فهرست کتاب


سوگنامه امام علی (علیه السلام) - 400 داستان از مصایب امام علی علیه السلام

عباس عزیزی

130- بیعت نکردن علی (ع)

در روایات ثابت آمده که چون علی (ع) را نزد ابوبکر آوردند، گفت: بیعت کن، علی (ع) فرمود: اگر بیعت نکنم چه می شود؟ گفت دستور می دهم که تو را بکشند. علی (ع) خداوند را گواه گرفت که چگونه در ضعف قرار گرفته است و در ترس کشته شدن، با غاصب خلافت بیعت کرد. یارانش نیز به اکراه و ترس از حاضران، با ابوبکر بیعت کردند. اگر علی (ع) را ضعیف شمردند، باید دانست که پیش از او، امت موسی هارون را ضعیف شمردند و درصدد برآمدند که علی (ع) را بکشند، پیش از او، قوم موسی می خواستند هارون را بکشند. اینان نیز در عمل همان راه امت موسی را در برخورد با او صیاد در پیش گرفتند و همانگونه که پیامبر (ص) مرسل فرمود، قدم در جای پای آنان گذاشتند...(153)

131- اتمام حجت امیرالمؤمنین (ع) با فضایلش

وقتی علی (ع) را به نزد ابوبکر رسانیدند عمر به صورت اهانت آمیزی گفت: بیعت کن و این اباطیل را رها کن!
علی (ع) فرمود: اگر انجام ندهم شما چه خواهید کرد؟
گفتند: تو را با ذلت و خواری می کشیم! فرمود: در این صورت بنده خدا و برادر پیامبرش را کشته اید!
ابوبکر گفت: بنده خدا بودن درست است ولی به برادر پیامبر بودن اقرار نمی کنیم!
فرمود: آیا انکار می کنید که پیامبر (ص) بین من و خودش برادری برقرار داد؟
گفتند: آری! و حضرت این مطلب را سه مرتبه برایشان تکرار کرد.
سپس حضرت رو به آنان کرد و فرمود: ای گروه مسلمانان، و ای مهاجرین و انصار، شما را به خدا قسم می دهم که آیا در روز غدیر خم از پیامبر (ص) شنیدید که آن مطالب را می فرمود، و در جنگ تبوک آن مطالب را می فرمود؟
سپس علی (ع) آنچه پیامبر (ص) علنی برای عموم درباره او فرموده بود چیزی باقی نگذاشت مگر آن که برای آنان یادآور شد. (و مردم درباره همه آنها اقرار کردند و) گفتند: بلی، به خدا قسم.
وقتی ابوبکر ترسید مردم علی (ع) را یاری کنند و مانع او شوند پیش دستی کرد و (خطاب به حضرت) گفت: آنچه گفتی حق است که با گوش خود شنیده ایم و فهمیده ایم و قلب هایمان آن را در خود جای داده است، و لکن بعد از آن من از پیامبر (ص) شنیدم که می گفت: ما اهل بیتی هستیم که خداوند ما را انتخاب کرده و ما را بزرگوار داشته و آخرت را برای ما ترجیح داده است. و خداوند برای ما اهل بیت نبوت و خلافت را جمع نخواهد کرد. (154)

132- سخنان امیرالمؤمنین (ع) هنگام ورود به مسجد

سلمان می گوید: علی (ع) را نزد ابوبکر رسانیدند در حالی که می فرمود: به خدا قسم، اگر شمشیرم در دستم قرار می گرفت می دانستید که هرگز به این کار دست پیدا نمی کردید. به خدا قسم خود را در جهاد با شما سرزنش نمی کنم، و اگر چهل نفر برایم ممکن می شد جمعیت شما را متفرق می ساختم، ولی خدا لعنت کند اقوامی را که با من بیعت کردند و سپس مرا خوار نمودند.
ابوبکر تا چشمش به علی (ع) افتاد فریاد زد: مرا رها کنید!
علی (ع) فرمود: ای ابوبکر، چه زود جای پیامبر (ص) را ظالمانه غصب کردی! تو به چه حقی و با داشتن چه مقامی مردم را به بیعت خویش دعوت می نمایی؟ آیا دیروز به امر خدا و پیامبر (ص) با من بیعت نکردی؟(155)