فهرست کتاب


سوگنامه امام علی (علیه السلام) - 400 داستان از مصایب امام علی علیه السلام

عباس عزیزی

بخش ششم: بدگویی و ناسزا به علی (ع) در زمان حیات

172- ناسزا گویی معاویه به علی (ع)

طبری از ابن ابی نجیح نقل می کند که سالی معاویه به حج رفت پس از طواف خانه خدا با سعد بن ابی و قاص به طرف دارالندوة رفتند، سعد را در کنار خود روی تخت سلطنتی نشاند در ضمن سخن شروع کرد به بدگویی و ناسزا نسبت به علی (ع).
سعد با ناراحتی گفت: مرا بر روی تخت خود نشانیده ای آنگاه علی را سب می کنی. به خدا سوگند اگر یکی از صفات برجسته علی در من بود برایم بهتر از تمام دنیا ارزش داشت آنگاه حدیث منزلت و مباهله ورایت را در شأن و مقام علی (ع) نقل می کرد.(212)
مسعودی در مروج الذهب بعد از نقل همین حدیث می نویسد: در کتاب علی بن محمد بن سلیمان دیدم که سعد پس از این سخن از جای حرکت کرد تا برود، معاویه بادی رها کرده به او گفت: بنشین تا جوابت را بدهم، هیچ وقت از تو به این اندازه که حالا بدم آمده، بدم نیامده بود، پس چرا علی را یاری نکردی و از چه جهت با او بیعت ننمودی؟!
من اگر آنچه تو از پیغمبر شنیده بودی می شنیدم تا زنده بودم خدمتکاری علی (ع) را می کردم.
سعد گفت: قسم به خدا من به مقام خلافت از تو شایسته ترم.
معاویه در جواب گفت: در چنین موقعی (بنی عذره) امتناع می ورزیدند. به طوری که گفته اند سعد بن ابی وقاص از بنی عذره به وجود آمده بود.

173- نماز علی (ع) افضل است

ابن ابی الحدید در قسمت چهارم از شرح نهج البلاغه نقل می کند که معاویه عده ای از صحابه و بعضی از تابعین را تطمیع می کرد تا اخبار زشتی درباره علی (ع) از خود جعل کنند و برای مردم روایت نمایند. اخبار طوری باشد که برائت و بیزاری از علی (ع) را لازم نماید برای این کار جوایز زیادی تعیین می کرد تا راویان احادیث به جعل حدیث تمایل پیدا کنند. آنها نیز خواسته معاویه را انجام دادند. ابوهریره و عمرو بن عاص و مغیرة بن شعبه از آن جمله هستند.
اعمش گفت: هنگامی که ابوهریره با معاویه وارد عراق شد، ابتدا به طرف مسجد کوفه رفت، دید جمعیت بسیار زیادی از او استقبال کرده و برای استماع گفتارش اجتماع نموده اند. به دو زانو در میان مردم نشست چندین مرتبه (برای این که صورت واقعیت به عمل خود بدهد) با کف دست بر پیشانی زد آنگاه گفت: (یا اهل العراق اتزعمون انی اکذب علی اللّه و علی رسوله و احرق نفسی بالنار) ای مردم عراق خیال می کنید من به خدا و پیغمبرش دروغی نسبت می دهم و خود را به آتش می سوزانم.
به خدا سوگند از پیغمبر (ص) شنیدم که فرمود: هر پیغمبری حرمی دارد (و ان حرمی بالمدینة مابین عیر الی ثور) حرم من در مدینه، امتدادش از کوه عیر تا کوه ثور است. هر کس در این امتداد اختلاف و فتنه ای بیانگیزد، لعنت خدا و ملایکه و مردم بر او باد.
(و اشهد باللّه ان علیاً احدث فیها) خدا را گواه می گیرم که علی (ع) در مدینه فتنه انگیخت. وقتی این خبر به معاویه رسید، مقدمش را گرامی داشت و بسیار او را نوازش نمود حکومت مدینه را نیز به ابوهریره واگذار کرد.
زمخشری در ربیع الابرار می گوید: ابوهریره غذای مضیره (یک نوع طعامی است که با شیر ترش تهیه می شود) خیلی دوست داشت بر سر سفره معاویه می رفت و آن غذا را می خورد. هنگام نماز که می شد با علی (ع) نماز می خواند وقتی به او اعتراض می نمودند. جواب می داد: (مضیرة معاویة ادسم و اطیب و الصلوة خلف علی افضل) غذای مضیره معاویه چرب تر و خوش بوتر است ولی نماز پشت سر علی (ع) افضل است.(213)