فهرست کتاب


سوگنامه امام علی (علیه السلام) - 400 داستان از مصایب امام علی علیه السلام

عباس عزیزی

258- درک فیض شهادت در آینده

در جنگ احد پس از آنکه آن همه رشادت های بی نظیر را انجام داد و هشتاد جراحت سنگین بر بدنش وارد شد و بدنش غرق در خون بود، پیامبر به او فرمود: کسی که در راه خدا متحمل سختی می شود، بر خداوند است که ثواب عظیم بر او کرامت نماید.
حضرت امیر (ع) با شنیدن این جملات گریست و عرض کرد: خدا را شکر می کنم که به شما پشت نکردم ولی ناراحتم که چرا به شهادت نرسیدم! پیامبر اکرم (ص) فرمود: انشاءالله بعد از این به فیض شهادت نیز نایل خواهی شد.(311)

259- آگاهی پیامبر از مدفن علی (ع)

روزی رسول اکرم (ص) به امیرالمؤمنین (ع) گفت: یا علی! حق تعالی محبت ما را بر آسمان ها و زمین عرضه کرد، پس اول مکانی که از آسمانها اجابت کرد آسمان هفتم بود، حق تعالی او را زینت داد به عرش و کرسی؛ بعد از آن آسمان چهارم اجابت نمود، آن را به ستاره ها تزیین کرد؛ سپس زمین حجاز اجابت نمود، آن را به خانه کعبه مزین گردانید؛ بعد از آن زمین شام اجابت کرد، آن را به بیت المقدس زینت داد؛ پس از آن زمین اجابت نمود، آن را به قبر من مشرف گردانید، سپس زمین کوفه اجابت کرد، آن را به قبر تو شرف داد یا علی.
پس حضرت امیرالمؤمنین (ع) گفت: یا رسول الله آیا من در کوفه عراق مدفون خواهم شد؟ فرمود: بلی یا علی، شهید خواهی شد در بیرون کوفه و مدفون خواهی گردید در مابین غریین در مابین تل های سفید، تو را بدبخت ترین مرد از این امت عبدالرحمن بن ملجم می کشد، پس سوگند یاد می کنم به حق آن خداوندی که مرا به پیغمبری فرستاده است که پی کننده ناقه صالح نزد حق تعالی گناهانش از او بیشتر نیست. (312)

260- علی (ع) خضاب نمی کرد

حفص اعور گوید: از امام صادق (ع) درباره خضاب (رنگ کردن) موی سر و صورت سئوال شد، فرمود: خضاب سنت است.
گفتم: چرا امیرالمؤمنین خضاب نمی کرد؟
فرمود: برای اینکه پیامبر (ص) به او فرموده بود، به همین زودی، موی صورتت از خون فرق سرت (به شمشیر ابن ملجم مرادی) خضاب می شود.
حنال گوید: من و پدرم و جدم و عمویم در مدینه به حمامی وارد شدیم، و مرد دیگری نیز در حمام بود. آن مرد از جدم پرسید: ای پیر مرد! چرا خضاب نمی کنی؟ عرض کرد: کسی را دیدم از من و تو بهتر بود و خضاب نمی کرد.
آن مرد ناراحت شد و فرمود: آن چه کسی بود که از من بهتر بود؟
جدم گفت: او علی بن ابی طالب (ع) بود، من او را درک کردم خضاب نمی کرد.
آن مرد را پایین افکند و بعد فرمود: راست می گویی ای پیرمرد! اگر خضاب کنی همانا رسول خدا خضاب می کرد و او بالاتر از علی بن ابی طالب است، و اگر ترک خضاب کنی اقتدا به علی (ع) نموده ای.
حنال گوید: چون از حمام بیرون آمدیم، پرسیدیم: این مرد چه کسی بود؟ گفتند: او زین العابدین، امام چهارم با فرزندش، امام باقر (ع) بود.(313)