزدیک شدن امر الهی

حضرت علی (ع) در ماه مبارک رمضان که در آن ماه به ریاض رضوان انتقال نمود، بر منبر فرمود: امسال به حج خواهید رفت، و من در میان شما نخواهم بود، و در آن ماه یک شب در خانه امام حسن (ع) و یک در شب خانه امام حسین (ع) و یک شب در خانه زینب دختر خود که در خانه عبدالله بن جعفر بود افطار می نمود و زیاده از سه لقمه طعام تناول نمی نمود، از سبب آن حالت از آن حضرت پرسیدند، فرمود: امر خدا نزدیک شده است یک شب یا دو شب بیش نمانده است، می خواهم چون به رحمت حق واصل شدم شکم من از طعام پر نباشد.(329)