فهرست کتاب


سوگنامه امام علی (علیه السلام) - 400 داستان از مصایب امام علی علیه السلام

عباس عزیزی

116- هجوم به در خانه علی (ع)

علامه طبرسی صاحب کتاب احتجاج، از عبداللّه بن عبدالرّحمان بن عوف نقل می کند که گفت: عمر بن خطّاب دامن خود را محکم بست و در مدینه گردش می کرد و فریاد می زد: مردم با ابوبکر بیعت کردند، بشتابید برای بیعت کردن با ابوبکر، مردم ناگزیر به سوی ابوبکر روانه شده و با او بیعت کردند، عمر اطلاع یافت که گروهی در خانه های خود مخفی شده اند، همراه جماعت خود به آنها یورش برده و آنها را در مسجد حاضر می کرد، و آنها بیعت می کردند.
چند روزی از این جریان گذشت، آنگاه عمر همراه جماعت بسیار به در خانه حضرت علی (ع) آمد، و از آن حضرت خواست که از خانه (برای بیعت با ابوبکر) بیرون بیاید.
حضرت علی (ع) امتناع ورزید.
عمر، هیزم و آتش طلبید و گفت:
و الذی نفس عمر بیده لیخرجنّ او لاحرقنه علی ما فیه.
سوگند به خداوندی که جان در دست او است، یا باید علی (ع) از خانه بیرون آید، یا خانه را با اهلش به آتش می کشم(133)
بعضی از حاضران به عمر گفتند: در این خانه، حضرت فاطمه (س) دختر رسول خدا (ص) و همچنین فرزندان پیامبر (ص) (حسن (ع) و حسین (ع) و آثار رسول خدا (ص) هستند.
مردم به عمر اعتراض کردند، وقتی که عمر زمینه را چنان دید، به آنها گفت: شما چه فکر می کنید؟ آیا تصور می کنید که من چنین کاری انجام دهم؟ قصد من ترساندن بود نه سوزاندن.
امام علی (ع) پیام داد که ممکن نیست من از خانه بیرون بیایم، زیرا من مشغول جمع آوری و تنظیم قرآن هستم که شما آن را به پشت سر خود افکنده اید، و دلبستگی به دنیا شما را به خود سرگرم ساخت، و من سوگند یاد کرده ام که از خانه ام بیرون نیایم و عبا بر دوش نیفکنم تا قرآن را جمع و تنظیم کنم.
در این هنگام فاطمه (س) دختر رسول خدا (ص) از خانه بیرون آمد و در کنار در خانه در برابر جمعیت ایستاد و فرمود:
من قومی را نمی شناسم که مثل شما بدمحضر (و بد برخورد) باشند، جنازه رسول خدا (ص) را در دست ما رها کردید، و امر خود را بین خود بریدید، (و مسأله رهبری را نزد خودتان بدون مشورت با ما پایان دادید) پس با ما مشورت نکردید، حق ما را نادیده گرفتید، گویا اصلاً به جریان روز غدیر آگاهی ندارید، و سوگند به خدا، رسول خدا (ص) در آن روز، دوستی و ولایت علی (ع) را از مردم عهد گرفت، تا امید شما را از دستیابی به مقام رهبری قطع کند، ولی شما رشته های پیوند خود با پیامبرتان را بریدید.

117- نگاهی به چگونگی بیعت علی (ع) و حمایت فاطمه (س)

(فیلسوف محقق، فیض کاشانی) در کتاب علم الیقین از کتاب التهاب نیران الاحزان درباره چگونگی هجوم به خانه علی (ع) چنین نقل می کند:
عمر، جمعی از بردگان آزاد شده و منافقان را به گرد خود آورد و با آنها به خانه علی رهسپار شدند، دیدند در خانه بسته است، فریاد زدند: ای علی (ع)! از خانه بیرون بیا، زیرا خلیفه رسول خدا (ص) تو را به حضور می خواند.
حضرت علی (ع) در را باز نکرد، آنها هیزم آوردند و کنار در خانه گذاشتند، و آتش آوردند تا در خانه را بسوزانند، عمر فریاد زد: سوگند به خدا اگر در را باز نکنید، خانه را به آتش می کشم.
هنگامی که فاطمه (س) فهمید که آنها می خواهند خانه اش را به آتش بکشند، برخاست و در را گشود، جمعیت بی آنکه مهلت بدهند تا فاطمه (س) خود را بپوشاند در را فشار دادند، فاطمه (س) برای این که در برابر نگاه نامحرمان نباشد، به پشت در رفت، عمر در را فشار داد، فاطمه (س) بین فشار در و دیوار قرار گرفت، سپس عمر و همراهان به خانه هجوم بردند، حضرت علی (ع) روی فرش خود نشسته بود، آن قوم آن حضرت را احاطه کردند و اطراف دامن و گریبانش را گرفتند و او را با اجبار به طرف مسجد بردند.

118- اثبات فضیلت علی (ع)

حضرت فاطمه (س) در برابر یکی از افراد نادان مدینه فرمود:
می دانید علی کیست؟ علی، امامی ربانی و الهی، و اندامی نورانی و مرکز توجه همه عارفان و خداپرستان و فرزندی از خاندان پاکان، گوینده به حق و روا، جایگاه اصلی محور امامت و پدر حسن و حسین گل پیامبر (ص) و در بزرگ و سرور جوانان اهل بهشت است.(134)